
شاید این روزها که موضوع ورود به مدارس تیزهوشان داغ و مطرح است، بسیاری از اولیا سعی کنند با فراهم کردن کلاس، کتاب و معلم خصوصی با ورود فرزندان خود به این مراکز، حسِ بسیار بهتری را با این توصیف که فرزندشان در رده بچههای تیزهوش است در خود ایجاد کنند... اما آیا تا همینجا مسئولیت والدین تمام میشود؟ در واقع این پرسشی است که باید در پاسخ آن بسیار تأمل کرد.
بدیهی است اگر از شما به عنوان پدر و مادر پرسش شود، همه این توجهات به بچهها از جمله تشویق و ترغیبها برای چیست؟ پاسخ صریح همه اولیا، صرفنظر از توضیحات متفاوت، رسیدن به یک شخصیت موفق و ایدهآل برای زندگی بهتر و موفقتر در بزرگسالی است؛ از اینروست که باید در میزان توجه به مفهوم و کاربرد هوش و هوش بالا تأمل بیشتری داشته باشیم.
از دیدگاه روانشناسی، هوش مجموعهای از توانمندیهای شناختی است که در روند زندگی در موارد و اشکال مختلف از آن استفاده میشود: دریافت و پردازش اطلاعات، حل مسائل ریاضی و درک روابط بین پدیدهها.
آیا هوش برای موفقیت و زندگی ایدهآل کافی است؟
لازم است بدانید بررسی بسیاری از شخصیتهایی که در کودکی و نوجوانی همیشه مورد تشویق و تمجید به علت هوش بالای خود بودهاند و حتی موفق به کسب ردههای بالای تحصیلی و علمی شدهاند، نشان میدهد متأسفانه این افراد با شکستهای پیاپی در زندگی مواجه شده و نهایتاً به یک زندگی ایدهال و مطلوب در بزرگسالی نرسیدهاند.
به خاطر همین واقعیت است که روانشناسان و صاحبنظران امور اجتماعی موضوع مهمی را با عنوان «هوش هیجانی» مطرح کردند. هوشی که میتوان آن را آموزش داد و تقویت کرد؛ هوشی که بسیار متفاوت از ضریب هوشی (IQ) افراد میباشد.
قابل ذکر است که اگر ما همه سعی خود را جهت افزایش ضریب هوشی (IQ) فرزندانمان کنیم، شاید حداکثر بتوانیم ۱۰ تا ۲۰ درصد هوش بچهها را افزایش دهیم، اما تحقیقات نشان میدهد که برعکس، آموزش و تقویت هوش هیجانی بسیار تأثیرگذار است.
اکنون ما به اهمیت تأثیر عامل دیگری در موفقیت فرزندانمان در بزرگسالی میرسیم که آن «خرد و خردورزی» است. به بیانی روانتر آموزش خردورزی و تقویت خرد در کودکانمان همان آموزش و تقویت هوش هیجانی است و البته عدم توجه به آن میتواند آینده فرزندان ما را با شکستهای پیاپی فردی و اجتماعی …












