شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ / Saturday, 23 February, 2019

سریال آیینه عبرت بدآموزی داشت


سریال آیینه عبرت بدآموزی داشت
«رسول توکلی» را خیلی ها هنوز با دو نقش به یادماندنی اش می شناسند. نقش عکاس جوان فیلم «تاراج» ایرج قادری که با کاراکتر «زینال بندری» با بازی جمشید هاشم پور در یادها مانده است و نقش دیگری که نام رسول توکلی را بر سر زبان ها انداخت، مامور مبارزه با مواد مخدر در سریال «آیینه عبرت» بود. «صادق» در آن سریال چهره دیگری به کاراکتر مامور و پلیس های پس از انقلاب بخشید که سعی داشت «آتقی» و «علی» با بازی جواد گلپایگانی و محمود دینی را با روش هایی غیر از دستگیری و زندان به زندگی عادی بازگرداند. رسول توکلی، مدت ها است نه بر پرده سینما ظاهر شده و نه در صفحه تلویزیون بازی اش دیده شده است. او این روزها بیشتر وقتش را در شرکت تجاری اش واقع در خیابان شهید مطهری می گذراند. اما هنوز هم وقتی مردم او را می بینند از «آتقی» و «علی» سوال می کنند. مامور خوش چهره آن زمان هنوز هم چهره اش برای مردم آشناست، حتی اگر به قول خودش دیگر یک موی مشکی بر سرش باقی نمانده است. او در خاطره مردم هنوز با نقشش در «آیینه عبرت» زنده است. هرچند در کارنامه هنری اش نقش های مختلف و به یادماندنی دیگری داشته باشد.
▪ چه مدت است مقابل دوربین بازی نکرده اید؟
ـ حدود چهار سال کار نکردم. دلیلش هم پروژه یی به عنوان «وکیل مدافع» بود که به سفارش قوه قضائیه در دست تهیه بود. با تغییر مکرر مدیران روابط عمومی قوه قضائیه، طرح وکیل مدافع هم دستخوش تغییر و اعمال سلیقه می شد. تا اینکه سال گذشته «اولین پرونده» را کار کردم که بعد از «چشمان سیاه» ایرج قادری جدیدترین نقش آفرینی من بود. در تابستان امسال هم دو کار ۹۰ دقیقه یی داشتم. سوژه یکی پلیسی بود و دیگری در مورد جانبازان تهیه شد.
▪ چگونه در اولین بازی تان در تاراج، مقابل دوربین ایرج قادری قرار گرفتید. آن هم برای نقشی که طول و عرض مناسبی داشت و به چند سکانس کوتاه محدود نبود؟
ـ نقش عکاس فیلم تاراج اولین بازی من نبود اما اولین کاری بود که به نمایش درآمد. آن زمان کار کردن با ایرج قادری، بازیگر را سوژه مطبوعات و مردم قرار می داد. راستش پیش از تاراج، من با ایرج قادری «پنجمین سوار سرنوشت» را کار کردم که هیچ وقت به نمایش در نیامد. در پنجمین سوار سرنوشت، هم بازی می کردم و هم همراه با آقای مطلبی، فیلمنامه نویسان کار بودیم و ایرج قادری آن را کارگردانی کرد. آشنایی من و آقای قادری به آن فیلم برمی گشت که در سال ۱۳۶۰ و یکی دو سال پیش از تاراج تهیه شده بود. وقتی فیلم تاراج کلید خورد، قادری از من برای بازی در فیلمش دعوت کرد. فیلمی که در زمان خودش خیلی مورد توجه قرار گرفت.
▪ بعد از تاراج شما با آیینه عبرت در میان مردم شناخته شدید و به عنوان یک بازیگر موقعیت خودتان را تثبیت کردید؟
ـ آن زمان اصلاً رسم نبود، کسی از سینما برود و برای تلویزیون بازی کند ولی من این کار را کردم.
▪ درست است که سریال سازی تلویزیون در سال های ابتدایی پس از انقلاب بسیار ضعیف بود، اما «آیینه عبرت» اتفاق ویژه یی بود و با استقبال خیلی خوب مردم مواجه شد.
ـ من نگفتم آیینه عبرت کار ضعیفی بود. آن زمان و برخلاف الان، کمتر بازیگر و کارگردانی حاضر می شد در تلویزیون کار کند. اما من به دو علت آن نقش را پذیرفتم. یکی نگاهی بود که مرحوم فردین داشت و خودش را دست بالا نمی گرفت و مردم را ملاک قرار می داد و دیگر اینکه آن زمان بچه های کمیته انقلاب اسلامی، خیلی مظلوم واقع می شدند و من که در حادثه یی از نزدیک شاهد این مظلومیت بودم تصمیم گرفتم روزی اگر توانستم احقاق حق کنم.
▪ اصلاً چگونه شد نقش «صادق» را در آیینه عبرت بازی کردید؟
ـ روزی در دفتر جهانگیر جهانگیری بودم که کارگردان جوانی آمد و از من خواست نقش مامور کمیته را در سریالش بازی کنم. من هم به دلایلی که گفتم نقش را پذیرفتم و هنگامی هم که پخش شد با استقبال مردم روبه رو شد.
▪ دلیل موفقیت آیینه عبرت و کاراکترهایش در چه بود. به شکلی که الان پس از بیست و چند سال از پخش آن دیالوگ هایش از یاد مردم نرفته است؟
ـ یکی از مهم ترین دلایلش مطرح کردن مفاهیم و سوژه هایی بود که در جامعه روی می داد اما تا پیش از آیینه عبرت به آن پرداخته نشده بود. آن زمان اعتیاد جرم سنگینی بود و مثل الان نبود که معتاد را به عنوان بیمار تلقی کنند. اما در آن مجموعه به این سوژه ها پرداخته شد. فضایی که ماموران حرف کسی که هروئین در ماشینش پیدا شده را باور می کردند و دنبال قاچاقچی اصلی می گشتند. به نظرم در آن مقطع زمانی این سوژه و پرداخت به آن برای مردم جذابیت بسیاری داشت.
▪ اما در جایی گفته بودید آیینه عبرت بدآموزی دارد و در دنباله های بعدی آن بازی نکردید.
ـ راستش با اینکه مردم از اصطلاحات و کاراکترهای آن استقبال کردند، اما من مشکل داشتم. جواد گلپایگانی(آتقی) بازیگر توانایی بود اما وقتی بچه ها تو کوچه و خیابان ادای او را درمی آوردند من زجر می کشیدم. وقتی احساس کردم کار با همه امتیازاتش بدآموزی دارد به کارگردان و بقیه تذکر دادم. اما کسی توجهی نکرد. من هم مصاحبه یی کردم گفتم این کار خوبی نیست. حرف های من در آن مصاحبه سر و صدای زیادی به پا کرد.
▪ اما مردم «آتقی» را به عنوان معتادی که ضربه خورده و ترحم برانگیز بود دوست داشتند نه اینکه بخواهند مثل او معتاد شوند.
ـ درست است. اما برای بچه ها و نوجوانانی که پای تلویزیون می نشستند قضیه فرق می کرد. این نظر شخصی من بود که دیگر آن کار را ادامه ندهم. چون قبح اعتیاد را در جامعه می شکست و این کار خوبی نبود.
▪ به هر صورت خیلی ها هنوز نام واقعی شما را نمی دانند و شما را به عنوان «صادق» آیینه عبرت می شناسند. این قضیه برای خودتان هم پیش آمده است؟
ـ فراوان. چه آن زمان و چه در حال حاضر با اینکه ظاهرم حداقل رنگ موهایم عوض شده است مردم ابراز لطف می کنند و از من به عنوان صادق سراغ آتقی و علی(جواد گلپایگانی و محمود دینی) را می گیرند.
یادم هست وقتی من از آیینه عبرت کنار کشیدم، مردم برای صادق به صورت فانتزی اعلامیه ترحیم درست کردند. اما من عقیده دارم هنرمند وظایف مهمی در قبال مردمش دارد.
▪ حالا از جواد گلپایگانی و محمود دینی خبری دارید؟
ـ کم و بیش. سال گذشته جواد گلپایگانی به دفترم آمد و حال مزاجی اش خوب نبود و بیمار است. محمود دینی هم شرکت تعاونی تشکیل داده که قرار است برای بازیگران مسکن بسازد. او را هم سال گذشته دیدم.
▪ شما نقش های دیگری پس از آیینه عبرت بازی کردید، اما چطور شد که ماندگاری صادق را نداشتند؟
ـ وقتی شما یک پلان از فیلم یا سریال را تماشا می کنید، حدود ۳۳۰ هنر مختلف باید در کنار هم قرار بگیرد تا کار جور دربیاید. اگر یکی لنگ بزند، دلنشینی کل کار زیر سوال می رود. در دهه ۷۰ «۵۰ روز التهاب» و سریال «بیا تا گل برافشانیم» را بازی کردم. اما به قول شما ماندگار نشدند. شاید متریال و مواد اولیه آنها از آیینه عبرت بهتر بوده باشد، اما فضای اجتماعی که آیینه عبرت در آن عرضه شد برای کار جذابیت های ویژه یی به همراه آورد. بله، پس از بیست و خرده یی سال مردم مرا به عنوان صادق صدا می زنند. خودم اینها را می دانم و جوابی که از این برخوردها می گیرم آن است که هنوز ردپای «آیینه عبرت» در ذهن مردم مانده است.
▪ می خواهم بدانم زندگی هنرمند به خصوص بازیگری که زمانی در اوج بود و دیگر نیست، چقدر تغییر می کند؟
ـ همه کسانی که روزی مرا می شناختند و آنهایی که هنوز هم مرا می شناسند برایم عزیز و دوست داشتنی هستند. تغییر در روبنا است وگرنه اصل و پی شخصیت باید قوی باشد. یادم هست از محل کار تا خانه چند ساعت در خیابان می ماندم. مردم لطف داشتند، یکی امضا می گرفت و دیگری می خواست عکس بیندازد. به نظرم مهم ترین داشته یک هنرمند لبخندهای محبت آمیز مردم است. شاید بازیگران جوان البته آن عده کمی که نمی دانند لازم است بدانند با چهار فیلم و سریالی که بازی کردند هیچ اتفاق خارق العاده یی در جهان نیفتاده است. باید ریشه هایشان را در زمین محکم کنند تا با توفان های زودگذر آسیب نبینند.


منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

یعنی که ما تنها می مانیم

یعنی که ما تنها می مانیم
صبح روز جمعه ۲۸ تیرماه در حالی که بعد از چند روز تعطیلی قرار بود کار روزانه را از سر بگیریم خبر رسید که خسرو شکیبایی به دلیل ابتلا به دیابت شدید و ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. این دیابت مدت ها بود شکیبایی را آزار می داد. زمستان سال پیش نیز چند وقتی همین دیابت شدید او را به بیمارستان کشاند. همان زمانی که او در آخرین تجربه سینمایی خود یعنی «شب» ساخته رسول صدرعاملی بازی کرده بود. خبر ساده و در حد یک پیامک بود. بار دیگر مرگ در خانه هنر ایرانی را نواخت و آمد.
چه کسی باور می کرد آن شامگاه دهم تیر ماه همان شبی که ضیافت بزرگ انجمن منتقدان برپا بود، زمانی که خاک صحنه را بوسه زد آخرین وداع خسرو شکیبایی با صحنه باشد.چه کسی فکر می کرد تله فیلم «آشیانه ای برای زندگی» که روز پدر از تلویزیون پخش شد آخرین تصویر از مردی باشد که در سینما با یک نقش اسطوره شد.مگر همین چند روز پیش نبود که با «سارا» از تلویزیون با او تجدید دیدار کردیم. وقتی گشتاسب (شکیبایی) که ته همه رذالت ها و سیاهی ها بود با عشق عاقبت بخیر شد و با آن سبد گل و تکه تکه حرف زدن هایش از سارا حلالیت طلبید. خسرو شکیبایی هر چند ۴۰ فیلم سینمایی، چند مجموعه تلویزیونی برجسته و چندین اجرای صحنه ای در کارنامه بازیگری خود دارد ولی بیش از هر چیز با کاراکتر «حمید هامون» و بازی در نقش این استاد فلسفه عاشق پیشه و آشفته، خود را در دل مخاطب جا کرد و تصویر دوست داشتنی او همواره در قاب این نقش ماند. اما با این همه چه کسی است که آن صدای زنگ دار و گرم مراد بیک را در مجموعه روزی روزگاری یا بازخوانی آن مونولوگ فراموش نشدنی مرحوم مدرس را در مجلس ششم فراموش کند. یا جایی که با طنز خاص مدرس می گفت: «آقایان من به رای هیچ کدام شما کاری ندارم. خود من به عنوان یک ایرانی صبح روز انتخابات رفتم و یک رای به نام سید حسن مدرس به صندوق ریختم همان رای خودم را به من بدهید.» یا آن صدای آرام که عاشقانه های سید علی صالحی را برای «ری را » می خواند: یعنی که تنها تنها می مانیم / تا به یاد بیاوریم که از توجیه تبسم خویش ترسیده ایم/ شما شاهد ما باشید/ تمام تقصیر ما عبور از پشته پلی بود/ که نمی دانستیم/ آن سوی ساحلش دریایی است. - سینماگران از خسرو شکیبایی گفتند داریوش مهرجویی کارگردان پیشکسوت سینمای ایران که بیش از چهار فیلم مشترک با خسرو شکیبایی در پرونده کاری خود دارد، این روزها در ارمنستان به سر می برد. او با ابراز تاسف از درگذشت این بازیگر برگزیده سینمای ایران در پیامکی گفته است: «درد بزرگی بر ما نازل شد. تسلیت بر همه خانواده سینما،»نیکی کریمی نیز که در فیلم های پری و سارا همراه با این بازیگر سینمای ایران بوده است با ابراز تاسف از درگذشت او گفت: «خیلی متاسفم که یک انسان خوب و یک بازیگر فوق العاده که جزء استثنایی ترین بازیگران بود از میان ما رفت. به نظرم خسرو شکیبایی یک پدیده عجیب و غریب بود و هر نقش سینمایی را که بازی می کرد، طعم و بوی خود را در آن نقش به جا می گذاشت. او آدم آگاه و جذابی بود و هر نقشی که بازی می کرد، جذابیت او بود که می دیدیم. ب
ه نظرم هیچ وقت نشد که استعداد شکیبایی در سینمای ایران کشف شود و از ۵۰درصد از استعداد او استفاده شد. جمشید مشایخی بازیگر پیشکسوت ایران که این روزها در بستر بیماری است با اشاره به اینکه جای خسرو شکیبایی همچون پرویز فنی زاده در سینمای ایران خالی خواهد ماند، گفت: در سال های قبل از انقلاب محمود استادمحمد سریالی را به نام «خلیل ده مرده» کارگردانی می کرد که بنده به همراه زنده یاد اکبر مشکین از بازیگران آن بودیم و خسرو هم نقش آدم چرب زبانی را در این سریال داشت که موتوری را می دزدید و به قدری زیبا و شیرین بازی کرد که شیفته اش شدم. خسرو شکیبایی در تئاتر و سینمای ایران آنقدر درخشید که ستاره شد. او با یادآوری همکاری اش در سریال «بوی گل های وحشی» با زنده یاد شکیبایی گفت: با اصرار او، بنده در این مجموعه حضور پیدا کردم. او بسیار هنرمند پاک، شریف و دوست داشتنی ای بود که تسلط زیادی روی کارش داشت و قطعاً فقدان او بسیار سخت خواهد بود. بیتا فرهی همبازی زنده یاد خسرو شکیبایی در فیلم های سینمایی «هامون» و «کیمیا» از بازی در کنار آن مرحوم به عنوان بهترین خاطرات سینمایی خود یاد کرد و درباره ضایعه درگذشت این بازیگر توانا به مهر گفت: بهترین خاطراتی که من در سینما دارم با حضور خسرو شکیبایی بوده است؛ عزیزی که از دست ما رفت. این بازیگر سینما که به دلیل شنیدن خبر درگذشت نابهنگام شکیبایی در وضعیت مناسب روحی قرار نداشت، گفت: نبود خسرو شکیبایی ضایعه ای تاسف بار برای جامعه هنری ایران خواهد بود. باید خیلی پرمعناتر از این درباره مرحوم شکیبایی صحبت می کردم ولی متاسفانه خیلی شوکه شده ام. فریدون جیرانی کارگردان سینما که در فیلم سالاد فصل با شکیبایی همکاری کرده بود، به دنبال انتشار خبر درگذشت او با اظهار اینکه سینمای ایران یکی از بهترین بازیگران خود را از دست داده است، به ایسنا گفت: «هیچ حرفی نمی توان زد، واقعاً حیف شد.
سینمای ایران بازیگر باشخصیت، خوب و توانایی را از دست داد که جایگزین کردن آن غیرممکن است.»بیژن بیرنگ نیز که در دو مجموعه «خانه سبز» و «سرزمین سبز» با شکیبایی همراه بوده است در مورد او گفت: «خسرو شکیبایی یکی از موفق ترین، قوی ترین و دوست داشتنی ترین بازیگرانی بود که در عمرم دیدم. هیچگاه یادم نمی رود وقتی برای بازی در سریال «خانه سبز» از ایشان دعوت کردم خسرو شکیبایی در اوج موفقیت بود اما ساخت سریال «خانه سبز» و در پی آن «سرزمین سبز» دو سال همکاری در شرایط دوستانه را برای ما رقم زد.»او همکاری با این هنرمند را برای خود افتخار دانست و افزود: «حضور خسرو شکیبایی در یک فیلم یا سریال بیش از من برای بازیگرانی که مقابل ایشان قرار می گرفتند، افتخار بود چراکه یکی از خصوصیات خوب او این بود که اعتقاد داشتند اگر بازیگر نقش مقابلش به خوبی ایفای نقش کند او هم می تواند به خوبی بازی کند از این رو همواره به بازیگر نقش مقابل خود یاری می داد تا نقشش را به خوبی ایفا کند. او از جمله هنرمندانی بود که راه سختی را برای رسیدن به موفقیت طی کرد و سرانجام به موفقیت هایی دست یافت که حقش بود و شاید هم بیشتر از اینها حق داشت.» او با انتقاد از وضعیت بد زندگی برخی از هنرمندان از جمله شکیبایی به ایسنا گفت: «مگر ما چند بازیگر همانند خسرو شکیبایی داریم؟ آیا تعداد آنان به انگشت های دست می رسد؟ این در حالی است که ماحصل مالی و هنری ایشان به هیچ وجه با هم قابل مقایسه نیست. خسرو شکیبایی شاید پس از حضور در تلویزیون بود که تازه موفق شد خانه ای ۱۰۰متری آن هم با تخفیف های بسیار، به دلیل معروفیتی که کسب کرده بود تهیه کند در غیر این صورت پیش از آن او و خانواده اش در گوشه ای از تهران زندگی می کردند و خسرو شکیبایی هرگاه که می خواست خود را سر صحنه برساند با مشکل مواجه بود. خسرو شکیبایی امروز حتماً دین بزرگی بر مردم و فرهنگ و اندیشه های این ملت دارد. خوب است جامعه و مسوولان در قبال خدمات ایشان احساس مسوولیت کنند چرا که امروز مسوولیت خانواده و زندگی آنان بر گردن همه ماست.» سعید عالم زاده کارگردان فیلم «پیوند» یکی از آخرین آثار او گفت: «خسرو شکیبایی به واقع انسان شریفی بود و من شیفته اخلاق این هنرمند بودم. «پیوند» اولین و آخرین همکاری من با خسرو شکیبایی بود و پس از همکاری در این فیلم تلویزیونی، افسوس خوردم که چرا پیش از این با ایشان همکاری نداشتم. خسرو شکیبایی علاوه بر اینکه بازیگر بسیار توانایی بود، یک انسان شریف هم بود. من شیفته اخلاق او شدم و پس از همکاری در تله فیلم «پیوند» دلم می خواست هر چه سریع تر مجدداً با او همکاری کنم.» عالم زاده در مورد حضور شکیبایی در این نقش گفت: «وقتی می خواستم از شکیبایی برای بازی در تله فیلم «پیوند» دعوت کنم، یک سری از افراد به من گفتند که به دلیل سن او تایم کاری کمی را در اختیار خواهی داشت اما پس از کار با خسرو شکیبایی متوجه شدم که به هیچ وجه اینگونه نیست.» خسرو شکیبایی فروردین سال ۱۳۲۳ در تهران به دنیا آمد، تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد و وارد تئاتر شد. پنجه عدالت، زیرگذر لوطی صالح، تراژدی کسری، هنگامه شیرین وصال، بلیت تئاتر، پنجه به دست آوردن، صیادان، با خشم به یاد آر، بازرس، سنگ و سرنا، همه پسران من، شب بیست و یکم و بیا تا گل برافشانیم از تئاتر هایی بود که این بازیگر سینما و تئاتر در آنها ظاهر شد. او با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۱) قدم به سینما گذاشت و تا سال ۱۳۶۸ در فیلم هایی چون دزد و نویسنده، ترن و رابطه بازی کرد اما بازی و همکاری مجددش با داریوش مهرجویی در فیلم هامون ( ۱۳۶۸) بود که نام خسرو شکیبایی را به عنوان یک بازیگر فراموش نشدنی بر سر زبان ها انداخت و از آنجا بود که او مسیر رو به ماندگاری را در سینمای ایران آغاز کرد. بسیاری از منتقدان معتقدند شکیبایی اگر چه در هامون به عنوان یک هنرپیشه فراتر از انتظار به نمایش گذاشت اما او بعد از آن دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباس ها و تیپ های مختلف تکرار کرد.
اگرچه این قضاوتی ناعادلانه است چرا که شکیبایی بعد از هامون بود که در فیلم سینمایی کیمیا بازی کرد و توانست شخصیت «رضا»، اسیری که بعد از سال ها به ایران و به دنبال فرزندش می آید را به خوبی خلق کند. او در همان زمان ها بود که در فیلم «یک بار برای همیشه» توانست در تقابل با فاطمه معتمدآریا یکی از ماندگارترین نقش های سینمایی را به وجود آورد.شکیبایی در دو فیلم بانو، سارا، میکس و پری نیز با مهرجویی همراه شد. او بعد از آن در چندین مجموعه تلویزیونی نیز بازی های متفاوتی ارائه داد که مهم ترین آنها روزی روزگاری بود که در نقش یک راهزن به نام مرادبیک و دیگری نقش رضا در سریال خانه سبز بود البته یک نکته در مورد سینمای این بازیگر صاحب نام وجود دارد و آن هم این است که در پرونده کاری او افت و خیزهای زیادی وجود دارد. شکیبایی در ۴۰ فیلم سینمایی حضور داشت. او گاهی در یک نقش پررنگ تر از دیگر نقش هایش بازی می کرد. کاغذ بی خط، خواهران غریب، میکس، سالاد فصل و ... آثاری است که او در حد یک بازیگر منحصر به فرد به نمایش گذاشت. شکیبایی بازیگر با تجربه ای بود که تا زمان مرگ خود را هنوز شاگرد می دانست. او در یکی از مصاحبه هایش گفته بود: «من هنوز نوپا هستم. هنوز شاگردم. دیرآموزی میانسال که هنوز در پی شاگردی است.» او در ایفای نقش آن چنان در نقش فرو می رفت که تشخیص او از نقشی که بازی می کند، سخت بود.
یکی از کارگردانان سینما چند سال پیش گفته بود در بخشی از فیلم قرار بود شکیبایی در بیمارستان بستری باشد و نقش یک بیمار را بازی کند و چنان در نقش فرو رفت که در زمان فیلمبرداری چندین درجه تب کرد. برای او بازی در نقش مثبت و منفی تفاوتی نداشت. مهم این بود که او نقش را به بهترین شکل ممکن بازی کند.چه بسیار نقش منفی هایی که با گذر از فیلتر او خاکستری، جذاب و دوست داشتنی شدند. مگر گشتاسب سارا و یا مراد بیک منفی نبودند؟، او که در چند سال گذشته به دلیل بیماری کمتر در فیلم های سینمایی بازی کرده بود؛ در سال ۸۵ با بازی در اتوبوس شب بار دیگر نشان داد که خسرو شکیبایی سال های طلایی دهه ۷۰ است. در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر نیز بازی او در فیلم شب به کارگردانی رسول صدرعاملی در کنار امین حیایی و عزت الله انتظامی از آن نقش های ماندگار سینمایی بود. از مهم ترین فیلم های این بازیگر فقید می توان به «بانو»، «سارا»، «پری»، «دختر دایی گمشده» و «میکس» مهرجویی، «خط قرمز»، «حکم» و «رئیس» کیمیایی، «کاغذ بی خط» تقوایی، «اتوبوس شب» و «خواهران غریب» پوراحمد، «یک بار برای همیشه» و «مزاحم» الوند، «سالاد فصل» و «ستاره بود» جیرانی، «شب» صدرعاملی، «سرزمین خورشید» درویش، «دست های خالی» طالبی، «عاشقانه» داودنژاد، «رابطه» و «عبور از غبار» درخشنده و «چه کسی امیر را کشت؟» کرم پور اشاره کرد.

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.