
گروه اندیشه: متن حاضر با تیتر ایرانی و تنهاییاش به بهانهی سوم شهریور ماه، زادروزِ زندهیاد استاد محمّدعلی اسلامیندوشن از منبع « ایران و تنهائیش، محمّدعلی اسلامی ندوشن، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۶، ص ۲۳۲ - ۲۳۶» استخراج شده است. استاد محمّدعلی اسلامیندوشن در این نوشتار یادآور می شود که پس از سقوط تیسفون، ایران اقتدار سیاسی خود را از دست داد اما به اقتداری فرهنگی دست یافت که بر دین، زبان فارسی دری و حافظه تاریخی مشترک استوار بود. بر اساس این متن، در غیابِ مرزهای جغرافیایی مشخص تا پیش از صفویه، مولفههایی چون ادبیات، رسوم نوین و چشمانداز فکری مشترک، هویت ایرانی را حفظ کردند. این نفوذ معنوی چنان پویا بود که بزرگانی چون سعدی و مولوی، فرهنگ ایرانی را فراسوی مرزها گسترش داده و مانع از گسست هویتی شدند. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
ایران پس از شکست تیسفون یکپارچگی ارضی و اقتدار امپراتوری خود را از دست داد، ولی در مقابل به اقتدار فرهنگیای دست یافت که پیش از آن هرگز نداشته بود و از آن پس تا قرنها یعنی بگوییم تا استقرار حکوت صفویّه قلمرو ایران قلمرو فرهنگی ماند نه ارضی که عادتاً محدودۀ یک کشور به آن شناخته میشود. ایران از طاهریان تا صفویّه به کجا گفته میشد؟ درست معلوم نبود.
خراسان برای خود کشوری بود و فارس و آذربایجان و ری و غیره و غیره نیز هریک سرزمینی. چه بسا اوقات مجزّا و هریک خود دارای حکومتی. آنچه این سرزمینها را در ارتباط با همدیگر نگاه داشت، دین و زبان مشترک بود و مقداری مشترکات فرهنگی که بیآنکه چندان نامی از خاک ایران در میان باشد، خصوصیّاتی را به بار میآورد که میتوانست هرگاه لازم شد نام ایران بر آن اطلاق گردد و این همان هویّت این قسمت از خاک بود که ما اکنون به نام ایران میشناسیم و در طی زمان پارههایی از آن جدا شده است.
مردمانی که در محدودۀ این جغرافیا زندگی میکردهاند با همۀ دوردستی فاصلهها و گاه اختلاف لهجه و زبان …












