شهره آغداشلو و آیدین آغداشلو در دهه ۱۳۵۰ با یکدیگر ازدواج کردند؛ رابطهای میان دو چهره هنری که در آن سالها هر دو در آغاز مسیر حرفهای خود بودند. این زندگی مشترک اما سرانجام به جدایی انجامید و شهره آغداشلو مسیر متفاوتی را در پیش گرفت و بعدها به یکی از شناختهشدهترین بازیگران ایرانی در هالیوود تبدیل شد. آیدین آغداشلو نیز به فعالیت خود در عرصه نقاشی، هنر و نویسندگی ادامه داد. حالا بیش از چهار دهه پس از جدایی، نام این زوج سابق بار دیگر در کنار هم قرار گرفته است. برخی این اظهارات را دفاع از او میدانند و پرسشی قدیمی را دوباره مطرح کردهاند: آیا پس از ۴۲ سال هنوز رگههایی از آن رابطه عاطفی باقی مانده است؟ البته ما پاسخ قطعی برای این سؤال نداریم و در اینجا صرفاً به بررسی اظهارات آغداشلو در گفتوگو با خضر حیدری میپردازیم. آیا شهره خانم پیچیدگی این مسائل را درک نمیکند؟
فاضل ترکمن در این باره مینویسد: گفتوگو دربارهی جنبش «میتو» و نسبت آن با هنر، شهرت و قدرت، به یکی از مهمترین بحثهای فرهنگی تبدیل شده است. همانطور که هر ادعایی دربارهی یک فرد باید در چارچوب اصول حقوقی و امکان بررسی عادلانه دیده شود، دفاعهای مطلق و بدون پرسش از افراد مشهور نیز میتواند به همان اندازه آسیبزا باشد.
در گفتوگوی اخیر شهره آغداشلو با فهیمه خضرحیدری در برنامهی «میدان» دربارهی همسر سابقش، آیدین آغداشلو، آنچه بیش از هر چیز نگرانکننده است، نه صرفاً موضع حمایتی ایشان، بلکه نوع استدلالهایی است که مطرح میشود. وقتی در برابر ادعاهای آزار جنسی، پرسش اصلی بهجای بررسی رابطهی قدرت و مسئولیت فرد صاحب موقعیت، متوجه زن مدعی میشود که «چرا رفتی منزل آن آقا وقتی همسرش خانه نیست؟»، ما با یک الگوی قدیمی مواجه میشویم: انتقال مسئولیت از رفتار فرد قدرتمند به انتخابهای فرد مدعیِ آسیبدیدگی.
حضور یک فرد در یک مکان، اعتماد کردن به یک آشنا، یا قرار گرفتن در موقعیتی خاص، هرگز بهخودیخود مسئولیت رفتار احتمالی طرف مقابل را از بین نمیبرد. درک مناسبات قدرت دقیقاً از همینجا آغاز میشود: از این پرسش که آیا شهرت، جایگاه اجتماعی، اعتبار فرهنگی یا موقعیت حرفهای میتواند امکان سوءاستفاده را افزایش دهد یا نه؟
همچنین استدلالی مانند اینکه «مردی که ۴۲ سال پیش ترکش کردم نمیتوانست چنین کاری بکند؟» اساساً پاسخ روشنی به ادعاهای مطرحشده نیست. فاصلهی زمانی یک رابطه، نه اثبات بیگناهی است و نه دلیلی برای منتفی دانستن امکان وقوع رفتارهای متفاوت در دورههای مختلف زندگی. میتوان با برخی قرائتهای افراطی از میتو، شتابزدگی در قضاوت یا حذف کامل اصل دادرسی منصفانه مخالفت کرد؛ اما این مخالفت نباید به دفاع بیقیدوشرط از چهرههای قدرتمند و بازتولید نگاه سرزنشگر نسبت به زنان منجر شود.
از بازیگری که سالها در فضای سینمای بینالمللی حضور داشته است و خود را بخشی از جهان مدرن هنر میداند، انتظار میرود پیچیدگی این مسائل را بهتر بشناسد. سادهسازی تجربههای انسانی و تقلیل مسئولیت به «چرا رفتی تو؟» نه رویکردی روشنفکرانه، بلکه بازگشت به همان توجیهاتِ قدیمی است که سالها مانع شنیده شدن صدای قربانیان شده است.
نقد این سخنان، دفاع از این اصل ساده است که قدرت، مسئولیت بیشتری میآورد. بهتعبیرِ سوزان سانتاگ، رهایی زنان فقط مسئلهی برابری نیست؛ مسئلهی قدرت است. نادیده گرفتن این مناسبات قدرت، یعنی بازگشت به همان نظمی که سالها سکوت را بر زنان تحمیل کرده است. شهره آغداشلو و مجموعهای از تناقضها
کاربری به نام ژیلا نیز خطاب به شهره آغداشلو نوشت: مصاحبه شهره آغداشلو برای من مجموعهای از تناقضها بود. خانم آغداشلو، شما از همسر سابقتان تشکر میکنید که اجازه داد از ایران خارج شوید و همزمان از دورانی میگویید که آرزو میکنید جوانان امروز آن را دیده بودند. اما در همان دوران، طبق بند ۳ ماده ۱۸ قانون گذرنامه، زن شوهردار برای دریافت گذرنامه نیازمند موافقت کتبی شوهر بود. چیزی که بابتش تشکر میکنید، لطف یک مرد به یک زن نبود؛ نشانه نابرابری حقوقی بود. آزادی زن هدیه شوهر، پدر یا هیچ قدرت دیگری نیست؛ حق اوست.
مسئله دوم، صحبت شما درباره تجاوز است. در این موضوع یک اصل وجود دارد: رضایت. مهمانی رفتن، صمیمیت و یا حتی ارتباط قبلی به معنای رضایت نیست. جالب است که هالیوود نزدیک به چهار دهه پیش در فیلم The Accused محصول ۱۹۸۸ به همین مسئله پرداخت. جودی فاستر نقش زنی را بازی کرد که مورد تجاوز قرار میگیرد و برای همین نقش اسکار گرفت. Kelly McGillis که خودش پیشتر قربانی تجاوز شده بود، نقش وکیل پرونده را بازی کرد. یعنی سینمایی که سالها در آن فعالیت کردهاید، دههها پیش درباره مفهوم رضایت و سرزنش قربانی بحث میکرد.
اما مسئله مهمتر، توصیه شما به دختران برای انجام «یواشکی» بعضی کارهاست. چنین توصیهای در جامعهای که با نبود آموزش جنسی کافی، خشونت، سوءاستفاده از نوجوانان، بیماریهای مقاربتی، بارداری ناخواسته، فرار دختران و قاچاق انسان روبهروست، میتواند بسیار غیرمسئولانه باشد. نوجوان به آموزش، امنیت و حمایت نیاز دارد، نه توصیه به پنهانکاری. شهرت، تخصص نیست. بازیگر بودن کسی را متخصص حقوق زنان، روانشناسی، آموزش جنسی یا حقوق کودک نمیکند. یک خطای فاحش و ناامیدکننده!
و یادداشت قابل تامل پژمان موسوی(روزنامهنگار): اظهارات شهره آغداشلو در جابجا کردنِ نقشِ متهم و قربانی در پروندههای مشابه آیدین آغداشلو(تعرض و تجاوز)، بسیار ناامیدکننده بود؛ او با شخصی کردن موضوعی که میداند عمومی است، عملا در مسیر جادهصافکنیِ قربانی نکوهی قرار گرفته و عملا دارد در زمین تفکر مردسالار سرکوبگر بازی میکند. در چنین موقعیتی باید صراحتا نوشت خانم شهره آغداشلو! موضوع فقط آیدین آغداشلو نیست، موضوع «مناسبات قدرت» در پروندهی اشخاصی از جنسِ اوست. فروکاستنِ این «مناسبات» به گزارهی دمدستی و بلاهتباری چون «اگر خودتان را در خطر بیندازید مسئولیت تماما با خودتان است». یا «چرا اصلا باید به خانهی او میرفتند و خودشان رو در معرض خطر قرار دادند»، فقط پاک کردن صورت مسئله نیست، یک خطای فاحشِ استراتژیک است.
خانم آغداشلو! این زنانی که نکوهششان میکنید، اتفاقا نه حقوق برابر داشتهاند نه قدرت برابر، به ویژه در برابرِ آدمهایی چون همسر سابقتان با آن مناسبات قدرت.



































































































































































