دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

این نوگرای نستوه


این نوگرای نستوه
علیرضا مشایخی اصفهان، آهنگساز و استاد دانشگاه /متولد ۱۵/۱۱/۱۳۱۸ تهران.
هنر‌آموخته نزد لطف‌الله مفخم پایان/ (موسیقی ایرانی)/ حسین ناصحی/ (آهنگسازی)، افلیا كمباجیان (پیانو)، ادامه تحصیل در سطح عالی نزد كارل شیسكه و هانس یلینك / مؤسس «گروه موسیقی تهران» و «اركستر موسیقی نو»
مجموعه آثار:
متجاوز از چهارصد اثر كه در ۱۷۰ شماره (اپوس) تقسیم‌بندی شده است: آثار پیانو سولو (دو ‍‍CD با اجرای فریماه قوام صدری) آثار پیانو و اركستر (CD با اجرای پری بركشلی و فریماه قوام صدری)
كنسرتو ویلن و اركستر (CD با اجرای مازیار ظهیرالدینی) مجموعه آثار سمفونیك (‍‍CD با رهبری منوچهر صهبائیان)
مجموعه آثار برای اركستر موسیقی نو (CD به رهبری علیرضا مشایخی)
كتابهای موسیقایی:
كنترپوان مدال/ سلفژ / موسیقی برای پیانو/ لحظه‌ها.
در زمینه فلسفه هنر جامعه‌شناسی هنر در شكل خاطرات: همهٔ آن سالهای بی‌خاطره.
درباره سبك‌شناسی مشایخی: به طرف شرق به قلم گلناز گل صباحی.
در دست انتشار:
كتب نگرشی بر نوگرایی در آثار و اندیشه‌های علیرضا مشایخی (مجموعه مقالات، مصاحبه‌ها و ‌آثار) به قلم مجید عسگری / انتشارات مركز موسیقی حوزه هنری.
سه حلقه CD اصوات خوشحال الكترونیك / تولید مركز موسیقی حوزه هنری
علیرضا مشایخی بیش از ده سال نیست كه در ایران اقامت دائم دارد، ولی در همین ده سال، بنایی را پایه‌ریزی كرده كه از هیچ‌كس دیگر این كار ساخته نبوده است. ایمان او به راه‌اندازی یك جریان «دنیاگیر» از موسیقی مدرن ایرانی به قدری است كه باور داشتن به آن مشكل به نظر می‌رسد. اما انرژی زندگی و شادابی همیشگی علیرضا مشایخی، تردیدهای بسیاری افراد را از بین می‌برد. فوران این نشاط و پیگیری را می‌توان در كلاسهای خصوصی او دید. گو اینكه مشایخی در دانشگاه نیز كلاسهای مرتب و منظمی دارد. اما، او بیش از هر چیز، بنیانگذار یك جریان آموزش خانگی (بخوانیم «كارگاهی») در زمینه موسیقی مدرن در ایران است كه شاگردان زیادی را تربیت كرده و نگاه منتقدان و مسئولین هنری را به سوی خود متوجه ساخته است.از این گذشته، علیرضا مشایخی یك آهنگساز صرفا‌ً تخصصی و یا یك استاد دانشگاه به معنی كلیشه‌ای آن نیست.او انرژی خود را به یك زمینه محدود نمی‌كند. چرا كه نقاشی باتجربه و سخنوری مسلط است و در نظریه‌پردازی نیز مثل اكثریت موسیقیدانان ایرانی، بیگانه و نام‌آشنا نیست.
وی در‌ مدت زمانی بیشتر از چهل سال، به دو زبان زنده دنیا درباره فلسفه، ادبیات وتاریخ هنر، كتاب خوانده و با شیوه‌های نقد هنری در جهان هنر امروز، آشنایی كامل دارد.از این گذشته، موسیقی مدرن علاقه اصلی او از دوره جوانی بوده و از اقبال خوش، دوره جوانی او در اروپا با دوره بزرگ‌ترین آهنگسازان جهان موسیقی مدرن مصادف شده است.خوش‌اقبالی، عنصر مشخصه علیرضا مشایخی در اكثر موارد زندگی‌اش بوده است ولی بی‌انصافی است اگر موفقیتهای او را صرفاً مرهون این عنصر بدانیم. تلاش و كوشش پیگیری كه دارد، او را شایسته احراز لقب «نوگرای نستوه» می‌سازد و این حقیقتی است كه شاگردانش می‌توانند بر آن گواهی دهند. اگرچه در بعضی موارد حساس هم این خوش‌اقبالی همیشه همراه او نبوده است. هنگامی كه علیرضا مشایخی تحصیلات و تجربه‌های خود را در اروپا تمام كرده بود و می‌خواست به ایران برگردد، مصادف بود با انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها (دانشكده هنرهای زیبا‌ ـ گروه موسیقی) و نیز بلاتكلیفی تمام ا‌مور مربوط به موسیقی در كشور.وقتی هم كه سیزده سال بعد از آن به ایران برگشت و به‌طور جد‌ی كارش را شروع كرد، تمام توجه بخش دولتی به احیای موسیقی سنتی و سنت موسیقایی (چه موسیقی ردیف دستگاهی و چه موسیقیهای بومی ایران) معطوف بود و با موسیقی مدرن همان‌طور برخورد می‌كردند كه با شعر و نقاشی و مجسمه‌سازی مدرن. (گو اینكه همان هنر كلاسیك غربی هم با همه سابقه آشنایی‌اش با ذائقه ایرانی، چندان جایی نداشت و از آن هم استقبال زیادی نمی‌شد.)
دوره، دورهٔ سنت‌گرایی بود و جماعت اهل كنسرت و نوار، با موسیقی‌ای كه نمی‌توانستند بعد از خروج از سالن كنسرت یا خاموش‌كردن دستگاه ضبط، بلافاصله آن را با سوت بزنند، بی‌اعتنایی و حتی دشمنی می‌كردند. موسیقی مدرن، یك نوع پ‍ُز‌روشنفكری قلمداد می‌شد، نه یك نیاز جدی و هنری. شاید به خاطر آنكه زمینه فرهنگی لازم برای آن مهیا نبود. گذشته از اینكه بعد از انقلاب، حدود ۱۵ سال بود كه كسی از بلندگوی رسانه‌ها و یا سالنهای كنسرت، موسیقی مدرن نشنیده بود.مشایخی در سالهای پیش از انقلاب، خیلی زود نزد خود به این نتیجه رسید كه روی همنسلها و بزرگ‌ترها نمی‌تواند حساب كند، مگر چند نفر آدم استثنایی: اولی، غلامحسین غریب، نوازنده كلارینت، مدرس موسیقی، نویسنده، شاعر، نظریه‌پرداز و از اعضای جنبش هنری «خروس جنگی» در سالهای ۱۳۳۰ بود كه خیلی زود، از همان سالهای قبل از انقلاب، از ایده‌های مشایخی جوان استقبال كرد و با جرئتی بی‌نظیر، كلاسهای او را در هنرستان عالی موسیقی به راه انداخت. (غریب تا‌ آخرین روزهای عمر نیز دوست و مشو‌ّق علیرضا مشایخی بود.)
دومی، استاد قدیمی او در پیانو، خانم افلیا كمباجیان بود كه انگیزه‌های هنری شاگرد جوان و با‌استعداد خود را درك می‌كرد.در آن روزها، علیرضا مشایخی با همكاری خانم كمباجیان، گروه موسیقی قرن بیستم را تأسیس كرد كه درواقع محلی برای معرفی استعدادهای جوان بود.
این گروه اجراهای موفقی داشت. (آیا تا به‌حال نواری از اجراهای خاطره‌انگیز آن زمان ضبط شده است؟) همكاران این گروه از موسیقیدانان تحصیل‌كرده و پرتجربه بودند. از جمله شهره جلالی‌قاجار و فریماه قوام صدری (پیانو)، اكبر محمدی (كلارینت)، حسین سمیعیان و كامبیز روشن‌روان (فلوت)، محسن افتاده (فاگوت)‌ و هنرمندان دیگری همچون اسماعیل واثقی، اسماعیل تهرانی، محمد اهتمام، واهان آنانیان و مرلین سویندلر.در همان زمان كه دولت شاهنشاهی و سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران به سرپرستی رضا قطبی، بودجه‌های هنگفت صرف می‌كردند تا اركسترهای گران‌قیمت غربی در تهران، آثار موتسارت و بتهوون را برای هزارمین بار اجرا كنند، راهی برای عرضه و شنیدن آثار آهنگسازان تحصیل‌كرده ایرانی نبود و به ندرت قطعه‌ای شانس اجرا پیدا می‌كرد. مشایخی از آن دوران به عنوان «عقده حقارت» یاد می‌كند و معتقد است كه دولت نه تنها توجهی به آهنگسازان خوب ایران نداشت، بلكه در مقابل مشكلات خیلی آشكارتر نظیر كمبود‌ِ ساز در هنرستانهای تهران نیز بی‌توجه بود و در عوض، بودجه‌های كلان، صرف جشنها و فستیوالهای چشمگیر و «خارجی جذب‌كن» می‌شد. در آن روزگار، تمام تشكیلات هنری و دانشگاهی تهران، (بخوانید ایران!) با بودجه و امكاناتشان، نتوانستند و یا نخواستند كه به اندازه گروه موسیقی تهران، آثار آهنگسازان ایرانی را معرفی كنند. هنگامی كه مشایخی به ایران برگشت. دید كه از گروه قدیمی خود، تنها فریماه قوام‌صدری (پیانیست) در تهران زندگی می‌كند.در ملاقات با ایشان، قرار بر این شد تا گروه، مجددا‌ً احیا شود. سال ۱۳۷۲ بود و در دانشگاه تهران، گروه موسیقی هنوز درگیر این مانده بود كه ردیف میرزا عبدا... تدریس شود، یا ردیف موسی معروفی!! و از موسیقی مدرن ایرانی، در عمل، نشانی نبود.
مشایخی در فكر ایده «هزار آهنگساز ایرانی» بود. گفته‌اند این اصطلاح نمادین است و به كمبود آهنگساز در ایران اشاره دارد. البته بهتر بود می‌گفتند در كشوری كه تعداد موزیكولوگهایش از تعداد آهنگسازانش بیشتر است و تعداد نوازندگانش از عده آهنگسازانش هم كمتر است، موسیقی چه ‌وضعی می‌تواند داشته باشد!! اما مشایخی در متن پروژه خود برای تربیت آهنگسازان جوان ایرانی به تربیت نوازندگان مخصوص اركسترهای خود نیز توجه داشت و «اركستر موسیقی نو» در پاسخ به این نیاز تأسیس گردید. در بروشورهای این اركستر كه به انگلیسی نوشته شده، عنوان آن «اركستر ایرانی موسیقی نو» است. زیرا در آن از سازهای موسیقی اصیل ایرانی نظیر تار و كمانچه و تنبك استفاده شده است. استفاده‌ای مغایر و متفاوت با آن نوع برخوردی كه در موسیقی دستگاهی با این سازها می‌شود.اركستر موسیقی نو، محملی شد برای نواندیشی؛ چه از نظر تكنیك و چه تفكر موسیقایی. كنسرتهای این اركستر در محافل دانشگاهی و عمومی استقبال فراوانی را در پی داشت.حوزه فعالیتهای علیرضا مشایخی بسیار گسترده‌تر از آن است كه در یك مقاله نیم‌صفحه‌ای بگنجد.زمینه كلی مطالعات او را به دو بخش می‌توان تقسیم كرد:
جست‌وجوی تكنیكها و تركیبات سازهای ایرانی بدون بهره‌گیری از ابزار الكترونیك و كامپیوتر و بهره‌گیری از مدولاتورهای الكترونیك و كامپیوتر در زمینه تغییر شكل الكترونیكی در اصوات سازهای ایرانی.
مشایخی اولین موسیقیدان نوگرای ایرانی است كه با ذهنیت گرافیكی به موسیقی توجه كرده است. از نظر او فرایند انتقال موسیقی توسط نمادها، مجری نوعی گرافیك است و او بعد از مدتی بر این باور رسید كه نت‌نویسی موسیقی كلاسیك دیگر قادر به بیان كامل افكار او نیست.
او به سبكی در نگارش موسیقی دست یافت كه خود آن را «موسیقی روی بوم» نامیده است و آن، نگارش پارتیتورهایی است كه از تابلوهای نقاشی تشكیل شده و مخصوص «كنسرتهای نمایشگاهی» است.
تابلوها در مجموع، نماینده یك پارتیتور موسیقایی هستند و در سالنهای متفاوت به نمایش گذاشته می‌شوند و نوازندگان بر اساس نقشه‌ای از پیش طراحی شده، موسیقی را از روی تابلوها به اجرا درمی‌آورند و شنوندگان، مثل بازدیدكنندگان از یك نمایشگاه نقاشی، سالنهای متفاوت را بازدید می‌كنند و در حال تماشای نقاشی، «تابلو را می‌شنوند».مجموعه «شهرزاد» كه در گالری هفت ثمر در سال ۱۳۷۸ نمایش داده شد، تجلی این ایده نوین مشایخی است. ابداع عنوان نمادین متا‌ایكس نیز منسوب به این آهنگساز نوگرای ایرانی است. شرح جالب این ایده را باید در سایت اختصاصی او خواند.مشایخی این فرایند را «جریان موسیقی هم‌زمان» نامیده است و متاایكس، تفكری است كه همچون چتری مجموعه آثار او را دربرمی‌گیرد.
مشایخی، صراحتا‌ً عنوان می‌كند كه موسیقی از نظر او یك «زبان» است و بلافاصله مسأله حضور مخاطب را تداعی می‌كند.او با ظرافت توجه ما را به این نكته معطوف می‌كند كه موسیقی را به عنوان تفكر مورد توجه قرار دهیم و خود را از این منظر برای شنیدن آن آماده كنیم.بنابراین توجه به مخاطب به معنای ساده‌‌اندیشی آهنگساز نیست و درواقع، آگاهی نسبت به ساده‌ نیندیشیدن اوست.علیرضا مشایخی در طی ده سال به اندازه یك مؤسسه فرهنگی كار كرده و به نیروی ایمان خود و شاگردانش متكی بوده است.
نقش استادی او در ایام آموزش خانگی موسیقی و تدریس آهنگسازان به شاگردانی بااستعداد (كه ایمان وزیری از برجستگان آنهاست)، فراموش‌نشدنی است.بحث‌انگیزترین كتاب او شاید «همه آن سالهای بی‌خاطره» است كه گردش سیال در افكار، ایده‌ها و خاطره‌های اوست.علیرضا مشایخی در این كتاب، آن حرفهایی را گفته كه با موسیقی قابل بیان نیست. او با تلاش زیاد، م‍ُهری را بر لوح محفوظ تاریخ موسیقی ما زده كه قابل حذف و فراموشی نیست.

سید علیرضا میر علی نقی


منبع : پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر

مطالب مرتبط

خدمات‌ ناصری‌

ناصری‌ كه‌ تا سال‌ گذشته‌ از وضعیت‌ جسمانی‌ نسبتا مناسبی‌ برخوردار بود و همزمان‌ مدیر عاملی‌ خانه‌ موسیقی‌ و نیز هدایت‌ اركستر سمفونیك‌ تهران‌ را بر عهده‌ داشت‌ ، از اواخر زمستان‌ به‌ بیماری‌ ریوی‌ دچار شد و حالش‌ بتدریج‌ روبه‌ وخامت‌ گذاشت‌، به‌ نحوی‌ كه‌ در روزهای‌ پایانی‌ عمرش‌ ممنوع‌ الملاقات‌ شده‌ بود تا اینكه‌ در گذشت‌ .
ناصری‌ در جریانات‌ موسیقی‌ پس‌ از انقلاب‌ تاثیر گذار بود و كمتر شورا و یا مجموعه‌ سیاستگذار موسیقی‌ بود كه‌ از حضور وی‌ بی‌ بهره‌ مانده‌ باشد .فریدون‌ ناصری‌ ۷۵ سال‌ قبل‌ (۱۳۰۹ ) در تهران‌ متولد شد. از كلاس‌ پنجم‌ ابتدایی‌ به‌ هنرستان‌ موسیقی‌ رفت‌ و آموزش‌ موسیقی‌ را از آنجا شروع‌ كرد و در اواخر دوران‌ تحصیل‌ فراگیری‌ جدی‌تر موسیقی‌ را نزد دواستاد شناخته‌ شده‌ موسیقی‌ ، باغچه‌ بان‌ و ناصحی‌ دنبال‌ كرد.
وی‌ ۴ سال‌ دوره‌ عالی‌ كنترپوان‌، فوگ‌ و اصول‌ آهنگسازی‌ را نزد ؤمین‌ باغچه‌ بان‌ فرا گرفت‌ و برای‌ ادامه‌ تحصیل‌ به‌ اروپا رفت‌.او در كنسرواتوار سلطنتی‌ بروكسل‌ در كلاس‌ رهبری‌ و آهنگسازی‌ یكی‌ از مدرسان‌ صاحب‌ نام‌ به‌ نام‌ اندره‌ سوری‌ آهنگسازی‌، تصنیف‌ موسیقی‌ فیلم‌ و رهبری‌ اركستر را آموخت‌.ناصری‌ پس‌ از بازگشت‌ از اروپا در دهه‌ ۴۰ و ۵۰ (خورشیدی‌) با رادیو و تلویزیون‌ ایران‌ همكاری‌ زیادی‌ داشت‌ و همزمان‌ با شادروان‌ مرتضی‌ حنانه‌ نیز همكاری‌های‌ جدی‌ و تاثیر گذاری‌ را آغاز كرد.
وی‌ در زمینه‌ موسیقی‌ فیلم‌ آثار متعددی‌ ساخته‌ كه‌ موسیقی‌ فیلم‌ های‌ «ستارخان‌» ساخته‌ علی‌ حاتمی‌، «حسین‌ سیاه‌» از پرویز اصلانلو، «فصل‌ خون‌» از حبیب‌ كاوش‌، «محكومین‌» و «تاریخ‌ سازان‌» از هادی‌ صابر، «كفش‌های‌ میرزا نوروز» از محمد متوسلانی‌، «آن‌ سوی‌ مه‌» از منوچهر عسگری‌ نسب‌ و «ناخدا خورشید» از ناصر تقوایی‌ و تعدادی‌ ازسریال‌ های‌ تلویزیونی‌ از آن‌ جمله‌ اند. ناصری‌ در تالیف‌ كتاب‌ نیز دستی‌ چیره‌ داشت‌ كه‌ كتابهای‌ ترمینولوژی‌ موسیقی‌ و موسیقی‌ روسی‌ از جمله‌ آنهاست‌. این‌ هنرمند همچنین‌ از معدود چهره‌های‌ موسیقی‌ بود كه‌ توانست‌ به‌ عنوان‌ چهره‌ ماندگار این‌ رشته‌ معرفی‌ شود. آخرین‌ حضور ناصری‌ در صحنه‌ موسیقی‌ زمانی‌ بود كه‌ علی‌ رهبری‌ ، چهره‌ نامی‌ رهبری‌ اركستر سمفونیك‌ كه‌ پس‌ از سی‌ سال‌ به‌ ایران‌ بازگشته‌ بود، در هنگام‌ اجرا و رهبری‌ اركستر سمفونیك‌ در تالار وحدت‌ (خرداد ۱۳۸۴) از وی‌ دعوت‌ كرد تا به‌ صحنه‌ بیاید و در صحنه‌ از وی‌ و خدماتش‌ به‌ موسیقی‌ اركسترال‌ سپاسگزاری‌ كرد .
خدمات‌ ناصری‌ به‌ موسیقی‌ ایران‌
آنچه‌، اما فریدون‌ ناصری‌ را به‌ چهره‌ یی‌ تاثیر گذار درتاریخ‌ موسیقی‌ ایران‌ تبدیل‌ كرد، نه‌ كارهای‌ تخصصی‌ وی‌ در ساخت‌ موسیقی‌ فیلم‌، و یا آهنگسازی‌، كه‌ رهبری‌ اركستر سمفونیك‌ تهران‌ و نیز مدیر عاملی‌ خانه‌ موسیقی‌ بود. ناصری‌ در زمانی‌ اداره‌ اركستر سمفونیك‌ تهران‌ را به‌ دست‌ گرفت‌، كه‌ هرگونه‌ فعالیتهای‌ موسیقایی‌ در كشور با مقاومتهای‌ فراوانی‌ روبرو بود و اهل‌ موسیقی‌ از امنیت‌ لازم‌ برای‌ اجرای‌ موسیقی‌ در صحنه‌ های‌ رسمی‌ برخوردار نبودندأ اكثر آنها پراكنده‌ شده‌ بودند و جمع‌ و جور كردن‌ آنها و قبولاندنشان‌ برای‌ حضور در اركستر سمفونیك‌ خود انرژی‌ فراوانی‌ می‌ برد. بحث‌ حرمت‌ موسیقی‌، كه‌ هنوز هم‌ برخی‌ از فقها از برنامه‌ های‌ موسیقی‌ انتقاد دارند، در آن‌ زمانها با شدت‌ و حدت‌ افزونتری‌ در جریان‌ بود و مقاومت‌ و صراحت‌ و تلاشهای‌ امثال‌ ناصری‌ توانست‌ فضاهای‌ تازه‌ تری‌ را به‌ روی‌ اهل‌ موسیقی‌ باز كند.
ناصری‌ صراحت‌ لهجه‌ شگفت‌ انگیزی‌ داشت‌ و بسیاری‌ از مطالب‌ و خواسته‌ ها و نیز انتقاداتی‌ را كه‌ دیگر اهالی‌ موسیقی‌ از به‌ زبان‌ آوردنش‌ در نزد مسوولان‌ كشوری‌ عاجز بودند، با صراحت‌ تمام‌ مطرح‌ می‌ كرد. اركستر سمفونیك‌ تهران‌، اگرچه‌ در سالهای‌ اخیر با برخی‌ انتقادات‌ روبرو بود، اما حضور ناصری‌ به‌ حدی‌ بر دیگران‌ سیطره‌ داشت‌ كه‌ بحث‌ تغییر مدیریت‌ اركستر سمفونیك‌ تهران‌ و گزینش‌ رهبری‌ دائمی‌ برای‌ آن‌ به‌ یكی‌ از مشكلات‌ اهل‌ موسیقی‌ تبدیل‌ شد. در واقع‌ برخی‌ از اهالی‌ موسیقی‌ و نیز اعضای‌ اركستر سمفونیك‌ تهران‌ به‌ دلیل‌ رعایت‌ پیشكسوتی‌ شادروان‌ ناصری‌، از طرح‌ جایگزینی‌ فردی‌ به‌ عنوان‌ رهبر دایمی‌ این‌ اركستر خودداری‌ و مشكل‌ رهبری‌ اركستر را از طریق‌ دعوت‌ رهبران‌ ایرانی‌ ساكن‌ در كشورهای‌ اروپایی‌ حل‌ می‌ كردند، چرا كه‌ ناصری‌ از حدود ۶ سال‌ قبل‌ و به‌ دلیل‌ وضعیت‌ جسمی‌ و كهولت‌ سن‌ ایستادن‌ روی‌ سكوی‌ رهبری‌ اركستر سمفونیك‌ را ترك‌ كرد. همین‌ امر یافتن‌ جایگزینی‌ برای‌ وی‌ را به‌ یكی‌ از سرفصلهای‌ دشوار مدیریت‌ موسیقی‌ تبدیل‌ كرد.ناصری‌ در سالهای‌ پایانی‌ مدیریتش‌ بر اركستر سمفونیك‌ تهران‌، از نبود امكانات‌ و بی‌ توجهی‌ مسوولان‌ مركز موسیقی‌ به‌ وضعیت‌ معیشتی‌ اعضای‌ اركستر سمفونیك‌ و كر سخت‌ گله‌ مند بود و بارها در مطبوعات‌ و رسانه‌ ها وجود چنین‌ وضعیتی‌ را ناگوار و مایه‌ آبروریزی‌ اركستر سمفونیك‌ بیان‌ كرده‌ بود .حضور ناصری‌ به‌ عنوان‌ سومین‌ مدیر عامل‌ خانه‌ موسیقی‌ نیز توانست‌ نقشی‌ دیگر از وی‌ در اذهان‌ اهل‌ موسیقی‌ یه‌ یادگار گذارد. ناصری‌ زمانی‌ این‌ سمت‌ را به‌ دست‌ گرفت‌ كه‌ مدیریت‌ این‌ خانه‌ دچار تفرقه‌ و تشتت‌ عجیبی‌ شده‌ بود و بیم‌ آن‌ می‌ رفت‌ كه‌ تمامی‌ دستاوردهای‌ این‌ نهاد صنفی‌ هنری‌ به‌ جهت‌ برخی‌ اختلافات‌ از كف‌ برود. حضور ناصری‌ در خانه‌ موسیقی‌ آرامش‌ را به‌ این‌ نهاد بازگرداند و وی‌ در مدتی‌ كه‌ مدیر عاملی‌ این‌ نهاد را بر عهده‌ داشت‌، توانست‌ ضمن‌ ساماندهی‌ هیات‌ مدیره‌ و همگامی‌ با آنها به‌ راه‌ اندازی‌ كانونهای‌ ۸ گانه‌ و برگزاری‌ موفق‌ انتخابات‌ برای‌ این‌ كانونها همت‌ گمارد و نیز بیمه‌ و برخی‌ امور صنفی‌ اهل‌ موسیقی‌ را با جدیت‌ افزونتری‌ دنبال‌ كند.وقتی‌ ناصری‌ در خرداد سال‌ ۱۳۸۳ مدیریت‌ عاملی‌ خانه‌ موسیقی‌ را به‌ كامبیز روشن‌ روان‌ وا می‌گذاشت‌، در واقع‌ این‌ نهاد دوران‌ تاسیس‌ خود را به‌ رغم‌ تمامی‌ افت‌ و خیزها پشت‌ سر گذاشته‌ بود و می‌ رفت‌ كه‌ گامهای‌ تازه‌تری‌ را در جهت‌ حفظ‌ و اعتلای‌ موسیقی‌ ایرانی‌ ونیز حمایت‌ از اهالی‌ موسیقی‌ بردارد.

ابوالحسن‌ نجواكارشناس‌ موسیقی‌

وبگردی
ارز تک نرخی سیف / شوخی صدهزار میلیارد تومانی از جیب ملت
ارز تک نرخی سیف / شوخی صدهزار میلیارد تومانی از جیب ملت - سیاست‌های ارزی اخیر دولت بر اصولی استوار شد که از همان ابتدا تبعات اجرای آن قابل پیش‌بینی بود؛ به طوری که هیچ‌یک از اهداف اولیه سیاست‌های ارزی فروردین ماه تحقق ...
تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو
تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو - تجمع برخی از کسبه بازار علاء الدین و چارسو در اعتراض به وضعیت ارز
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!