
روزنامه همشهری نوشت: این بازار پررونق چند روزی است که بعد از بازنشرشدن ویدئوی گریه یک کودک از محتویات کمارزش تخممرغشانسی چندمیلیونی با رگبار انتقاد کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده و بسیاری از پشت پرده اعتیاد به این شانسیها و دلیل خالیفروشی تولیدکنندگان نوشتهاند. این گفتوگوها بهانهای برای بررسی دنیای پرزرقوبرق اسباببازیهای شانسی شد. بلاگرهای تخممرغشانسی
محتوای یکی از فیلمهای پربازدید که آن نیز محل بحث موافقان و مخالفان شده، چنین است: فروشنده تنقلات خارجیفروش کوچه مروی بازار بزرگ پایتخت 2جعبه شانس روی پیشخان مغازه گذاشته و میگوید: «بریم که یه آنباکسینگ شانسی100هزار تومنی و 3میلیون تومنی داشته باشیم... حدس میزنید توشون چی باشه؟ هرکی درست حدس بزنه، جایزهش یه تخممرغشانسی غولپیکره...» بیش از 500نظر برای آن ثبت شده:«آخه کی 3میلیون میده به پلاستیک؟»، «حاجی از پشت کدوم کوه کامنت میذاری؛ پلاستیک چیه؟ کار، وارداتیه»، «وارداتیش هم مفت گرونه»، «عجب سورپرایزایی توش داشت. زمان ما توی تخممرغشانسی یا بادکنک بود یا کاکائوی تاریخگذشته»، «خب که چی؟ توی این وضعیت چرا انقدر پول بالای چیزی میدید که پوچه؟» و «تا یه قیمتی و با یه کیفیتی میتونی بگی که اسباببازی و سرگرمیه. ولی خداییش از یه جایی به بعد حتی مصرفگرایی هم نیست». فروشنده کوچه مروی حتی از ترخیص بار تخممرغهای شانسی نیز ویدئو گذاشته و در توضیحاتش نوشته: «تخممرغشانسی،بهترین حالت سورپرایزشدنه.» شانسیهای 10میلیون تومانی
داستان تخممرغهای شانسی زاویه دیگری نیز برای روایت دارد؛ صاحبان و کارگران کارگاههای تولید ملزومات تخممرغشانسی و طیف گوناگون مشتریان. محمد، انباردار یکی از کارگاههای تولید پوکه تخممرغشانسی در حومه جنوبشرقی پایتخت است که بسیاری از فعالان صنعت اسباببازی و دوستداران اسباببازیهای شانسی او را با ویدئوهای انبار شانسیها میشناسند. محمد به همشهری میگوید: «از همون اولِ اول، تخممرغشانسی وسط زندگیم بود؛ بچگیم باهاشون بازی میکردم. الان باهاشون کار میکنم.» شهروز، سرکارگر همان کارگاه و یکی از کاراکترهای ثابت ویدئوهای انبار شانسی، با شوخی به گفتوگو وارد میشود: «خودشم از تخممرغشانسی درآوردیم...» آنها به شانسِ تخممرغشانسی برای تولیدکنندگان و هیجان تمامناشدنی …












