
به گزارش اطلاعات آنلاین، در یادداشت عباسی آمده است: «در زمانه ای که زیست روزمره و ناخودآگاه جمعی ایرانیان، با غم و ماتم، همنشین و همخو شده است؛ خنداندن این ملت نه یک سرگرمی ساده، بلکه فرآیندی پیچیده، دشوار و حتی گاه ممتنع است. مخاطب ایرانی به سادگی به هر شوخیای تن نمیدهد و عبور از لایههای متراکم اندوه او، نیازمند نبوغی فراتر از دلقکبازیهای رایج است. به همین دلیل است که در تاریخ سینمای ایران، شمار کمدینهای ماندگار به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد. در این میان، نام اکبر عبدی در جایگاهی منحصربهفرد قرار میگیرد؛ هنرمندی که توانست نقاب کمدی را به مرهمی بر زخمهای ملتی ماتمزده تبدیل کند و خود را به عنوان برترین کمدین تاریخ سینمای ایران به ثبت برساند.
اکبر عبدی در دههای وارد عرصه بازیگری شد که جامعه ایران، دوران سخت جنگ و دگرگونیهای شدید اجتماعی و فضای سنگین پس از انقلاب را تجربه میکرد. در آن سالهای خاکستری و پر از بیم و هراس و تنش و ماتم و یاس، جامعه بیش از هر چیز به مجرایی برای تنفس و فراموشی موقت رنجها و بازیافتن امید نیاز داشت. عبدی دقیقاً در همین نقطه طلایی ایستاد و فراتر از یک بازیگر طنز ظاهر شد؛ و با آثار خود، خنده و شادی را به فضای یاس و ماتم زده ی بعد از انقلاب وارد کرد. او همان پیونددهندهای بود که میان دلزدگیهای روزمره مردم و نیاز غریزی آنها به شادی، پلی مستحکم ساخت. اهمیت کار عبدی در این بود که خندیدن را در جامعهای که گریستن و همنوایی با ماتم و اندوه در آن فضیلت شمرده میشد، به امری ممکن و تطهیرکننده تبدیل کرد. راز موفقیت و برتری اکبر عبدی بر دیگران همتایان خود، جدای از نبوغ ذاتی او، در فهم عمیق او از روانشناسی تماشاگر ایرانی نهفته است. او کمدینی بالفطره بود و به خوبی میدانست که برای رخنه در دل ملتی که با غم خو گرفته است، نباید به لودگی متوسل شد. کمدی عبدی، از جنس خندههای گذرا و بیپشتوانه نبود. او با تکیه بر تسلط بینظیرش بر بدن، میمیک صورت و زمانبندی، و بیان دیالوگها، تیپهایی را خلق کرد که مابهازای واقعیشان در کوچهها و خیابانهای شهر وجود داشتند. وقتی او نقش یک کودکِ کندذهن اما معصوم در مادر، یک وردست دلالِ فرصتطلب در …












