
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، رضا دستجردی در گفت و گویش با محمدمهدی نورالهی نوشت: «ایدئالیسم تحلیلی: خلاصهای روشن از تنها متافیزیک قابلدفاع در قرن بیستویکم» نوشته برناردو کاستروپ با ترجمه محمدمهدی نورالهی که بهتازگی بههمت نشر کرگدن منتشر شده، در تلاش برای پاسخ به این پرسش است که آیا جهان بهراستی «فیزیکی» یا «اطلاعاتبنیاد» است؟ فیلسوف هلندی در این اثر میکوشد با بهرهگیری از ابزارهای فلسفه تحلیلی و نقد مبانی متافیزیکی مادّهگرایی، قرائتی منسجم از ماهیت واقعیت و آگاهی عرضه کند. مولف که بر آن است پرسشهای ما در باب ماهیت هستی با علم، بهتنهایی، پاسخ نمییابند. در این گفتوگو، محمدمهدی نورالهی، به تبیین دلایل ترجمه و ابعاد نظری این اثر میپردازد. کاستروپ در این کتاب با بهرهگیری از ابزارهای فلسفه تحلیلی، پیشفرضهای مادهگرایانه (فیزیکالیسم) در باب ماهیت هستی را به چالش میکشد. او با تفکیک میان «چگونگی رفتار جهان» (که قلمرو موفق علم است) و «ماهیت بنیادین هستی» (که پرسشی متافیزیکی است)، نشان میدهد که کارآمدی علم و مدلهای ادراکی انسان—که بر پایه فرگشت و برای بقا شکل گرفتهاند—لزوماً به معنای افشای ذات نهایی واقعیت نیست. او با ارائه تمثیل «داشبورد هواپیما» و «نقشه و سرزمین»، جهان فیزیکی را تنها یک بازنمایی ادراکی معرفی میکند. نورالهی معتقد است که کاستروپ پس از نقد فیزیکالیسم به دلیل عجز در حل «مسئله دشوار آگاهی» و رد پانسایکیسم به دلیل «مسئله ترکیب»، نظریه خود یعنی «ایدئالیسم تحلیلی» را پیشنهاد میدهد. در این چارچوب، واقعیت بنیادین ناشی از یک «ذهن فراگیر» (Mind-at-Large) است و ذهنهای فردی همانند گردابهایی در جریان یک رودخانه، گسستهایی در درون این ذهن واحد هستند. این اثر بدون انکار یافتههای علمی، دستاوردهای فیزیک را در بستری آگاهیمحور بازخوانی کرده و افقهای تازهای در خصوص معنای زندگی، ادراک و مسئله مرگ پیش روی خواننده میگشاید. این گفت و گو را در ادامه می خوانید:
**** محمدمهدی نورالهی
چه چیزی باعث شد احساس کنید کتاب «ایدئالیسم تحلیلی» ارزش ترجمه دارد؟ این کتاب میخواهد به کدام مسئله بنیادین پاسخ دهد و چرا به باور شما آن مسئله هنوز زنده است؟
آنچه بیش از هر چیز مرا به …












