
رضا سلیماننوری، شامگاه ۴ شهریورماه، در نشستی با موضوع «محلهها و مشاهیر مشهد»، اظهار کرد: شناخت انسانها از یکدیگر باید از شناخت محلهها آغاز شود، چراکه محله جایی است که میتواند نیازهای مختلف انسان را در چارچوبهای فرهنگی، اجتماعی، عاطفی و اقتصادی تأمین کند.
وی ادامه داد: اگر فرض کنیم دور یک محله دیوار کشیده شود، آن محله میتواند برای مدتی به حیات خود ادامه دهد و برای تأمین نیازهای اساسی خود نیازمند مراجعه به جای دیگری نباشد. بنابراین، وقتی از محله صحبت میکنیم، بحث صرفاً گردش مالی مطرح نیست، بلکه موضوع اصلی «رفع نیاز» و «تأمین نیاز» است و این دو با اقتصاد و تجارت تفاوت دارند. در یک محله مستقل، مشاغلی وجود داشت که مستقیماً مورد نیاز مردم بود و لزوماً بر واسطهگری و دلالی استوار نبود. بنابراین، اگر امکان ارتباط یک محله با سایر بخشهای شهر نیز از بین میرفت، امکان ادامه حیات آن تا حد زیادی وجود داشت.
سلیمان نوری با اشاره به نقشه تاریخی مشهد که مرز محلههای شهر را بهطور دقیق نشان میدهد، بیان کرد: یکی از کاملترین نقشههای شهر مشهد که مرز محلات در آن مشخص شده، نقشهای است که در سال ۱۲۴۸ توسط ژولیو دارمژ ترسیم شده است. این نقشه که تاریخ ۲۹ اسفند ۱۲۴۸ را دارد، مشهد را در قالب ۶ محله نشان میدهد و مرزهای این محلات در آن بهوضوح مشخص شده است. در هر یک از این محلات مجموعهای از عناصر مورد نیاز زندگی مردم وجود داشته است، ازجمله قبرستان، مسجد، مدرسه و حمام که هر کدام میتوانست نیاز ساکنان همان محدوده را پاسخ دهد.
این خراسان پژوه ادامه داد: حتی دروازههای ورودی و خروجی محلات نیز در ساختار شهری تعریف شده بودند و محلهها بهگونهای تقسیمبندی شده بودند که دستکم یک یا دو مسیر خروج اضطراری داشته باشند. همچنین محلات ۶ گانه مشهد در آن دوره ازجمله بالا خیابان، پایین خیابان، سراب، چهارباغ، نوغان و عیدگاه، شش محله اصلی مشهد در آن دوره بودند و این ساختار تقریباً تا سال ۱۲۹۳ نیز حفظ شد.
جنگ جهانی اول و آغاز تغییرات در ساختار مشهد
سلیمان نوری با اشاره به سال ۱۹۱۷ و همزمانی آن با تحولات گسترده منطقهای، اضافه کرد: وقتی از سال ۱۲۹۳ و ۱۹۱۷ صحبت میکنیم، ذهن بسیاری از ما مستقیماً به جنگ جهانی اول میرود، جنگی که ایران در جریان آن اشغال شد و …











