
یادداشت مهمان؛ محمود بازاری، کارشناس اقتصادی: کالابرگ بهعنوان یکی از ابزارهای سیاستگذاری اقتصادی دولتها برای حمایت از قدرت خرید خانوارها، بهویژه در شرایط تورمی، نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی و حفظ رفاه اجتماعی دارد. با این حال، تجربه بسیاری از نظامهای حمایتی نشان میدهد که حفظ ارزش واقعی کالابرگ تنها با تخصیص منابع مالی امکانپذیر نیست، بلکه نیازمند طراحی یک زنجیره تأمین کارآمد، نظام توزیع شفاف، سیاستگذاری هوشمند و کاهش مداخلات غیرضروری دستگاههای دولتی است. این مقاله ضمن بررسی چالشهای حفظ ارزش کالابرگ، به رابطه میان زنجیرههای تأمین و توزیع کالا، تأثیر سیاستهای دولت و پیامدهای مداخلات ناکارآمد پرداخته و مدلی را بررسی میکند که در آن خانوارها بتوانند سهم کالابرگ خود را به ابزاری برای خلق ارزش افزوده اقتصادی تبدیل کنند.
کالابرگ در بسیاری از کشورها بهعنوان یک ابزار حمایتی برای مدیریت آثار تورم و تضمین دسترسی اقشار مختلف جامعه به کالاهای ضروری مورد استفاده قرار گرفته است. هدف اصلی این سیاست، انتقال مستقیم قدرت خرید به مصرفکننده و جلوگیری از کاهش سطح رفاه خانوارهاست.
اما مسئله اساسی این است که ارزش کالابرگ تنها به عدد اسمی درجشده روی آن وابسته نیست بلکه ارزش واقعی آن به مجموعهای از عوامل اقتصادی شامل نرخ تورم، کارایی زنجیره تأمین، هزینههای توزیع، کیفیت سیاستگذاری و میزان دخالت دولت در بازار بستگی دارد.
اگر یک کالابرگ با ارزش مشخص در اختیار مردم قرار گیرد، اما به دلیل ناکارآمدی شبکه تأمین و توزیع، افزایش هزینههای واسطهگری یا سیاستهای نادرست، قدرت خرید آن کاهش یابد، هدف اصلی این ابزار حمایتی محقق نخواهد شد.
ارزش واقعی کالابرگ را میتوان در دو سطح بررسی کرد:
الف) ارزش اسمی یعنی میزانی که دولت بهصورت رسمی برای کالابرگ تعیین میکند.
ب) ارزش واقعی کالا برگ مقدار کالا و خدماتی که مصرفکننده با استفاده از کالابرگ قادر به دریافت آن است.
به عنوان مثال اگر ارزش اسمی کالابرگ افزایش یابد اما قیمت کالاهای مشمول آن نیز افزایش پیدا کند، ممکن است ارزش واقعی آن کاهش یابد. بنابراین حفظ ارزش کالابرگ نیازمند کنترل عواملی مانند هزینه تولید کالا، هزینه حملونقل، تعداد واسطهها، میزان ضایعات، شفافیت معاملات و دسترسی …










