این وضعیت معمولاً زمانی شدیدتر میشود که خرید گران، مهم، غیرقابل برگشت یا همراه با انتخابهای متعدد باشد. ذهن انسان پس از یک تصمیم مهم تلاش میکند میان انتخاب انجامشده و اطلاعات جدید هماهنگی ایجاد کند. به همین دلیل ممکن است فرد شروع کند به پیدا کردن دلایلی برای اثبات اینکه خریدش درست بوده است؛ برای نمونه، فقط نظرات مثبت درباره محصول را بخواند و نقدهای منفی را نادیده بگیرد.
از نظر رفتار مصرفکننده، ناهماهنگی شناختی پس از خرید اهمیت زیادی دارد؛ زیرا میتواند بر رضایت مشتری، پشیمانی از خرید، اعتماد به برند، رفتار خرید مجدد و حتی وفاداری مشتری تأثیر بگذارد.
یک نکته مهم این است که ناهماهنگی شناختی الزاماً به معنای «خرید بد» نیست. حتی اگر فرد تصمیم کاملاً منطقی و مناسبی گرفته باشد، ممکن است پس از خرید به دلیل دیدن گزینههای ازدسترفته یا شنیدن نظر دیگران دچار تردید شود. ذهن انسان فقط با نتیجه واقعی تصمیم سروکار ندارد؛ با گزینههایی که انتخاب نکرده است نیز مقایسه میکند.
به بیان الهه آل محمدی نویسنده و کارشناس سواد مالی ناهماهنگی شناختی پس از خرید ناهماهنگی شناختی پس از خرید یعنی فاصلهای که میان «من این خرید را انجام دادم» و «آیا واقعاً انتخاب درستی کردم؟» در ذهن مصرفکننده ایجاد میشود. …































































