جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 20 July, 2018

روح خود را در هالیوود به حراج نگذاشتم


روح خود را در هالیوود به حراج نگذاشتم
انیو موریكونه در فیلم های وسترنی مثل «به خاطر یك مشت دلار»، «خوب، بد، زشت»، «برای چند دلار بیشتر» و.... با موسیقی هایش چنان ردپایی از خود به جا گذاشته كه دیگر كمتر كسی است وقتی نام او را می شنود یاد سوت های حزن انگیز فیلم «به خاطر یك مشت دلار» نیفتد و صدای زوزه گرگ را در فیلم «خوب، بد، زشت» فراموش كند. موریكونه در این فیلم ها اصوات غیرموسیقایی مانند سوگ های سوررئال و زوزه گرگ را با گیتار الكترونیك و صداهای فضایی از جمله آواز سوپرانوی روح مانند تركیب كرد. به طوری كه بعدها سبك او شاخص اصلی فیلم های وسترن آن دوره و به ویژه كارهای سرجیو لئونه تبدیل شد. او و لئونه در سن ۸ سالگی در مدرسه با هم آشنا شده بودند، اما همكاری حرفه ای آنها ۲۵ سال بعد شروع شد و چنان موفق بود كه آهنگساز را به چهره ای شاخص در موسیقی فیلم های وسترن بدل كرد، حال هر چقدر موریكونه سعی كند آهنگ هایی را كه برای فیلم های غیروسترن یادآوری كند، نمی تواند: «این یك اشتباه جدی است. من فقط تعداد كمی موسیقی وسترن ساخته ام و به ازای آن تعداد بیشتری موسیقی برای فیلم های خانوادگی، عشقی، تخیلی، حادثه ای و... نوشته ام.» «برنارد هرمن»، «بتهوون»، «استراوینسكی» و... همه عادت داشتند سازنده موسیقی خود باشند و موریكونه هم چه خوب و چه بد می خواهد ساز خود را بزند اما نمی داند چرا چنین اتفاق ناجوری در صنعت موسیقی فیلم هالیوود افتاده است. او در هالیوود زندگی نمی كند، اگر چه همیشه سروكارش با آنجاست. «ویلای بزرگی در هالیوود به من پیشنهاد شد، اما گفتم نه ممنونم. ترجیح می دهم در ایتالیا زندگی كنم. می توانید تصمیم من را نوعی محدودیت تلقی كنید اما من این گونه فكر می كنم. برای من بسیار دشوار است كه در شهر كوچكی زندگی كنم كه در آن سازندگان موسیقی فیلم دائم در حال شخم زدن كارهای دیگران هستند تا از آن استفاده و دیگران را تخریب كنند. این جنبه ای نازیبا از مسئولیت پذیری حرفه ای است.» او می گوید كه هیچ وقت حاضر نشدم روح خود را برای كار در هالیوود به حراج بگذارم چون مادر من ایتالیایی است. اما افراد بسیاری را می شناسم كه در هالیوود یتیم هستند. شاید به همین دلیل است كه او تاكنون ۵ بار برای فیلم های روزهای بهشت (۱۹۷۸)، ماموریت (۱۹۸۶)، تسخیرناپذیران (۱۹۸۷)، باگسی (۱۹۹۱) و مالنا (۲۰۰۰) كاندیدای اسكار شد و با وجود تعجب همگان جایزه ای دریافت نكرد. «خودم هم فكر می كنم حداقل برای موسیقی فیلم ماموریت می توانستم جایزه اسكار را به دست بیاورم اما این طور نشد. خصوصاً كه در آن سال اسكار به موسیقی فیلم «حوالی نیمه شب» رسید كه موسیقی آن یك اثر ابتكاری نبود. با چنین شیوه انتخاب آثار، من باید تاكنون هردو سال یكبار جایزه اسكار می بردم!» پیرمرد ۷۶ ساله هیچ وقت به صراحت پاسخ نداده كه كدام یك از ساخته های خود را بیشتر دوست دارد اما عقیده دارد محبوب ترین ها همان هایی است كه به قلب او نزدیك است مثل «نبرد الجزایر». موریكونه در دو فیلم برای هر شخصیت، موسیقی مربوط به او را در كنار تم اصلی آهنگ فیلم می گنجاند. در واقع هر شخصیت به طور جداگانه تم مخصوص به خود را تا آخر فیلم به همراه دارد و در كنار تم اصلی تماشاگر به راحتی می تواند شخصیت های جدا از هم و گاه همراه با هم را در فیلم به صورت تصاویر متمركز و گاه پراكنده در ذهن تداعی كند. او تم اصلی موسیقی خود را برای بیان كلی، برای فیلم در نظر می گرفت و از ابتدا تا انتها آن را گسترش می داد. با این كار موسیقی از حالت یكنواخت خارج می شد و تماشاگر را وادار می كرد تا در جست وجوی فیلمساز برای شكافتن شخصیت های فیلم همراه او باشد. او در آثار خود به استفاده از صداهای حقیقی روی آورد تا بتواند حس نوستالژی فیلم را بیان كند. آهنگساز از این صداهای حقیقی به شكلی روانشناسانه استفاده می كند. موریكونه می گوید: «من هنوز به موسیقی تجربی و آوانگارد ایمان دارم. اما فكر می كنم شیوه كاربرد آنها در كارهایم به مرور زمان تغییر كرد كه این تغییر هم به فرآیندی كه در سال های پایانی دهه ۱۹۵۰ روی داد، مربوط می شود. البته این تحولات بسیار طبیعی بود چون افرادی كه دارای خوی انقلابی و در حال تغییر دائمی هستند، پس از پشت سر گذاشتن فراز و فرودها دوباره به هنجار ابتدایی خود بازمی گردند.» این آهنگساز ایتالیایی از همان سالها كه موسیقی نبرد الجزایر (۱۹۶۵) را ساخت تا سال های اخیر همواره جزء فعال ترین سازندگان موسیقی متن فیلم بوده و ساخت بیش از ۴۰۰ موسیقی فیلم هم گویای همین است. اما به نظر می رسد كمیت كارهای ارائه شده از سوی او كاهش یافته باشد. موریكونه كه در سال ۱۹۶۵ برای ۱۵ فیلم و در سال ۱۹۷۲ به تنهایی ۲۲ موسیقی فیلم نوشته بود در دو سال گذشته تنها ۷ اثر ارائه كرد. خودش می گوید نیاز به یكسال استراحت دارد اما آن یكسال هنوز نیامده است .


فرزین دهقان


منبع : هنر و موسیقی

مطالب مرتبط

انحطاط نبوغ از دست رفته (۱)

انحطاط نبوغ از دست رفته (۱)
تاكنون ده ها نسل او را از سر جنون ستوده اند! آیا «موتسارت» نماد نبوغ است یا پیامد ملال آور غریزه نابغه پرستی انسان؟ «سیاتوسلاو ریختر» اندكی پیش از مرگش اعتراف كرد كه به موتسارت عشق نمی ورزد. «گلن گولد» نیز اندكی پس از ضبط دوره كامل سونات های موتسارت در جایی نوشت: «موتسارت مطلقاً آهنگساز بزرگی نبود. او نه تنها دچار مرگ زودرس نشد، بلكه برعكس، عمر او بیش از حد طولانی بود.» موتسارت چند هفته كمتر از ۳۶ سال عمر كرد!گفتار و كنش «گولد» در برابر موتسارت در خود تناقضی به همراه دارد. «گولد»، در جایگاه یك «متفكر» و «پیانیست»، با رویكردی مطلقاً نامتعارف در برابر كل كائنات، در حالی زبان به تقبیح موتسارت گشوده كه اندكی پیش از آن در ستایش موتسارت، بخش بزرگی از آثار وی را نواخته و ضبط كرده است. نزد گولد، «ستودن» و «نواختن»، الزاماً دو امر جدایی ناپذیر از یكدیگرند. اگر «گولد» نستاید، نمی نوازد. تصور اینكه پیانیست بزرگی هیچ گاه «شوپن» ننوازد به واقع برای من دشوار است.اما «گولد» به راستی چنین بود چرا كه در ذهن او اصلاً ستایشی از شوپن در كار نبود. با این حال او همواره موتسارت را می نواخت و همچنان تقبیح می كرد؛ در رثای نبوغ از دست رفته! نوشته حاضر محاوره ای است بین «برونو مونزای ژون» فیلمساز و ویولنیست فرانسوی و «گلن گولد» فقید در باب موتسارت.
•برونو مونزای ژون: «گلن»، تصور می كنم كه در آغاز، می بایست به تو مجالی برای مرور برخی اظهاراتت داده شود. آیا تو واقعاً «آن» جملات كذایی را در مورد موتسارت گفته ای و موسیقی او را تا این حد چرند می دانی؟ آیا تصور می كنی كه موتسارت آهنگساز بی مایه ای بیش نبوده و به قول خودت «عمر كوتاهش بیش از حد طولانی بوده است؟»
گلن گولد: خب، چنین نقل قول هایی البته برای برنامه های «اخبار» كاملاً كفایت می كنند اما «برونو» در بحث ما می توان كمی دقیق تر به آنها نگاه كرد. هر آنچه كه من در بین آثار موتسارت بی مایه دانسته ام، جزء تصنیفات سال های آخر او می شود، آثاری نظیر «فلوت سحرآمیز» یا «سمفونی سل مینور» و...
•و حتماً مابقی شاهكارهای دیگرش!
هر طور كه مایلید فكر كنید! به هر حال برخی از آثار اواخر دهه ۱۷۷۰ و اوایل ۱۷۸۰ برای من كاملاً قابل تحمل هستند. اما مثلاً «دزدی از حرمسرا»: به راحتی از یك گوش در، از دیگری ... ! البته این اثر به عنوان صرفاً نوعی موسیقی «پس زمینه» كاملاً قابل تحمل است.
•واقعاً كه چه سخاوتی!
ابداً. اجازه دهید این را هم اضافه كنم كه بسیاری از آثار سال های اولیه موتسارت، به زعم من، درخور توجه هستند. در واقع ترجیح می دهم از «موتسارت»ی صحبت كنم كه در آهنگسازی به سوی نوعی «بی مایگی » طی طریق كرده است. این تذكر كه «عمر او زیادی طولانی بود» در حقیقت اظهار ناخوشنودی من از مرگ زودرس وی و تنها واكنشی بوده است در برابر مهملاتی نظیر: «اگر موتسارت هفتاد سال عمر می كرد، چه می كرد!»
•مسلماً چنین اظهاراتی از سوی كسانی كه آثار متاخر موتسارت را جزء عالی ترین دستاوردهای موسیقی می شمارند، گرچه بی حاصل اما به واقع اجتناب ناپذیر است.
البته خود من گاهی در مورد مثلاً «پرگولزی» چنین خیالبافی هایی می كنم. لیكن اگر موتسارت هفتاد سال عمر می كرد بدان معنی بود كه او تا یك سال پیش از مرگ بتهوون و دو سال پیش از مرگ «شوبرت» زنده می ماند. با توجه به این نكته و با بررسی خط سیر آثار متاخر موتسارت می توان دریافت كه در نهایت از او چیزی بیش از مخلوط «وه بر» و «اشپور» درنمی آمد.
•و شما خوب می دانید كه این حرف سراسر مزخرف است.
نخیر. من هیچ چیزی نمی دانم. تنها مسیری كه موتسارت [در صورت زنده ماندن] در پیش می گرفت را تصور می كنم. من مطلقاً نمی توانم در شخصیت موسیقی موتسارت بارقه ای بیابم كه به آثاری نظیر « فوگ بزرگ» (Grosse Fugue) بتهوون بینجامد.
•شما كه قصد ندارید انحطاط طریق موتسارت را به سبب عدم تمایل وی به سمت آوانگاردیسم بتهوونی بدانید؟
ابداً. من و شما در بدترین حالت، دست كم در این مورد متفق القول خواهیم بود كه جریانات سیاسی روز در موسیقی جایگاهی ندارند. پس موتسارت همچنان استیل كاری خود را حفظ می كرد و حتی بدون كوچك ترین تغییری در لحن و بیان، سیصد قطعه دیگر پس می انداخت. اینكه موتسارت با شنیدن اثری همچون «فوگ بزرگ» بتهوون چه واكنشی نشان می داد می توانست بسیار جالب باشد. من به شما قول می دهم كه رفتارش كم و بیش نظیر واكنش «ریشارد اشتراوس» در برابر «اپوس ۱۶» اثر «شوئنبرگ» می بود.
•خب شاید. اما كه چه؟ چطور است به جای كلنجار رفتن با فرضیات، سراغ حقایق برویم.
موافقم.
•آیا همیشه از موتسارت پرهیز كرده ای؟ به هر حال شك نیست كه در دوران تحصیل موسیقی، در عدم اجرای موتسارت مختار نبوده ای!
البته، و اعتراف می كنم كه گاهی از اجرای آنها در تنهایی لذت می بردم؛ این قطعات موجد نوعی لذت هنگام نواختن با ساز كلاویه هستند؛ لذتی فراتر از تجربه آثار «كلمنتی» و البته یك پله پایین تر از «اسكارلاتی». حین تحصیل و زمانی كه می بایست رپرتواری را برای اجرا آ ماده می كردم، همیشه توانستم سهم موتسارت را با بعضی از آثار متاخر هایدن یا آثار متقدم بتهوون جایگزین كنم به طوری كه تا حدود سنین بیست و چند سالگی هیچ گاه در اجراهای عمومی موتسارت ننواختم.
•بی شك تا پیش از دوران جوانی دریافته بودی كه قضاوتت در مورد موتسارت چندان با عقاید دیگران همخوانی ندارد.
در ابتدا نه. تصور می كنم تا سن سیزده سالگی توانسته بودم خود را متقاعد كنم كه واكنش همگان در برابر همه چیز دقیقاً با رفتار خودم تطبیق می كند. برای مثال مسلم فرض می كردم كه هوای ابری در نظر همگان (همچون خودم) مشعوف كننده است. زمانی كه دریافتم بعضی از مردم هوای آفتابی را ترجیح می دهند كاملاً یكه خوردم. حتی امروز هم از این حقیقت در شگفتم. اما این یك بحث دیگر است...
•آیا این دو موضوع به نوعی به هم مرتبط هستند؟ آیا با ذهنیتی كه از قرن نوزدهم در مورد موتسارت رواج پیدا كرد یعنی تصویری از یك موجود با روحیه ای بشاش و رفتاری لوده گرانه موافقی؟
البته. همیشه با این امر موافق بوده و هستم. تصور می كنم گرایشات قرن نوزدهمی برای نمایاندن موتسارت، آنچنان كه او در پیرامون خود ظاهر می شد [یا بدان وانمود می كرد] بسیار به حقیقت نزدیك تر است تا القای یك تصور ساختگی از او به هر قیمتی برای پنهان ساختن بعد دیگر شخصیتش.
اما تصور می كنم كه در اینجا حق با شماست. ارتباطی بین این دو ایده وجود دارد. همواره در نظرم چنین بوده كه در نواختن موتسارت چیزی اساساً بی خاصیت و توجیه ناپذیر وجود دارد. از طرف دیگر جو ایده آل حاصل از هوای ابری (یا در غیر این صورت پرده های كشیده شده پشت پنجره)، همواره شرایط لازمی كه بتوانم با تمركز لازم بنوازم را فراهم آورده اند. علاوه بر این، یك اتفاق بسیار ناخوشایند در سن دوازده سالگی در خاطرم نقش بسته است: در آن مقطعی كه «آرتور اشنابل»، بت روزگار من، به تورنتو آمد و سونات K۳۳۳ موتسارت را اجرا كرد.
•خب، قاعدتاً فرصت منحصر به فردی برای شما مهیا شده بود.
در تمام طول مدت پخش رادیویی من تشنج گرفتم و گریستم. اصلاً درك نمی كردم كه چگونه اشنابل توانسته بود مرا تا این حد از خود ناامید كند.
•آیا تاكنون پیانیستی بوده كه موتسارت نواختنش در شما تاثیر كند؟
دست كم به اندازه ای كه اشنابل در نواختن بتهوون در من تاثیر كرد نه. اما شاید دلیل این امر محدودیت های نهفته در بطن خود موسیقی موتسارت باشد.

وبگردی
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد
وقتی یک دامدار با مدرک دیپلم و ۱۱۹ فقره چک برگشتی مدیرعامل «ثامن‌الحجج» شد - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج
جزییاتی تکان‌دهنده از اقدامات موسسه ثامن‌الحجج - دو چهره مشهور تلویزیون نیز از مواهب موسسه ثامن الحجج بی نصیب نبوده‌اند. مؤسسه ثامن‌الحجج دو مبلغ ۱۸۰ میلیون‌تومانی و ۴۰۰ میلیون‌تومانی را به حساب «م.م» مجری یک برنامه تلویزیونی واریز می‌کند و عنوانی که روبه‌روی این اعداد در توضیح دلیل وجه ذکر شده، یک کلمه است؛ هدیه. اما رقم هدیه‌ای که آقای «م.م» به‌عنوان هدیه دریافت کرده، در مقابل تسهیلات دریافتی او از ثامن‌الحجج تقریبا ناچیز است.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی
نمایش دستاورد آزادی و دموکراسی - آقای مطهری بازیکنان آفریقایی تیم فرانسه را دیده ولی دورگه‌های تیم ملی خودمان را ندیده!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.
مائده‌ها و دلارهای رانتی
مائده‌ها و دلارهای رانتی - اشارت‌هایی که برخی نکات جالب توجهی دیگری در خصوص آن بیان می‌کنند، مثل مطرح شدن مساله مانتو‌های جلوباز و اشکالی که برخی مسئولان به آن وارد می‌دانند. موضوعی که موجب شد تا بعد از مدت‌های مدید و در شرایطی که بسیاری بر این باورند که شناسایی و مقابله با اخلال گران بازار می‌بایست در اولویت همه امور باشد، گشت‌های ارشاد به خیابان‌ها باز گردند.
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی  ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی !
دورهمی کثیف‌ترین برنامه جنسی ! تفکرات پیچیده یک استاد علوم انسانی ! - یکی از بحث های جنجالی دکتر فیاض در سال های اخیر اظهار نظر او در مورد وقوع بحران جنسی در ایران بوده است که حالا او معتقد است تبدیل به انقلاب جنسی شده است. با او در این زمینه مصاحبه مفصلی انجام دادیم که به زودی منتشر می شود. بخشی از این مصاحبه که درباره برنامه دورهمی است را تماشا کنید.
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری
آغوش جنسی یا مادرانه ! مشغله فکری مطهری - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند