دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 25 June, 2018

فرشید مثقالی


فرشید مثقالی
● درباره «فرشید مثقالی»، نقاش، گرافیست و فیلمساز
▪ متولد ۱۳۲۲ اصفهان
▪ فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه تهران ۱۳۵۰
▪ تصویرگر و تنظیم كننده صفحات مجله «نگین»
▪ تصویرگری چند كتاب برای كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان
▪ تأسیس آتلیه «چهل و دو» با مرتضی ممیز و علی اصغر معصومی
▪بنیانگذار بخش فیلم های انیمیشن كانون به همراه آراپیك باغداساریان
▪ برنده جایزه اول بی ینال «بولونیا» برای تصاویر كتاب «ماهی سیاه كوچولو» ۱۳۴۸
▪ برنده جایزه «هانس كریستین اندرسون» (نوبل ادبیات كودكان و نوجوانان) برای مجموعه آثار تصویرگری كودكان ۱۳۵۳
▪ برنده جایزه «سیب طلا» بی ینال براتیسلاوا ۱۳۵۱
▪ برنده جوایز متعدد جهانی برای تصویرگری، انیمیشن و گرافیك
▪ عضو هیأت داوران چند بی ینال و جشنواره جهانی
▪ ساخت فیلم های كارتونی «سوءتفاهم»، «آقای هیولا»، «شهر خاكستری»، «دوباره نگاه كن»
▪ تصویرگری كتاب های «عمو نوروز»، «جمشید شاه»، «شهر ماران»، «مارمولك اتاق من»، «آرش كمانگیر» و...
چهار دهه پیش بود - انگار - و كسی هم باور نمی كرد - شاید - كه یك سری تصاویر ساده و سیال از چند ماهی سیاه گرفتار در یك بركه دور از دریا، جوان گمنامی را همزمان برنده دو جایزه مهم تصویرگری دنیا بكند و برای او، جایگاه بالا و والایی به همراه بیاورد.
فكر نمی كنم اینجا فقط قصه تلخ و تاریك و به ظاهر كودكانه «ماهی سیاه كوچولو» به مذاق داوران آن دو جشنواره خوش آمده باشد و حتماً جایزه را به آن خطوط ساده فیگورها و پس زمینه اكسپرسیو نقاشی ها داده اند كه از درك و دریافت پیشرو «فرشید مثقالی» می آمد. ارزش مضاعف این دو جایزه را، كه بعدها تصویرگران بسیاری برای به دست آوردن آن به جد و جهد كوشیدند، تنها كسانی می دانند كه هم به «سطح معیار» تصویرگری كتاب كودك در آن دوره و در سراسر دنیا اشراف داشته باشند و هم به خالی بودن این عرصه مهم در ایران و هم به رقبایی كه كتاب پشت سر گذاشته بود.
همین دو جایزه هم انگار سپس پایه و مایه ای برای یك عمر كار و كوشش حرفه ای و هنری مثقالی می شود و او را به شكلی بنیادی با دنیای تصویر و تصویرگری و آنگاه انیمیشن و گرافیك پیوند می زند و اجازه می دهد او موفقیت خود را در عرصه های دیگری ببیند و بیازماید.
یكی از ویژگی های بنیادی و بكر در اغلب آفرینه های مثقالی، استفاده و كنش آزاد در برابر توان فرهنگ غنی ایرانی است. به طوری كه او بیشتر این فرهنگ و آرایه های آن را به عنوان دستمایه آثار خود برگزیده و در برگردان امروزی آن نیز تا حدود زیادی موفق بوده است.
مثقالی چنانچه در بیوگرافی شخصی خود نیز آورده است، نقاشی را در دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و در حضور كسانی چون «علی محمد حیدریان»، «محمود جوادی پور» و «جواد حمیدی» آغاز می كند و از همین رهگذر توشه ای برای همیشه و همواره هنرش برمی دارد. آغاز كار حرفه ای او اما به همكاری با مجله «نگین» و در سال های ۴-۱۳۴۳ برمی گردد. مجله ای كه هنرمند تصویرگری و تنظیم صفحات آن را به عهده می گیرد.
كار در مجله نگین با چند سال فاصله مقدمه ای می شود برای همكاری مثقالی با كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، كه مهمترین منبع تولید ایده و فكر برای گروه های سنی پائین به حساب می آمد. تصویرگری چند كتاب كودك، كه «عمو نوروز» نخستین آنها به شمار می رفت، حاصل این دوره از همكاری هنرمند با كانون بود. دوره ای دو سه ساله كه تصویرگری «ماهی سیاه كوچولو» هم در آن جای می گیرد و جایزه اول بی ینال «بولونیا»ی ایتالیا را در سال ۱۳۴۸ نصیب او می كند. جایزه ای كه در همان سال با افتخار بی ینال «براتیسلاوا» چكسلواكی و برای همان كتاب همراه می شود.
فعالیت با كانون كه بلافاصله مزیت های خود را نشان داده و به درخشش یكجا و یكباره نقاشی در سطحی جهانی انجامیده است، باعث می شود مثقالی در سال ۱۳۴۹ به كانون بپیوندد تا به همراه «آراپیك باغداساریان» بخش فیلم های كارتونی این نهاد خلاق را بنیان بگذارند. فیلم های «آقای هیولا» و «سوءتفاهم» ساخته های نخست تصویرگر جوان به شمار می آیند كه باز هم به درخشش او می انجامند و در فستیوال فیلم های كودك تهران جایزه مخصوص و دیپلم افتخار را به دنبال می آورند.
از این مقطع به بعد زندگی هنری و حرفه ای مثقالی چند شاخه می شود و این شاخه ها چنان به هم می پیچند كه تفكیك و تمایزشان، مگر به عنوان، چندان ساده نیست. خویشاوندی آثار هنرمند نیز از همین زاویه است كه آغاز و اثبات می شود. این شاخه به شاخه شدن و از شاخی به شاخ دیگر پریدن را خیلی از هنرمندان معاصر ما آزموده اند و موفق به هم سو كردن آفریده های متنوع خود نشده اند.
مثقالی این شانس را داشته كه شاخه هایی هم نهاد و هم ریشه پیدا كند و در محدوده كوچك یا بزرگ هنر خود از آنها درختی تنومند بسازد. درخت او البته مثل همه درخت های واقعی میوه های متفاوتی داده است كه میان آنها طیفی از میوه های رسیده و نارس و حتی به شكوفه نشسته می توان دید و یافت.
و اما مثقالی كه حالا (۱۳۴۹) ذوق خود را در سینمای انیمیشن نیز آزموده و به موفقیت هایی نیز دست یافته است، ضمن تولید فیلم های دیگر به طراحی پوستر برای فیلم های كانون و فستیوال فیلم كودك كانون می پردازد.
«پسر و ساز و پرنده»، «شهر خاكستری»، «دوباره نگاه كن»، «كرم خیلی خیلی خوب»، «بهتر، بیشتر»، «یك قطره خون، یك قطره نفت» و سری فیلم های «آیا می دانید چطور؟» عنوان ساخته های سینمایی این هنرمند اواخر دهه پنجاه و در كانون به حساب می آید. در همین فاصله و بین ساخت انیمیشن و طراحی پوستر، او همچنان به ایلوستراسیون (تصویری) كتاب های كودك ادامه می دهد و در سال ۱۳۵۰ جایزه افتخار بی ینال كتاب «بولونیا» (ایتالیا) را برای تصویرگری كتاب «قهرمان»، در سال ۱۳۵۱ جایزه «سیب طلا» بی ینال «براتیسلاوا» (چكسلواكی) را برای تصویرگری كتاب «آرش كمانگیر» و بالاخره جایزه «هانس كریستین اندرسون» (نوبل ادبیات كودكان و نوجوانان) را در سال ۱۳۵۳ برای مجموعه آثار تصویرگری كودكانش دریافت می كند. این جایزه اخیر را كه هنوز هیچ كس از خیل تصویرگران ایرانی كتاب های كودك و نوجوان حتی بدان نیندیشیده و مثقالی را در دنیای تصویرگری كتاب كودك دنیا تثبیت كرد، هنرمند طی مراسمی در شهر «ریودوژانیرو» برزیل می گیرد.
و اما اگر بخواهیم باز به فعالیت های هنری مثقالی بپردازیم، باید به سرپرستی قسمت گرافیك كانون و تأسیس آتلیه گرافیك «چهل و دو» با همكاری «مرتضی ممیز» و «علی اصغر معصومی» در سال ۱۳۴۸ نیز اشاره ای داشته باشیم. به این ها همچنین می توان جوایزی را افزود كه هنرمند از جشنواره های مختلف كتاب، فیلم و طراحی گرافیك در یافت می كند.
جایزه مخصوص فستیوال فیلم «ونیز» ایتالیا برای فیلم «پسر و ساز و پرنده» (۱۳۵۲)، جایزه مخصوص فستیوال فیلم «مسكو» برای فیلم «دوباره نگاه كن» (۱۳۵۴)، جایزه بزرگ فستیوال فیلم كودك «جیفونی» ایتالیا برای فیلم «دوباره نگاه كن» (۱۳۵۴)، جایزه مخصوص نمایشگاه كتاب «لایپزیك» برای كتاب «مارمولك اتاق من» (۱۳۵۴)، سومین جایزه بی ینال پوستر «ورشو» لهستان (۱۳۵۶) و جایزه «نوا» از ژاپن برای كتاب «من و خارپشت و عروسكم» (۱۳۶۴) مجموع جوایزی به شمار می روند كه او در سال های قبل و بعد از انقلاب با آفرینه های همگون و همخونش نصیب خود می كند.
علاوه براین، مثقالی داور چندین جشنواره داخلی و خارجی نیز بوده است، كه از میان آنها نیز می توان به داوری در بی ینال های تصویر گری «براتیسلاوا» و «بولونیا»، فستیوال فیلم كودك تهران و فستیوال فیلم انیمیشن «انسی» فرانسه اشاره كرد.
مثقالی مدتی نیز در پاریس مشغول نقاشی و مجسمه سازی می شود. مجسمه ها و نقاشی هایی كه البته بیش تر از جنس ولحن تصویر های ساده و رؤیایی او به حساب می آیند و علاوه بر تنوع رنگ از مواد اولیه نامرسومی چون چسب و چوب و كاغذ تشكیل می شوند. نمونه ای از مجسمه های مثقالی را می شد چند سال پیش آویزان از سقف موزه هنرهای معاصر تهران دید. اثری كه او در نمایشگاه «باغ ایرانی» و در كنار مجسمه جنبای «الكساندر كالدر» و بالای حوض روغن هنرمند ژاپنی شركت داده بود.
از مجسمه های او كه در همان سال های اقامت در پاریس درگالری «سامی كینكز» به نمایش درمی آمد، میان كتاب «مجسمه های كاغذی» هنرمند نیز می توان سراغی گرفت و دید. كتابی كه با قطع كوچك خود خیلی جدی نمی نماید، اما تداعی همان كتاب های كودك را می كند كه او تصویر گری كرده است. یك بخش دیگر از زندگی حرفه ای مثقالی را باید در آمریكا پی گرفت. بخشی كه با اقامت او در كالیفرنیا و در سال ۱۳۶۵ آغاز می شود و با راه اندازی یك استودیوی شخصی گرافیك به نام «دسك تاپ استودیو» ادامه می یابد. اقامت در كالیفرنیا و انجام كارهای گرافیكی هم بالاخره در سال ۱۳۷۳ به اقامت در شهر سانفرانسیسكو و تولید آثار مالتی مدیا و طراحی و ساخت فضاهای ویرچوال رئالیستی برای اینترنت منجر می شود.
از كارهای این دوره ۱۱ ساله مثقالی متأسفانه و انگار هنوز چیزی در ایران و در سال های بعد از بازگشت اش منتشر نشده كه در معرض دید و داوری قرار بگیرد و كتابی هم كه به منتخب آثار گرافیكی و تصویرگری او می پردازد، در واقع بیشتر مروری بر فعالیت های حرفه ای پیش از انقلاب و نمونه های پراكنده ای از آفرینه های بعد از انقلاب وی دارد.
فرشید مثقالی دهه اخیر را در ایران گذرانده است و مگر در چند نمایشگاه و چند داوری و... خیلی خود را بروز نداده است. حضور سنگین و سكوت ثقیل او كه اصلاً و انگار ربطی به آن آدم پرهیاهوی چند دهه قبل ندارد، حالا و همچنان ما را به گذشته های هنرمند و آثار درخشان او پیوند می زند. آثاری كه به قول مرتضی ممیز - دوست دیرین مثقالی - راه خود را چندان راحت باز نكرده اند و اگر تأیید جشنواره های جهانی نبود، همچنان با مخالفت های زیادی مواجه می شدند.
این جاگیری سخت و این جریان ناهموار برای هنر ماندگار مثقالی را برای مثال می توان در مراجعه به تصویرگری او از شعرهای «نیما یوشیج» یا كتاب هایی چون «می تراود مهتاب» و «آفرینش ایرانی» كه در دهه پنجاه به طور مشخص دید و دریافت كرد. آثاری كه از كلاژ همزمان ذهنیت های كودكانه و بزرگسالانه به وجود آمده اند و به طور ضمنی جدال هنرمند با دنیای اطراف را نیز نشان می دهند. این جدال كه بیشتر با سكوت و از سكوت آغاز و دامنه های آن تا شعر سپید و گاه نیمایی نیز كشیده می شود، در بازخورد كودكانه اش انقلابی تصویری و تجسمی است و در تأویل و تحویل به دنیای آدم بزرگ های این سرزمین بسیار خشك و خشن و بی روح به حساب می آید. اینجاست كه همین آفرینه ها راه خود را به سرزمین های دیگری می گشایند و در متن بهتر و بزرگتری به سنجش در می آیند و جواب می گیرند.
«ماهی سیاه كوچولو» كه حالا نسل های بسیاری آن را دیده و خوانده اند و در تعیین و تكوین مسیر فكری و هنری مثقالی تأثیر به سزایی داشته و گذاشته است، در بازگشت به سال های آفرینش اش و در بازگشت به هنر تصویرگری و گرافیك همان سال ها، به گونه ای حدیث نفس هنرمند نیز می نماید و این بس بعید و عجیب نیست كه او باید در میان داشته ها و نداشته های این دو هنر راه دیگری می یافت كه با وجود محدوده مشخص و مستقل خلاقیت و ابداع در آن، حالا پیروان بسیاری دارد. مثقالی با همان خطوط ساده و سیاه و سیال و در همان سال ها ثابت كرد كه آن بركه جای زندگی نیست و باید به دریا اندیشید.


منبع : روزنامه ایران

مطالب مرتبط

مریم حامد اسماعیلی : با وانت آمدم، با وانت هم بر می گردم...!

مریم حامد اسماعیلی : با وانت آمدم، با وانت هم بر می گردم...!
ارزش یک گزارش یا خبر همواره به آن نیست که به سراغ چهره های مشهور بروی؛ گاهی مصاحبه با چهره ای نه چندان مشهور برای معرفی هنرش به علاقه مندان هنر، واجد ارزش های آشکار و پنهان زیادی است؛ بخصوص وقتی این هنرمند شهرستانی و محروم از بسیاری از امکانات باشد و مثلا برای آوردن تابلوهای نقاشی اش به تهران و آویختنش به در و دیوار نمایشگاه، در حد رنجنامه یک سفر طولانی، حرف برای گفتن داشته باشد. «مریم حامد اسماعیلی» هنرمند نقاش تبریزی است که به تازگی ۴۰ تابلوی نقاشی اش در خانه هنرمندان و نگارخانه شفق فرهنگسرای دانشجوی تهران به نمایش درآمدند. نشستن پای صحبت های او دستگرمی خوبی برای آشنا شدن با بخشی از دغدغه ها و مشکلات هنرمندان شهرستانی است که می خواهند در تهران نمایشگاه برپا کنند و سری در سرها در بیاورند.
▪ برای شروع، مختصری از خودتان بگویید؟
ـ مریم حامد اسماعیلی هستم، متولد سال ۱۳۵۷ در تبریز و لیسانس نقاشی. از سال ۷۲ نقاشی را به دلیل علاقه ای که به این هنر داشتم در زادگاهم تبریز شروع کردم و سال ۷۸ اولین نمایشگاه انفرادی ام را پس از شرکت در چند نمایشگاه گروهی برگزار کردم. در سالهای پس از آن هم در نمایشگاه های مختلفی از جمله نمایشگاه نقاشی جهان اسلام در سال ۸۵ و دوسالانه های مختلف نقاشی که آخرین آنها دوسالانه هفتم بود، شرکت کردم.
▪ چه عناوینی تاکنون کسب کرده اید؟
ـ در سال ۷۵ در نمایشگاه میرزا کوچک خان جنگلی سوم شدم. سال ۷۶ هم در مسابقات مدارس متوسطه در سطح کشور اول شدم و سال ۸۶ هم در مسابقات استانی هنرهای تجسمی تبریز سوم شدم.
▪ معمولا هنرمندان شهرستانی برای برپایی نمایشگاه در تهران مشکلات زیادی دارند که مطمئنم برای شما هم نمونه هایی از این مشکلات پیش آمده، در این خصوص صحبت بفرمایید. چطور آمدید تهران؟
ـ مشکلات که چه عرض کنم! واژه «مشکل» دیگر جوابگوی گفتنی های دل هنرمندانی مثل من نیست. درست دو روز مانده به شروع وقت نمایشگاهم، تلفنی خبر دادند که پس فردا تهران باش !دیگر نفهمیدم چه کار کنم. بلافاصله به فرودگاه و راه آهن و ترمینال رفتم، شاید بتوانم این همه تابلو را بدون آسیب رساندن به آنها به تهران بیاورم؛ اما متاسفانه بسته بندی این همه تابلو امکان پذیر نبود. آخرش مجبور شدم یک وانت کرایه کنم و تابلوها را بیاورم. در راه هم دو تا از تابلوهایم را باد برد. خلاصه با دردسر بسیار، به موقع خودم را به تهران و نمایشگاه رساندم.
▪ پس به قول تبریزی ها واقعا یورول میاسن! (خسته نباشید) لابد همین طور هم باید برگردید...
ـ بله دیگر، کاش می توانستم برای شما و خوانندگان روزنامه تان آذری صحبت کنم تا راحت تر دنبال واژه بگردم و درست تر مقصودم را بگویم!باور کنید یک هنرمند نقاش برای برپایی نمایشگاه در تهران با مشکلات عدیده ای روبه روست. تازه باید بگویم ماجرای این سفرم به خیر گذشت. برای شرکت در دوسالانه هفتم که بهمن ماه آمدم، در خرمدره به چنان بورانی برخوردم که کم مانده بود باد و بوران من و ماشین را هم ببرد، چه برسد به تابلوهایم. برای همین، در این سفر هم همواره استرس داشتم که مبادا باران بیاید و تابلوهای بی حفاظ در عقب وانت را از بین ببرد، که خدا کمک کرد و به خیر گذشت.
▪ حال که این صحبتها پیش آمد، در مورد مشکلات عمده نقاشان امروز هم صحبت کنیم. این مشکلات از نظر شما چیست؟
ـ مشکلات که زیاد است، ولی عمده ترین آنها گرانی وسایل، نداشتن امکانات لازم از جمله نداشتن مکان مناسب برای ارائه کار، بیمه نبودن نقاشان و در کل حمایت نکردن از هنرمندان نقاش است.
▪ وضعیت امروز نقاشی را می پسندید؟
ـ منظورتان دقیقا از وضعیت امروز چیست؟
▪ مثلا تجریدی و انتزاعی شدن بیش از حد نقاشی ها؟
ـ ببینید، هنر در هر دوره ای باید حرف خودش را بزند. ما الان دوره مدرن را پشت سر گذاشته ایم و درعصر پست مدرن هستیم. دیگر سبک خاص داشتن مهم نیست و معنا و مفهوم سابق خود را ندارد. به نظر من، به تعداد هر هنرمند و هر ایده ای ، یک سبک وجود دارد. البته، برای پی بردن به مقدمات هر هنری در دانشگاه، دوره ها و سبک هایی را مطالعه می کنیم ولی بعد از دانش آموختگی، یک هنرمند با احساسات و فکر خودش بر مبنای میزان شناختش از زیبایی شناسی هنر، به ارائه هنرش می پردازد. در کارهای من هم آبستره زیاد دیده می شود، ولی با فرم لازم همراه است. بیشتر دنبال این بوده ام که مخاطب از هر اثرم خودش ایده بگیرد و هر کس برداشت خودش را داشته باشد. ضمن اینکه به نقش رنگ هم در آثارم خیلی اهمیت می دهم.
▪ اتفاقا سؤال بعدی من هم در خصوص همین رنگها بود که خیلی در تابلوهای شما نمود داشته و بیشتر هم طیف رنگهای سرد مثل آبی و بنفش هستند...
ـ خب، طبیعی است چون من فرزند آذربایجان هستم و آب و هوای آذربایجان همیشه سرد است. البته همیشه در استفاده از رنگ، به رنگهایی که درکودکی بیشتر برایم جالب بوده اند (مثل همین رنگهایی که نام بردید) نگاه ویژه ای داشته ام. می دانید که در کودکی انسان صداقت و قداستی وجود دارد که در دوره های بعدی زندگی انسان،نمونه اش را کمتر می توان یافت. من هم سعی می کنم با رجوع به آن دوران، کارم را ارائه کنم.
▪ نظر یک بازدید کننده در دفتر نظرات برایم جالب توجه بود، شاید برای شما هم جالب باشد. ایشان نوشته بود: رنگ را در بوم پرتاب نکنید. رنگ، خون نقاشی است آن را باید به هیجان آورد، ولی از بیهودگی باید پرهیز کرد. در اینکه آن را به خدمت نقش در آورید وسواس بیشتری به خرج دهید... نظر شما چیست؟
ـ درست است. البته باید بگویم رنگهای برخی تابلوی من پرتابی هست، ولی بیهوده نیست. البته هر کسی برداشت خود را دارد. همان طور که گفتم، کارهای من آبستره است ولی فرم و ساختارمندی اش را حفظ کرده است.
▪ دو سالانه هفتم را چگونه دیدید؟
ـ داوری ها خوب نبود. ضمن اینکه نباید کارهای ما را کنار کار استادان می گذاشتند که به کیفیت کار ما لطمه زده و در نگاه مخاطب کار ما ضعیف جلوه کند.
▪ و صحبت آخر؟
ـ با تشکر از شما. حرف آخرم در مورد محروم ماندن شهر تبریز است. تبریز خیلی شهر بزرگی است و خیلی قدمت هنری و معماری دارد، ولی هیچ امکاناتی برای هنرمندان ندارد. مثلا موزه هنر معاصر ندارد و... به طور کلی به هنرمندان اصلا نمی رسند. مثلا خانمی مثل من اگر در تهران فامیلی نداشته باشد، چگونه می تواند برای ارائه کارهایش یک هفته در تهران بماند؟! فکر می کنم این وظیفه مسؤولان استان است که با هماهنگی مرکز، چاره ای برای این معضل بیندیشند.
واقعاً این همه دغدغه، وقت و توانی برای هنرمند نمی گذارد که بتواند بدون داشتن مشکل راحت به ارائه هنرش بپردازد. امیدوارم مسؤولان کشور و بخصوص تبریز برای رفع این مشکلات چاره ای بیندیشند.

وبگردی
قیمتهای روانی  / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم
قیمتهای روانی / این آقایان عاقل / و بیجاره مردم - افاضات امروز معاون اول رییس جمهور، البته قبلتر نیز از زبان دیگر مقامات اقتصادی دولت از جمله نهاوندیان و نوبخت شنیده شده بود. یک اظهارنظر کلی و تاکید بر «عدم نگرانی مردم درباره وضعیت معیشتی» ! عجیب است این جملات شگفت انگیز از زبان جهانگیری که خود از منتقدان وضعیت مشابه در دوران احمدی نژاد بود. او حالا همان جملات را با همان ادبیات تکرار می کند! اما آقای جهانگیری! حقیقتاً این دلار و آن سکه و و قیمت های…
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!