این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، انسان در شرایط تنهایی، اضطراب، ترس و ناامنی فقط به دنبال دریافت اطلاعات نیست. اغلب به دنبال حضور، توجه و احساس امنیت نیز می گردد. در نظریه دلبستگی، این نیاز معمولا در رابطه با یک انسان دیگر شکل می گیرد؛ کسی که حضورش بتواند احساس آرامش و احساس امنیت ایجاد کند. حالا هوش مصنوعی مکالمه ای وارد همین فضا شده است. چت بات می تواند در هر ساعتی پاسخ بدهد، لازم نیست حوصله داشته باشد، از شنیدن مشکلات خسته نمی شود و ممکن است اطلاعاتی از گفت و گوهای قبلی را حفظ کند. برای ذهنی که به دنبال پاسخ، توجه و اطمینان است، این ویژگی ها می توانند بسیار جذاب باشند. تفاوت مهم اینجاست که رابطه انسانی همیشه متقابل است. یک دوست ممکن است خسته باشد، شریک عاطفی ممکن است مخالفت کند و هر فردی نیازها، محدودیت ها و مرزهای خودش را دارد اما چت بات معمولا چیزی از کاربر نمی خواهد. فرد می تواند هر زمان که خواست حرف بزند، گفت و گو را متوقف کند، بازگردد و دوباره انتظار پاسخ داشته باشد. همین سادگی می تواند تجربه ای از ارتباط ایجاد کند که در بعضی موقعیت ها از رابطه واقعی آسان تر به نظر برسد. پرسش اصلی همین جا شکل می گیرد. اگر یک رابطه مصنوعی همیشه آسان تر، در دسترس تر و کم تعارض تر از رابطه انسانی باشد، آیا ممکن است بعضی افراد به تدریج آن را ترجیح دهند؟ شبیه سازی همدلی، همان تجربه انسانی همدلی نیستانسان ها از گذشته به چیزهایی که انسان نیستند احساس وابستگی پیدا کرده اند؛ از شخصیت های داستانی و چهره های مشهور گرفته تا اشیای دارای معنای عاطفی بنابراین احساس نزدیکی به یک چت بات به خودی خود عجیب نیست. تفاوت مهم هوش مصنوعی در این است که پاسخ می دهد. می تواند نام فرد را به کار ببرد، درباره احساسات او سوال کند، لحن خود را تغییر دهد و واکنشی تولید کند که شبیه همدلی به نظر برسد اما این مرز مهم نباید فراموش شود که شبیه سازی همدلی، همان تجربه انسانی همدلی نیست. چت بات ممکن است پاسخ همدلانه تولید کند، اما احساس دلبستگی متقابل به کاربر ندارد.
رابطه عاطفی انسان و هوش مصنوعی …




















































































