سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶ / Tuesday, 23 January, 2018

مادری مهربان تر از خورشید!


مادری مهربان تر از خورشید!
شخصیت فاطمه زهرا(س), در ابعاد گونه گون قابل بررسی است.
در هر مرحله از مراحل زندگی وی, لایه ها و درسهای بزرگی نهفته است و با کالبدشکافی و موشکافیهای عمیق, می توان درسهای بزرگی آموخت و باید هم آموخت.
یکی از ابعاد زندگی فاطمه زهرا(س), که خیلی درخشان و دلنواز است, ((بعد تربیتی)) زندگی حضرت است.
سیره علمی و عملی فاطمه زهرا(س) در امور تربیتی, چیزی نیست که بتوان ظرافتها و لطافتهای آن را به قلم آورد و یا اینکه در یک مقال و مقاله بتوان ترسیم کرد.
سیره علمی, تا به مرحله عمل نرسد و عملی نگردد, فایده چندانی ببار نمی آورد. از سیره عملی فاطمه(س), در امر تربیت, سخن بگوئیم, وی را ((بانو و کوثر بیکران)) و ((مادر محبت)) معرفی کنیم; ولی خودمان در میدان عمل, بی عاری و بی پروایی بکنیم, آیا چنین کاری شایسته است؟
▪ زمزمه های تربیتی زهرا(س)
▪ زلالتر از آب زمزم:
▪ وارهیده از جهان عاریه
▪ ساکن گلزار و ((عینٌ جاریه))(۱)
▪ آوازه و آرزوهای مادر, به ((تربیت)) پیوند خورده است.
▪ در حقیقت, مادر ((پیش مرگ و سر پیشاهنگ)), امر تربیت است و از جمله دل مشغولیها و دلجوئیهای دیرینه وی تربیت فرزند در ابعاد گونه گون زندگی است.
▪ از دیدگاه اسلام, ((تربیت اسلامی)), خدایی ترین مسئله ای است که یک مادر دانا با آن مواجه است.
▪ اسلام دین ((تربیت محور)) است و در این راستا مردان و زنان بزرگی را با ((چراغ هدایت)), جهت ایصال الی المطلوب و ارائه طریق به سوی بشریت فرستاده است.
مولانا در همین راستا راست گفت:
کلکم راع نبی چون راعی است
خلق مانند رمه او ساعی است
از رمه چوپان نترسد در نبرد
لیکشان حافظ بود از گرم و سرد(۲)
به هر تقدیر, آیا مادران در میدان تعلیم و تربیت به الگوی توانا و زیبا, نیاز دارند یا خیر؟
جای تردید وجود ندارد که همه انسانها نیازمند الگو هستند و دنبال الگوگیری و الگویابی می باشند و این امر, برای انسانهای عاقل, بسیار طبیعی است.
آنچه مهم است و جای دقت دارد, این است که از چه کسی باید پیروی کرد و فرد به عنوان الگو, باید دارای چه شرایط و ویژگیها باشد؟
از دیدگاه اسلام, اولین شرط برای یک الگو, آن است که خود عامل به گفته هایش باشد و سیره عملی و علمی زندگی او به عنوان حجت شرعی و عقلی شناخته شده باشد.
این شرط که الگو باید, سیره عملی و علمی وی حجت باشد جز در مورد انبیا و امامان(ع) مصداق ندارد.
در این نوشتار کوتاه, کوشش شد تا بخشی از فضایل و سیره عملی و علمی فاطمه زهرا(س) در میدان تربیت, به عنوان مادری مهربانتر از خورشید و ((مادر محبت)) به عنوان الگو, برای مادران بیان گردد. تا میدانی و دریایی به سوی عاشقان گشوده گردد.
زندگی فاطمه زهرا(س) لبریز از لایه ها و لطافت ها است و دسترسی و شناخت عمیق از تمامی لایه ها و لطافت های زندگی معنوی وی, برای همه کس مقدور نیست.
شخصیت معنوی این بانوی ((بی کران)) متشکل از ((بسترهای معنوی)) بسیاری است که هر کدام از آنها برای یک زندگی معنوی و معنادار بکار آید.
از این جهت, کوثر بی کران, کاملترین الگویی است که می توان در ابعاد گونه گون زندگی, وی را مقتدای خویش قرار داد, که یکی از ((لایه ها و لطافت های)) زندگی معنوی وی که بستر معنوی خوبی را برای رشد ربانی و معنوی فراهم می سازد, ((بستر تربیتی)) زندگی او است.
در ((سیره عملی و علمی)) زندگی وی, ظرافت ها و دقتها موج می زند.
او مادر است, اما چگونه مادر؟!
مادر امامت است و حسنین در دامن مبارک او تربیت یافته اند.
مادری است که از راه تکان دادن گهواره, برای همیشه جهان را تکان می دهد و از طریق ((لالایی و تاتایی های)) حساب شده, جهان و جهانیان را پر از فریادهای عدالت خواهی می کند و به سمت عدالت پیش می راند.
حضرت امیر(ع) در مورد تربیت خانوادگی می فرمایند:
((یا کمیل, مر اهلإ ان یروحوا فی کسب المکارم...))
((ای کمیل! خانواده ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگواری, و شب ها در رفع نیاز خفتگان بکوشند. سوگند به خدایی که تمام صداها را می شنود, هر کس دلی را شاد کند, خداوند از آن شادی لطفی برای او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید چنان که شتر غریبه را از چراگاه دور سازد.))(۳)
تربیت کلامی کودکان, از زمزمه های زیبای مادر در قالب ((لالایی)) و ((تاتایی)), آغاز می شود.
از اینجاست که ظرافتهای تربیت, رخ می نماید و یک مادر مسوول را با مشکلات و موانع تربیتی مواجه می سازد.
مادر با زمزمه های ((لالایی و تاتایی)), در واقع می خواهد در پاکترین سرزمین وجود کودک که همان هستی و انسانیت کودک است تصرف کند و تصرف می کند. آیا در چنین حالتی شایسته و بایسته است که مادر, امر تربیت را سبک و سرسری انگارد؟
آیا زمزمه های کلامی مانند لالایی, تاتایی و غیره مهم نیست و هر لفظ مهمل و بی معنایی که باشد, اشکال ندارد؟
در اینجا جالب است که توجه عزیزان را به یک داستان تربیتی که بسیار جلب توجه می کند جلب نمائیم.
در شعری منسوب به ((مادر تربیت)) فاطمه زهرا(س) آمده:
اشبه اباإ یا حسن
واخلع عن الحق الرسن
واعبد الها ذا المنن
و لا توال ذا الاحن
یعنی:
حسن جان مانند پدرت باش
حق را از بند اسارت رهاساز
خدایی پر فضل و احسان را بپرست
از دشمنان کینه توز دوستی و پیروی مکن(۴)
این سخن زیبا, از جمله نوازش های نورانی حضرت زهرا(س) است به نوزادش حسن(ع). آن زمانی که حضرت, نوزادش را روی دست بازی می داد و به هوا می پراند و به دنبال آن با وی با زبان کودکی سخن می گفت, چنین زمزمه می نمود.
فاطمه زهرا(س), قبل از آنکه یک مادر باشد, معلم و مدیر شایسته بود. مربی و روان شناسی بود که در عمل, ((تربیت دینی)) را کاربردی ساخت و ظرافتهای تربیتی را در خاندان اهل بیت(ع) به نمایش گذاشت.
آنگاه که حضرت زهرا(س) امام حسین(ع) را بر روی دست نوازش می کرد, می فرمود:
انت شبیهٌ بابی؟
لست شبیها بعلی؟
((حسین جان تو به پدرم شباهت داری و به پدرت علی(ع) شبیه نیستی.))
امام علی(ع) سخنان فاطمه(س) را می شنید و لبخند می زد.(۵)
مادرانی که فاطمه زهرا(س) را الگوی خویش می دانند, آیا در امر تربیت هم این ((مادر تربیت)) را الگوی خود می دانند یا خیر؟
اگر فاطمه زهرا(س) را به عنوان الگوی تربیتی قبول دارند ـ و باید هم قبول داشته باشند ـ تا به حال چه فکری کرده اند؟
چه کاری کرده اند؟
چاره ای اندیشیده اند یا خیر؟...
مادری که منتظر مد و تجمل روز است و بازار او را فریفت و گیج کرد, چه کار می تواند بکند؟
او خود به دهها سرپرست و مادر احتیاج دارد تا هستی خود را به ثمن اندک نفروشد.
مادری ((فن و هنری)) است که هر کس استعداد تحصیل آن را ندارد.
مادری ((کلاس عشق)) است که به قول مولانا:
در آسمان درها نهی, در آدمی پرها نهی
صد شور در سرها نهی, ای خلق سرگردان تو
مادرانی که به خطا, خویشتن را از ((عشق مادری)) محروم می سازند, وحشتناکترین گمراهی ها را مرتکب می شوند و خسران ابدی است که نه در زمان و نه در ابدیت جبرانی ندارد.
یک مادر کم حوصله و عصبی, چگونه می تواند به ظرافتهای تربیتی جامه عمل بپوشاند؟
چرا ((سوراخ دعا را گم کرده ایم))؟
بیائیم قبول کنیم که ((تربیت بزرگترین منبع و معدن)) است و ما, در کشف و بهره برداری آن مشکل داریم.
چند درصد از مادران, همانند فاطمه زهرا(س), زمزمه ها و سایر رفتارهای تربیتی آنها حساب شده و با ((استانداردهای تربیت اسلامی)) سازگار است؟
آیا شعر: اتل متل توتوله, گاو حسن چه جوره... با استاندارهای تربیت اسلامی می سازد؟
آیا یاد دادن چنین جملاتی, اولین وظیفه برخی ها است؟
مادری که دختر هفت تا ده ساله خویش را تقریبا ((نیمه عریان)) در معرض دید عموم قرار می دهد, چه تضمینی برای حجاب اسلامی و تربیت او دارد؟ چرا عده ای به نام مادر, به بچه ها و فرزندان خیانت می کنند؟
● مگر خیانت چه هست؟
خیانت به این نیست که سر کودک را از قفا جدا بکنند, هر کاری که روح و اندیشه کودک را خدشه دار کند, خود بزرگترین خیانت است و هیچ خیانتی, عمق فاجعه اش, عمیق تر از خیانت در امور تربیتی نیست و گناه آن بابخشودنی است.
به هر حال, تا شور و شعور لازم در امر تربیت تحقق پیدا نکند و تا زندگی را سراسر عشق نبینیم, تربیت انقلابی و یا پاکسازی و خودسازی, نوسازی انقلابی تحقق پیدا نمی کند و به بار نمی نشیند.
● مادران یخچالی!
تربیت منهای محبت, آب در هاون کوبیدن است.
کتاب کریم می فرمایند:
((و قضی ربإ الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا, اما یبلغن عندإ الکبر احدهما او کلاهما فلاتقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما, واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا;
پروردگارت مقرر داشته است که جز او را نپرستید, به پدر و مادر نیکی کنید, چنانچه یکی یا هر دوی آنها نزد تو به پیری رسیدند کلمه ای رنجش آور به آنها نگو, و بر سرشان فریاد نزن, و با اکرام با آنها سخن بگو, و با آنها خاکساری و مهربانی کن, و بگو: پروردگارا همانگونه که آنها مرا در کودکی پرورش دادند, تو نیز آنها را مشمول رحمت خود قرار بده.))(۶)
ظاهر آیه یک معنای روشنی دارد و آن مهربانی و احترام به والدین است. ولی آنچه مهم است و از روح و معنای پنهان این دو آیه استفاده می شود, این است که وقتی پای تربیت انسانی و اسلامی به میان آمد, در مرحله اول والدین باید این آیات را در عمل تفسیر کنند و یکی از دستورالعمل های کار تربیتی خود قرار دهند تا در مرحله بعدی نوبت به فرزندان برسد.
مادری که می خواهد کار تربیتی معنادار انجام دهد, خود باید:
۱) به فرزندان نیکی کند.
۲) هنگام ناتوانی در دوران نوزادی و کودکی, و یا دوران دیگر, حتی به آنها اف نگوید.
۳) بر سرشان فریاد نزند.
۴) با اکرام با آنها سخن بگوید.
۵) با آنها خاکساری و مهربانی کند و بال و پر پر مهر و آغوش گرم خویش را به سوی آنها بازگشاید.
۶) از خداوند برای فرزندان, طلب سعادت و رحمت بکند.
فاطمه زهرا(س) که خود قرآن ناطق و مفسر کبیر است, یقینا در کار تربیتی, این نکات ظریف و عمیق قرآنی را کاربردی ساخت و بدان جامعه عمل پوشاند.
در روایت آمده, امام حسن(ع) مریض شد و درد و بی تابی آن بزرگوار بالا گرفت, حضرت زهرا(س) فرزند عزیزش را خدمت رسول خدا برده :
((قالت: یا رسول الله ادع الله لابنإ ان یشفیه, ای رسول خدا! پروردگارت را بخوان تا فرزندت را شفا دهد.))(۷)
در جای دیگر آمده, حضرت زهرا(س) با یاد روزگار شیرین و محبتهای رسول خدا, خطاب به کودکان خود فرمود:
((این ابوکما الذی؟ کان یکرمکما و یحملکما مرذه بعد مره؟
این ابوکما الذی؟ کان اشدذ الناس شفقه علیکما؟
فلا یدعکما تمشیان علی الارض و لا اراه یفتح هذا الباب ابدا و لایحملکما علی عاتقه کما لم یزل یفعل بکما؟
کجاست پدر مهربان شما دو فرزندم؟ که شما را عزیز و گرامی می داشت, و همواره شما را بر روی دوش خود می گرفت, و نمی گذاشت بر روی زمین راه روید.
کجاست پدر شما که مهربان ترین مردم نسبت به شما بود.
دیگر هرگز او را نمی بینم که این درب منزل را باز کند, و شما را بر دوش خود گیرد, همان رفتاری که همواره نسبت به شما انجام می داد.))(۸)
با این شیوه با فرزندان سخن گفتن, در واقع یک دوره کامل, کلاس ((آموزش محبت)) است. همان کلاسی که پدر بزرگوارش برای وی برگزار کرد, خود دارد برای فرزندان دلبند خویش برگزار می نماید. این همان کلاس کاربردی عملی است, که از زیباترین کلاسهاست.
فاطمه زهرا(س) ((مادر محبت)) است و با محبت معنادار وی باید جهان هدایت می شد.
اگر با وجود الگوی تربیتی چون فاطمه زهرا(س), عده کثیری از مادران مسلمان با مشکل تربیتی مواجه هستند, این به خاطر آن است که :
اولا: شناخت و معرفت عمیق, نسبت به شخصیت الگو ندارند.
ثانیا: شناخت و تلقی و برداشت درست از تربیت اسلامی ندارند.
ثالثا: برخورد و رفتارشان در امر تربیت محبتآمیز نیست.
رابعا: بسیاری از مادران و پدران تربیت را به عنوان بزرگترین منبع, به حساب نمیآورند.
نویسنده کتاب ((کوچک زیباست)) که یک بحث اقتصادی در آن مطرح شده است, یکی از عناوین بحث کتاب را ((تربیت, بزرگترین منبع)) قرار داده است.
می گوید:
((عامل اصلی همه توسعه های اقتصادی از ذهن آدمی برمی خیزد. ناگهان, شهامت, قدرت ابتکار, اختراع, تکاپوی سازنده, نه تنها در یک زمینه بلکه در بسیاری زمینه ها در آن واحد از وجود آدمی فوران می کند... بنابراین می توان گفت که تربیت حیاتی ترین منبع برای بشریت است.))(۹)
به هر تقدیر, اگر ظرافتهای تربیتی که ((مادر مهربان)) فاطمه زهرا(س), آنها را در امر تربیت بکار می گرفت, در زندگی انسانی ـ اسلامی مسلمانان جامه عمل پوشیده می شد, می بایست در انتظار می ماندیم که:
ـ از محبت تلخها شیرین شود
ـ از محبت مسها زرین شود
ـ از محبت دردها صافی شود
ـ از محبت دردها شافی شود
ـ از محبت مرده زنده می کنند
ـ از محبت شاه بنده می کنند(۱۰)
متاسفانه و صد متاسفانه یکی از مشکلات بسیار بزرگ بر سر راه تربیت, ((فقر شادی و فقر محبت)) است. از چهره و رفتار برخی از نوجوانان و جوانان کمبود محبت و فقر شادی می بارد.
برخی از والدین, آنقدر نسبت به فرزندان بی مهری و نامهربانی می کنند که بهتر است از آنها به ((والدین یخچالی)) نام ببریم.
مادری که مسوولیت خطیر مادر شدن را پذیرفت, چگونه آغوش محبت و مهربانی به سمت و سوی فرزندان باز نمی کند؟
آیا تمامی مشکلات بر سر راه تربیت را می توان با ((عروسک انبوه)) حل و فصل کرد؟
برخی ها, کودک را بمبارانی از عروسکهای عاجز و عجیب و غریب می کنند و اجازه فکر کردن را از بچه ها می گیرند.
آیا عروسکها جای لبخند و محبت مادر را پر می کنند؟
برخی از مادران کم حوله و بعضا عصبی می خواهند, فقط بچه ها را سرگرم بکنند, دیگر مهم نیست با چه چیز آنها را سرگرم بکنند؟
کسی با عروسک و اسباب بازی مخالف نیست, سخن بر سر این است که:
۱) عروسک جای لبخند, بوسه, نوازش و محبت مادر را پر نمی کند و مشکلات بر سر راه امر تربیت را, تنها با اسباب بازی, نمی توان حل و فصل کرد.
۲) فرزندان را بمبارانی از عروسک و اسباب بازی کردن و قدرت تفکر و خلاقیت را از بچه ها گرفتن درست نیست.
۳) در بازار خرید و فروش عروسکها و اسباب بازی, باید حد و مرزی باشد و والدین عزیز, هر اشیایی را به نام اسباب بازی و عروسک نخرند و بدانند که پشت بعضی از اشیا به نام عروسک, غرض و مرضهای زیادی خوابیده است.
عروسکی که با باطری روشن می شود وشروع به رقصیدن می کند, چه آثاری در ذهن صاف کودک ببار میآورد و چه پیام و پیامدی دارد؟
مادر باید در امر تربیت, هدفمند, اهل شناخت و مطالعه, با حوصله و صبور, مدیر, مهربان و با ادب, با عاطفه و... باشد.
بهشت را به بها زیر پای مادران می گسترانند, نه به بهانه.
تا با دست مبارک مادران, جهان به لرزه درنیاید و تا در دامن و آغوش گرم مادران, گرمای محبت به جهان صادر نشود... و تا تربیت به مرز استاندارد اسلامی نرسد, هدف اسلام عزیز تامین نمی شود. هدف اسلام عزیز و مورد دعوت دین اسلام, همه بشریت هستند و رسیدن به سعادت از کانال محبت و تربیت.
● داستان داوری و مادری:
اگر مادری با داوری بین فرزندان مواجه گردد چه باید بکند؟
داوری و قضاوت, از ظرافت و لطافت خاصی برخوردار است و این امر بر کسی پوشیده و پنهان نیست. ولی داوری بین فرزندان و کودکان, ظرافت و لطافت کار را صد چندان می نماید.
ـ ذهن صاف و دست نخورده کودکان
ـ روح لطیف و ظریف آنها
ـ داوری توام با تربیت
ـ فضای ذهن کودک و محدودیت های آن, همه و همه دست به دست هم می دهند و کار داوری بین فرزندان و کودکان را با مشکل مواجه می کند.
آیا مادران می توانند داوران خوبی برای فرزندان و کودکان خود باشند؟
در اینجا توجه عزیزان را به یک داستان جالب توجه, که از طرف ((مادر محبت)) حضرت زهرا(س), صورت گرفت, جلب می نمائیم.
داستان داوری بدین قرار است که:
((رسول گرامی اسلام درباره مسابقه خطاطی به حسن و حسین(ع) سفارش فرمود:
هر کس خط او زیباتر است, قدرت او نیز بیشتر است.
حسن وحسین هر کدام خط زیبایی نوشتند, اما رسول خدا قضاوت نکرد و آن دو بزرگوار را به مادرشان, فاطمه(س) هدایت فرمود, تا نگرانی قضاوت, با عاطفه مادری جبران شود.
حضرت زهرا(س) دید که هر دو خط زیبا و هر دو در این مسابقه هنری شرکت نموده اند, چه باید کرد؟ با خود گفت:
قالت: انا ماذا اصنع و کیف احکم بینهما؟
من چه می توانم بکنم و چگونه میان دو کودکم داوری کنم؟
قضاوت نهایی را به تلاش خودشان ارتباط داد و فرمود:
یا قرتی عینی انی اقطع قلادتی علی راسکما و انشر بینکما جواهر هذه القلاده فمن اخذ منها اکثر فخطده احسن و تکون قوته اکثر.
ای نور دیدگانم! من دانه های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن بر سر شما می ریزم و میان شما دانه های گردنبند را پخش می نمایم. هر کدام از شما دانه های بیشتری بگیرد, خط او بهتر و قدرت او بیشتر است.))(۱۱)
به حق, ظرافت و زیبایی از لابلای این داوری, موج می زند.
این داستان حق, دارای لایه هایی است و آمادگی دارد دریای بیکرانی از داوریهای زیبا را به دینداران و مادران بگشاید و مسیر زندگی انسانها را عوض کند. البته این داستان از باب ((مشت نمونه خروار)) است و از این قبیل مطالب در سیره علمی و عملی امامان(ع) موج می زند و فراوان است.
حال مادران در مورد این داوری, خود به داوری بنشینند و خودشان را در امور تربیتی محک بزنند!
از دیدگاه قرآن و امامان, امر تربیت و ظرافتهای آن بسیار جدی است و ذره ای کوتاهی در آن روا نباشد.
ذهن, اندیشه, روح و انسانیت چیزی نیست که به راحتی بتوان از کنار آن گذر کرد و یا آن را نادیده گرفت.
علی(ع) می فرمایند:
((لا غنی کالعقل و لا فقر کالجهل و لا میراث کالادب, و لا ظهیر کالمشاوره; هیچ ثروتی چون عقل, و هیچ فقری چون نادانی نیست. هیچ ارثی چون ادب, و هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست.))(۱۲)
● حقوق کودکان و عقوق مادران
رسول اکرم(ص) می فرمایند: ((یا علی یلزم الوالدین من ولدهما ما یلزم لهما من عقوقهما))(۱۳)
یا علی(ع), همانطوری که فرزندان ممکن است عاق والدین گردند, والدین هم ممکن است عاق فرزندان گردند.
همانطوری که حقوق طرفینی و فراگیر است, عقوق (ضیق و سختی ها) هم, طرفینی است.
از دیدگاه اسلام, به یک اعتبار, حقوق به دو قسم تقسیم می گردد:
۱) حقوق مادی
۲) حقوق معنوی.
صاحبان حقوق, عموم مردم می باشند و مرد و زن, پیر و جوان, حتی رحم (بچه در شکم مادر), صاحبان حق محسوب می شوند.
تربیت انسانی اسلامی, از جمله حقوق معنوی محسوب می شود و نتیجه آن, پیام یا پیامد بزرگی را به همراه خواهد داشت.
آنچه در بین عرف و عموم مرسوم است و شیوع دارد مساله ((حقوق و عقوق)) والدین است و در اذهان حک شده است که در صورت سرپیچی فرزندان از والدین, فرزندان مورد عاق والدین قرار می گیرند و در دنیا و آخرت پیامدهای بدی در انتظار فرزندان خواهد بود.
این نکته درست, اما حقوق فرزندان چه؟
آیا در صورت سهل انگاری و بی توجهی به امر تربیت, والدین مورد عاق فرزندان قرار نمی گیرند؟ یقینا چنین است و در صورت کوتاهی در امر تعلیم و تربیت, پیامدهای بسیار بدی در انتظار پدر و مادر خواهد بود.
مادری که به خاطر چشم به هم چشمیهای کور و مدستائیها و مدپرستی های پلید, شوهر را زیر سوال می برد و با شخصیت و مردانگی او بازی می کند, آرامش خانواده را به هم می پاشد و برای امر تربیت ذره ای ارزش قایل نمی شود, مورد عاق فرزندان قرار نمی گیرد و حقوق آنها را پایمال نکرده است؟!
مادری که می تواند فرزندش را همانند حسین فهمیده, تربیت بکند و باید هم چنین بکند, ولی به خاطر توقعات بیجا و کور, و سرگرمیهای فریبنده, فرزندش با همان استعداد و آمادگی سرشار, سر از زندان درمیآورد, چه جوابی دارد؟
عده ای می گویند در ایران نمی شود کار فرهنگی و تربیتی عمیق و هدفمند انجام داد. ولی باید گفت:
چطور شد, پدر وزیری, وقتی پسرش در پاکستان متولد شد, و استعداد و نبوغ خاصی را در پسرش شناسایی کرد, مسئله را با یکی از بزرگان محلی در میان گذاشت, آن عالم, گفت: شما در پاکستان نمی توانید به هدف برسید, بهترین و مناسب ترین جا برای رشد و کار فرهنگی, ایران است و شما بروید ایران.
آقای وزیری, راهنمایی عالم محل را پذیرفت و آمد قم مقدس و الاذن که پسرش حدود شانزده سال سن دارد, حافظ کل قرآن, حافظ کل نهج البلاغه, حافظ بیش از هفتاد دوره کتاب, در گرایشهای مختلف اعم از روایات, فقه, رجال, تفسیر وغیره.
خلاصه یک خانواده پنج نفره, کلشان حافظ کل قرآن هستند و زندگی بسیار ساده هم دارند.))
با این مقدمه, برویم سراغ اصل بحث, و ببینیم رابطه پدر فرزندی بین رسول اسلام(ص) و فاصله زهرا(س) چگونه بوده است؟
شیخ صدوق می فرمایند:
((رسول گرامی اسلام(ص) هر گاه به مسافرت می رفت, با فاطمه(س) خداحافظی می کرد و وقتی از سفر برمی گشت, ابتدا به دیدن فاطمه می شتافت.
در یکی از مسافرت های پیامبر(ص), حضرت زهرا(س) دو دستبند نقره و یک جفت گوشواره برای خویش و یک پرده برای درب منزل خرید, پیامبر(ص) از مسافرت بازگشت و به دیداردختر شتافت.
پس از مشاهده پرده خانه و زیور آلات ساده فاطمه(س) توقف کوتاهی کرد و به مسجد رفت.
حضرت زهرا(س) با خود اندیشید که پدر ناراحت است و فوری دستبند و گوشواره و پرده را درآورد و خدمت رسول خدا فرستاد و پیام داد:
((قالت: تقرا علیإ ابنتإ السلام و تقول اجعل هذا فی سبیل الله)) دخترت برای تو سلام می فرستد و می گوید که این[ زیور آلات اندک] را نیز در راه خدا انفاق کن.
پیامبر(ص) پس از مشاهده بخشش و ایثار فاطمه(س) سه بار فرمود:
((فداها ابوها; پدرش فدای او باد.))(۱۴)
در مقابل, حضرت زهرا(س) درباره عواطف گرم پدرانه رسول خدا(ص) مطلبی را نقل فرمود که قابل توجه و ارزیابی است:
وقتی آیه ۶۳ سوره نور نازل شد که:
((رسول خدا را آنگونه که همدیگر را صدا می زنید, نخوانید))
فاطمه زهرا(س) می فرماید:
ترسیدم که رسول خدا را به لفظ ((ای پدر)) بخوانم.
من[ هم مانند دیگران پدر را] به نام ((یا رسول الله)) صدا زدم.
[بدین خاطر] پیامبر, یک بار, یا دوبار, یا سه بار از من روی گردانید[ و پاسخ نگفت]. سپس رو به من کرد و فرمود:
ای فاطمه(س) این آیه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نشده است. تو از من هستی و من از تو هستم.
همانا این آیه برای ادب کردن جفاکاران درشت خوی قریش, انسانهای خودخواه و متکبر, نازل شده است.
مرا با جمله ((ای پدر)) خطاب کن که مایه حیات قلب من است و خداوند را خشنود می کند.(۱۵)
این گونه مطالب در سیره عملی پیامبر(ص) و فاطمه زهرا(س) و امامان(ع) موج می زند و اینجا دیگر سخن از عقوق والدین و فرزندان نیست, سخن از حقوق محض است و اخلاق جهانشمول.
نقش تربیتی اینگونه روابط, بسیار بالا است و انسانیت و عاطفه در آن, بسیار فراوان و ریشه دار.
تا بحال, در هیچ جای دنیا, چنین روابطی بین ((پدر و دختر)) صورت نگرفته است. این رابطه, بر خلاف همه روابط معروف در دنیا دارای شان نزول است و همیشه تاریخ, درسآموز.
این جمله پیامبر(ص) که در حق فاطمه زهرا(س) فرمود:
((فداها ابوها)), به بلندای تاریخ پیام تربیتی دارد.
این جمله گرانسنگ, می تواند میزان و محک بسیار مناسبی باشد, تا همه کسانی که با امور تربیتی در ارتباط و تماس هستند عموما و والدین خصوصا, خودشان را در معرض محک قرار دهند و فاصله ها را آسیب شناسی کنند.
اگر فاصله ها زیاد هست, که زیاد هم هست چرا؟
چه باید کرد؟
خلاصه سخن آن که:
مردم عصر فضا و تکنولوژی عموما و مسلمانان خصوصا, دنبال آن چیزهایی که به جد باید باشند, نیستند, و دنبال آن چیزهایی که اصلا نباید باشند, هستند. و به عبارت دیگر ((سوراخ دعا را گم کرده اند)).
دکور و تجمل, مسلح شدن به مد روز, هماهنگی و همراهی با بازار, رقابت کور با همسایه در ظاهرسازی, پیروی و الگوگیری سریع از وامانده ها و سرخورده های غربی, دنبال هر خس و خاشاک, روانه شدن, روی آوردن به مواد مخدر, به بهانه عروسی ادا و اطوار درآوردن, ریخت و پاش فراوان, سر و صداها و روی آوردن به سوی صداهای آلوده و... همه و همه برای آنها مهم است و سراسیمه دنبالش می دوند ولی امر تربیت, قناعت زیبا, محبت و مدارا, الگوگیری دینی و ارزشی, حلال و حرام الهی, روح قرآن, سیره عملی امامان و معصومین(ع) برادری و برابری, تعهد دینی و... چندان برایشان مهم نیست و به راحتی از کنارش گذر می کنند.
متاسفانه عده ای از مسلمانان که زیاد هم هستند, از سیره عملی امامان و معصومین الگو نمی گیرند ولی از غربی, آنهم غربی بنجول و سرخورده از زندگی, الگو می گیرند و در جامعه دینی, انگشت نمایی می کنند.
به هر تقدیر, مادران بدانند, که با اندک توجه, می توانند زمینه های زندگی بسیار زیبا را فراهم کنند.
مگر حضرت زهرا(س) از چه ابزارهای تربیتی استفاده می کرد که مادران عصر فضا با آن امکانات بی بهره هستند؟!
▪ فاطمه زهرا(س), فقط روح و اندیشه بلند داشت و بس.
▪ ابزارهای تربیتی حضرت, عاطفه بود و محبت.بینش بود و هدفمندی و جاذبه بود و جانفشانی در امر تربیت.
● نتیجه و خلاصه:
امور تربیتی و ظرافتها و لطافت های آن, مقام و منزلت مادر و مسوولت پذیری وی, الگو بودن فاطمه زهرا(س) در ((سیره علمی و عملی)) در این نوشتار, مثلث بحث را تشکیل می دهد.
امر تربیت, به عنوان بزرگترین منبع و از خدایی ترین مسئله ای است که هر انسان مسوول با آن روبرو است و کوتاهی در این امر تمام هستی یک انسان را زیر سوال می برد.
کسی که بیش از همه در میدان تعلیم و تربیت نقش ایفا می کند مادر است, و مادر اولین فردی است که کار تربیتی را آغاز می کند و در این جهت تمام حرکات و رفتار مادر, اعم از زمزمه ها و لالایی, لبخند, نفس کشیدن, ظاهر و باطن, تاثیر عمیقی بر کودک و روح او می گذارد و مثلث شخصیت وی را تشکیل می دهد.
اگر مادران در امر تربیت کوتاهی بکنند و به عنوان مادران بی مسوولیت معرفی و معروف گردند, عقوق و عوارض بدی در انتظار آنها است و هیچ عذری پذیرفته نیست.
در پایان باید گفت, آنچه می تواند مادران و فرزندانشان را در امر تربیت, بیمه کند, عمل کردن به ((سیره و رفتار عملی و علمی)) فاطمه زهرا(س) است ولا غیر.

اصغر بابایی
پی نوشت ها:
۱ـ مثنوی معنوی, دفتر چهارم, بیت ۱۷۶۷, اشاره به آیه ۱۲ غاشیه.
۲ـ همان, دفتر سوم.
۳ـ نهج البلاغه, حکمت ۲۵۷.
۴ـ مناقب ابن شهر آشوب, ج۳, ص۳۸۹.
۵ـ همان.
۶ـ سوره اسرا, آیات ۱۷ ـ ۲۳ ـ ۲۴.
۷ـ بحارالانوار, ج۵۹, ص۱۰۴.
۸ـ محمد, دشتی, ((نهج الحیاه ـ فرهنگ سخنان فاطمه)) قم, موسسه تحقیقاتی امیرالمومنین, ۱۳۷۵, ص۷۴.
۹ـ ای. اف. شوماخر, ((کوچک زیباست)) علی رامین, تهران: صدا و سیما, چهارم, ۱۳۷۸, ص۶۱.
۱۰ـ مثنوی معنوی, دفتر دوم, ابیات ۱۵۲۹ ـ ۱۵۳۱.
۱۱ـ محمد, دشتی, همان, یا بحارالانوار, ج۴۵, ص۱۹۰, ح۳۶.
۱۲ـ نهج البلاغه, حکمت ۵۴.
۱۳ـ بحارالانوار, ج۷۷, ص۶۰, ح۳, باب ۴۳.
۱۴ـ محمد دشتی, همان.
۱۵ـ همان.

منبع : سایت پاسخگو

مطالب مرتبط

دژ استوار


دژ استوار
ایرانیان ناراضی از فساد فراگیر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و اعتقادی روزگاران پایانی ساسانیان با شنیدن طلوع آزادی و عدالت از افق غرب ایران در جزیره العرب پیوسته چشم انتظار بالا آمدن این خورشید و روشن کردن شبستان ظلم و ظلمت زده ایران زمین بودند.
و چون یزدگرد سوم پس از ۱۳ سال تفرقه وآشوب تاج و تخت کیانی را به تملک درآورد و به اختلافات داخلی تا اندازه یی پایان داد یکصد هزار مرد جنگی از سراسر ایران گرد آورد و در غرب ایران بسیج کرد تا با تازیان بجنگد و نگذارد آرزوی دست یافتن به ملک کیانی را عملی سازند. اما مردم ایران هیچ انگیزه یی برای دفاع از منافع اشراف و زمین داران و نظامیان و موبدان نداشتند و حاضر نبودند خود را فدای کسانی کنند که ده ها سال بر آنان ستم روا داشته اند. از این روی سپاه یکصد هزار نفری یزدگرد از عرب های تهیدست و بی جنگ افزار اما باایمان و باانگیزه شکست خورد و روی به هزیمت گذاشت.
ولی مردم ایران که به عشق آزادی و عدالت همچنان در انتظار به سر می بردند پس از مدتی کوتاه با ظلمی بدتر از دوران پیشین و تبعیضی بسیار پلید و ضدانسانی روبه رو شدند. لذا از همان آغاز کار در اندیشه جبران بر آمدند و همین که ابومسلم خراسانی آنان را به برانداختن دولت نژادپرست بنی امیه دعوت کرد یکصد هزار نفر زیر پرچم او گرد آمد و عوامل و عمال بنی امیه را از خراسان تا همدان از میان برداشت و از آنجا راهی شام شده خلیفه اموی را از تخت سلطنت به زیر کشانید و خلیفه عباسی را به جای او نشانید.
اما باز هم ایرانی متوجه شد مراد را عوضی گرفته و به جای آل علی آل عباس را برنشانیده است، به همین جهت پیوسته دل ایرانی با آل علی بود و دستش با آل عباس. این دست پیوسته قطع می شد و آن دل پی درپی سرشار از عشق آل علی و کینه آل عباس می شد. بنی عباس با استفاده از تجربه پیشینیان خود به ترفندی تازه متوسل شدند. هارون الرشید خود را شیفته علی وانمود می کرد و فرزندان علی را به زندان می انداخت و می کشت تا بدین وسیله هم نزد ایرانیان محبوبیت پیدا کند و هم اعراب را راضی نگه دارد تا اینکه خود جان بر سر این ترفند گذاشت و فرزندانش را که یکی مادر عرب و دیگری مادر ایرانی داشت با اختلافی عمیق باقی گذاشت.
مامون که پرورده فرهنگ ایرانی و پیرو مذهب تشیع بود، نه تنها از تجربه پدر سود جست که سیاست نوین ایرانی- شیعی را هم وسیله تحکیم قدرت و تثبیت خلافت خویش ساخت.
نخست برادر عرب خود را به وسیله طاهر ایرانی از میان برداشت و خلافت را به دست گرفت و مرو را در خراسان به مرکز خلافت تبدیل کرد. در آن روزگار علوم عقلی و فلسفه از یونان و اسکندریه و ایران و هند و دیگر نقاط جهان به مرکز خلافت وارد می شد و جای کالای وطنی یعنی اسلام و اندیشه قرآنی به مردم تحویل داده می شد.
از این روی همه دانشمندان غیر مسلمان خود را با فلسفه و علوم روز مجهز کرده بودند تا نام و رسم ظاهری اسلام را هم از میان بردارند.
مامون خود از همه دانشمندان بیشتر مجهز به علوم روز بود، اما بیشتر به فکر تحکیم پایه های قدرت در میان همه اقوام و ملل بود تا تعمیق اندیشه اسلامی و توسعه احکام قرآنی. و به روشنی می دید ایرانیان همچنان وابسته آل علی و چشم به راه اجرای آزادی و عدالت موعود قرآن و سنت هستند، لذا به آخرین تیر ترکش چنگ زد. تصمیم گرفت پسر موسی بن جعفر را- که به عالم آل محمد (ص) مشهور بود- از مدینه به مرو بیاورد و به او پیشنهاد خلافت یا ولایت دهد تا بدین وسیله هم او را خلع سلاح کند و در عمل خنثی و بی اثر و هم ایرانیان را راضی و قانع سازد تا علاوه بر دست ها، دل هایشان را هم در اختیار او گذارند.
پیک هایی روانه مدینه کرد تا امام رضا را با احترام و عزت به مرو ببرند. به آنان توصیه می کند او را از راهی بیاورند که با شهرهای شیعه نشین برخورد نداشته باشد. مبادا در میان راه سپاهی از مردم مومن فراهم سازد و علیه آل عباس به کار گیرد.
امام بر سر دوراهی تاریخ سازی قرار گرفت؛ یا این دعوت را نپذیرد و در مدینه بماند و هر روز در مسجد رسول خدا بنشیند و به مردم مدینه قرآن و سنت رسول خدا و رهنمودهای پدران را آموزش دهد که نفوذی محدود و در همان حول و حوش مدینه- و احیاناً زائران قبر پیامبر- را دارد یا دعوت مامون را بپذیرد و به مرو برود و خود را با همه مسائل سیاسی و اجتماعی و عقیدتی جهان درگیر سازد که ببینیم- به پندار و نقشه مامون- چه می شود.
امام راه دوم را انتخاب می کند، اما انتخابی آگاهانه و جدا از نقشه و هدف و تدبیر مامون با برنامه یی حساب شده برای بین راه و مقصد و پاسخ به مامون.
کاروان امام از هر شهری می گذرد، چه شیعه و چه سنی، همین که می شنوند مردی از سلاله رسول خدا(ص) و از فرزندان علی بن ابیطالب در دسترس آنان قرار گرفته می کوشند تشنگی سالیان دراز خود را از زلال چشمه او برطرف کنند. تا اینکه کاروان به مرکز فرهنگی جهان آن روز یعنی نیشابور می رسد. مردم نیشابور از امام می خواهند حدیثی برای آنان بگوید که از پیامبر به دست او رسیده است. امام می داند هر حدیثی از پیامبر برای آنان نقل کند، جاودانه می ماند و در تاریخ طنین انداز می شود لذا حدیثی را نقل می کند که بیانگر شرایط و اوضاع زمانه است. حقیقتی که در آن روزگار، در سراسر جهان اسلام تحریف شده و در عین حال که مردم می پندارند به آن حقیقت عمل می کنند آن را ندارند و از دست و ذهن و اندیشه خودشان به در آورده چیزهای مشابه و تقلبی به جای آن پر کرده اند.
هنگامی که مردم سراپا گوش می شوند تا حدیثی از پیامبرشان مستقیماً از زبان فرزند پیامبر بشنوند و آنگاه که ۱۲ هزار راوی حدیث قلم به دست آماده می شوند آن حدیث تاریخی و تاریخ ساز را بنویسند، امام با نام بردن پدران خویش که گزارشگر حدیث تا پیامبر بوده اند و پیامبر مستقیماً از پروردگار بوده است، می گوید؛ خدا فرموده است؛ «کلمه لااله الاالله دژ استوار و با برج و باروی محکم من است، هر کس در این دژ درآید از گزند عذاب من در امان قرار می گیرد.»
شگفتا، مگر مامون و امامان جمعه سراسر کشور و کارگزاران حکومتی منکر آن هستند؟ مگر هر صبح و شام این کلمه از مئذنه ها و موذن ها و اذن دهندگان با بانگ بلند به گوش مردم نمی رسد؟ چرا عالم آل محمد از میان احادیث فراوانی که می داند، این یک را با آب و تاب برای مردم نقل کرده است؟
پیش از آنکه مردم به خود آیند و برای این پرسش ها پاسخی بیابند، باز هم فریاد امام به گوش آنان می رسد که هم تفسیر آن حدیث است و هم پاسخ پرسش هایشان.
«اما بشرطها و شروطها، أنا من شروطها،»
«لااله الاالله »ی که بدون شناخت و شناخت مصداق عینی زمان از دهان بیرون بیاید، در حقیقت باد هواست. نه کسی را تغییر می دهد و نه به هدفی می رسد. امام وارد مرو می شود و به دستور مامون در بهترین خانه جای می گزیند. مامون به دیدن امام می رود و پیشنهاد پذیرفتن خلافت مسلمین را به امام تقدیم می کند.
امام می گوید؛ اگر خلافت حق توست، نمی توانی آن را به دیگری واگذار کنی، و اگر حق تو نیست، تو نمی توانی و اختیار نداری آن را نگاه داری یا به دیگری بدهی،
مامون به همان شیوه علمی زمان و با منطق ارسطویی از در استدلال در می آید و امام با منطق قرآنی. سرانجام مامون یک درجه عقب نشینی می کند و ولایتعهدی یا خلافت پس از خود را به امام پیشنهاد می کند. چیزی که هم امام و هم مامون و همه آگاهان به مسائل سیاسی و تاریخ نیک می دانند که امری است ناشدنی. اما با فراست و کیاست که ویژه مومنان است، ولایتعهدی را می پذیرد اما به شرط اینکه در امور سیاسی مداخله نکند.
این دیگر چه صیغه یی است؟، خلافت و ولایتعهدی یعنی سیاست محض. مگر سکولاریسم خلافتی هم داریم؟
امام به روشنی می بیند که اگر این پیشنهاد را که یک وعده میان تهی است، نپذیرد، مامون بدون پرداخت هیچ هزینه یی، با یک تیر دو نشان زده و به هدف خود که راضی کردن دل ایرانیان و بازی کردن با چشم و گوش تازیان است، می رسد. لذا پیشنهاد را با آن شرط عجیب می پذیرد تا هم مامون را متقابلاً خلع سلاح کرده باشد و هم از تریبون جهانی و پر از امکانات تبلیغاتی ولایتعهدی برای اجرای برنامه خود کمال استفاده را بکند.
نمونه یی از این برنامه را در نیشابور دیدیم؛ برانگیختن اذهان و به حرکت در آوردن افکار و بیرون آوردن عقل ها از نهانگاه سینه ها.
ـ اسلام چیست؟
ـ برنامه قرآنی برای هدایت انسان ها چیست؟
ـ شیوه برخورد پیامبر با مخالفان عقیدتی چه بوده است؟
ـ رسالت جهانی و تاریخی پیامبر چه بوده و چه هدفی را دنبال می کرده است؟
ـ اکنون - و در هر زمان با توجه به شرایط موجود - با دارندگان افکار و عقاید و به خصوص با دگراندیشان، چه شیوه رفتاری باید در پیش گرفت؟
ـ با دین گریزان و دین ستیزانی که در بازتاب رفتارهای دینی متولیان دین به این موضع افتاده اند، چگونه باید سخن گفت؟
ـ با ارباب ادیان دیگر چگونه و با چه مبانی و اصولی باید مناظره کرد؟
و...
این شیوه ها و مواد، چون از دل و فطرت برخاسته بود به دل ها و فطرت های مردم و اهل ذکر و عقیده نشست و امام با شیوه یی برخلاف شیوه مورد نظر مامون و با مبانی و اصول و ابزار و پایه هایی برخلاف علوم رایج زمان که فلسفه های وارداتی بود به عمل پرداخت و این کار یک انقلاب فکری و فرهنگی بر پا ساخت و محافظه کاران و متولیان وضع موجود و صاحبان قدرت و منافع و در یک کلام «زر و زور و تزویر» را به وحشت انداخت.مامون خلع سلاح شده و از میدان به در رفته و از اینجا رانده و از آنجا مانده راهی بغداد شد و در بین راه آنچه را برای رسیدن به برنامه و هدف جدیدش ضروری می دانست انجام داد...

وبگردی
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود!
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود! - شرکتی که یک‌شبه می‌توان آن را در اوج تحریم به استاد پیر و از نفس افتاده ترافیک رییس دولت قبل سپرد و بعد از آن، ناگهان در آزمون و خطایی دیگر به جوانی میدان داد.
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است!
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است! - دو هفته پس از بروز حادثه برای ناوچه دماوند بزرگترین کشتی جنگی ایران در دریای خزر، رسانه‌های روسیه با تفسیر تصاویر منتشر شده اخیر از وضعیت این شناور مدعی شده‌اند که بخش‌های زیادی از دماوند که سه سال پیش به ناوگان شمال نیروی دریایی ایران اضافه شده به زیر آب رفته و شکستگی آشکاری در قسمت پد بالگرد آن مشاهده می‌شود.
افشای راز یک ازدواج عجیب!
افشای راز یک ازدواج عجیب! - دو سال بعد، اخبار رابطه عاشقانه همسرش با یک نوجوان، مانند یک سیلی بر صورت اوزیر بود. بویژه آنکه، دخترشان لورنس، همکلاسی ماکرون بود.
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم - یک جوان در حوالی چهارراه بیمارستان قم به چند روحانی حمله کرد و دو تن از آنها را زخمی کرد به گفته شاهدان ضارب یک خودرو را نیز به آتش کشید و متواری شد.
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان - باند چهار نفره سارقان مسلح که قصد داشتند امروز از یک طلافروشی در یافت‌آباد سرقت کنند، ساعت 10 صبح امروز در یک عملیات غافلگیرانه توسط ماموران پلیس دستگیر شدند.
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان - رئیس سازمان انتقال خون و مسئول سابق امور کارکنان شرکت پالایش و پژوهش خون با حضور مقابل دوربین فارس از برخی تخلفات در زمینه پلاسمای خون پرده برداشتند.
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها