مساله اصلی، چگونگی تنظیم رابطه میان این ضرورتها و ایجاد سازوکاری است که بتواند ظرفیتهای مختلف را در یک مسیر مشترک قرار دهد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که بخشی از هزینههای اقتصادی کشور تنها به محدودیت منابع یا شرایط بیرونی بازنمیگردد و به کیفیت سیاستگذاری و نحوه استفاده از ظرفیتهای موجود نیز مربوط است. از دست رفتن بخشی از منابع ارزی، خروج سرمایه، افزایش هزینه مبادلات، کاهش درآمدهای نفتی و محدود شدن دسترسی به سرمایه و فناوری، نمونههایی از مسائلی هستند که در کنار عوامل بیرونی، ضرورت بازنگری در سازوکارهای حکمرانی و سیاستگذاری را مطرح میکنند.
در چنین شرایطی، توانایی نهادهای تصمیمگیر برای ارزیابی سیاستها، اصلاح خطاها و استفاده از فرصتهای موجود اهمیت دوچندان پیدا میکند. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی و امنیتی را نمیتوان کاملا از یکدیگر جدا … …



































































































































































