
در اقتصادهای دستوری، مسیر بحران با نیتهای خیر سنگفرش میشود. بازار فولاد ایران امروز تابلوی تمامعیاری از این گزاره است. در یک سوی میدان، شرکت فولاد مبارکه ایستاده است؛ غولی صنعتی که با عرضه صدها هزار تن ورق گرم در بورس کالا با قیمت پایه و مهارشدهی ۸۵ هزار تومان، تلاش میکند به رسالت تنظیمگری خود عمل کرده و التهاب صنایع پاییندستی را مهار کند. اما در سوی دیگر، واقعیت تلخی جریان دارد؛ پروفیل در بازار آزاد به پرواز ۱۱۸ هزار تومانی درآمده است. فاجعه اصلی اما در آنسوی مرزهاست؛ جایی که همین ورقهای یارانهای تنظیم بازار، توسط سودجویان با کارتهای بازرگانی یکبار مصرف، با قیمتی حتی پایینتر از نرخ رسمی صادراتی فولاد مبارکه در بازارهای منطقهای دامپینگ میشود. این گزارش کالبدشکافی مکانیسمی است که در آن، یک اقدام حمایتی به خلق رانتی ویرانگر و خودزنی صادراتی بدل شده است.
پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ فولاد مبارکه به عنوان تامینکننده انحصاری ورق گرم کشور، همواره تحت فشارهای تنظیمگری، نقش لنگرگاه تورمی را ایفا کرده است. نگاهی به دادههای معاملاتی، با حجم عرضه ۵۵۰ هزار و ۳۳۰ تن ورق گرم با قیمت ثابت ۸۵۰ هزار ریال، نشان از یک اراده سیستماتیک برای تزریق کالا و رفع نیاز بازار دارد. الزام به عرضه محصول استراتژیک با قیمتهایی به مراتب پایینتر از ارزش ذاتی، در عمل یک رانت عظیم آربیتراژی را خلق کرده است. اختلاف معنادار ۳۰ تا ۴۰ درصدی قیمت بورس کالا با نرخهای فراتر از ۱۱۴ تا ۱۱۸ هزار تومان در مبادی نوردی، ثابت میکند که این یارانه هرگز به دست مصرفکننده نهایی نمیرسد و در نقطه اتصال بورس به بازار آزاد، تبخیر میشود.
بازی دو سر برد پاییندستیها
در این اکوسیستم معیوب، صنایع پاییندستی در حاشیهای امن و کاملاً یکطرفه مستقر شدهاند. آنها با بهرهگیری از ابزار «بهینیاب» و فشار رسانهای، مواد اولیه را با نرخهای یارانهای تصاحب میکنند، اما در سمت فروش از هرگونه التزام به کشف قیمت در بورس کالا معاف هستند. محصول نهایی آنها در تاریکخانههای بازار آزاد و با نرخهای التهابی کشف قیمت میشود. این مکانیسم یکطرفه، اصالت تولید را نابود کرده است. وقتی شکاف قیمتی تا این حد وسوسهانگیز باشد، اقتصاد احتکار جانشین تولید میشود؛ ورقهای خریداریشده در انبارها رسوب میکنند تا …












