رکنا: اگر کسی در خیابان با خودش حرف بزند، چیزی را ببیند که ما نمی بینیم یا با اطمینان درباره اتفاقی حرف بزند که از نظر دیگران اصلا وجود ندارد، خیلی ها سریع یک کلمه آماده دارند: دیوانه ؛ اما شاید خطرناک ترین قسمت ماجرا همین کلمه باشد.
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش رکنا، چون فرد مبتلا به اسکیزوفرنی ممکن است در لحظه ای که ما فکر می کنیم غیرمنطقی ترین حرف دنیا را می زند، از نگاه خودش کاملا منطقی رفتار کند. چیزی را می شنود که برای او واقعا شنیده شده است. ممکن است صدایی را بشنود که ما نمی شنویم، تصویری را ببیند که ما نمی بینیم یا به باوری برسد که برای اطرافیان عجیب و غیرقابل قبول است، اما برای خودش آن تجربه می تواند آن قدر واقعی باشد که انکار کردنش با یک جمله ساده غیرممکن شود. و اینجاست که باید یک باور قدیمی را از همین ابتدا کنار بگذاریم: اسکیزوفرنی یعنی چند شخصیت؟ اسکیزوفرنی و اختلال تجزیه هویت دو اختلال متفاوت هستند. نام اسکیزوفرنی از نظر تاریخی باعث سوءتفاهم زیادی شده و در فرهنگ عمومی گاهی به اشتباه با دو شخصیتی بودن یا چند شخصیتی بودن یکی گرفته می شود، در حالی که مسئله اصلی اسکیزوفرنی می تواند شامل علائم روانپریشی مانند توهم، هذیان و اختلال در سازماندهی فکر و رفتار باشد.
فرد ممکن است صدایی بشنود که دیگران نمی شنوند، احساس کند کسی او را تعقیب می کند یا باور داشته باشد دیگران علیه او نقشه کشیده اند. ممکن است گفتارش نامنظم شود، انگیزه اش کاهش پیدا کند، از دیگران فاصله بگیرد یا در انجام فعالیت های روزمره با مشکل روبه رو شود اما هیچکدام از اینها به معنی داشتن چند شخصیت نیست. چرا توهم برای فرد مبتلا کاملا واقعی به نظر می رسد؟
فرض کنید در اتاق نشسته ای و ناگهان صدای کسی را می شنوی که اسمت را صدا می زند. اول به اطراف نگاه می کنی. هیچکسی نیست. اگر دوباره صدای او را بشنوی، احتمالا تلاش می کنی بفهمی صدا از کجا آمده است. اگر صدا ادامه پیدا کند، طبیعی است که مغزت دنبال یک توضیح بگردد. برای فردی که دچار توهم شنیداری است، تجربه شنیدن صدا یک تجربه خیالی به معنای ساده کلمه نیست. او واقعا تجربه شنیدن را دارد، حتی اگر منبع بیرونی برای آن وجود نداشته باشد. این تفاوت بسیار مهم است. …