
به گزارش خبرنگار ایلنا، در دهههای اخیر، شرکتهای بزرگ با گسترش الگوهای نوین در بازار کار جهانی، هزینههای نیروی کار را کاهش دادند و همزمان کنترل خود را بر فرآیند تولید افزودند. پیمانکاری نیروی انسانی یکی از مهمترین نمودهای این تحول به شمار میآید؛ الگویی که در آن کارگر اگرچه در قلب فرایند تولید حضور دارد، اما رابطه مستقیم و پایدار او با کارفرمای اصلی تضعیف میشود. نتیجه این وضعیت برای بسیاری از کارگران، ترکیبی از ناامنی شغلی، کاهش قدرت چانهزنی، دسترسی محدودتر به مزایا و دشواری بیشتر در سازماندهی برای دفاع از حقوق صنفی است.
ناامنی شغلی و هراس از اخراج در صورت اعتراض به شرایط نابرابر و ناایمن کار، تجربهای است که به مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود. کارگران پیمانکاری در بسیاری از کشورهای جهان با چالشهایی مشابه روبهرو هستند.
مسئله کارگران پیمانکاری تنها به سطح قراردادهای استخدامی محدود نمیشود؛ این پدیده بخشی از تغییرات گستردهتر در مناسبات کار در اقتصاد معاصر است. در بسیاری از صنایع، شرکتهای بزرگ با واگذاری بخشی از فعالیتهای خود به پیمانکاران، تلاش کردهاند ساختار تولید را انعطافپذیرتر و هزینههای نیروی انسانی را مهار کنند. اما آنها این انعطافپذیری را صرفاً با انتقال ریسک اقتصادی از شرکت به دوش نیروی کار به دست میآورند؛ ریسکی که خود را در قالب قراردادهای کوتاهمدت، ناامنی شغلی و سلب امکان اعتراض نشان میدهد.
کرۀ جنوبی یکی از نمونههای مهم برای بررسی این روند است. کارفرمایان این کشور، پدیدۀ «پیمانکاری درونشرکتی» را بهویژه از دهۀ ۱۹۹۰ در صنایع بزرگی مانند خودروسازی، کشتیسازی و فولاد گسترش دادند. در این مدل، کارگران شرکتهای پیمانکاری در همان خطوط تولید، همان کارخانهها و تحت همان نظم کاری نیروهای رسمی فعالیت میکنند، اما از جایگاه حقوقی و سازمانی متفاوتی برخوردارند. آنها در بسیاری از موارد بخشی جداییناپذیر از تولید هستند، اما سهم بسیار کمتری از امنیت و قدرت چانهزنی نیروی کار رسمی میبرند.
مبارزات کارگران پیمانکاری در کره جنوبی از دل همین تناقض شکل گرفت: کارگرانی که چرخهای تولید شرکتهای بزرگ را میچرخاندند، اما ساختار حقوقی آنها را به حاشیۀ مناسبات کار میراند. تجربۀ این جنبشها ثابت میکند که کارگران صرفاً از مسیر اصلاح قراردادها …










![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)


