پنج شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ / Thursday, 16 August, 2018

مادری مهربان تر از خورشید!


مادری مهربان تر از خورشید!
شخصیت فاطمه زهرا(س), در ابعاد گونه گون قابل بررسی است.
در هر مرحله از مراحل زندگی وی, لایه ها و درسهای بزرگی نهفته است و با کالبدشکافی و موشکافیهای عمیق, می توان درسهای بزرگی آموخت و باید هم آموخت.
یکی از ابعاد زندگی فاطمه زهرا(س), که خیلی درخشان و دلنواز است, ((بعد تربیتی)) زندگی حضرت است.
سیره علمی و عملی فاطمه زهرا(س) در امور تربیتی, چیزی نیست که بتوان ظرافتها و لطافتهای آن را به قلم آورد و یا اینکه در یک مقال و مقاله بتوان ترسیم کرد.
سیره علمی, تا به مرحله عمل نرسد و عملی نگردد, فایده چندانی ببار نمی آورد. از سیره عملی فاطمه(س), در امر تربیت, سخن بگوئیم, وی را ((بانو و کوثر بیکران)) و ((مادر محبت)) معرفی کنیم; ولی خودمان در میدان عمل, بی عاری و بی پروایی بکنیم, آیا چنین کاری شایسته است؟
▪ زمزمه های تربیتی زهرا(س)
▪ زلالتر از آب زمزم:
▪ وارهیده از جهان عاریه
▪ ساکن گلزار و ((عینٌ جاریه))(۱)
▪ آوازه و آرزوهای مادر, به ((تربیت)) پیوند خورده است.
▪ در حقیقت, مادر ((پیش مرگ و سر پیشاهنگ)), امر تربیت است و از جمله دل مشغولیها و دلجوئیهای دیرینه وی تربیت فرزند در ابعاد گونه گون زندگی است.
▪ از دیدگاه اسلام, ((تربیت اسلامی)), خدایی ترین مسئله ای است که یک مادر دانا با آن مواجه است.
▪ اسلام دین ((تربیت محور)) است و در این راستا مردان و زنان بزرگی را با ((چراغ هدایت)), جهت ایصال الی المطلوب و ارائه طریق به سوی بشریت فرستاده است.
مولانا در همین راستا راست گفت:
کلکم راع نبی چون راعی است
خلق مانند رمه او ساعی است
از رمه چوپان نترسد در نبرد
لیکشان حافظ بود از گرم و سرد(۲)
به هر تقدیر, آیا مادران در میدان تعلیم و تربیت به الگوی توانا و زیبا, نیاز دارند یا خیر؟
جای تردید وجود ندارد که همه انسانها نیازمند الگو هستند و دنبال الگوگیری و الگویابی می باشند و این امر, برای انسانهای عاقل, بسیار طبیعی است.
آنچه مهم است و جای دقت دارد, این است که از چه کسی باید پیروی کرد و فرد به عنوان الگو, باید دارای چه شرایط و ویژگیها باشد؟
از دیدگاه اسلام, اولین شرط برای یک الگو, آن است که خود عامل به گفته هایش باشد و سیره عملی و علمی زندگی او به عنوان حجت شرعی و عقلی شناخته شده باشد.
این شرط که الگو باید, سیره عملی و علمی وی حجت باشد جز در مورد انبیا و امامان(ع) مصداق ندارد.
در این نوشتار کوتاه, کوشش شد تا بخشی از فضایل و سیره عملی و علمی فاطمه زهرا(س) در میدان تربیت, به عنوان مادری مهربانتر از خورشید و ((مادر محبت)) به عنوان الگو, برای مادران بیان گردد. تا میدانی و دریایی به سوی عاشقان گشوده گردد.
زندگی فاطمه زهرا(س) لبریز از لایه ها و لطافت ها است و دسترسی و شناخت عمیق از تمامی لایه ها و لطافت های زندگی معنوی وی, برای همه کس مقدور نیست.
شخصیت معنوی این بانوی ((بی کران)) متشکل از ((بسترهای معنوی)) بسیاری است که هر کدام از آنها برای یک زندگی معنوی و معنادار بکار آید.
از این جهت, کوثر بی کران, کاملترین الگویی است که می توان در ابعاد گونه گون زندگی, وی را مقتدای خویش قرار داد, که یکی از ((لایه ها و لطافت های)) زندگی معنوی وی که بستر معنوی خوبی را برای رشد ربانی و معنوی فراهم می سازد, ((بستر تربیتی)) زندگی او است.
در ((سیره عملی و علمی)) زندگی وی, ظرافت ها و دقتها موج می زند.
او مادر است, اما چگونه مادر؟!
مادر امامت است و حسنین در دامن مبارک او تربیت یافته اند.
مادری است که از راه تکان دادن گهواره, برای همیشه جهان را تکان می دهد و از طریق ((لالایی و تاتایی های)) حساب شده, جهان و جهانیان را پر از فریادهای عدالت خواهی می کند و به سمت عدالت پیش می راند.
حضرت امیر(ع) در مورد تربیت خانوادگی می فرمایند:
((یا کمیل, مر اهلإ ان یروحوا فی کسب المکارم...))
((ای کمیل! خانواده ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگواری, و شب ها در رفع نیاز خفتگان بکوشند. سوگند به خدایی که تمام صداها را می شنود, هر کس دلی را شاد کند, خداوند از آن شادی لطفی برای او قرار دهد که به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید چنان که شتر غریبه را از چراگاه دور سازد.))(۳)
تربیت کلامی کودکان, از زمزمه های زیبای مادر در قالب ((لالایی)) و ((تاتایی)), آغاز می شود.
از اینجاست که ظرافتهای تربیت, رخ می نماید و یک مادر مسوول را با مشکلات و موانع تربیتی مواجه می سازد.
مادر با زمزمه های ((لالایی و تاتایی)), در واقع می خواهد در پاکترین سرزمین وجود کودک که همان هستی و انسانیت کودک است تصرف کند و تصرف می کند. آیا در چنین حالتی شایسته و بایسته است که مادر, امر تربیت را سبک و سرسری انگارد؟
آیا زمزمه های کلامی مانند لالایی, تاتایی و غیره مهم نیست و هر لفظ مهمل و بی معنایی که باشد, اشکال ندارد؟
در اینجا جالب است که توجه عزیزان را به یک داستان تربیتی که بسیار جلب توجه می کند جلب نمائیم.
در شعری منسوب به ((مادر تربیت)) فاطمه زهرا(س) آمده:
اشبه اباإ یا حسن
واخلع عن الحق الرسن
واعبد الها ذا المنن
و لا توال ذا الاحن
یعنی:
حسن جان مانند پدرت باش
حق را از بند اسارت رهاساز
خدایی پر فضل و احسان را بپرست
از دشمنان کینه توز دوستی و پیروی مکن(۴)
این سخن زیبا, از جمله نوازش های نورانی حضرت زهرا(س) است به نوزادش حسن(ع). آن زمانی که حضرت, نوزادش را روی دست بازی می داد و به هوا می پراند و به دنبال آن با وی با زبان کودکی سخن می گفت, چنین زمزمه می نمود.
فاطمه زهرا(س), قبل از آنکه یک مادر باشد, معلم و مدیر شایسته بود. مربی و روان شناسی بود که در عمل, ((تربیت دینی)) را کاربردی ساخت و ظرافتهای تربیتی را در خاندان اهل بیت(ع) به نمایش گذاشت.
آنگاه که حضرت زهرا(س) امام حسین(ع) را بر روی دست نوازش می کرد, می فرمود:
انت شبیهٌ بابی؟
لست شبیها بعلی؟
((حسین جان تو به پدرم شباهت داری و به پدرت علی(ع) شبیه نیستی.))
امام علی(ع) سخنان فاطمه(س) را می شنید و لبخند می زد.(۵)
مادرانی که فاطمه زهرا(س) را الگوی خویش می دانند, آیا در امر تربیت هم این ((مادر تربیت)) را الگوی خود می دانند یا خیر؟
اگر فاطمه زهرا(س) را به عنوان الگوی تربیتی قبول دارند ـ و باید هم قبول داشته باشند ـ تا به حال چه فکری کرده اند؟
چه کاری کرده اند؟
چاره ای اندیشیده اند یا خیر؟...
مادری که منتظر مد و تجمل روز است و بازار او را فریفت و گیج کرد, چه کار می تواند بکند؟
او خود به دهها سرپرست و مادر احتیاج دارد تا هستی خود را به ثمن اندک نفروشد.
مادری ((فن و هنری)) است که هر کس استعداد تحصیل آن را ندارد.
مادری ((کلاس عشق)) است که به قول مولانا:
در آسمان درها نهی, در آدمی پرها نهی
صد شور در سرها نهی, ای خلق سرگردان تو
مادرانی که به خطا, خویشتن را از ((عشق مادری)) محروم می سازند, وحشتناکترین گمراهی ها را مرتکب می شوند و خسران ابدی است که نه در زمان و نه در ابدیت جبرانی ندارد.
یک مادر کم حوصله و عصبی, چگونه می تواند به ظرافتهای تربیتی جامه عمل بپوشاند؟
چرا ((سوراخ دعا را گم کرده ایم))؟
بیائیم قبول کنیم که ((تربیت بزرگترین منبع و معدن)) است و ما, در کشف و بهره برداری آن مشکل داریم.
چند درصد از مادران, همانند فاطمه زهرا(س), زمزمه ها و سایر رفتارهای تربیتی آنها حساب شده و با ((استانداردهای تربیت اسلامی)) سازگار است؟
آیا شعر: اتل متل توتوله, گاو حسن چه جوره... با استاندارهای تربیت اسلامی می سازد؟
آیا یاد دادن چنین جملاتی, اولین وظیفه برخی ها است؟
مادری که دختر هفت تا ده ساله خویش را تقریبا ((نیمه عریان)) در معرض دید عموم قرار می دهد, چه تضمینی برای حجاب اسلامی و تربیت او دارد؟ چرا عده ای به نام مادر, به بچه ها و فرزندان خیانت می کنند؟
● مگر خیانت چه هست؟
خیانت به این نیست که سر کودک را از قفا جدا بکنند, هر کاری که روح و اندیشه کودک را خدشه دار کند, خود بزرگترین خیانت است و هیچ خیانتی, عمق فاجعه اش, عمیق تر از خیانت در امور تربیتی نیست و گناه آن بابخشودنی است.
به هر حال, تا شور و شعور لازم در امر تربیت تحقق پیدا نکند و تا زندگی را سراسر عشق نبینیم, تربیت انقلابی و یا پاکسازی و خودسازی, نوسازی انقلابی تحقق پیدا نمی کند و به بار نمی نشیند.
● مادران یخچالی!
تربیت منهای محبت, آب در هاون کوبیدن است.
کتاب کریم می فرمایند:
((و قضی ربإ الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا, اما یبلغن عندإ الکبر احدهما او کلاهما فلاتقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما, واخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا;
پروردگارت مقرر داشته است که جز او را نپرستید, به پدر و مادر نیکی کنید, چنانچه یکی یا هر دوی آنها نزد تو به پیری رسیدند کلمه ای رنجش آور به آنها نگو, و بر سرشان فریاد نزن, و با اکرام با آنها سخن بگو, و با آنها خاکساری و مهربانی کن, و بگو: پروردگارا همانگونه که آنها مرا در کودکی پرورش دادند, تو نیز آنها را مشمول رحمت خود قرار بده.))(۶)
ظاهر آیه یک معنای روشنی دارد و آن مهربانی و احترام به والدین است. ولی آنچه مهم است و از روح و معنای پنهان این دو آیه استفاده می شود, این است که وقتی پای تربیت انسانی و اسلامی به میان آمد, در مرحله اول والدین باید این آیات را در عمل تفسیر کنند و یکی از دستورالعمل های کار تربیتی خود قرار دهند تا در مرحله بعدی نوبت به فرزندان برسد.
مادری که می خواهد کار تربیتی معنادار انجام دهد, خود باید:
۱) به فرزندان نیکی کند.
۲) هنگام ناتوانی در دوران نوزادی و کودکی, و یا دوران دیگر, حتی به آنها اف نگوید.
۳) بر سرشان فریاد نزند.
۴) با اکرام با آنها سخن بگوید.
۵) با آنها خاکساری و مهربانی کند و بال و پر پر مهر و آغوش گرم خویش را به سوی آنها بازگشاید.
۶) از خداوند برای فرزندان, طلب سعادت و رحمت بکند.
فاطمه زهرا(س) که خود قرآن ناطق و مفسر کبیر است, یقینا در کار تربیتی, این نکات ظریف و عمیق قرآنی را کاربردی ساخت و بدان جامعه عمل پوشاند.
در روایت آمده, امام حسن(ع) مریض شد و درد و بی تابی آن بزرگوار بالا گرفت, حضرت زهرا(س) فرزند عزیزش را خدمت رسول خدا برده :
((قالت: یا رسول الله ادع الله لابنإ ان یشفیه, ای رسول خدا! پروردگارت را بخوان تا فرزندت را شفا دهد.))(۷)
در جای دیگر آمده, حضرت زهرا(س) با یاد روزگار شیرین و محبتهای رسول خدا, خطاب به کودکان خود فرمود:
((این ابوکما الذی؟ کان یکرمکما و یحملکما مرذه بعد مره؟
این ابوکما الذی؟ کان اشدذ الناس شفقه علیکما؟
فلا یدعکما تمشیان علی الارض و لا اراه یفتح هذا الباب ابدا و لایحملکما علی عاتقه کما لم یزل یفعل بکما؟
کجاست پدر مهربان شما دو فرزندم؟ که شما را عزیز و گرامی می داشت, و همواره شما را بر روی دوش خود می گرفت, و نمی گذاشت بر روی زمین راه روید.
کجاست پدر شما که مهربان ترین مردم نسبت به شما بود.
دیگر هرگز او را نمی بینم که این درب منزل را باز کند, و شما را بر دوش خود گیرد, همان رفتاری که همواره نسبت به شما انجام می داد.))(۸)
با این شیوه با فرزندان سخن گفتن, در واقع یک دوره کامل, کلاس ((آموزش محبت)) است. همان کلاسی که پدر بزرگوارش برای وی برگزار کرد, خود دارد برای فرزندان دلبند خویش برگزار می نماید. این همان کلاس کاربردی عملی است, که از زیباترین کلاسهاست.
فاطمه زهرا(س) ((مادر محبت)) است و با محبت معنادار وی باید جهان هدایت می شد.
اگر با وجود الگوی تربیتی چون فاطمه زهرا(س), عده کثیری از مادران مسلمان با مشکل تربیتی مواجه هستند, این به خاطر آن است که :
اولا: شناخت و معرفت عمیق, نسبت به شخصیت الگو ندارند.
ثانیا: شناخت و تلقی و برداشت درست از تربیت اسلامی ندارند.
ثالثا: برخورد و رفتارشان در امر تربیت محبتآمیز نیست.
رابعا: بسیاری از مادران و پدران تربیت را به عنوان بزرگترین منبع, به حساب نمیآورند.
نویسنده کتاب ((کوچک زیباست)) که یک بحث اقتصادی در آن مطرح شده است, یکی از عناوین بحث کتاب را ((تربیت, بزرگترین منبع)) قرار داده است.
می گوید:
((عامل اصلی همه توسعه های اقتصادی از ذهن آدمی برمی خیزد. ناگهان, شهامت, قدرت ابتکار, اختراع, تکاپوی سازنده, نه تنها در یک زمینه بلکه در بسیاری زمینه ها در آن واحد از وجود آدمی فوران می کند... بنابراین می توان گفت که تربیت حیاتی ترین منبع برای بشریت است.))(۹)
به هر تقدیر, اگر ظرافتهای تربیتی که ((مادر مهربان)) فاطمه زهرا(س), آنها را در امر تربیت بکار می گرفت, در زندگی انسانی ـ اسلامی مسلمانان جامه عمل پوشیده می شد, می بایست در انتظار می ماندیم که:
ـ از محبت تلخها شیرین شود
ـ از محبت مسها زرین شود
ـ از محبت دردها صافی شود
ـ از محبت دردها شافی شود
ـ از محبت مرده زنده می کنند
ـ از محبت شاه بنده می کنند(۱۰)
متاسفانه و صد متاسفانه یکی از مشکلات بسیار بزرگ بر سر راه تربیت, ((فقر شادی و فقر محبت)) است. از چهره و رفتار برخی از نوجوانان و جوانان کمبود محبت و فقر شادی می بارد.
برخی از والدین, آنقدر نسبت به فرزندان بی مهری و نامهربانی می کنند که بهتر است از آنها به ((والدین یخچالی)) نام ببریم.
مادری که مسوولیت خطیر مادر شدن را پذیرفت, چگونه آغوش محبت و مهربانی به سمت و سوی فرزندان باز نمی کند؟
آیا تمامی مشکلات بر سر راه تربیت را می توان با ((عروسک انبوه)) حل و فصل کرد؟
برخی ها, کودک را بمبارانی از عروسکهای عاجز و عجیب و غریب می کنند و اجازه فکر کردن را از بچه ها می گیرند.
آیا عروسکها جای لبخند و محبت مادر را پر می کنند؟
برخی از مادران کم حوله و بعضا عصبی می خواهند, فقط بچه ها را سرگرم بکنند, دیگر مهم نیست با چه چیز آنها را سرگرم بکنند؟
کسی با عروسک و اسباب بازی مخالف نیست, سخن بر سر این است که:
۱) عروسک جای لبخند, بوسه, نوازش و محبت مادر را پر نمی کند و مشکلات بر سر راه امر تربیت را, تنها با اسباب بازی, نمی توان حل و فصل کرد.
۲) فرزندان را بمبارانی از عروسک و اسباب بازی کردن و قدرت تفکر و خلاقیت را از بچه ها گرفتن درست نیست.
۳) در بازار خرید و فروش عروسکها و اسباب بازی, باید حد و مرزی باشد و والدین عزیز, هر اشیایی را به نام اسباب بازی و عروسک نخرند و بدانند که پشت بعضی از اشیا به نام عروسک, غرض و مرضهای زیادی خوابیده است.
عروسکی که با باطری روشن می شود وشروع به رقصیدن می کند, چه آثاری در ذهن صاف کودک ببار میآورد و چه پیام و پیامدی دارد؟
مادر باید در امر تربیت, هدفمند, اهل شناخت و مطالعه, با حوصله و صبور, مدیر, مهربان و با ادب, با عاطفه و... باشد.
بهشت را به بها زیر پای مادران می گسترانند, نه به بهانه.
تا با دست مبارک مادران, جهان به لرزه درنیاید و تا در دامن و آغوش گرم مادران, گرمای محبت به جهان صادر نشود... و تا تربیت به مرز استاندارد اسلامی نرسد, هدف اسلام عزیز تامین نمی شود. هدف اسلام عزیز و مورد دعوت دین اسلام, همه بشریت هستند و رسیدن به سعادت از کانال محبت و تربیت.
● داستان داوری و مادری:
اگر مادری با داوری بین فرزندان مواجه گردد چه باید بکند؟
داوری و قضاوت, از ظرافت و لطافت خاصی برخوردار است و این امر بر کسی پوشیده و پنهان نیست. ولی داوری بین فرزندان و کودکان, ظرافت و لطافت کار را صد چندان می نماید.
ـ ذهن صاف و دست نخورده کودکان
ـ روح لطیف و ظریف آنها
ـ داوری توام با تربیت
ـ فضای ذهن کودک و محدودیت های آن, همه و همه دست به دست هم می دهند و کار داوری بین فرزندان و کودکان را با مشکل مواجه می کند.
آیا مادران می توانند داوران خوبی برای فرزندان و کودکان خود باشند؟
در اینجا توجه عزیزان را به یک داستان جالب توجه, که از طرف ((مادر محبت)) حضرت زهرا(س), صورت گرفت, جلب می نمائیم.
داستان داوری بدین قرار است که:
((رسول گرامی اسلام درباره مسابقه خطاطی به حسن و حسین(ع) سفارش فرمود:
هر کس خط او زیباتر است, قدرت او نیز بیشتر است.
حسن وحسین هر کدام خط زیبایی نوشتند, اما رسول خدا قضاوت نکرد و آن دو بزرگوار را به مادرشان, فاطمه(س) هدایت فرمود, تا نگرانی قضاوت, با عاطفه مادری جبران شود.
حضرت زهرا(س) دید که هر دو خط زیبا و هر دو در این مسابقه هنری شرکت نموده اند, چه باید کرد؟ با خود گفت:
قالت: انا ماذا اصنع و کیف احکم بینهما؟
من چه می توانم بکنم و چگونه میان دو کودکم داوری کنم؟
قضاوت نهایی را به تلاش خودشان ارتباط داد و فرمود:
یا قرتی عینی انی اقطع قلادتی علی راسکما و انشر بینکما جواهر هذه القلاده فمن اخذ منها اکثر فخطده احسن و تکون قوته اکثر.
ای نور دیدگانم! من دانه های این گردنبند را با پاره کردن رشته آن بر سر شما می ریزم و میان شما دانه های گردنبند را پخش می نمایم. هر کدام از شما دانه های بیشتری بگیرد, خط او بهتر و قدرت او بیشتر است.))(۱۱)
به حق, ظرافت و زیبایی از لابلای این داوری, موج می زند.
این داستان حق, دارای لایه هایی است و آمادگی دارد دریای بیکرانی از داوریهای زیبا را به دینداران و مادران بگشاید و مسیر زندگی انسانها را عوض کند. البته این داستان از باب ((مشت نمونه خروار)) است و از این قبیل مطالب در سیره علمی و عملی امامان(ع) موج می زند و فراوان است.
حال مادران در مورد این داوری, خود به داوری بنشینند و خودشان را در امور تربیتی محک بزنند!
از دیدگاه قرآن و امامان, امر تربیت و ظرافتهای آن بسیار جدی است و ذره ای کوتاهی در آن روا نباشد.
ذهن, اندیشه, روح و انسانیت چیزی نیست که به راحتی بتوان از کنار آن گذر کرد و یا آن را نادیده گرفت.
علی(ع) می فرمایند:
((لا غنی کالعقل و لا فقر کالجهل و لا میراث کالادب, و لا ظهیر کالمشاوره; هیچ ثروتی چون عقل, و هیچ فقری چون نادانی نیست. هیچ ارثی چون ادب, و هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست.))(۱۲)
● حقوق کودکان و عقوق مادران
رسول اکرم(ص) می فرمایند: ((یا علی یلزم الوالدین من ولدهما ما یلزم لهما من عقوقهما))(۱۳)
یا علی(ع), همانطوری که فرزندان ممکن است عاق والدین گردند, والدین هم ممکن است عاق فرزندان گردند.
همانطوری که حقوق طرفینی و فراگیر است, عقوق (ضیق و سختی ها) هم, طرفینی است.
از دیدگاه اسلام, به یک اعتبار, حقوق به دو قسم تقسیم می گردد:
۱) حقوق مادی
۲) حقوق معنوی.
صاحبان حقوق, عموم مردم می باشند و مرد و زن, پیر و جوان, حتی رحم (بچه در شکم مادر), صاحبان حق محسوب می شوند.
تربیت انسانی اسلامی, از جمله حقوق معنوی محسوب می شود و نتیجه آن, پیام یا پیامد بزرگی را به همراه خواهد داشت.
آنچه در بین عرف و عموم مرسوم است و شیوع دارد مساله ((حقوق و عقوق)) والدین است و در اذهان حک شده است که در صورت سرپیچی فرزندان از والدین, فرزندان مورد عاق والدین قرار می گیرند و در دنیا و آخرت پیامدهای بدی در انتظار فرزندان خواهد بود.
این نکته درست, اما حقوق فرزندان چه؟
آیا در صورت سهل انگاری و بی توجهی به امر تربیت, والدین مورد عاق فرزندان قرار نمی گیرند؟ یقینا چنین است و در صورت کوتاهی در امر تعلیم و تربیت, پیامدهای بسیار بدی در انتظار پدر و مادر خواهد بود.
مادری که به خاطر چشم به هم چشمیهای کور و مدستائیها و مدپرستی های پلید, شوهر را زیر سوال می برد و با شخصیت و مردانگی او بازی می کند, آرامش خانواده را به هم می پاشد و برای امر تربیت ذره ای ارزش قایل نمی شود, مورد عاق فرزندان قرار نمی گیرد و حقوق آنها را پایمال نکرده است؟!
مادری که می تواند فرزندش را همانند حسین فهمیده, تربیت بکند و باید هم چنین بکند, ولی به خاطر توقعات بیجا و کور, و سرگرمیهای فریبنده, فرزندش با همان استعداد و آمادگی سرشار, سر از زندان درمیآورد, چه جوابی دارد؟
عده ای می گویند در ایران نمی شود کار فرهنگی و تربیتی عمیق و هدفمند انجام داد. ولی باید گفت:
چطور شد, پدر وزیری, وقتی پسرش در پاکستان متولد شد, و استعداد و نبوغ خاصی را در پسرش شناسایی کرد, مسئله را با یکی از بزرگان محلی در میان گذاشت, آن عالم, گفت: شما در پاکستان نمی توانید به هدف برسید, بهترین و مناسب ترین جا برای رشد و کار فرهنگی, ایران است و شما بروید ایران.
آقای وزیری, راهنمایی عالم محل را پذیرفت و آمد قم مقدس و الاذن که پسرش حدود شانزده سال سن دارد, حافظ کل قرآن, حافظ کل نهج البلاغه, حافظ بیش از هفتاد دوره کتاب, در گرایشهای مختلف اعم از روایات, فقه, رجال, تفسیر وغیره.
خلاصه یک خانواده پنج نفره, کلشان حافظ کل قرآن هستند و زندگی بسیار ساده هم دارند.))
با این مقدمه, برویم سراغ اصل بحث, و ببینیم رابطه پدر فرزندی بین رسول اسلام(ص) و فاصله زهرا(س) چگونه بوده است؟
شیخ صدوق می فرمایند:
((رسول گرامی اسلام(ص) هر گاه به مسافرت می رفت, با فاطمه(س) خداحافظی می کرد و وقتی از سفر برمی گشت, ابتدا به دیدن فاطمه می شتافت.
در یکی از مسافرت های پیامبر(ص), حضرت زهرا(س) دو دستبند نقره و یک جفت گوشواره برای خویش و یک پرده برای درب منزل خرید, پیامبر(ص) از مسافرت بازگشت و به دیداردختر شتافت.
پس از مشاهده پرده خانه و زیور آلات ساده فاطمه(س) توقف کوتاهی کرد و به مسجد رفت.
حضرت زهرا(س) با خود اندیشید که پدر ناراحت است و فوری دستبند و گوشواره و پرده را درآورد و خدمت رسول خدا فرستاد و پیام داد:
((قالت: تقرا علیإ ابنتإ السلام و تقول اجعل هذا فی سبیل الله)) دخترت برای تو سلام می فرستد و می گوید که این[ زیور آلات اندک] را نیز در راه خدا انفاق کن.
پیامبر(ص) پس از مشاهده بخشش و ایثار فاطمه(س) سه بار فرمود:
((فداها ابوها; پدرش فدای او باد.))(۱۴)
در مقابل, حضرت زهرا(س) درباره عواطف گرم پدرانه رسول خدا(ص) مطلبی را نقل فرمود که قابل توجه و ارزیابی است:
وقتی آیه ۶۳ سوره نور نازل شد که:
((رسول خدا را آنگونه که همدیگر را صدا می زنید, نخوانید))
فاطمه زهرا(س) می فرماید:
ترسیدم که رسول خدا را به لفظ ((ای پدر)) بخوانم.
من[ هم مانند دیگران پدر را] به نام ((یا رسول الله)) صدا زدم.
[بدین خاطر] پیامبر, یک بار, یا دوبار, یا سه بار از من روی گردانید[ و پاسخ نگفت]. سپس رو به من کرد و فرمود:
ای فاطمه(س) این آیه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نشده است. تو از من هستی و من از تو هستم.
همانا این آیه برای ادب کردن جفاکاران درشت خوی قریش, انسانهای خودخواه و متکبر, نازل شده است.
مرا با جمله ((ای پدر)) خطاب کن که مایه حیات قلب من است و خداوند را خشنود می کند.(۱۵)
این گونه مطالب در سیره عملی پیامبر(ص) و فاطمه زهرا(س) و امامان(ع) موج می زند و اینجا دیگر سخن از عقوق والدین و فرزندان نیست, سخن از حقوق محض است و اخلاق جهانشمول.
نقش تربیتی اینگونه روابط, بسیار بالا است و انسانیت و عاطفه در آن, بسیار فراوان و ریشه دار.
تا بحال, در هیچ جای دنیا, چنین روابطی بین ((پدر و دختر)) صورت نگرفته است. این رابطه, بر خلاف همه روابط معروف در دنیا دارای شان نزول است و همیشه تاریخ, درسآموز.
این جمله پیامبر(ص) که در حق فاطمه زهرا(س) فرمود:
((فداها ابوها)), به بلندای تاریخ پیام تربیتی دارد.
این جمله گرانسنگ, می تواند میزان و محک بسیار مناسبی باشد, تا همه کسانی که با امور تربیتی در ارتباط و تماس هستند عموما و والدین خصوصا, خودشان را در معرض محک قرار دهند و فاصله ها را آسیب شناسی کنند.
اگر فاصله ها زیاد هست, که زیاد هم هست چرا؟
چه باید کرد؟
خلاصه سخن آن که:
مردم عصر فضا و تکنولوژی عموما و مسلمانان خصوصا, دنبال آن چیزهایی که به جد باید باشند, نیستند, و دنبال آن چیزهایی که اصلا نباید باشند, هستند. و به عبارت دیگر ((سوراخ دعا را گم کرده اند)).
دکور و تجمل, مسلح شدن به مد روز, هماهنگی و همراهی با بازار, رقابت کور با همسایه در ظاهرسازی, پیروی و الگوگیری سریع از وامانده ها و سرخورده های غربی, دنبال هر خس و خاشاک, روانه شدن, روی آوردن به مواد مخدر, به بهانه عروسی ادا و اطوار درآوردن, ریخت و پاش فراوان, سر و صداها و روی آوردن به سوی صداهای آلوده و... همه و همه برای آنها مهم است و سراسیمه دنبالش می دوند ولی امر تربیت, قناعت زیبا, محبت و مدارا, الگوگیری دینی و ارزشی, حلال و حرام الهی, روح قرآن, سیره عملی امامان و معصومین(ع) برادری و برابری, تعهد دینی و... چندان برایشان مهم نیست و به راحتی از کنارش گذر می کنند.
متاسفانه عده ای از مسلمانان که زیاد هم هستند, از سیره عملی امامان و معصومین الگو نمی گیرند ولی از غربی, آنهم غربی بنجول و سرخورده از زندگی, الگو می گیرند و در جامعه دینی, انگشت نمایی می کنند.
به هر تقدیر, مادران بدانند, که با اندک توجه, می توانند زمینه های زندگی بسیار زیبا را فراهم کنند.
مگر حضرت زهرا(س) از چه ابزارهای تربیتی استفاده می کرد که مادران عصر فضا با آن امکانات بی بهره هستند؟!
▪ فاطمه زهرا(س), فقط روح و اندیشه بلند داشت و بس.
▪ ابزارهای تربیتی حضرت, عاطفه بود و محبت.بینش بود و هدفمندی و جاذبه بود و جانفشانی در امر تربیت.
● نتیجه و خلاصه:
امور تربیتی و ظرافتها و لطافت های آن, مقام و منزلت مادر و مسوولت پذیری وی, الگو بودن فاطمه زهرا(س) در ((سیره علمی و عملی)) در این نوشتار, مثلث بحث را تشکیل می دهد.
امر تربیت, به عنوان بزرگترین منبع و از خدایی ترین مسئله ای است که هر انسان مسوول با آن روبرو است و کوتاهی در این امر تمام هستی یک انسان را زیر سوال می برد.
کسی که بیش از همه در میدان تعلیم و تربیت نقش ایفا می کند مادر است, و مادر اولین فردی است که کار تربیتی را آغاز می کند و در این جهت تمام حرکات و رفتار مادر, اعم از زمزمه ها و لالایی, لبخند, نفس کشیدن, ظاهر و باطن, تاثیر عمیقی بر کودک و روح او می گذارد و مثلث شخصیت وی را تشکیل می دهد.
اگر مادران در امر تربیت کوتاهی بکنند و به عنوان مادران بی مسوولیت معرفی و معروف گردند, عقوق و عوارض بدی در انتظار آنها است و هیچ عذری پذیرفته نیست.
در پایان باید گفت, آنچه می تواند مادران و فرزندانشان را در امر تربیت, بیمه کند, عمل کردن به ((سیره و رفتار عملی و علمی)) فاطمه زهرا(س) است ولا غیر.

اصغر بابایی
پی نوشت ها:
۱ـ مثنوی معنوی, دفتر چهارم, بیت ۱۷۶۷, اشاره به آیه ۱۲ غاشیه.
۲ـ همان, دفتر سوم.
۳ـ نهج البلاغه, حکمت ۲۵۷.
۴ـ مناقب ابن شهر آشوب, ج۳, ص۳۸۹.
۵ـ همان.
۶ـ سوره اسرا, آیات ۱۷ ـ ۲۳ ـ ۲۴.
۷ـ بحارالانوار, ج۵۹, ص۱۰۴.
۸ـ محمد, دشتی, ((نهج الحیاه ـ فرهنگ سخنان فاطمه)) قم, موسسه تحقیقاتی امیرالمومنین, ۱۳۷۵, ص۷۴.
۹ـ ای. اف. شوماخر, ((کوچک زیباست)) علی رامین, تهران: صدا و سیما, چهارم, ۱۳۷۸, ص۶۱.
۱۰ـ مثنوی معنوی, دفتر دوم, ابیات ۱۵۲۹ ـ ۱۵۳۱.
۱۱ـ محمد, دشتی, همان, یا بحارالانوار, ج۴۵, ص۱۹۰, ح۳۶.
۱۲ـ نهج البلاغه, حکمت ۵۴.
۱۳ـ بحارالانوار, ج۷۷, ص۶۰, ح۳, باب ۴۳.
۱۴ـ محمد دشتی, همان.
۱۵ـ همان.

منبع : سایت پاسخگو

مطالب مرتبط

حضرت محمد (ص) انسانی نمونه برای جهانیان

حضرت محمد (ص) انسانی نمونه برای جهانیان
امروز ۲۸ صفرالمظفر ۱۴۲۶ هجری قمری ، مصادف با سالروز رحلت حضرت رسول اکرم (ص)، خاتم پیامبران است ، پیامبری که به حق نمونه ای عالی برای مسلمانان و همه انسانها و در حقیقت تجسم اسلام واقعی است .
،،بیش از هزار و چهار صد سال پیش در ۱۷ ربیع الاول ( برابر ۲۵آوریل ۵۷۰ میلادی ) کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود. پدرش عبد الله در بازگشت از شام در شهر یثرب ( مدینه ) چشم از جهان فروبست . زن عبد الله ، مادر " محمد " آمنه دختر وهب بن عبد مناف بود.
بنابر رسم خانواده های بزرگ مکه " آمنه " محمد را به دایه ای به نام حلیمه سپرد تا در بیابان و دور از آلودگی های شهر پرورش یابد.
" حلیمه " به این کودک دلبستگی زیادی پیدا کرده بود و لحظه ای از پرستاری او غفلت نمی کرد. کسی نمی دانست این کودک یتیم که دایه های دیگر از گرفتنش پرهیز داشتند ، روزی پیامبر خواهد شد و نام بلندش تا ابد با عظمت و بزرگی بر دل و زبان جاری بوده و مایه افتخار جهان و جهانیان خواهد بود .
" حلیمه " بر اثر علاقه و اصرار مادرمحمد ، وی را که به سن پنج سالگی رسیده بود به مکه باز گرداند . دو سال بعد که " آمنه " برای دیدار پدر و مادر و آرامگاه شوهرش عبد الله به مدینه رفت ، فرزند دلبندش را نیز همراه برد . پس از یک ماه ، آمنه با کودکش به مکه برگشت ، اما دربین راه ، در محلی بنام " ابواء " درگذشت و محمد در سن شش سالگی از پدر و مادر هر دو یتیم شد .
سپس زنی به نام ام امین این کودک یتیم را همراه خود به مکه برد . از آن زمان محمد در دامان پدر بزرگش " عبد المطلب " پرورش یافت . " عبد المطلب " نسبت به نوه خود که آثار بزرگی در پیشانی تابناکش ظاهر بود ، مهربانی عمیقی داشت .
دو سال بعد بر اثر درگذشت عبد المطلب ، محمد از سرپرستی پدر بزرگ نیز محروم شد . به ناچار " محمد " در سن هشت سالگی به خانه عموی خویش ( ابوطالب ) رفت و تحت سرپرستی وی قرار گرفت . " ابوطالب " پدر " علی " بود .
ابو طالب تا آخرین لحظه های عمرش ، یعنی تا چهل و چند سال با نهایت لطف و مهربانی ، از برادرزاده اش پرستاری و حمایت کرد . به طوری که حتی در سخت ترین و ناگوارترین پیشامدها که همه اشراف قریش و گردنکشان سیه دل ، برای نابودی"محمد" دست در دست یکدیگر نهاده بودند ، جان خود را برای حمایت برادرزاده اش سپر بلا کرد و از هیچ چیز نهراسید و ملامت ملامتگران را نشنیده گرفت .
آرامش و وقار و سیمای متفکر " محمد " از زمان نوجوانی در بین همسن و سالهایش کاملا مشخص بود . به قدری ابوطالب او را دوست داشت که همیشه می خواست با او باشد و دست نوازش بر سر و رویش کشد و نگذارد درد یتیمی او را آزار دهد .
در سن ۱۲سالگی بود که عمویش ابو طالب او را همراه خود به سفر تجارتی - که آن زمان در حجاز معمول بود - به شام برد . درهمین سفر در محلی به نام " بصری " که از نواحی شام ( سوریه فعلی ) بود ، ابو طالب به " راهبی " مسیحی که نام وی " بحیرا " بود برخورد کرد . بحیرا هنگام ملاقات محمد از روی نشانه هایی که در کتابهای مقدس خوانده بود ، با اطمینان دریافت که این کودک همان پیغمبر آخر الزمان است .
باز هم برای اطمینان بیشتر او را به لات و عزی - که نام دو بت از بتهای مکه بود - سوگند داد که در آنچه از وی می پرسد جز راست و درست بر زبانش نیاید . محمد با اضطراب و ناراحتی گفت ، من این دو بت را که نام بردی دشمن دارم . مرا به خدا سوگند بده !
بحیرا یقین کرد که این کودک همان پیامبر بزرگوار خداست که بجز خدا به کسی و چیزی عقیده ندارد . بحیرا به ابو طالب سفارش کرد تا او را از شر دشمنان بویژه یهودیان محافظت ، زیرا او در آینده مأموریت بزرگی به عهده خواهد گرفت .
محمد دوران نوجوانی و جوانی را گذراند . در این دوران که برای افراد عادی ، سن ستیزه جویی و آلودگی به شهوت و هوسهای زودگذر است ، برای محمد جوان ، سنی بود همراه با پاکی ، راستی و درستی ، تفکر و وقار و شرافتمندی و جلال . در راستی و درستی و امانت بی مانند بود . صدق لهجه ، راستی کردار ، ملایمت و صبر و حوصله در تمام حرکاتش ظاهر و آشکار بود . از آلودگیهای محیط آلوده مکه بر کنار ، دامنش از ناپاکی بت پرستی پاک و پاکیزه بود ، به حدی که موجب شگفتی همگان شده بود ، آن اندازه مورد اعتماد بود که به " محمد امین " مشهور شد.
● ازدواج محمد ( ص )
وقتی امانت و درستی محمد ( ص ) زبانزد همگان شد ، زن ثروتمندی از مردم مکه بنام خدیجه دختر خویلد که پیش از آن دوبار ازدواج کرده بود و ثروتی زیاد و عفت و تقوایی بی نظیر داشت ، خواست که محمد ( ص ) را برای تجارت به شام بفرستد و از سود بازرگانی خود سهمی به وی بدهد . محمد ( ص ) این پیشنهاد را پذیرفت . خدیجه " میسره " غلام خود را همراه محمد ( ص ) فرستاد .
وقتی " میسره " و " محمد " از سفر پر سود شام برگشتند ، میسره گزارش سفر را جزء به جزء به خدیجه داد و از امانت و درستی محمد ( ص ) حکایتها گفت . خدیجه شیفته امانت و صداقت محمد ( ص ) شد و مدتی بعد خواستار ازدواج با محمد شد . محمد ( ص ) نیز این پیشنهاد را قبول کرد . در این موقع خدیجه چهل ساله بود و محمد ( ص ) بیست و پنج سال داشت .
خدیجه تمام ثروت خود را در اختیار محمد ( ص ) گذاشت و غلامانش را نیز به او بخشید . محمد ( ص ) بی درنگ غلامانش را آزاد کرد و این اولین گام پیامبر در مبارزه با بردگی بود . محمد ( ص ) می خواست در عمل نشان دهد که می توان ساده و دور از هوسهای زود گذر و بدون غلام و کنیز زندگی کرد .
محمد امین بیشتر اوقات فراغت را به خارج مکه می رفت و مدتها در دامنه کوهها و میان غار می نشست و در آثار صنع خدا و شگفتیهای جهان خلقت به تفکر می پرداخت و با خدای جهان به راز و نیاز سرگرم می شد . سالها بدین منوال گذشت ، خدیجه نیز می دانست که هر وقت محمد ( ص ) در خانه نیست ، در " غار حرا " بسر می برد . غار حرا در شمال مکه در بالای کوهی قرار دارد که هم اکنون نیز مشتاقان بدان جا می روند و خاکش را توتیای چشم می کنند . این نقطه دور از غوغای شهر و آلودگیهای آن روز ، محل راز و نیازهای محمد ( ص ) بوده است .
● آغاز بعثت
محمد امین ( ص ) قبل از شب ۲۷ رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز ونیاز با آفریننده جهان می پرداخت و در عالم خواب رؤیاهایی می دید راستین و برابر با عالم واقع . روح بزرگش کم کم برای پذیرش وحی آماده می شد . درآن شب بزرگ جبرئیل فرشته وحی مأمور شد آیاتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او را به مقام پیامبری مفتخر سازد .
سن محمد ( ص ) در این هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهایی و توجه خاص به خالق یگانه جهان ، جبرئیل از محمد ( ص ) خواست این آیات را بخواند : " اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق ...
یعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفرید . او انسان را از خون بسته آفرید . بخوان به نام پروردگارت که گرامی تر و بزرگتر است . خدایی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمی دانست .
محمد ( ص ) که امی و درس نخوانده بود گفت : من توانایی خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند .
اما همان جواب را شنید - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد می تواند " لوحی " را که در دست جبرئیل است بخواند . این آیات سرآغاز مأموریت وی بود .
● نخستین مسلمانان
پیامبر ( ص ) دعوت به اسلام را از خانه اش آغاز کرد . ابتدا همسرش خدیجه و پسرعمویش علی به او ایمان آوردند . سپس کسان دیگر نیز به محمد ( ص ) و دین اسلام گرویدند . دعوتهای نخست بسیار مخفیانه بود . محمد ( ص ) و چند نفر از یاران خود ، دور از چشم مردم ، در گوشه و کنار نماز می خواندند .
سه سال از بعثت گذشته بود که پیامبر ( ص ) بعد از دعوت خویشاوندان ، پیامبری خود را برای عموم مردم آشکار کرد .
بلال - یاسر و زنش سمیه ، خباب، أرقم ، طلحه ، زبیر، عثمان و سعد از جمله و نخستین مسلمانان بودند ، روی هم رفته در سه سال اول ، تعداد پیروان محمد ( ص ) به بیست نفر رسیدند .● معراج
پیش از هجرت به مدینه که در ماه ربیع الاول سال سیزدهم بعثت اتفاق افتاد، دو واقعه در زندگی پیامبر مکرم (ص ) پیش آمد . در سال دهم بعثت "معراج " پیغمبر اکرم (ص ) اتفاق افتاد و آن سفری بود که به امر خداوند متعال و به همراه امین وحی (جبرئیل ) انجام شد. پیامبر (ص ) این سفر با شکوه را از خانه "ام هانی" خواهر امیر المومنین علی (ع ) آغاز کرد و طی آن به سوی بیت المقدس یا مسجد اقصی روانه شد و از بیت اللحم که زادگاه حضرت مسیح است و منازل انبیا (ع ) دیدن فرمود. سپس سفر آسمانی خود را آغاز و از مخلوقات آسمانی و بهشت و دوزخ بازدید به عمل آورد، و در نتیجه از رموز و اسرار هستی و وسعت عالم خلقت و آثار قدرت بی پایان حق تعالی آگاه شد و به "سدرهٔ المنتهی " رفت و آنرا سراسر شکوه و جلال و عظمت دید. سپس از همان راهی که آمده بود به زادگاه خود "مکه " بازگشت .
در همین سال و در شب معراج خداوند دستور داده است که امت پیامبر خاتم (ص ) هر شبانه روز پنج وعده نماز بخوانند و عبادت پروردگار جهان نمایند، که نماز معراج روحانی مؤمن است .
● هجرت به مدینه
مسلمانان با اجازه پیامبر مکرم (ص ) به مدینه رفتند و در مکه جز پیامبر و علی (ع ) و چند تن که یا بیمار بودند و یا در زندان مشرکان بودند کسی باقی نماند.
وقتی بت پرستان از هجرت پیامبر (ص ) با خبر شدند، در پی نشست ها و مشورت ها قرار گذاشتند چهل نفر از قبایل را تعیین کنند، تا شب هجرت به خانه پیامبر بریزند و آن حضرت را به قتل رسانند، تا خون وی در بین تمام قبایل پخش شود و بنی هاشم نتوانند انتقام بگیرند و درنتیجه خون آن حضرت پایمال شود.
اما فرشته وحی رسول مکرم (ص ) را از نقشه شوم آنها با خبر کرد. آن شب که آدمکشان قریش می خواستند این خیال شوم و نقشه پلید را عملی کنند، علی بن ابیطالب (ع ) بجای پیغمبر خوابید و آن حضرت مخفیانه از خانه بیرون رفت .
ابتدا به غار ثور (در جنوب مکه ) پناه برد و از آنجا به همراه ابوبکر به سوی "یثرب " یا "مدینهٔ النبی " که بعدها به "مدینه " شهرت یافت ، هجرت فرمود.
به هنگام ورود به مدینه وقتی پیامبر اکرم (ص ) آن همه استقبال و شادی و شادمانی را از مردم مدینه دید، اولین اقدام وی ساخت مسجدی برای مسلمانان بود .
مسجد تنها محلی برای خواندن نماز نبود. در مسجد تمام کارهای قضائی و اجتماعی مربوط به مسلمانان انجام می شد.
مسجد مرکز تعلیم و تربیت و اجتماعات اسلامی از هر قبیل بود. مسلمانان در کنار هم و پیامبر اکرم (ص ) در کنار آنها با عشق و علاقه به ساختن مسجد پرداختند. پیامبر اکرم (ص ) خود سنگ بر دوش می کشید و مانند کارگر ساده ای کار می کرد. این مسجد همان است که اکنون با عظمت برجاست و بعد از مسجد الحرام ، دومین مسجد جهان است .
پیامبر بین دو قبیله "اوس " و "خزرج " که سالها جنگ بود، صلح و آشتی برقرار کرد. بین "مهاجران " و مردم مدینه که مهاجران را در خانه های خود پذیرفته بودند یعنی "انصار"، پیمان برادری برقرار کرد. پیامبر (ص )، توحید اسلامی و پیوند اعتقاد و برادری را جایگزین روابط قبیلگی کرد. با منشوری که صادر فرمود، در حقیقت "قانون اساسی " جامعه اسلامی را در مدینه تدوین کرد و مردم مسلمان را در حقوق و حدود ، برابر اعلام فرمود. طوایف یهود را که در داخل و خارج مدینه بسر می بردند امان داد.
بطور خلاصه ، پیامبر (ص ) از مردمی کینه توز، بی خبر از قانون و نظام اجتماعی و گمراه ، جامعه ای متحد، برادر، بلند نظر و فداکار بوجود آورد.
● تغییر قبله
در همین سال از سوی خداوند متعال ، دستور آمد مسلمانان از سوی "بیت المقدس "بسوی "کعبه " نماز بگزارند. علت این امر آن بود که ، یهودیان نداشتن قبله دیگری را برای دین کامل اسلام ، نقص شمردند و به جهانی بودن اسلام باور نداشتند. مسجد
ذوقبلتین (دارای دو قبله ) یادگار آن واقعه مهم است .
● نامه های رسول اکرم ( ص ) به پادشاهان
می دانیم که به موجب آیات قرآن ، دین اسلام ، دین جهانی و پیامبر خاتم (ص )، آخرین سفیر الهی به جانب مردم است . بنابراین مأموریت ، حضرت محمد (ص ) به سران معروف جهان ، مانند خسرو پرویز (پادشاه ایران )، هرقل (امپراطور روم )، مقوقس (فرمانروای مصر) و... نامه نوشت و آنها را به دین اسلام دعوت کرد.
نامه های حضرت که هم اکنون موجود است ، روشن و قاطع و کوتاه بود. این نامه ها را مأمورانی با ایمان ، فداکار و با تجربه برای فرمانروایان می بردند. در این نامه ها پیامبر (ص ) آنها را به اسلام و کلمه حق و برادری و برابری دعوت می کرد و در صورت نافرمانی ، آنها را از عذاب خداوند بیم می داد. همین پیامها زمینه گسترش جهانی اسلام را فراهم آورد.
● حجهٔ الوداع " آخرین سفر پیامبر ( ص ) به مکه "
چند ماه از عمر پربار پیامبر عالیقدر اسلام (ص ) باقی نمانده بود. سال دهم هجرت بود. پیامبر (ص ) اعلام فرمود: مردم برای انجام مراسم عظیم حج آماده شوند. بیش از صد هزار نفر گرد آمدند.پیامبر مکرم (ص )، برای اولین و آخرین بار مراسم و مناسک حج را، به مسلمانان آموخت . این سفر بزرگ نمایشگر ثمرات بزرگ و تلاشهای چند ساله پیغمبر اکرم (ص ) بود که جان و مال و زندگی خود را، خالصانه در راه تحقق آرمانهای اسلامی و فرمانهای الهی بذل کرد و پیامهای الهی را به مردم جهان رساند. پیامبر (ص ) در سرزمین عرفات ، پس از نماز ظهر و عصر، هزاران نفر از مسلمانان پاک اعتقاد را، مخاطب قرار داد و با اعلام این که ممکن است این آخرین سفر وی باشد مردم را به برابری و برادری فراخواند ، به رعایت حقوق بانوان سفارش کرد، از شکستن حدود الهی بیم داد ، از ستمکاری و تجاوز به حقوق یکدیگر بر حذر داشت و به تقوی توصیه کرد.
● قرآن و عترت
حدیثی از پیامبر گرانقدر اسلام (ص ) نقل شده است : "انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا: کتاب الله و عترتی
اهل بیتی ". یعنی : من در میان شما دو چیز گرانبها می گذارم ، تا از آن دو پیروی نمایید،
هرگز گمراه نمی شوید. این دو چیز گرانبها عبارتند از: کتاب خدا (قرآن ) و عترتم (اهل بیت من ).
● رفتار و خلق و خوی پیامبر ( ص )
خوی پیامبر (ص ) و رفتار آن بزرگوار و کردار آن حضرت ، سرمشق مسلمین و بلکه نمونه عالی همه انسانهاست و در حقیقت تجسم اسلام . پیغمبر (ص ) به همه مسلمانان با چشم برادری و با نهایت مهر و محبت رفتار می کرد. آن چنان ساده و بی پیرایه لباس می پوشید و بر روی زمین می نشست و در حلقه یاران قرار می گرفت که اگر ناشناسی وارد می شد، نمی دانست پیغمبر (ص ) کدام است . در عین سادگی ، به نظافت لباس و بدن خیلی اهمیت می داد. وضوی پیامبر (ص ) همیشه با مسواک کردن دندانها همراه بود. از استعمال عطر دریغ نمی فرمود. همیشه با پیر و جوان مؤدب بود. همیشه در سلام کردن پیش دستی می کرد. تبسم نمکینی همیشه بر لبانش بود، ولی از بلند خندیدن پرهیز داشت . به عیادت بیماران و تشیع جنازه مسلمانان زیاد می رفت . مهمان نواز بود. یتیمان و درماندگان را مورد لطف خاص قرار می داد.
دست مهر بر سر یتیمان می کشید. از خوابیدن روی بستر نرم پرهیز داشت و می فرمود: "من در دنیا همچون سواری هستم که ساعتی زیر سایه درختی استراحت کند و سپس کوچ کند". با همه مهر و نرمی که با زیردستان داشت در برابر دشمنان و منافقان بسیار شدت عمل نشان می داد. در جنگها هرگز هراسی به دل راه نمی داد و از همه مسلمانان در جنگ به دشمن نزدیکتر بود. از دشمنان سرسخت مانند کفار قریش در فتح مکه عفو فرمود و آنها هم مجذوب اخلاق پیامبر (ص ) شدند و دسته دسته به اسلام روی آوردند.
از زر و زیور دنیا دوری می کرد. اموال عمومی را هرچه زودتر بین مردم تقسیم می کرد و با آن که فرمانروا و پیامبر خدا بود، هرگز سهمی بیش از دیگران برای خود برنمی داشت . براستی آن وجود مقدس مظهر و نمونه و سرمشق برای همگان بود.

وبگردی
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.