این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
ایران از نظر تنوع زمینشناسی و مواد معدنی، ظرفیت قابلتوجهی دارد؛ اما داشتن ذخایر فراوان، بهتنهایی به معنای برخورداری از یک بخش معدنی قدرتمند نیست. آنچه اهمیت دارد، توانایی تبدیل یک کانسارِ شکلگرفته در فرآیندهای زمینشناختی به یک پروژه اقتصادی، سپس تبدیل محصول معدن به ارزش افزوده و در نهایت قرارگرفتن آن در زنجیره رقابت جهانی است. به بیان دیگر، ذخیره زمینشناسی هنوز معدن نیست؛ همانگونه که معدن نیز بدون زنجیره ارزش، الزاما ثروت پایدار ایجاد نمیکند. در سالهای اخیر، بخش قابلتوجهی از بحثهای مربوط به معدن ایران حول مشکلاتی مانند کمبود سرمایه، ضعف اکتشاف، فرسودگی ماشینآلات، محدودیت انرژی، مسائل محیطزیستی و پیچیدگیهای اداری شکل گرفته است. این مسائل واقعیاند؛ اما اگر آنها را جدا از یکدیگر ببینیم، تصویر کاملی از مساله معدن به دست نمیآید. مساله بنیادیتر، فاصله میان ظرفیت زمینشناسی و قابلیت اقتصادی توسعه آن است.یک کانسار را نمیتوان فقط با تناژ و عیار آن سنجید. عمق و هندسه توده معدنی، شرایط سنگ، نسبت باطلهبرداری، روش استخراج، کیفیت ماده معدنی، فناوری فرآوری، دسترسی به آب و انرژی، فاصله از زیرساختهای حملونقل، بازار محصول و حتی ریسکهای سیاسی و اجتماعی، همگی بخشی از معادله اقتصادی معدن هستند. از این منظر، اکتشاف واقعی تنها کشف یک ماده معدنی نیست؛ کشف یک امکان اقتصادی در دل زمین است. …



































































































































































