مریم مهدویاصل-اشاره - نگارش گزارش امروز، هشت سال پیش و پس از بازگشت از سفر یک هفتهای به هرات (افغانستان) در تیرماه ۱۳۹۶ش. آغاز شد. وقتی برای راهنمایی و مشاوره هنری پیش استاد فخرالدین فخرالدینی، نقاش و پدر عکس پرتره ایران رفتم، او با دیدن عکسهای حجاری «سنگ هفت قلم» گفت: «این نقش اسلیمی را روی فرشهای دوره صفویه دیدهام. من نمیدانستم که این نقش، پیش از دوره تاریخی صفویه هم بوده است. حتما روی ریشه تاریخی آن پژوهش کن و ببین به کدام دوره تاریخی ایران برمیگردد.» چند ماه بعد، نمونه مشابهای از این نقش اسلیمی را روی حجاری کاسهای سنگی به رنگ سفید که متعلق به دوره امپراتوری ساسانیان است در موزه ملی ایران باستان دیدم. تا اینکه پیشاز فراگیری بیماری مسری کووید ۱۹ در سال ۱۳۹۸ش. روزی در منزل یک بانوی دیپلمات سابق ایران، دوباره نمونهای دیگر از این نقش اسلیمی را روی میز کنسولی از جنس چوب دیدم. وقتی سخن استاد فخرالدینی را به آن بانوی فرهیخته گفتم، او گفت: «ما ساخت این میز کنسولی چوبی را در فرانسه سفارش دادیم و تا امروز فکر میکردیم که طراحی آن هنر فرانسه است و اصلا از اصالت هنر ایرانی آن خبر نداشتیم و برای خرید و آوردن آن به ایران هزینه خیلی سنگینی پرداخت کردهایم.» در حالی که غمی سنگین بر چهره آن بانوی فرهیخته دیپلمات سابق کشور نشسته بود، اجازه عکاسی از آن میز کنسولی را گرفتم تا در گزارش امروز از آن استفاده کنم. او با خوشرویی گفت: «عکاسی کن و حتما بنویس که این هنر ایرانی است و به فرانسه تعلق ندارد. متاسفانه ما به دلیل اینکه کار پژوهشی روی آثار باستانی و هنری ایران انجام نمیدهیم، بنابراین از سوءاستفادههای فرانسه نیز آگاهی نداریم. پس حتما آن را بنویس تا مردم آگاه شوند.» امروز که وارد نهمین سال از آغاز سفرم به هرات شدهام، در نهایت پس از دسترسی به منابع پژوهشی در کتابخانه مجلس و همچنین کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، توانستم این گزارش اسناد باستانی - پژوهشی - روزنامهنگاری را برای انتشار در روزنامه اعتماد به نگارش دربیاروم و این در حالی است که ما هنوز از روش استعماری فرانسه در خصوص آثار باستانی ایران هیچ نمیدانیم، در حالی که تا حدودی از واقعیت مستعمرهسازی انگلیس در جغرافیای تاریخی - فرهنگی ایران باستان آگاه شدهایم. صنعت کاشیکاری
محمود ماهرالنقش، متولد سال۱۳۰۱ش. در اصفهان و مولف کتابهای «اصول علمی ساختمان» و «اصول فنی ساختمان» است که میگوید کاشیکاری ایران، از علم هندسه پیروی میکند و از نکات هندسی؛ با تناسبهای نظم یافته کاملی برخوردار است. بر همین پایه، او در بخشی از «مقدمه» کتاب «طرح و اجرای نقش در کاشیکاری ایران - دوره اسلامی» در سال ۱۳۶۱ش. که موزه رضا عباسی آن را منتشر کرده، نوشته است: «[...] باید یادآور شویم که موطن اصلی کاشی، ایران بوده است و صنعتگران دوره هخامنشی مبتکر و خالق این هنر بودهاند، ولی در زمان اسکندر [مقدونی از یونان] این هنر از کشور ایران کوچ کرد و در دوره حکومت هلاکوخان [مغول] به سبکی نو به میهن بازگشت. در قرن ششم هجری (دوازدهم میلادی)، یعنی در دوره سلجوقیان، کاشیکاری، به ویژه معرقکاری، به سمت کمال رفت و بسیار متداول گشت. در قرن هشتم هجری (چهاردهم میلادی) هنرمندانی که همیشه به فکر نوآوری بودند موفق شدند اجزاء معرق را ریزتر و کوچکتر کنند و زیبایی اشکال هندسی و گل و بتهها را در مجموعههایی از رنگهای لطیف نمایش دهند و بهترین کاشیکاری را در سطح بناها جلوهگر نمایند. به عبارت خلاصه میتوان گفت که کاشیکاری در عهد چنگیز و تیموریان، صنعتی به کمال رسیده بود که در عهد صفویه به منتهای عظمت خود دست یافت. بعد از دوره صفویه کاشیکاری ایران سیر نزولی طی کرد. در زمان قاجاریه بعضی از آثار کاشیکاری را تعمیر کردند، لکن در ضمن یادآور میشویم که در این دوره هیچگونه نوآوری پدیدار نشد و کاشیکاریهایی که انجام گرفت ظرافت دوره صفویه را ندارد. در اواخر دوره قاجاریه بناهای اصلی رو به ویرانی گذاشته بودند و کاشیکاران و استادان فن به فراخور وضعیت زمانی و بیعلاقگی ناشی از نامرادیهای زمانه از آفرینش هنر بازمانده بودند. کسبوکار آنطور که باید و شاید بر روال معمول خود نمیگشت و از اینرو هنر خریدار چندانی نداشت. عوض شدن حکومتها نیز کموبیش در این روند تاثیر داشت، بهطوری که در اواخر دوره قاجاریه و سپس با تغییر حکومت به مشروطه این دگرگونی در تبریز جلوهگر شد. با اینکه استادان فن کموبیش از بین رفته بودند، باقیمانده آنها شاگردانی تربیت کردند و کار مرمت بعضی از امکنه شروع گردید. مسجد شیخ لطفالله [میدان نقش جهان اصفهان] در حوالی سال ۱۳۱۳ شمسی تعمیر گشت. موزه ایران باستان ساخته شد و آثار هنری که بهطور پراکنده در گوشه و کنار بود جمعآوری و در این موزه نگهداری شد. رواج اقتصادی بیشتر شده بود و با تکنولوژی نو و مبادلههایی که بین کشورها برقرار گشته بود، هنرمندان با ذوق خلاقه خود کارهایی ارایه کردند و به خارج و داخل مملکت عرضه نمودند. اما در این هنگام، جنگ جهانی دوم دیگرباره شالوده هنری را از هم گسست و مدت زمانی هنر متوقف شد تا دوباره روابط بین کشورها به حال عادی برگشت و رواج بازار اشیاء هنری از نو فرصتی به دست هنرمندان داد. اینان نوآوریهایی از خود نشان دادند و هنر بر پایهای استوار شد ولی کاشیکاری ایران در این دو دهه از کموکیف خوبی برخوردار نبود و کاشی را به شکل گلوبته معرق و هفترنگ به نمایش گذاشتند و تمام مساجد و اماکن متبرکه را بدینترتیب تزیین نمودند. استادانی که در گرهکاری و خط بنایی و اسلیمی رنجها برده بودند یکی پس از دیگری بدرود حیات گفتند و میراث بیهمتای تجربیات خویش را با خود به گور بردند و امروزه دسترسی به اینگونه استادان کمتر میسر میشود[...]». صنعت سنگتراشی یا حجاری
جدای از ریشه تاریخی صنعت کاشیکاری، تاریخ صنعت سنگتراشی یا حجاری نیز در ایران باستان ریشه دارد که هنر نقشهای «اسلیمی - ختایی» روی آن صنعتها نقش میبسته یا کندهکاری میشده است. چنانکه در کتاب «ایرانشهر» نشریه شماره ۲۲ کمیسیون ملی یونسکو در ایران که در سال ۱۳۴۳ش. منتشر شده، در بخشی از «صنعت سنگتراشی» نوشته شده است: «صنعت سنگبری از اوایل دوره هخامنشیان رو به ترقی گذارد و هنرمندان زیادی در این صنعت به کار پرداختند و سنگبری و سنگتراشی از حالت اولیه (تهیه لوازم زندگی و کار) به هنر حجاری تبدیل شد. ظروف مرمر و سنگی با نام و نشان شاهان هخامنشی در موزه تهران موجود است. [...] عصر ساسانی (۲۲۶ تا ۶۳۷میلادی) یکی از ادوار درخشان صنایع ایران است. در این دوره تحت حمایت شاهان ساسانی هنر و صنایع پیشرفت زیادی کرده است. بهترین کار این دوره در سنگتراشی و نقوش بر صخره است که به منظور تجلیل پادشاهان ساسانی و نمایاندن پیروزی آنان بر سلاطین روم به کار رفته است. از مختصات صنایع ساسانی ایجاد سبک و اسلوب جدیدی در تزیین خیالی و گل و گیاهنما است که براساس صنایع آشوری و هخامنشی قراردارد و اصول عمده آن موزون بودن تکرار و تقارب است. همانطور که در هنر قدیم مشرق موسوم بود برگ نخل یکی از تعبیرات عمده آرایش و تزیین ساسانی گردید. [...] بزرگترین و مهمترین حجاریهای ساسانی در «نقش رستم» عبارت است از حجاری مشهور شاپور اول که والرین امپراتور روم را اسیر نموده است[...]».
همچنین محمدرضا ریاضی نیز در ادامه همین موضوع و در بخشی از «پیشگفتار» کتاب «طرحها و نقشهای ایرانی» از دوران پیش از تاریخ تا پایان دوره ساسانی که درسال ۱۴۰۲ش. منتشر شده، نوشته است: «داریوش در کتیبه آجری یادبود کاخ آپادانای شوش به چگونگی ساخت این کاخ اشاره میکند. وی میگوید سنگتراشان یونانی و ساردی، آجرسازان بابلی، زرگران مادی و مصری، نجاران ساردی و مصری و تزیینکنندگان دیوارها مادی و مصر بودند. [...] هر کدام از این هنرمندان (یونانی، ساردی، مصریها، بابلیها و مادها) از تجربه کافی در انجام طرحهایی که به آنها سفارش داده میشد برخوردار بود، به ویژه یونانیها، مصریها و بابلیها که در زمینه دانش هندسه و طراحی بسیار توانا بودند. حضور آنها در شوش و تختجمشید سبب انتقال روشهای طراحی به هنرمندان ایلامی، پارسی و مادی میشد. با سقوط حکومت هخامنشی، تجارب هنری آنها بدون پشتیبان ماند و به جز موارد محدود، طرحها و نقشهای آنها انتقال نیافت. حضور حدود ۱۸۰ ساله یونانیها در ایران تاثیری در بهبود شیوههای طراحی در ایران نداشت و تنها چند طرح و نقش یونانی (طرح برگ کنگری، ساقه و برگ انگور، طرح زنجیره - کلید و...) به فهرست طرحهای ایرانی افزوده شد. [...] با شروع عهد ساسانی، هنر ایران به عالیترین دستاوردهای خود در زمینه طراحی دست مییابد. [...] همه طرحها از مراکز قدرت سیاسی و مذهبی ارایه و در کلیه تولیدات فرهنگی و هنری به کار گرفته میشد. این روش باعث یکسانی طرحها و نقوش در تمام زمینههای هنری (معماری، تزیینات معماری، سکه و مهر، فلزکاری، پارچهبافی و...) در سراسر قلمرو حکومت ساسانی شد.[...] طرحها و نقشها شامل انواع طرحهای جانوری، گیاهی، هندسی و موجودات خیالی و اسطورهای و طرحهای ترکیبی بود که روی دست آفریدههای گوناگون به کار گرفته میشد. طرحهای عهد ساسانی نه تنها برداشتی صادقانه از طبیعت متنوع ایران بود بلکه مذهب، ادبیات، آداب و سنن مردم ایران نیز به خلق جنبههای رمزی و اساطیری آن کمک میکرد و سبب میشد طرحهای ایرانی نه تنها در حوزه فرهنگی ایران بلکه در شمال افریقا، خاورمیانه (آسیای غربی)، آسیای مرکزی، اروپا، چین و حتی کشور دوردستی چون ژاپن مقبول، دلخواه و مورد تقلید باشد. طرحها و نقوش دوره ساسانی تنها به آن عصر محدود نشد بلکه بعد از دوره ساسانی در جهان بیزانس و اسلام تداوم یافت.» هنر اسلیمی و ختایی
در همین راستا، پرویز اسکندرپورخرمی، مدرس خطاطی و نقاشی و مولف کتابهای «گلهای ختایی» و «طوبای گل و مرغ» در بخشهایی از کتاب «اسلیمی و نشانها» درسال ۱۳۸۳ش. نوشته است: «[...] اسلیمی نقوشی است که با اقتباس از نقوش مانویان و میتراییان و زرتشتیان در دوره اسلام به کمال صورت رسید و آن نقشی آسمانی، منسوب به این دوره شد و سلامت صورت خود را بازیافت و سیر اکمالی خود را پویید [...]. در صورت و ظاهر اسلیمی به سروی ماند که در حلقه وجود سرخم میکند و تعظیم و تسلیم نشان میدهد. در مجموعه اسلیمی چند عنصر وجود دارد که (اعضای) ساقه اسلیمی را تشکیل میدهند. ۱- بته جقه (اسلیمی) ۲- سراسلیمی ۳- چنگ و گره ۴- نشان. [...] در استقرار اسلیمی بر روی ساقه نیلوفری یا عشقه، همچون ختایی همه عناصر به سمت درون مرکز ساقه جهت دارند و به مانند حجاج که به دور کعبه در حرکتاند، عناصر اسلیمی نیز به درون مرکز در چرخشاند. روش تکثیر ساقه نیلوفری یا عشقه، بستگی به موقعیت و فضای قاب دارد [...]نکته گفتنی آن است که بهطور مدام اسلیمی یک ساقه مستقل با تمامی عناصر مربوط به آن و همچنین ساقه ختایی، ساقهای مستقل با تمامی اعضای ختایی اعم از گل و غنچه و برگ و گره است و هیچگاه در ساقههای اسلیمی، از ختایی استفاده نمیشود و همان است در ساقههای ختایی که هیچ چیز از عنصر اسلیمی حضور ندارد. در یک ترکیب سلیم، این دو ساقه بهطور مستقل حرکت میکنند. بهترین ترکیب آن توازی ساقه ختایی با اسلیمی است، ولی انواع دیگر به شرط ایجاد زیبایی منعی ندارد. [...] تمامی منحنیهای اسلیمی رویی به درون دارند و رویی به بیرون؛ این ذات اسلیمی است، گرایش به درون و گرایش به بیرون که هر دو سویی به جهت بینهایت دارند و این نمایشی از سلوک جاودانه در هنر است.»
همچنین محمدرضا ریاضی نیز در کتاب «طرحها و نقشهای ایرانی» و در بخشی از موضوع «طرحها و نقشهای دوران تاریخی (۶۵۷م - ۶۷۲پ م.) دوره اشکانی» که بین دو دوره امپراتوری هخامنشیان و ساسانیان قرار داشته، نوشته است: «[...] استفاده از گچ به عنوان تزیین در معماری دوره اشکانی مورد توجه قرارگرفت و برای نخستینبار در بناهای قلعه یزدگرد کرمانشاه، کوه خواجوی سیستان، قلعه ضحاک آذربایجان و... به کار گرفته شد. گچبریهای قلعه یزدگرد قلمرو قابل توجهی از طرحها و نقوش دوره اشکانی را آشکار میکند. در پلاکها، قابها و اسپریهای ساختمانهای انواع طرحهای گیاهی، هندسی، جانوری، موجودات خیالی، پیکرهها و نیمتنههای انسانی، ساقه خوشه و برگ تاک، گلهای کمپر و پُرپر، گلبرگهای قلبی شکل، طرحهای ترکیبی اشکال گیاهی و هندسی، طرحهای مدور با نقش مرکزی گل یا نیمتنه انسان، طرح کلید و زنجیره کلید، پیچکهای اسلیمی مانند متوالی، سیمرغ، ستیز شیر با گاو، ستیز انسان با شیر، عناصر معماری، شکل ظرف و... به کار گرفته شده است. [...] نگارگران پارتی طرح ساقه، برگ و خوشه تاک یونانی را به شکل انتزاعیتری تبدیل کرده و آن را به صورت نیمدایرههای پیوسته متوالی پیچک مانند با خوشه و برگ تبدیل و از مجموعشان عنصری تزیینی ابداع کردند که بعدا به آن نام اسلیمی داده شد. دراین طرح، گل و بوته و حتی پرندگان و جانوران سر به فرمان خطوطی گردان و درهم تابیده میسپرند و نقشمایههای هندسی و گاه انتزاعی به وجود میآورند. نقش زنجیرههای گیاهی و درختی علاوه بر گچبری و فلزکاری روی پارچهها نیز به کار برده میشد[...]». حجاری «سنگ هفت قلم»
در حالی که در کتاب «ایرانشهر» نشریه شماره ۲۲ کمیسیون ملی یونسکو در ایران درباره «صنعت سنگتراشی» نوشته شده است: «حجاری [سنگتراشی] در دوران بعد از اسلام به دلایل زیادی که یکی منع ساخت صورت انسان باشد ترقی ننمود و فقط نمونههای بسیار معدودی دیده شده است [...]»، اما هنگام سفر به هرات در سال ۱۳۹۶ش. که یکی از نتایج آن، نگارش سفرنامه «هرات، بررسی آثار باستانی و تاریخی از دوره تیموریان تا تشکیل کشور مستقل افغانستان» است که در سال ۱۳۹۹ش. منتشر شد، در بخشی از موضوع «آرامگاه خواجهعبدالله انصاری در گازرگاه شریف» درباره «سنگ هفت قلم» نوشتهام: «اما آرامگاه خواجه عبدالله انصاری در گازرگاه، یکی از زیباترین سنگ مزارها را در داخل یکی از اتاقهای خود پنهان نگاه داشته است. از آنجایی که محافظت بسیار شدیدی از این اثر هنری تاریخی که گفته میشود طراحی آن متعلق به استاد بهزاد نقاش [هرات عصر تیموریان] است، میشود، کمتر فردی هم اجازة بازدید از آن را پیدا میکند.[...] در پس گذر زمان، در نهان آن اتاق کهن، تنها در پس ثانیهای از آغاز هنر حجاری سنگهای تختجمشید در دورة روشنایی هخامنشیان تا حجاری سنگ هفت قلم در پایان عصر تاریکی مغولان در ایران؛ ایران فقط با اتکاء به فرهنگ و هنرش توانست زنده بماند و دوباره جانی نو بگیرد. [...] اکنون در این سکوت مطلق باشکوه دلدادگی با فرهنگ و هنر ایرانی که پرده از رُخ افکنده است، پس از گذر هشتصد سال از پایان مطلق سلطة حکومت مغولان بر ایران، میرمحمد اعلم که از چهرة من به حال دگرگون شدهام پیبرده است، با لبخندی که حکایت از رضایت درونیاش دارد، میگوید: «امریکاییها میخواستند از روی «سنگ هفت قلم» بسازند. حتی روی آن مطالعه کردند، ولی گفتند ما نمیتوانیم.»
با تعجب میگویم: «مگر «سنگ هفت قلم» صنعت است که امریکاییها میخواهند از روی آن بسازند؟! مگر میشود از روی چنین اثر هنری کپیبرداری کرد؟! مگر کسی تاکنون توانسته است حجاریهای تخت جمشید را بسازد؟! امریکاییها چه میگویند؟!»
میرمحمد اعلم میافزاید: «سنگ هفت قلم» نزدیک به 800 سال پیش در زمان بدیعالزمان میرزا، پسر سلطان حسین بایقرا که از حاکمان عصر تیموری بود، حجاری و کندهکاری شده است. سنگ هفت قلم یک مینیاتوری برجسته از گُل و گیاه و همچنین نوشتاری به خط کوفی است که به مدت هفت سال به دست هنرمندان نامدار آن زمان روی سنگ سخت سیاه خارا آفریده شده است. سنگ هفت قلم که در زمان استاد کمالالدین بهزاد خلق شده، اکنون توسط یونسکو به عنوان اثر هنر تاریخی هرات باستان ثبت شده و قرار است به عنوان «عجایب هشتگانه» جهان معرفی شود. تاریخ آفرینش سنگ هفت قلم به حروف ابجد روی آن حک شده که زمانی نزدیک به 800 سال را نشان میدهد»». سخن آخر
و در پایان باید بگویم، امروز پس از گذر نه سال از مشاهده «سنگ هفت قلم» آموختم که صنعت حجاری ایران در اواخر حکومت تیموریان در ایران که پایتخت آن شهر هرات بود، نشان از این دارد که نه تنها صنعت حجاری یا سنگتراشی ایران در دوره اسلامی [حداقل عصر مغولان تیموری] متوقف نشده بود، بلکه آنچنان به اوج کمال خود رسیده بود که طرح هنر اسلیمی - ختایی را با همه پیچیدگیها و ظرافتهای آن روی سنگ سیاه خارا کندهکاری کرده بودند. متاسفانه پس از جداسازی هرات از ایران توسط مستعمرهسازی انگلیس در زمان ناصرالدین شاه قاجار و از طریق امضای معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ م. (۱۲۷۴ق.) که بعدا انگلیس برخلاف این معاهده دوجانبه، در زمان حکومت احمدشاه قاجار، هرات مستقل را ضمیمه کامل کشور مستقل افغانستان کرد، ایرانیان از ۱۷۰سال پیش تاکنون در عصر بیخبری از هویت فرهنگی - هنری خود از دوره حکومت تیموریان به سر میبرند. ضمن اینکه انگلیس با از بین بردن نفیسترین آثار باستانی عصر حکومت تیموریان در هرات، باعث شده تا مهمترین بخش شناخت از هویت ایرانی که بر پایه اسناد باستانی قابل پژوهش و بررسی است، برای ابد از بین برود و همه ایرانیان در بیخبری و ناآگاهی ابدی از آن به سر ببرند. این است یک نمونه از هزاران موارد دیگر مستعمرهسازی جغرافیای سیاسی انگلیس در جهت تجزیه جغرافیای تاریخی - فرهنگی ایران باستان که البته در کنار آن، استعمار آثار باستانی و فرهنگی ایران باستان توسط فرانسه هم وجود دارد که متاسفانه ما هنوز هیچی از آن نمیدانیم اخبار مرتبط امین دهقان عکاس ایرانی برنده جایزه DIGIPIX شد نوروز جشن آشتی است/ چین، کالیفرنیا و سواحل شرقی آفریقا هم عید نوروز دارند/ نوروز جانمایه تحول…



































































































































































