گفتم: من که پرتکرار، منتقد دولت پزشکیان و شخص او بوده ام.
اما نشنید چون فقط حرف میزد. گویی اصلا حس سامعه نداشت و فقط حرف زدن بلد بود. ری و روم را به هم می دوخت. از بنزین و جنگ و ناکارآمدی دولت فعلی و مظلومیت دولت قبلی حرف زد. غالبا حرفهایش نه سر داشت نه ته! از این نمونه آدمها باز هم دیدهام. توی دهانشان یک نوار سه دقیقه ای کارگذاشتهاند. البته گاهی اخر نوار فرق می کند. بعضی ها در پایان نفرین می کنند؛ بعضی ها ناسزا می گویند و بعضی (البته کم تعداد) با خداحافظی سرد جدا می شوند.
به تجربه موارد قبلی دانستم باید دوسه دقیقه سکوت کنم . روی صندلی ایستگاه می نشینم تا حرفش تمام شود. دارد ادامه می دهد که چرا منتقد دولت سیزدهم بوده ام و یا از شهیدلاریجانی و قالیباف و برجام دفاع می کردهام .
گاهی می خواهم وسط حرفش چیزی بگویم که از حجم عصبانیتش کم شود اما بنای شنیدن ندارد. یک عینک آفتابی سیاه گنده هم روی چشمش است که دنیا را هم سیاه می بیند.
سرانجام یکی دوتا نفرین می کند و می گوید عامل بدبختی مردم به خاطر گرانی ها امثال تو هستید...
منتظرم لااقل چندثانیه زبان به دهان بگیرد که بگویم … …



































































































































































