واکنش والدین در این موقعیت اهمیت زیادی دارد. هدف این نیست که کودک را مجبور کنیم «نترسد»، بلکه باید به او کمک کنیم احساس امنیت کند و کمکم یاد بگیرد با این ترس کنار بیاید. بعضی واکنشهای به ظاهر ساده والدین، ممکن است ترس کودک را بیشتر کنند.
ترس کودک را مسخره نکنید
جملههایی مثل «این که چیزی نیست!» یا «بچه که از تاریکی نمیترسه» شاید از نظر بزرگسالان منطقی به نظر برسند، اما برای کودک کمکی نمیکنند. چیزی که برای والد کوچک و بیاهمیت است، ممکن است برای کودک کاملاً واقعی و ترسناک باشد.
بهتر است ابتدا احساس او را به رسمیت بشناسید. مثلاً میتوانید بگویید: «میفهمم تاریکی ترسناکت کرده، من اینجا هستم.» این واکنش به معنای تأیید وجود یک خطر واقعی نیست؛ فقط به کودک نشان میدهد احساسش شنیده شده است. برای آرام کردن کودک، ترس او را تأیید نکنید
از طرف دیگر، نباید برای آرام کردن کودک وانمود کنید که واقعاً موجودی در اتاق وجود دارد و شما باید آن را پیدا کنید. مثلاً جستوجوی طولانی زیر تخت یا داخل کمد ممکن است ناخواسته این پیام را منتقل کند که احتمالاً چیزی برای ترسیدن وجود دارد.
میتوانید یک بار محیط را با آرامش بررسی کنید و بعد توجه کودک را به واقعیتهای قابل مشاهده برگردانید: اتاق همان اتاق است، وسایل همان وسایل هستند و خاموش شدن چراغ چیزی را به آنها اضافه نکرده است. کودک را ناگهان مجبور به تنها خوابیدن نکنید
اگر کودک مدتی است از تاریکی میترسد، خاموش کردن چراغ و گفتن «حالا بخواب، چیزی نیست» احتمالاً مشکل را حل نمیکند. ترس معمولاً با اجبار از بین نمیرود.
میتوان یک روند تدریجی ایجاد کرد؛ مثلاً مدت کوتاهی کنار کودک ماند، یک روتین آرام قبل از خواب داشت و به مرور میزان حضور والد را کمتر کرد. هدف این است که کودک احساس کند توانایی خوابیدن در فضای خودش را دارد، نه اینکه ناگهان با چیزی که از آن میترسد تنها بماند. …



































































































































































