دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ / Monday, 26 February, 2018

حکمت قرآنی


حکمت قرآنی
حیات معنوی و زندگی برتر در دنیا و آخرت که برترین سعادت و خواسته هر انسانی است از راه های مختلف به دست می آید که صراط مستقیم کوتاه ترین، راست ترین و دست یافتنی ترین و آسان ترین آن است. از این رو نیازی نیست که برای دست یابی به آن از راه هایی سخت و توانفرسا رفت چنان که قرآن با اشاره به سخت گیری هایی که برخی از مسیحیان بر خود تحمیل کرده و از آن به رهبانیت یاد می شود می فرماید که ما چنین چیزی از ایشان نخواستیم و نیازی نیست تا از این راه دشوار رفت. این راه سخت از همان دسته راه هایی است که در فرهنگ های غیر توحیدی مانند مرتاضان هندی و سرخ پوستی وجود دارد و پیروان و سالکان راه را به سوی آن هدایت و تشویق می کنند.
راه قرآن با خصوصیات گفته شده به گونه ای است که آدمی را به شگفت وا می دارد که اگر این راه آن چنان آسان کوتاه و گویاست پس چرا این اندازه مردم برای دست یابی به آن با سختی رو به رو می شوند و نومیدانه و سرخورده باز می گردند. حکمت قرآنی که بیانگر عرفان توحیدی است همان راهی است که می توان به این سعادت دست یافت و از آن در دنیا و آخرت بهره مند گشت. در این نوشتار تلاش بر آن است که بر پایه آموزه های قرآنی این راه بازخوانی شود. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:
● معناشناسی حکمت قرآنی
حکمت دست یابی به حق، به وسیله و سببیت علم و عقل است. این واژه هرگاه به خدا نسبت داده می شود به معنای شناخت چیزها و ایجاد آن در نهایت استواری و کمال و اتقان است؛ اما هرگاه به انسان نسبت داده شود به معنای شناخت موجودات و انجام دادن نیکی هاست.
این معنایی است که راغب اصفهانی در کتاب خود مفردات بدان اشاره می کند. به نظر می رسد که تفسیر وی از حکمت دارای دو شاخه و مؤلفه و عنصر اساسی و بنیادین است که به دو حوزه بینشی و کنشی باز می گردد. حکیم کسی است در حوزه بینش و نگرش به شناخت حقیقی دست یافته و در عمل و حوزه کنش ها و واکنش ها بر پایه حقیقت حرکت می کند و زندگی خویش را سامان داده و مدیریت می نماید.
از آن جایی که در مفهوم حکمت اتقان و استواری خاصی شرط شده است به گونه ای که هیچ گونه خلل و سستی در آن راه نیابد بیش ترین کاربرد واژه در آن دسته از دانش ها و معلومات عقلی است که مطابق با واقع باشد و هیچ گونه دروغ و باطلی در آن راه پیدا نکند. (المیزان مجلد۲ ص۳۹۵)
صاحب کتاب مصباح می نویسد که تنها زمانی حکمت بر مفهوم واقعی آن تطبیق می کند که صاحب آن را از اخلاق پست برهاند و به کارهای نیکو بکشاند. (مصباح مجلد۱ و ۲ ص۱۴۵)
با توجه به اظهارنظر استادان واژه شناسی و کاربردهای قرآنی آن می توان گفت که حکمت دانش رشدی و شناخت کامل و حقیقی و واقعی است که در حوزه عمل و کنش های نیکو خود را نشان دهد و حکیم را به حقایق چیزها آگاه و بر اعمال نیکو وادار سازد.
به سخنی دیگر با توجه به کارکردها و آثاری که قرآن برای حکیم و اهل حکمت برمی شمارد می توان به این نکته دست یافت که حکمت چیزی جز شناخت حقیقی و درست و عمل صالح و پسندیده نیست که هم ناظر به عرفان نظری و هم عرفان عملی است؛ چنان که هم ناظر به تزکیه نفس و اصول اخلاقی و هم هنجارهای اجتماعی می باشد.
در آیه۱۲۹ سوره بقره تعلیم حکمت از سوی پیامبر(ص) به عنوان زمینه و بسترساز تزکیه و پاکسازی آنان از آلودگی هاست؛ چنان که در آیه۶۳ سوره زخرف التزام به حقایق حکمت آمیز را زمینه ای برای حل برخی اختلافات در میان مردم و پذیرش فرمان ها و قوانین وحیانی و اطاعت از آن برمی شمارد که به حوزه عمل اجتماعی و سیاسی توجه دارد. این مسئله در آیات ۱۲۷تا ۱۳۷ سوره بقره به شکل دیگری توضیح و تبیین می گردد. به این معنا که تعلیم حکمت و آموزش آن از سوی پیامبر را علت و راهی برای رسیدن آنان به مقام تسلیم برمی شمارد که در حقیقت هم حوزه اطاعت فردی نسبت به دستورها و آموزهای خدا را دربرمی گیرد و هم شامل فرمان های اجتماعی و سیاسی پیامبر و اولوالامر می شود.
در حوزه تزکیه نفس نیز به کارکرد حکمت به گونه دیگر اشاره می شود و تبیین می گردد که چه سان برخورداری از حکمت و معرفت حق زمینه قرارگرفتن انسان در زمره صالحان و نیکوکاران می شود که همان مسئله پای بندی عملی در مقام کنش و واکنش است. (شعراء آیه۸۳)
تأکید خداوند به این که انسان بهره مند از حکمت از گمراهی مصونیت می یابد چیزی جز این نکته نیست که حکمت دانشی رشدی و تأثیرگذاری است که می تواند انسان را از افتادن در لغزش باز دارد. این کارکرد به گونه ای است که می توان مدعی شد که حکمت واقعی دانش رشدی است که انسان را هم در بینش و هم در نگرش و کنش حفظ می کند و به نوعی عصمت می رساند. (نساء آیه۱۱۳) بنابراین برخی با توجه به این مطالب گفته اند که خاستگاه و ریشه عصمت را می بایست در علم رشدی دانست که همان حکمت است. از این روست که قرآن حکمت را فضل و عطیه الهی دانسته (نساء آیه ۵۴ و بقره آیه ۲۶۹) و کسی که از آن برخوردار گردد را به عنوان دست یابنده به خیر فراوان و کثیر یاد می کند.(همان)
● زمینه های بهره مندی از حکمت
همان گونه که گفته شد حکمت در آموزه های قرآنی هرچند از مقام و ارزش والایی برخوردار است و به نظر می رسد که نتوان به سادگی بدان دست یافت با این همه راه کارهای قرآنی برای دست یابی به حکمت نشان می دهد که برخلاف باور عمومی به سادگی و از کوتاه ترین و آسان ترین راه می توان به مقصد رسید و نیازی نیست تا تلاش هایی بیرون از اندازه توش و توان آدمی صورت داد.
قرآن برای دست یابی به حکمت قدسی و دانش رشدی به اموری چند اشاره می کند که می تواند به عنوان زمینه ساز و بستر دست یابی به آن تاثیر مستقیم و سازنده ای داشته باشد.
بی گمان برای دست یابی به حکمت بهترین و آسان ترین چیز آموزه های وحیانی است که به شکل کتاب های آسمانی به سوی بشر فرو فرستاده شده است. قرآن راه بهره مندی از حکمت را فراگیری کتاب های آسمانی و وحیانی بر می شمارد. از مهم ترین و کامل ترین کتب آسمانی و آموزه های وحیانی می توان از قرآن یاد کرد. در آیات بسیاری به این مهم اشاره شده است که هدف از بعثت پیامبران فرستادن کتاب راهنما و قانونی است که انسان با بهره گیری از علوم و معارف آن می تواند به شناخت کامل از هستی و اهداف آفرینش و نیز آفریده های جهان دست یابد. افزون بر این بعثت این بستر و زمینه را برای انسان فراهم می آورد تا بتواند به دانشی دست یابد که از آن به دانش حکمی یاد شده است. برای دست یابی به این دانش رشدی بهره گیری و عمل به آموزه های دستوری کتاب های آسمانی و به ویژه قرآن ضروری است.
تاکید قرآن بر جداسازی کتاب از حکمت با آن که کتاب های آسمانی حاوی و در بردارنده آن می باشد از آن روست که حکمت تنها دانش به قانون زندگی نیست و چنان که پیش تر گفته شد حکمت دانش همراه با عمل است. از این رو می توان گفت که شناخت کتاب های آسمانی و عمل به آن خود زمینه ساز و بستری برای دانش رشدی و حکمت است که از مقام برتری برخوردار می باشد. در همه آیاتی که به مساله کتاب و حکمت اشاره شده است این مساله به خوبی نمایانده شده است که بهره گیری از کتاب زمینه ساز دست یابی به حکمت علوی و دانش رشدی است. (بقره آیه ۱۲۹ و ۱۵۱ و ۱۳۱ و آل عمران آیه ۸۱ و ۱۶۴ و نیز جمعه آیه ۲ و آیات دیگر)
دومین عاملی که قرآن به عنوان زمینه ساز و بستر مناسب برای دست یابی از حکمت از آن یاد می کند تلاوت و خوانش دیگری از آیات قرآن و کتب و حیانی است. بی گمان تلاوت به معنای خوانش پیاپی همراه با تدبر و تفکر در هر موضوع که ارتباط میان آیات حفظ شود و اصل محوری توحید در هر مساله و مطلبی از یاد نرود و به فراموشی سپرده نشود می تواند ذهن و وجود شخص را به نقطه مرکزی یعنی توحید توجه دهد و به این گونه از ظاهر و پوسته آیات به بطن آن راه یابد. این گونه است که ملکوت چیزها و باطن آن بر وی آشکار می شود و آگاهی کاملی از آن می یابد.(همان)
مهم ترین عامل پس از مساله شناخت و آگاهی از راه آیات وحیانی را می توان در رفتار و عمل انسانی جست. قرآن آن گاه که به عوامل بستر ساز حکمت اشاره می کند به مساله اعتدال توجه می دهد. به نظر قرآن دست یابی به اعتدال در مقام عمل مهم ترین عاملی است که می تواند شخص را به حکمت واقعی و دانش رشدی برساند. قرآن با تاکید بر مساله استوا و اعتدال به این مهم توجه می دهد که شخص اگر نتواند خود را در حوزه عمل به گونه ای بسازد که رفتاری معتدل و میانه نداشته باشد هرگز به موفقیت دست نخواهد یافت. اگر به حوزه هنجارهای اجتماعی و یا اخلاق فردی که قرآن از آنها به فضلیت یاد کرده توجهی شود به آسانی دانسته می شود که فضلیت تنها در اعتدال است. از این رو امت اسلام را امتی معتدل و میانه رو می شمارد و به همین فضلیت است که به عنوان امت و ملتی شاهد و نمونه برای دیگر جوامع بشری معرفی می کند. قرآن در آیه ۱۴ سوره قصص درباره دست یابی به حکمت به مساله استوا و اعتدال توجه داده است و آن را عامل مهمی برشمرده است.
مساله دیگری که ارتباط تنگاتنگی به حوزه عرفان عملی و هنجاری و اخلاقی دارد مساله تزکیه نفس است. قرآن دست یابی به حکمت را بی تزکیه امری ناممکن و ناشدنی بر می شمارد. از این رو از طهارت و پاکی نفس به عنوان زمینه فراگیری حکمت الهی یاد می کند. در آیه ۱۵۱ سوره بقره و نیز ۱۶۴ آل عمران و آیه ۲ سوره جمعه مساله تزکیه نفس و خودسازی ضمن بیان اهمیت آن تزکیه نفس را به عنوان هدف بعثت بر می شمارد.
داشتن توانایی های جسمی و بلوغ فکری از اموری است که بی گمان نیازی به گفتن آن به عنوان بستر و زمینه ساز دست یابی به حکمت نیست. هر انسان نیازمند برای رسیدن به اهداف بلند نیازمند توانایی های جسمی و عقلی است. استاد آیت الله حسن زاده آملی در بیان این مساله در هنگام درس می فرمود: نیاز به بدن سالم و توانایی جسمی از آن رو مهم است که عمل به بسیاری از آموزه های قرآنی بی تن سالم ممکن نیست. وی درباره مساله بهره گیری از امکانات مادی برای دست یابی به دانش و رشد حکمی به مساله نیاز به دانش و مال می گفت: مساله دانش و پول مانند مساله کشتی و آب است. کشتی بی آب جز تخته پاره هایی نیستند که روی هم گرد آمده اند. کشتی بی آب مفهوم و معنایی ندارد. بنابراین آب است که به کشتی معنا و مفهوم می بخشد. مال نیز برای انسان همانند این آب است. برای دست یابی به تن سالم و زندگی سالم نیازی به مال و نعمت هایی است که خداوند به انسان داده است. شرط آن است که این مال و نعمت دنیوی در دل انسان جا نگیرد چنان که آب که مایه معنابخشی به کشتی است زمانی است که در بیرون آن است و کشتی بر آن سوار است و هرگاه این آب به درون کشتی برود همان خود عامل هلاکت و نیستی کشتی می شود. پس از عامل حیات خود عامل هلاکت است زمانی که دو چیز جا به جا شود و آن که بیرون و مرکب است خود به درون آید و سوار شود. تن آدمی می بایست در کمال اعتدال و رشد و بالندگی باشد تا بتواند از همه توانمندی ها و ظرفیت وجود اش بهره مند گردد. (یوسف آیه ۲۲و قصص آیه ۱۴)
قرآن احسان را در مفهومی به کار می برد که می توان آن را مقامی بلند و والا برشمرد. احسان در حقیقت گامی فراتر از عمل به آموزه های دستوری وحیانی است. از این رو اگر عدل را عمل به آموزه های وحیانی بر شماریم احسان شامل هر نیکی و عمل به پسندیده ای است که از انسان انتظار عمل به آن را ندارد. احسان با توجه به مصادیقی که قرآن بیان می کند امری فراتر از عمل به واجب و ترک حرام است. از این رو ایثارگری را می توان در حکم احسان دانست. کسی که بخواهد به حکمت رشدی دست یابد می بایست اهل احسان باشد. قرآن حکمت رشدی را به عنوان پاداش احسان بر می شمارد از این رو می توان گفت که حکمت رشدی می تواند بازتابی از احسان باشد. (همان پیشین)
این ها نمونه هایی است که در قرآن به مساله حکمت رشدی و راه های دست یابی به آن ذکر شده است. با نگاهی به مطالب پیش گفته می توان گفت که چرا بر این باوریم که دست یابی به حکمت برخلاف باورها و القائات سوء بسیار آسان و کوتاه است.

فرشته محیطی

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

قرآن و استقلال فرهنگی


قرآن و استقلال فرهنگی
"فرهنگ" مجموعه ای از باورها، آیین، آداب، رسوم، سنت ها و دین است که هویت هر جامعه انسانی را شکل می بخشد و از دیگر جوامع متمایز می سازد. قرآن اختلاف فرهنگی را امری طبیعی و در راستای رشد و تکامل فردی و جمعی انسان و جوامع انسانی بر می شمرد. تمدن های انسانی، اشکال تجسمی فرهنگ ها هستند. از این روست که هر فرهنگی، خاستگاه تمدنی متفاوت از دیگر تمدن ها می شود و فرهنگ های دیگر نیز، برآیند فرهنگی دیگر تمدن ها را که به شکل فرآورده های تمدنی، تجسم خارجی یافته اند، به سادگی نمی پذیرند و از آن سر باز می زنند. بر همین اساس است که برخی فرهنگ ها، کاربرد واژگان دیگر تمدن ها را نمی پذیرند، زیرا بر این باورند که هر یک از این واژگان دارای بار فرهنگی خاصی است که از طریق فرآورده های فرهنگی و به شکل تجسمی آن (تمدن) می کوشد تا در فرهنگ و تمدن دیگر نفوذ کرده و آن را تحت کنترل خود در آورد. واکنش جوامع فرهنگی چون فرهنگ اسلامی و یا سرخپوستی و یا کنفوسیوسی، نسبت به فرهنگ واژگان تمدن غربی را می توان بر پایه این باور توجیه و تحلیل کرد.
هر واژه و یا فرآورده فرهنگی و تمدنی، مجموعه ای از فرهنگ و تمدن را با خود به همراه دارد که پذیرش آن، لوازم و پیامدهایی به دنبال دارد که می تواند برای فرهنگ گیرنده و پذیرنده، مخرب و زیانبار باشد. حتی خرده فرهنگ ها نیز در میان کلان فرهنگ ها از این احساس که مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته اند، رنج می برند. واکنش تند فرهنگ فرانسوی، نسبت به فرهنگ انگلیسی و بازتاب آن در حوزه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، نمونه عینی این واکنش و رد فرهنگی میان دو خرده فرهنگ از یک تمدن و فرهنگ کلان مشترک است. از این رو، بسیاری از اندیشمندان بر این باورند که موجودیت و هویت هر جامعه و تمدنی از استقلال فرهنگی آن جامعه بر می خیزد و خاستگاه استقلال در هر حوزه دیگری را نیز باید در استقلال فرهنگی جست. به این معنا که فرهنگ به عنوان ریشه و خاستگاه تمدن، اصلی ترین نقش را در حوزه استقلال و حفظ آن در همه جنبه ها و حوزه ها دارد. اگر فرهنگی دست خوش تغییرات ژرف گردد و استقلال خود را در میان فرهنگ های دیگر از دست دهد، آن جامعه و تمدن منسوب به آن فرهنگ نیز دچار بحران هویت و فروپاشی می شود و استقلال خود را در دیگر حوزه ها چون نظامی، اقتصادی، سیاسی و تمدنی از دست می دهد. ریشه این نظریه را می بایست در این امر جست که فرهنگ به عنوان مجموعه ای از اندیشه ها و باورها، با روح و جان فردی و یا جمعی جامعه در ارتباط مستقیم است.
اندیشه و بینش انسانی است که هویت فردی و یا جمعی انسان را می سازد و به آن معنا و مفهوم می بخشد. از این رو، هر گونه تغییر و دگرگونی در حوزه بینش، نگرش، اندیشه و باورها به سرعت تأثیر خود را در حوزه های دیگر به جا می گذارد. بنابراین استقلال فرهنگی به عنوان ضامن و حافظ استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی عمل می کند و تمدنی را از تمدن دیگر جدا و متمایز می سازد. اگر انسان و یا جامعه ای از نظر بینش و اندیشه و فرهنگ مستقل نباشد، نمی تواند مدعی استقلال در حوزه های دیگر شود. قرآن هر چند برای همه فرهنگ ها و تمدن ها، ارزش و جایگاه خاصی قایل است و به همه آن ها به عنوان فرآورده های انسانی و تولیدات خلیفه الهی در قرارگاه زمین می نگرد، ولی در این میان به تمایزهای ارزشی نیز قایل است. وقتی قرآن از امت و جامعه و یا فرهنگ شاهد، نمونه و میانه سخن می گوید، تفکیک ارزشی میان فرهنگ ها و تمدن ها قایل می شود. بنابراین، با حفظ احترام به همه فرهنگ ها و تمدن ها، فرهنگ و تمدن البته مبتنی بر اصول ارزشی اسلام یعنی فرهنگ حقیقی و ناب اسلامی و قرآنی را برتر از دیگر فرهنگ ها و تمدن ها بر می شمارد. این تفکیک ارزشی میان فرهنگ و تمدن اسلامی (البته قرآنی و ناب که شاید در حال حاضر و گذشته آرمانی بوده است) و دیگر تمدن ها از آن رو صورت می گیرد تا فرهنگ اسلامی قرآنی به عنوان الگوی کامل و راه مستقیم سعادت دو سرای قرار گیرد و دیگر جوامع انسانی نیز دست کم در برخی از حوزه ها، خود را با آن هماهنگ سازند. البته این به معنای نابودی دیگر فرهنگ ها، زبان ها و آداب و رسوم مفید و عقلایی نیست، چرا که تفاوت فرهنگی و زبانی و سنت های متفاوت، خود انگیزه و خاستگاه تکامل و رشد انسان و جوامع انسانی است. بلکه سخن آن است که نوعی اشتراک در برخی از اصول فرهنگی که برای جوامع بشری مفید و سازنده است، پدید آید. بنابراین سخن گفتن از استقلال فرهنگی به معنای آن نیست که از اصول عقلایی، ارزشی و فرهنگی مفید و سازنده دیگر جوامع بهره نگیرند، زیرا برخی ارزش های اخلاقی در فرهنگ های دیگر، برخاسته از اصول عقلایی و بشری است که به عنوان پیامبر باطن انسانی عمل می کند و اسلام و قرآن، آن ها را ( چه موجود و چه آن هایی که پس از این پدیدار می شوند) تأیید کرده و می کند. همان اصول ارزشی عقلایی که از آن در اصول فقه اسلامی به سیره عقلایی یاد می کنند و بر آن مهر تأیید می گذارند. از همه این ها گذشته، اسلام و قرآن خواستار هویت یابی فرهنگی امت و جامعه اسلامی است. بر همین پایه و با شعار شعوربخش و هدایت گر "قولوا لا اله الا الله تفلحوا"، زنجیرهای فرهنگی و تمدنی بردگی و جهل و بندگی را از دست و پای بشریت بر می دارد (۱). هدف از این حرکت بینشی و نگرشی آن است تا انسان را در جایگاه واقعی خود قرار دهد و فرهنگ و بینش، مهم ترین عامل رسیدن به این مقصود شناخته و دانسته می شود.
● هویت بخشی به فرهنگ و تمدن اسلامی
قرآن، برای رسیدن به استقلال فرهنگی و هویت بخشی تمدنی و جلوگیری از وابستگی های فرهنگی، راهکارهایی ارایه داده است که در این جا به بخشی از آن می پردازیم:
۱) قرآن
قرآن به عنوان مهم ترین عامل برای استقلال فرهنگی و تمدنی اسلام شناخته و معرفی شده است، زیرا با قرآن به عنوان کتاب و قانون اساسی امتی که می بایست در درون تمدن ها و فرهنگ ها برخیزد و هویت مستقل بیابد، این امکان فراهم آمد تا امت اسلام، هویتی مستقل پیدا کند. هر جامعه و تمدن و فرهنگی نیازمند اصولی اساسی است که به عنوان امر ثابت از نسلی به نسل دیگر منتقل می گرد و نسل حاضر با تلاش و کار فرهنگی می کوشد، تا آن مبانی و اصول را به نسل دیگر آموزش داده و بر پایه آن تربیت کند. از این عمل در علوم اجتماعی، به جامعه پذیری یاد می کنند. جامعه پذیری موجب می شود تا همبستگی اجتماعی و وحدت رویه و عمل در میان نسل ها حفظ شود و سنت ها انتقال یابد. سنت ها و اصول اساسی هر فرهنگ، می تواند به دو شکل شفاهی و کتبی منتقل گردد. در قرآن و گزارش های تاریخی، ما با هر دو شکل حفظ فرهنگی جوامع آشنا شده ایم. به عنوان نمونه فرهنگ یهودی به شکل کتاب، از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. در این کتاب اصول اساسی و ارزش های بنیادین نوشته و ثبت شده است و هر نسلی به کمک آن می تواند از روش و سنت های فرهنگی پیشینان خود مطلع شود و بر پایه آن عمل کند. این روش از فواید چندی برخوردار است؛ از مهم ترین آن ها می توان به پایداری و ثبات آن اشاره کرد. شکل دیگر انتقال اصول و سنت های فرهنگی به نسل دیگر، روش شفاهی است. جامعه امی و بی سواد حجاز این گونه، اشکال فرهنگی خود را به دیگر نسل ها منتقل می کردند. بسیاری از آداب و سنت های مرسوم در عصر نبوی (ص)، سنت ها و آدابی بود که از ابراهیم (ع) به یادگار مانده بود و به صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد. این روش به جهت فقدان سنت مکتوب، دچار تغییرات اساسی و گاه دگرگونه ساز می شود. نسل های پسین به علت فقدان منبع معتبر و مستند نمی توانند از همانندی و یا یگانگی اصول ارزشی خود در طول نسل ها دفاع کنند، زیرا هر یک سنت ها می تواند به علل مختلف تغییر شکل و ماهیت دهد. قرآن به عنوان عامل اساسی حفظ وحدت فرهنگی و پایداری ارزش های فرهنگی و تمدن اسلام، به خوبی توانست از عهده این مهم بر آید. بنابراین قرآن در برابر دو کتاب ( یعنی دو فرهنگ یهودی و مسیحی ) و حتی دیگر فرهنگ ها و تمدن های دارای هویت پایدار فرهنگی چون تمدن و فرهنگ ایرانی و رومی، عمل کرد. قرآن توانست با حضور و نقش خود استقلال فرهنگی و تمدنی امت اسلامی را تضمین کند. بنابراین باید بر این نکته پا فشرد که ارسال قرآن از سوی خداوند و کتابت آن، به عنوان نخستین و مهم ترین عامل هویت بخشی جامعه اسلامی عمل کرده است. خداوند با این عمل خواست تا جامعه و امت اسلامی دارای هویت مستقل و پایداری باشد که در برابر آسیب های احتمالی زمان مصون بماند.
۲) تجسم بخشی وحدت محوری با انتخاب مکه
یکی دیگراز راهکارهایی که قرآن برای هویت بخشی فرهنگی و تمدنی اسلام ارایه داده است، انتخاب مکه به عنوان قبله فرهنگ و تمدن اسلامی است. برای تداوم فرهنگی و پایداری تمدنی لازم است که نوعی محور تجسمی نیز در کنار محور فرهنگی (قرآن) وجود داشته باشد. تا زمانی که امت از چنین محوریت برخوردار نباشند، نمی توانند به خود شکل تمدنی دهند. تجسم بخشی مفاهیم فرهنگی نیازمند پدیده های فرهنگی و مقولات تمدنی است. کعبه به عنوان تجسم و نماد محوری وحدت فرهنگی و تمدنی جامعه اسلامی عمل می کند. پیش از انتخاب کعبه و مکه به عنوان قبله مسلمانان، این هویت به شکل معنوی وجود داشته، ولی هرگز به شکل تجسمی نمود پیدا نکرده بود. از زمانی که این قبله به عنوان محور عینی مشخص شد، امت و تمدن اسلامی از تمدن و امت مسیحی و یهودی مجزا شد. (۲)
۳) مسجد
دیگر عامل اساسی که برای هویت بخشی فرهنگی از سوی قرآن و پیامبر صورت گرفت، ساخت مسجد و تأکید بر این عنوان بود. اگر دیگر تمدن ها و فرهنگ ها دارای مشخصه ای چون کنیسه و کلیسا و صومعه بودند، اسلام برای ایجاد استقلال فرهنگی اقدام به ساخت مکانی برای عبادت به نام مسجد کرد که از نظر شکل و شمایل و متعلقات داخلی آن بسیار متفاوت بود.( لهدمت بیع ...)
۴) نماز
از دیگر راهکارهایی است که قرآن به صورت تجسمی کوشید تا نوعی استقلال فرهنگی و تمدنی را با آن سبب شود.
۵) نفی تشبه و همانند با دیگران
این راهکار برای حفظ استقلال فرهنگی و نه ایجاد آن، پیشنهاد و در دستور قرار گرفت. برنامه قرآن و اسلام این بود که پس از ایجاد استقلال فرهنگی با عواملی که برخی از آن در اینجا یاد شده است، این استقلال را حفظ کرده و نگذارد به اشکال مختلف سست و یا از میان برود. از این رو دستور داد تا مسلمانان به عنوان یک امت و تمدن مستقل، می بایست از تشبه به دیگران خود داری کنند. تشبه ای که موجب می شود تا هویت فرهنگی و استقلال تمدنی آنان از میان برود. بنابراین هر آن چه این استقلال فرهنگی را به مخاطره می انداخت، حرام و ممنوع گردید که از آن میان تشبه و همانند سازی خود با دیگران است.(۳)
۶) جلوگیری از تأثیرگذاری دیگران در حوزه های فرهنگی
از دیگر برنامه های قرآن و اسلام برای تداوم فرهنگی آن است که نگذارد تا دیگران در حوزه های فرهنگی اعمالی را انجام و یا به دست گیرند که تغییرات فرهنگی را پدید می آورند و پایه استقلال فرهنگی را سست می کنند. در آیه ۱۷ سوره توبه از مشارکت دادن دیگران در ساخت مساجد و بناهای دینی و فرهنگی نهی می کند و می فرماید: «مشرکان نمی توانند و نباید در تعمیر و آبادانی مساجد مشارکت داشته باشند». در دستوری دیگر مسلمانان را از این که در این حوزه های حساس و سرنوشت سازی که هویت فرهنگی و جمعی امت بدان وابسته است، از دیگران بهره گیرند و آنان را حتی به عنوان مشاوران به خدمت گمارند، نهی کرده است. این همه شدت عمل از آن روست که تصرف و دسترسی دیگران به این حوزه ها، تأثیرات ژرف و مهمی را سبب می شود و جامعه و هویت مستقل آن تهدید می شود.(۴)
۷) عدم کوتاهی در برابر ارزش ها
اگر جامعه و امت اسلامی و یا هر فرهنگی در برابر ارزش ها و اصول خود کوتاه بیاید و به عنوان آسان گیری و تساهل و تسامح، آن را زیر پا گذارد، چنین فرهنگ و جامعه ای به زودی استقلال خود را از دست می دهد و چیزی نمی ماند تا با آن هویت خود را بنمایاند. انعطاف در برابر اصول ارزشی، امری نادرست و ضد فرهنگی است. بنابراین قرآن هر مسلمانی را فردی اصول گرا به معنای پاسدار ارزش های اساسی می داند. ارزش هایی که بر پایه اصول عقلایی و یا عقلانی و یا داده های وحیانی معتبر است، می بایست حفظ و از آن پاسداری کرد. اگر سخن از تسامح و تساهل و آسان گیری در اسلام است، درباره اصول ارزشی نیست. یک مسلمان می تواند و باید اهل تسامح و تساهل نسبت به دیگران باشد، ولی نمی تواند و نباید در برابر اصول و ارزش ها کوتاه بیاید.(۵). کوتاهی در اسلام به عنوان مداهنه و تدهین، امری مردود و زشت شمرده شده است و اهل مداهنه نسبت به ارزش ها به مجازات سختی تهدید شده اند.(۶)
۸) مبارزه با ارتداد
از دیگر راهکارهایی است که برای تداوم ارزشی و استقلال فرهنگی جامعه پیشنهاد شده است. در هر جامعه و تمدن فرهنگی، افرادی که در حوزه قانون و سنت ها عمل نمی کنند و به زبانی جامعه پذیر نیستند و با نمادهای فرهنگی و یا اصول ارزشی جامعه همراهی و هماهنگی ندارند، به سختی مجازات و تنبیه می شوند. زیرا اگر چنین برخوردی از سوی جامعه انجام نگیرد، بنیاد ارزشی جامعه و هنجارهای آن سست و به زودی نابود می شود. در جامعه اسلامی نیز برای حفظ ارزش ها و وحدت فرهنگی جامعه از روش فوق استفاده شده است. مسأله ارتداد و تنبیهات آن را می توان بر این پایه و اساس تحلیل و تبیین کرد. در جامعه ای که افراد با پذیرش و وازنش های پیاپی ارکان ارزشی و سنت های اساسی را به بازی می گیرند و هنجارهای اجتماعی جامعه را با خطر مواجه می سازند، تنبیه و مجازات چنین افرادی برای حفظ وحدت و هم بستگی جامعه ضروری و بایسته است. بنابراین قرآن همانند دیگر جوامع بشری با مخالفان ارزش ها و سنت های درست و معتبر عقلانی و عقلایی، به شدت مبارزه و آنان را تنبیه و مجازات می کند. به نظر می رسد که این حکم از آن جایی که مرتبط به حفظ جامعه و وحدت آن است، در صورتی اجرایی می شود که موجبات سستی نهادهای ارزشی جامعه را فراهم آورد. به این معنا که هر گاه فرد و یا افرادی با بازی ارتداد بخواهند اصول ارزشی جامعه و استقلال فرهنگی جامعه اسلامی را به بازی گیرند به سختی مجازات و تنبیه می گردند، ولی اگر چنین حالتی دست نداد تنها با روش های تعزیری و یا راهکارهای دیگر چون طرد و تبعید، از گسترش و دامن زدن به این گونه رفتارهای ضد جامعه پذیری جلوگیری به عمل می آید. بنابراین تشخیص این مسأله به امام و دولتمردان بستگی دارد و از قوانین دولتی برای حفظ و پاسداری از ارزش های اساسی جامعه است.(۷).
این ها نمونه هایی از راهکارهای قرآنی برای ایجاد و نیز پاسداری از استقلال فرهنگی و تمدنی جامعه اسلامی است. با تفکر و تدبر در آیات دیگری از قرآن می توان نمونه ها و راهکارهای دیگری برای این مسأله یافت که از آن میان می توان به راهکار هجرت (۸) اشاره کرد.

وبگردی
احمد نجفی، درِ شورای صنفی نمایش را گِل گرگرفت!
احمد نجفی، درِ شورای صنفی نمایش را گِل گرگرفت! - احمد نجفی امشب در اقدامی عجیب درِ شورای صنفی نمایش را گِل گرفت! این اقدام او در اعتراض به وضعیت نمایش فیلمش (من یک ایرانی ام) صورت گرفته است.
تصاویر/ زنان در ورزشگاه در حاشیه بازی ایران-عراق
تصاویر/ زنان در ورزشگاه در حاشیه بازی ایران-عراق - بسکتبال انتخابی جام جهانی 2019 چین/ دیدار ایران برابر عراق.
افشای ماجرای ضرب و شتم و مرگ زهرا کاظمی
افشای ماجرای ضرب و شتم و مرگ زهرا کاظمی - اقامه عدل، باید همچنان در دستور کار قرار گیرد و نمی توان به بهانه گذشت زمان، از خون یک انسان، حیثیت یک حکومت و منافع یک ملت گذشت.
لحظات ترسناک فرود بدون چرخ فوکر١٠٠ هواپیمایی آسمان
لحظات ترسناک فرود بدون چرخ فوکر١٠٠ هواپیمایی آسمان - در این ویدئو لحظات نفس گیر و ترسناک فرود بدون چرخ فوكر ١٠٠ هواپیمایی آسمان در اردیبهشت١٣٩٣ در زاهدان را مشاهده می کنید. در این سانحه هواپیما به سلامت فرود آمد اما از چرخه خارج شد.
"دختر خیابان انقلاب" و 4 نکته درباره پاسخ پلیس
"دختر خیابان انقلاب" و 4 نکته درباره پاسخ پلیس - این ماده نه درباره بدحجابی یا تشویق به بدحجابی که مشخصاً درباره دایر کردن مرکز فحشا است و رکن مادی جرم ماده مذکور، دایر کردن مرکز فساد و فحشاست.
امروزجلوی ماایستاد،درآینده جلوی آقای خامنه ای می ایستد
امروزجلوی ماایستاد،درآینده جلوی آقای خامنه ای می ایستد - خاطره فرزند آیت الله فاضل لنکرانی: " پدر خطاب به آیت الله جنتی در خصوص احمدی نژاد گفت: من نیستم، شما هستید، امروز جلوی ما ایستاد، در آینده جلوی آقای خامنه ای می ایستد و تمام زحمات آقای خمینی را بر باد خواهد داد"
حیدری هم جرات انتقاد پیدا کرد !
حیدری هم جرات انتقاد پیدا کرد ! - صراحت مرتضی حیدری، مجری برنامه پایش درباره پشت پرده طولانی بودن مراحل صدور مجوزهای کسب و کار
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    ده نکته مهــم بـــرای موفقیت در مدیــریت
    ۱ همگــام بودن با تکنولــوژی تأثیر پیشرفت سریع تکنولوژی همه ابعاد زندگی، بخوبی قابل مشاهده است؛ ولی هیچ ترسی نداشته باشید لزومی ندارد که شما در هر رشته و زمینه ای متخصص باشید …