شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ / Saturday, 23 February, 2019

نگاهی به زندگی و آرای علامه حسن مصطفوی


نگاهی به زندگی و آرای علامه حسن مصطفوی
علامه حسن مصطفوی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش آقا شیخ عبدالرحیم از دانشمندان شهر و مشهور به زهد و تقوا بود. پدر با اینكه به لحاظ علمی صاحب رای بود اما در سكوت و تواضع زیست، خصلتی كه پسر نیز آن را به ارث برده بود، بی نام زیست و حتی تصویر و عكسی نیز از او منتشر نشد.علامه در ضمن دروس مدرسه و اخذ دیپلم، شروع به خواندن دروس ادبیات عربی و علوم انسانی نمود به گونه ای كه در سن پانزده سالگی تا پایان كتاب رسائل و مكاسب خوانده بود. سپس وارد دانشكده الهیات (معقول و منقول قدیم) شد و با درجه دكترا از آنجا فارغ التحصیل شد. در این میان از دروس حوزوی نیز غافل نشد، از سن شانزده سالگی تا بیست سالگی در قم بود و سپس به نجف عزیمت كرد تا تحصیلات علوم دینی و اسلامی خود را كامل كند. اما علاقه اش به قرآن و تفسیر او را به قم فراخواند تا هم بیاموزد و هم به شیوه ای بدیع آن را تفسیر كند.
او در قم از محضر آیت الله حجت كوه كمری (در فقه و اصول) و در نجف از آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی و آیت الله آقا میرزا حسین نائینی و آقا شیخ محمدحسین اصفهانی استفاده كرد. اما شوق و عطش در كسب سیر و سلوك عرفانی او را به درس اخلاق آیت الله سید علی آقای قاضی كشانید. او اگرچه دكترای الهیات داشت و به درجه اجتهاد نائل گشته بود اما طریقت را به طبیعت، دارالمأوی را به دارالهوان و ثری را به ثریا برگزید و پای از دنیا برگرفت و لقای حق را پیشه خود ساخت. در همین سال ها علامه كه در تهران اقامت كرده بود به همنشینی با بزرگان عرفان پرداخت و آمد و شد با آنها را اهتمام داشت. افرادی چون حاج ملا آقاجان زنجانی، حاج میرزا جواد آقا انصاری همدانی، جناب حاجی محبوب و جناب آقا شیخ نورالدین خراسانی كه هر یك از این بزرگان دارای فضائل و كرامات خاص و انسان های والامقام و معنوی بوده اند. علامه مصطفوی با وجود آنكه در آن اوان، دهه سوم زندگی را تجربه می كرد اما در میان بزرگان عرفان و طریقت همواره از وجاهت و احترامی قابل توجه برخوردار بود. او كه خدو بر جبین روزگار افكنده بود و با ذوق حضور دل به ترنمات روح فزای قدسی سپرده بود، زندگی اش را فارغ از قیل و قال مدرسه و بحث كشف و كشاف، وقف معرفت و حقیقت كرد تا شاید زیباترین رنگ های خداوند را بر قلب های بی حركت نقش زند.علامه مصطفوی در زمینه های مختلف علوم الهی تالیفات و نوشته هایی گرانقدر دارد كه به حدود پنجاه جلد می رسد. مانند تحقیق در واژه ها و لغات قرآن، تفسیر قرآن، تاریخ اسلام، تحقیق راجع به زندگانی و فرمایشات و سیره و روش امامان معصوم، تحقیق راجع به دیگر ادیان الهی، علم كلام، علم رجال، علم اخلاق، عرفان و سیر و سلوك و حقایق و معارف الهی. علامه معتقد بود كه حقایق و معارف واقعی تغییرناپذیر است و مهم این است كه چشم ما آنها را ببیند و به درستی مشاهده كند، بدین دلیل آنچه را كه در نوشته های تحقیقی و عرفانی خود مرقوم فرموده بود در طول زمان در آنها تغییری ایجاد نكرده بود. از نوشتن اولین كتاب (رهنمای گمشدگان) تا پایان عمر، معانی و مبانی او یكی بود و گاه به نوعی دیگر به توضیح آنها پرداخته بود. مطالبی كه در نوشته های ایشان مشهود است جملگی در پی كشف حقایق و بهتر زیستن معنوی و شناخت پیدا كردن به عالم خلقت و هستی است. حقایقی كه در تمام ادیان به نوعی وجود دارد و به جز مرتبطان با عالم غیب و شهود، برای هیچ كس قابل فهم و رویت نیست. روح، عالم برزخ، عالم ملكوت، عالم جبروت و نحوه ارتباط انسان با این عوالم و اصولاً چگونه زیستن و سیر انسان در عوالم معنوی و یا آسمان ها و برج هایی كه در آن است كه خداوند به آنها قسم یاد می كند و صدها حقایق و معارف مهم و اساسی دیگر كه توضیح راجع به آنها فقط از آن اولیای خداست و بازگویی آنها محتاج كشف و شهود است.رساله لقاءالله از كتاب های بسیار ارزشمند ایشان است كه علامه در آن به بیان خصوصیات منازلی كه به مقام لقاءالله منتهی می شود و آثار و علائم هر یك از آنها و آنچه بعد از وصول حاصل می شود، پرداخته است.او در مقدمه كتاب رساله لقاءالله در منازل سیروسلوك می نویسد: «آنچه را كه خود درك كرده و به یقین حق دیده ام در این كتاب اظهار نموده ام.»
علامه مصطفوی در زمینه لقای خداوند متعال معتقد است: در موجودات عوامل خلق سه نوع حد دیده می شود.
۱- حدود برانگیخته شده از مواد اشیاء: چنان كه در اجسام مادی طبیعی این محدودیت و تقید موجود است و آزادی فعالیت هر كدام از افراد عالم جماد و نبات و حیوان در محدوده طبیعت و مواد آنها است. در عالم ماده هیچ گونه اختیاری برای توسعه دایره قدرت و فعالیت خود اضافه بر اقتضای طبیعت مادی ندارد. یك فرد مادی می تواند فقط در حدود استعداد و قدرت ماده مخصوص خود عمل و پیشرفت كرده و نمی تواند ماده خود را با نیروهای مافوق خود تقویت نماید.
۲ _ حدود زمان و مكان: چنانكه در اجسام به طور كلی خواه لطیف باشند و یا كثیف موجود است زیرا هر جسمی قهراً در هستی خود محتاج به بعد طولی زمان و بعد عرضی مكان بوده و با این دو حد محدود خواهد بود و در این جهت اختلاف در مفهوم زمان و مكان فرقی ندارد. پس هر جسمی با حدود و خصوصیات زمان و مكان محدود است.
۳ _ حدود ذاتی: این حد و محدودیت از لحاظ ذات و وجود در همه ممكنات و مراتب موجودات و بالخصوص در عالم عقول موجود است و عقول با آنكه از حدود جسمانیت بیرون هستند، ولی ذاتاً و از جهت پیدایش و وجود محدود هستند و انسان استعداد آن دارد كه در اثر تربیت و سلوك روحانی و تكمیل نفس، از حدود جسمانی بیرون رفته و حتی از محدودیت ذاتی خود نیز منصرف گشته و غرق و فنای عالم لاهوت شود.
آری در اینجا منزل لقای پروردگار متعال محقق شود.یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربك راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی.
و از خصوصیات منازل این سیر الهی است، تا سالك به سرمنزل لقا واصل شود.
و البته سخن علامه با اشخاصی است كه توجه به این مراحل داشته و اعتقاد و علاقه به موضوع لقا دارند و اما آنان كه مخالف و منكر هستند: با این بحث ارتباطی نخواهند داشت.
ایشان در مقدمه تفسیر روشن می نویسد: «چطور انسان می تواند بدون ارتباط با عالم غیب و معنا كلام خداوند را تفسیر كند.» در این تفسیر تمامی واژه ها و مفاهیم و حقایق كلام خداوند به صورتی محكم و مستدل بیان شده است كه متفاوت از تمام تفاسیری است كه تا به حال نوشته شده است. البته ایشان قبل از این كتاب كه تفسیر قرآن به زبان فارسی است، كتابی با نام «التحقیق فی كلمات القرآن» در چهارده جزء به زبان عربی نوشته است كه در آنجا معتقد است تمام كلمات در قرآن به معنای حقیقیه آنها استعمال شده و معنی مجازی در كلام خداوند متعال نیست. در كتاب تفسیر روشن موضوعاتی را كه علامه مدنظر داشته است به شرح زیر است:
۱- نفی تحریف در قرآن
ایشان معتقدند قرآن آسمانی و كلام الله مجید نازل به رسول اكرم همین قرآن كریم موجود در میان مسلمین است و هیچ گونه كم و زیاد و تحریفی در آن صورت نگرفته و دست به دست و سینه به سینه ما رسیده است و روایات دیگر همه در مقام تاویل بوده و یا از جهت دلالت و یا سند، ضعیف و قابل اعتماد نباشند.و آنچه مسلم است: آیات نازله را كاتبین وحی زیر نظر پیغمبر اكرم به دقت تمام ضبط می كردند و جمعی از اصحاب پیغمبر(ص) آنها را حفظ می كردند و حتی در نمازهای واجبی و مستحبی قرائت می كردند و در لیالی و اسحار می خواندند و خداوند متعال در سوره حجر آیه ۹ می فرماید: و قالوا یا ایها الذی نزل علیه الذكر انك لمجنون... انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون _ ما ذكری كه به پیغمبر اكرم نازل شده است نازل كرده و آن را حفظ كننده هستیم.و این معنی مانند مرحله ابقا و حفظ موجودات تكوینیه است، پس از مرحله ایجاد و تكوین، تا مطابق هدف مورد استفاده قرار بگیرد. مانند حفظ خود پیغمبر خدا تا برنامه رسالت به آن طوری كه منظور است انجام بگیرد.از این لحاظ در سوره فصلت آیه ۴۲ می فرماید: ان الذین كفروا بالذكر لما جاءهم و انه لكتاب عزیز لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حكیم حمید.و ذكر: مصدر است و برای مبالغه اطلاق می شود به آنچه با آن یاد می شود، گویا كه آن وجود خارجی ذكر است، مانند زید عدل.و اطلاق ذكر در مورد قرآن: اشاره به مذكر بودن آن است كه خداوند متعال و حقایق عوالم وجود را در مقابل غفلت و فراموشی تذكر می دهد.و از این دو آیه و از آیات دیگر مفهوم می شود كه كلمه ذكر در میان مخالفین نیز به قرآن مجید اطلاق می شد.و باید توجه داشت كه كلمات یا آیاتی كه ادعا می شود به حذف و كم شدن آنها از قرآن مجید، كاملاً ضعیف و سست بوده و بلكه اكثر آن آیات از مكالمات عادی نیز پایین و ساقط تر است.
۲- اختلاف قرائات
در این زمینه علامه بر این باور است كه قرائت صحیح در قرآن مجید از جهت كلمات و صیغه ها و اعراب، همین قرائت موجود با تمام خصوصیاتی است كه در همه قرآن های چاپی و خطی حاضر و قدیم مضبوط است.و قرائت های دیگر از مورد اعتبار و وثوق خارج بوده و احادیث مربوط به نزول قرآن بر پنج یا شش یا هفت احرف (حرف ها): از هر جهت ضعیف باشند و علامه خویی در كتاب بیان بحث مفصل و تحقیقی در این مورد ایراد كرده اند.
و گذشته از این، بر فرض صحت این روایات: احرف جمع كلمه حرف است و معنای حقیقی حرف: عبارت از طرف و كنار شیء باشد و این معنی تطبیق می كند به عناوین و مفاهیم كلی و مباحثی كه در قرآن مجید از آنها تذكر داده می شود و موضوع قرائات هیچ گونه با این معنی تناسبی ندارد.آری قرآن مجید كتاب هدایت است و در آن موضوعاتی مطرح می شود كه نظر در همه آنها سوق دادن افراد است به سوی كمال و خیر و حقیقت در زندگی ظاهری و معنوی انسان ها، مانند آنچه مربوط می شود به معارف توحیدی الهی و مقامات و شئون رسالت و عوالم آخرت و ابواب اخلاقیات و تهذیب نفوس و آداب زندگی انفرادی و اجتماعی را احكام و وظایف دینی و قصص و سرگذشت های امم گذشته و مواعظ و نصایح.پس همین طوری كه در كتاب آسمانی نباید كم و زیاد و تحریفی صورت بگیرد، از جهت قرائت كلمات و جملات نیز نباید اختلاف نظر پیدا شده و تابع آرا و افكار دیگران قرار بگیرد.
۳- اعجاز قرآن
و در زمینه اعجاز قرآن می فرماید: اعجاز قرآن مجید به همه جهات معنوی و لفظی و كلامی و تركیبی و اعرابی و به تمام خصوصیات جمله بندی شامل گشته و روی احاطه و علم نامحدود پروردگار متعال از هر نظر و از هر جهت مورد توجه و حسن انتخاب او قرار می گیرد. او در ادامه می نویسد و چون چنین احاطه علمی به همه جهات معنوی و ظاهری كسی را امكان پذیر نباشد پس آوردن یك سوره از قرآن مجید اگرچه محتوی چند آیه باشد برای غیر پروردگار متعال محال می شود، اگرچه همه پشت به پشت هم بدهند.زیرا هرگز فردی نتواند در یك قسمت از جهات گذشته را به طوری احاطه علمی پیدا كند كه خصوصیتی از آن از نظرش محو نشود.از باب مثال سوره توحید محتوی ۱۵ یا ۱۷ كلمه است و هریك از این كلمات مترادفات و نظایری دارد و از لحاظ صیغه می توان به صیغه های مختلف تصریفی تعبیر كرد و از جهت تركیب و اعراب و سایر خصوصیات علوم فصاحت و بلاغت به شكل های مختلف و به عبارت های گوناگون قابل جمله بندی باشد و از لحاظ معنی هم توجه به تمام حقایق و معارف الهی و احاطه به آنها لازم است تا بهترین تعبیر از هر جهت صورت بگیرد و كلام پروردگار متعال چنین خصوصیاتی را دارد.این است كه افراد بشر هرچه اتفاق داشته باشند به جز اعتراف به عجز و قصور خودشان نمی توانند در این جهت موفق آیند چنان كه در مدت هزار و چهارصد سال هم با بودن مخالفین مقتدر و زبردست هرگز نتوانسته اند با قرآن مجید مقابله كنند.
چنان كه فرمود: انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون.و دیگر آنكه، اگر بنا باشد این محافظت ظاهری و باطنی صورت نگرفته و دست های دیگر و افكار ضعیفی در آن مداخله و تصرف كنند از مقام اعجاز خارج خواهد شد چنان كه در آیاتی كه دعوی تحریف یا قرائت های مختلفی پیدا می كند چنین است.پس آنچه از قرآن مجید به طور مسلم آسمانی و معجز است همین كتاب موجود با همان خصوصیات است و یكی از خیانت های بزرگ بعضی از نویسندگان و مولفین واردكردن این قبیل از تحریفات و آرای مختلف است به متن قرآن مجید.
۴- تفسیر به رأی
در این زمینه می فرماید تفسیركردن آیات كریمه قرآن مجید لازم است با كمال دقت و تحقیق و روی استفاده از كلمات و جملات قرآن به كمك نور الهی صورت گرفته و هرگز فكر و نظر شخصی خود را در فهم معانی آیات كریمه مورد توجه قرار ندهد.در كتب حدیث عامه و خاصه و در مقدمه خامسه تفسیر صافی روایاتی در موضوع تفسیر به رأی نقل كرده اند و از جمله آنها حدیث رسول اكرم (ص) است كه می فرماید: من فسر القرآن برأیه فلیتبوء مقعده من النار- كسی كه قرآن را طبق فكر و نظر خود تفسیر كند، پس نازل كند نشیمنگاه خود را از آتش.
زیرا تفسیر به رأی یكی از مصادیق تحریف كلام از مفهوم حق و از واقعیت آن است و مفسر در این صورت حقیقت را از مجرای خود منحرف كرده و افكار بندگان خدا را گمراه كرده است.و تفسیر: به معنی بسط دادن و شرح با توضیح است و این معنی متوقف می شود به فهم مراد و علم به منظور گوینده تا بتواند منظور او را به آن طوری كه واقعیت دارد شرح و توضیح بدهد.و فهمیدن مطالب صحیح و حق قرآن مجید متوقف است به دو امر: شرط اول- آشنایی كامل به كلمات و جملات و ظواهر تعبیرات آن از لحاظ ادبی به طوری كه خود صاحب رای و اجتهاد و یقین باشد نه آنكه در مقام فهمیدن مطالب از اقوال دیگران تقلید كند.و ضمناً باید دقت و تحقیق كرده و معانی حقیقیه كلمات قرآن را به دست آورد تا معانی قطعیه را متوجه شده و كلام پروردگار متعال را به مفاهیم مجازی حمل نكند.و توجه داشته باشد كه مجازگویی در قرآن مجید موجب اضلال افكار و تحیر مردم بوده و هم كتاب الهی را از اعتبار و قاطعیت ساقط كرده و برای افراد منحرف فرصت خواهد داد كه مطابق رای باطل و نظر فاسد خود از آیات قرآن مجید استفاده كنند.و ضمناً تمام معارف الهی و حقایق با حمل الفاظ به معانی مجازیه از میان برداشته شده و قسمت اعلا و مهم كلمات خداوند متعال نامفهوم و خارج از استفاده مردم خواهد بود.شرط دوم كسی كه می خواهد آیات و كتاب خداوند متعال را تفسیر و توضیح بدهد، می باید قلب روحانی و پاك و باطن نورانی داشته و با نور الهی محیط حقایق كلمات پروردگار متعال را ادراك نموده و از معارف لاهوتی و عوالم غیبی آگاه باشد.خداوند متعال در آیه اول و دوم از قرآن مجید می فرماید: الم ذلك الكتاب لاریب فیه هدی للمتقین.
۵- ترجمه آیات
كلمه ترجمه از زبان های آرامی و سریانی وارد لغت عربی شده و به معنی درآوردن لغتی باشد به لغت دیگر.و ترجمه كردن قرآن مجید به زبان دیگر مشكل تر از تفسیر است زیرا لازم است كه در مقام ترجمه تمام مقصود و منظور متكلم تفهیم شده و كوچك ترین تحریفی در بیان مراد او پیش نیاید.و این معنی اضافه بر شرایط تفسیر كه ذكر شد محتاج است بر تسلط كامل به جهت بیان و قلم كه بتواند مفهوم كامل آیه كریمه را به تعبیر كوتاه و مختصر و در عین حال مفید و روشن و تمام تحویل بدهد.و باید توجه كرد كه ترجمه قرآن مجید به زبان دیگر، بدون در نظر گرفتن و حفظ خصوصیات و بیان مقصود و افاده منظور از مصادیق كامل تحریف كلام پروردگار متعال بوده و موجب اهانت و از بین بردن مقام عظمت قرآن و ساقط كردن آن از اعتبار گشته و سبب گمراه شدن افكار و تحیر افراد خواهد بود.و از این لحاظ ما معتقدیم كه ترجمه تنها لفظ به لفظ آیات قرآن مجید به هر زبانی صورت بگیرد برخلاف حق و صلاح بوده و به جای هدایت دیگران موجب ضلالت و انحراف و سستی و ضعف ایمان آنان شده و كمترین نتیجه و فایده ای در بر نخواهد داشت.

حمید مقدمی


منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

عینیت در تاریخ

عینیت در تاریخ
مطلب حاضر نگاهی به این مسئله دارد ،باهم می خوانیم.مسأله عینیت به این نكته اشاره دارد كه علم به صورت حقیقی باید فارغ از هرگونه نگره های شخصی لحاظ گردد و این نكته مهم است كه هرگونه تفكر بدون حضور هنجارها و رویكردهای شخصی واجد صحت می باشد. لذا در هر علمی عینیت باید به صورت معناداری ایفای نقش كند تا آن علم فارغ از هرگونه ذهنی گری «از كیفیت عمومی تفكر» (۱) كه همان تجربه پذیری است برخوردار گردد. در غیر این صورت ورود ذهنی گری به منزله ورود نظرات، هنجارها، نگره ها و رویكردهای شخصی در باورهای علمی، آن را با تردید های جدی روبه رو می سازد. چرا كه علم در تمام گرایش های خود چیزی جز خوانش هستی نیست و لذا این خوانش باید منطق بر واقعیت هایی باشد كه صرف نظر از هرگونه ذهنی گرایی به فهم متقن از هستی بینجامد.واقعیت این است كه عینیت در علوم طبیعی با چالش های چندانی روبه رو نبوده است.به طوری كه تنها كافی است ما در مسیری كه عالم شیعی گام برداشته حركت كنیم تا به نتیجه ای كه او در یك موضوع و یا یك تجربه آزمایشگاهی دست یافته، دست یابیم و این بدین معناست كه علوم طبیعی به صورت رضایت بخشی از «كیفیت عمومی» برخوردار است. اما در علوم انسانی و علم تاریخ كه مورد نظر ماست مسأله با تردیدهای جدی روبه رو است. آرا و نظرات متعدد در مورد یك موضوع واحد تاریخی خود مؤید این نكته است كه هیچ دامنه توافقی در ارزیابی های تاریخ حاصل نیست و لذا تضایف آرا به حدی است كه گاه فهم مقبولانه را از یك رویداد غیرممكن می نماید.حال سؤال این است در حالی كه در علوم طبیعی عینیت از حضور شایسته برخوردار است. چه عواملی در تاریخ نسبت به عدم عینیت یابی دخیلند؟ در واقع منظورعلل بازدارنده در عینیت یابی است. شاید نخستین مسأله ای كه در این خصوص به ذهن مترتب گردد، ماهیت مناقشه برانگیز تاریخ و موضوعی باشد كه این علم با آن در ارتباط است. یعنی امر گذشته و كیفیتی كه این امر گذشته از آن برخوردار است. یقیناً وقتی ما از گذشته صحبت می كنیم آنچه كه در وهله اول به ذهن می آید كیفیت تغییرناپذیر آن است. هر آنچه كه صورت گرفته با تمام ویژگی های منحصر به فرد خود دیگر تغییر و یا دخل و تصرف در آن میسر نیست و تبدیل به امر ثابتی می شود كه گذشته ما را شكل می دهد. این فرض محال است كه استلزام های فردی قابلیت تغییر در گذشته را موجود سازد.یعنی هر كس به میل باطنی خود دست به حذف یا وارد كردن آنچه كه به مزاجش سازگار می آید بزند. لذا كیفیت گذشته امر ثابت است و مورخ رسالت احیای امور ثابتی را برعهده گرفته كه خود هیچ ارتباط زنده و فهم مستقیمی را نمی تواند با آن برقرار سازد. از سوی دیگر باید پذیرفت كه گذشته از ضوابط منحصر به خودش برخوردار است و نوشتن از گذشته به معنای نوشتن از «درون جامعه درباره جامعه» (۲) دیگر است.در هر صورت مورخ می كوشد تصویری حقیقی از گذشته ارائه دهد. لذا پلی می زند از حال به گذشته و با دست به بازسازی زدن تاریخ یعنی آن چه كه صورت گرفته، گذشته را به حال می آورد. اما این كه به حال آوردن گذشته چه سودی را می تواند عایدمان كند مسأله دیگری است كه جداگانه قابلیت طرح و ارزیابی دارد.اما كیفیت ورود گذشته به حال چگونه است؟ مسلماً مورخ در اینجا با مشكل روبه روست و آن انبوهی از رویدادها و واقعیاتی است كه در پهنه زمان تثبیت گشته اند و حال باید مورخ تمام آن را مورد بازسازی خود قرار دهد.یعنی لحظه به لحظه آنچه كه در دل زمان تثبیت گشته را به شكل رضایت بخشی كه مورد اقبال عمومی باشد و هر فردی به صحت و درستی آن اذعان كند، مورد بازسازی خود قرار دهد. اما «هیچ یك از تاریخ نویسان منفرداً نمی تواند كمكی به آن كنند.» (۳) چرا كه اگر نگوییم این امر امكان ناپذیر است حداقل بسیار سخت و دشوار می نماید و لذاست كه عنصر موجزگویی خود عاملی باشد در عدم عینیت یابی، اتكینسون می نویسد: «نمی توان انتظار داشت كه چكیده های مختصر تمام جزییات مربوطه را در بربگیرد.» (۴)چاره ای در این امر نیست. مورخ موظف است. «حقایق معینی» (۵) را با لحاظ تأكید در شكل دهی تاریخ خود به كار بندد. او مستغرق در واقعیاتی است كه او را در بر گرفته اند و چاره ای ندارد مگر این كه تعدادی خاص از وقایعی را كه «واجد اهمیت» هستند، برگزیند. در نتیجه حقایق مؤین یعنی آن دسته از وقایعی كه بیشتر به كار مورخ می آیند مورد گزینش واقعی می گردند تا به وسایط آنان مورخ دست به بازسازی زند. گزینش های «مختلفی كه به طور یكسان وهماهنگ با وقایع و رخداد ها صورت می گیرند.» در هر صورت گزینش مسأله ای اجتناب ناپذیر است.اما گزینش براساس چه استانداردهایی باید صورت بگیرد؟ معیارهای واجد اهمیت دانستن چیست؟ كار می نویسد: «واقعیات تاریخی نمی توانند صرفاً عینی باشند چون تنها در سایه اهمیتی كه مورخ به آنها می دهد به صورت واقعیت تاریخی در می آیند.» (۶) لذا خود رویدادها فی نفسه فاقد هر نوع وجاهت در عنصر گزینش هستند و آنچه كه موجب می گردد یك رویداد در ارزیابی ها نقش پررنگ تری را در بازسازی ایفا كند، به ضرورت هایی باز می گردد كه مورخ در طرح معنای خود از تدوین تاریخی مستفاد می كند. آنچه در اینجا از ضرورت سخن به میان آمد پرواضح است كه از عنصر «قضاوت ارزشی» برخوردار است. در غیر این صورت چگونه میسر است رجحان پاره ای از رخدادها بر پاره ای دیگر؟لئون پمپا در مقاله خود از كتابی تحت عنوان «انگلستان عصر ویكتوریا تصویر یك عصر _ جی. ام. یانگ-» (۷) سخن می گوید. (از قول او) كتاب حجیمی كه درباره یكی از برهه های تاریخ كشور بریتانیا نگاشته شده است. در این كتاب آنچه مورد توجه است عدم اشاره مورخ به جایگاه مهم و تأثیرگذاری است كه طبقه كارگری در تحولات عصر ویكتوریایی ایفا كرده اند. «درباره اثر حجیمی كه مدعی ارائه تصویر بریتانیای عصر ویكتوریایی است ولی جنبش عظیم كارگری را نادیده گرفته است چه باید كرد؟» (۸) این مسأله ما را به چالشی جدی وا می دارد.آیا مورخ در گزینش انبوهی از رویدادها مجاز به بهره مندی از عنصر ارزش گزاری است یا نه؟ چرا كه براساس آنچه ذكر شد گاه ممكن است مورخی پاره ای رویدادها را به زعم خود و براساس ارزش گزاری های شخصی مهمتر از رویدادهای دیگر بداند. در حالی كه می تواند این گونه نباشد. فهم جایگاه شناختی قضاوتهای ارزشی و این كه اصلاً قضاوتهای ارزشی از وجاهت شناختی برخوردار است یا نه بسیار مهم است و این از آنجایی است كه این قضاوتها رابطه مستقیمی با صحت و مقبولیت تاریخی دارند. پمپا در این خصوص از دو دیدگاه سخن می گوید كه هر یك از آنها از جایگاه ویژه ای در تدوین و ارزیابی های تاریخی برخوردارند.قائلین به جایگاه شناختی قضاوتهای ارزشی كه مورخ را مجاز به لحاظ این قضاوتها در برآیندهای تاریخی می دانند و بر این باورند كه صدق و كذب فهم و ارزیابی تاریخی به صدق و كذب قضاوتها بستگی دارد. اما در سوی دیگر میدان، قائلین به جایگاه غیرشناختی قضاوتهای ارزشی قرار دارند، كه قضاوتها را فارغ از هنجارها و نگره های فردی نمی دانند لذا بر این باورند «این نوع ارزیابی ها بیانگر رفتارها و نگره های معین درباره گذشته خواهد بود. نه ارزیابی هایی كه بتوان آنها را صادق یا كاذب خواند.» (۹) و این مسأله ای است كه تحت عنوان «عینیت فارغ از ارزش» نزد فیلسوفان تاریخ و مورخین قرن ۱۹ مطرح بوده است. كار از قول گرد كریند می نویسد: «آنچه من خواهانم، واقعیت است... زندگی تنها خواهان واقعیت است. »(۱۰) و هر چه در نزد ما واقعیت بیشتر باشد در نتیجه تاریخ صحیح تر و قابل قبول تری را می شود ارائه داد. و» اینكه واقعیت به خودی خود گویا هستند و هر چه بیشتر از آنها در اختیار داشته باشیم بهتر. »(۱۱) كار می نویسد:« وسواس قرن ۱۹ نسبت به واقعیات با وسواس مدارك و اسناد تكمیل و توجیه می گشت. اسناد تابوت عهد معبد واقعیت بود.»(۱۲) لذا در این تلقی قضاوت های ارزشی فاقد هر نوع جایگاه شناختی در ارزیابی های تاریخی است و مورخ در تدوین تاریخ خود باید تمام اهتمام خود را صرف عاری گردانیدن آن از ارزش گزاری های فردی نماید و هرچه بیشتر در تلاش جهت جمع آوری مدارك و اسناد بر بیاید تا بتواند به واسطه آن صحیح ترین تاریخ را ارائه دهد نه تاریخی براساس چسب و قیچی.» (۱۳)اما بسیاری از فیلسوفان قرن ۲۰ در نهایت به این نتیجه رسیدند كه عینیت فارغ از ارزش گزاری امری محال و غیر عملی است. اتكینسون می نویسد: «دورنگاه داشتن یا خارج ساختن ارزش ها... پوچ یا محال است.» (۱۴) و بلافاصله این پرسش را مطرح می كند كه: «اساساً چگونه آدمی مبرا از دغدغه های اخلاقی، سیاسی یا زیباشناختی می تواند به تاریخ علاقمند باشد؟» (۱۵)بسیاری نوشته و گفته اند تاریخ به جهت آنكه به عنوان یك ابزار معرفتی قابل قبول كه از وجاهت علمی برخوردار است قرار گیرد، باید به طور حقیقی خنثی باشد. یعنی كفایت لازم او در برخورداری از بی طرفی است. اما آنچه كه در نهایت محصول كار مورخین تاكنون برجای مانده مبرا از قضاوت هایی نیست كه صورت داده است. اما اینكه چرا عدم قضاوت ها در تدوین تاریخی میسر نیست به فقدان خط مشی عینی بازمی گردد كه تعیین درجه اهمیت و طبقه بندی وقایع باید لحاظ گردد. مسأله ای كه امروز دیگر یك امر پذیرفته شده قلمداد می گردد. «تاریخ فاقد قضاوت های ارزشی قابل فهم نیست مانند شیئی كه در پیش روی ماست و ما می گوییم به آن شیء نگاه كنید بدون اینكه تصویری از آن در ذهن ایجاد شود.» (۱۶) چرا كه وظیفه «اصلی مورخ ضبط وقایع نیست بلكه ارزشیابی است. چون بدون ارزشیابی چگونه پی می برد كه كدام موضوع ارزش ضبط دارد.» (۱۷)از سویی دیگر آنچه كه عینیت یابی تاریخی را مبرا از ارزش گذاری نمی نماید عنصر زبان است. مورخ نیز مانند بسیاری از عالمان و اندیشمندان در طرح و ارائه اندیشه های خود ناچار است از مقوله ای به نام زبان بهره برداری كند و خود عنصر زبان در ذات دارای مقوله ارزش گذاری است. یعنی زبان و واژه فی نفسه از بارهای ارزشی برخوردارند. كه رهایی از آن غیر ممكن است.
اصولاً برای نوشتن تاریخ فاقد قضاوت های ارزشی در وهله نخست نیاز به زبان غیر ارزشی داریم. تا وقتی كه زبان غیرارزشی شكل نیابد نه فقط در تاریخ بلكه در هیچ یك از علوم دیگر نیز نمی توان سخن از علم غیرارزشی داشت. آنچه كه در ذهن شما در فهم هر یك از واژگان اعدام، شهادت، هلاكت، قتل، صورت می گیرد متفاوت از یكدیگر است. چرا كه هر واژه از اتمسفر ارزشی منحصر به خودش برخوردار است كه در تدوین و بازسازی تاریخی این اتمسفر و بار ارزشی را به محصول مورخ منتقل می سازد.لذاست كه كیفیت ارزشمدار زبان، در فراهم آوردن تاریخ فاقد قضاوت ارزشی توفیقی حاصل نمی آورد.مسأله دیگر مصالح تاریخی و ضرورت راهبردی آن است كه در بازسازی تاریخی نقش ایفا می كند. گاه ممكن است مورخ طرح خود از گذشته را بدون در نظر گرفتن آن دسته از واقعیاتی به پیش برد كه نقشی معنادار در عصر خود ایفا می كردند. مانند تاریخ یانگ، (آنچه كه در پیش ذكر شد) كه بدون در نظر گرفتن نقش طبقه كارگر در تحولات انگلستان نگاشته شده است. در این صورت تكلیف چیست؟ چه ضمانتی می تواند ما را آسوده خیال گرداند كه آنچه كه در پیش روی ماست طرحی از تاریخ واجد صحت و واقعیت می باشد؟ پمپا بر این باور است كه منابع و مصالح می توانند در تهیه واقعیت تاریخی كه عاری از هرگونه كج سلیقگی است كمك شایان توجهی به مورخ داشته باشد. چرا كه «منابع و مآخذ به مفهومی خاص صلاحیت و توانمندی صحبت كردن با مورخ را دارا هستند.» (۱۸)در نتیجه هر آن وقت كه مورخ طرحی از گذشته صادر می كند باید با در نظر گرفتن منابع و مآخذ تاریخی كه خود به اندازه كافی گویا هستند صورت بگیرد. چرا كه «شنیدن آنچه كه این منابع می گویند... چندان نیازی به قضاوت ارزشی ندارد.» (۱۹)القصه اس و اساس سازه های تاریخی كه باید به عنوان ضرورت بنیادین تلقی كردن به زعم پمپا «عنایت به آنچه منابع مختلف آشكار می سازد» (۲۰)است.توجه به منابع مختلف از یك واقعیت مستقل می تواند مورخ را تا حدود زیادی از قضاوت های ارزشی مصون سازد، چرا كه گاه در یك واقعیت واحد مدارك و منابع مختلفی از دریچه و چشم اندازهای متفاوت در اختیار مورخ قرار می گیرد كه با بررسی آنان می تواند به یك اجماع رضایت بخش كه بر سبیل ثواب باشد دست یافت. كه در این صورت دیگر به حضور قضاوت های ارزشی در ارزیابی های تاریخی نیازی نیست و یا حداقل اندك است.كار نظری مخالف با آنچه پمپا مطرح می كند دارد. وی به صراحت می گوید: «بدیهی است كه واقعیات و اسناد تاریخی برای مورخ ضروری است اما... آنها به خودی خود موجد تاریخ نیستند.» (۲۱) چرا كه «هیچ مدركی نمی تواند بیش از آنچه نویسنده آن می اندیشد چیزی بیان كند.» (۲۲)از نظر كار منابع و مآخذ فی نفسه فاقد هر نوع وجاهت حقیقی هستند و اگر مورخ بخواهد قضاوت هایی به صرف این مصالح تاریخی صورت دهد عملی مقرون به صحت نیست.اما آیا خود اسناد نیز تشكیك پذیر نیستند. البته اینگونه نیست كه مصالح تاریخی به صورت صددرصد درست در اختیار ما قرار گیرد. آنچه كه در نزد ماست محصول مستقیم گروه مطالعه نیست. ما از دریچه ارزش گذاری «راویان، داستان سرایان، شاعران، نقاشان، سیاستمداران، روحانیون و انواع مختلف تبلیغاتچی ها» (۲۳) با عامل تاریخی خود ارتباط برقرار می كنیم. لذا فهم «ارزش های عوامل واسط» (۲۴) بسیار حائز اهمیت است و مورخ ضرورتاً غربال ارزشی های عامل تاریخی از راویان تاریخی را باید صورت دهد در غیر این صورت ممكن است آنچه محصول كار مورخ از آب در بیاید فهم و ارزیابی از ارزش ها، هنجارها، آرمان ها و نگره های فاعل تاریخی نباشد بلكه ورای تاریخی باشد.لذا توجه صرف به منابع و مآخذ گاه مورخ را در رسیدن به واقعیت تاریخی بازمی دارد. در هر صورت «واقعیات چه در اسناد یافت شود یا نشود پیش از آنكه مورد استفاده مورخ قرار گیرد. باید تنقیح شود و استفاده مورخ از آنها به تعبیری عمل پالایش است.» (۲۵)مسأله دیگر در ارزش گذاری «پدیده خصلت یابی» (۲۶)است. در واقع در این مسأله مورخ پیش از ارزش گذاری در مورد جایگاه رویدادها، ارزش گذاری در مورد خود رویداد را صورت می دهد. در واقع به گونه ای آن را خصلت یابی می كند كه آیا آن رویداد از شرایط شایسته و بایسته برخوردار هست كه در ارزیابی ها محلوظ گردد؟ و در اینجاست كه مورخ باز دست به قضاوت ارزشی می زند. قضاوتی كه نه در مورد واجد لحاظ دانستن یا ندانستن یك واقعیت تاریخی در تدوین و بازسازی است، بلكه در مورد كیفیت بخشی آن صورت می گیرد.
بدین ترتیب مورخ دو قضاوت را صورت می دهد یكی قضاوت در مورد كیفیت و شأن ذاتی رویداد است و دیگری قضاوتی كه در مورد واجد اهمیت بودن آن در تدوین تاریخی صورت می گیرد.و به همین خاطر است كه كار می نویسد: «هر وقت كتاب تاریخی را به دست می گیریم توجه ما باید ابتدا معطوف به مورخی باشد كه آن را نوشته نه واقعیاتی كه در آن مندرج است.» (۲۷) در هر صورت در تدوین تاریخی آن چیزی باید لحاظ گردد كه «واجد اهمیت» است. در غیر این صورت ترسیم تصویری روشن از تاریخ محال است و یقینا با در نظر گرفتن واقعیت های واجد اهمیت و پرهیز از هرگونه نظرورزی، مورخ به عینیتی متقن در تاریخ می تواند دست یابد. هر چند كه «عینیت امر واقع نیست بلكه رابطه میان واقعیت و تفسیر، میان گذشته، حال و آینده است.» (۲۸)
منابع در دفتر روزنامه موجود است.
علی ایران نژاد

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.