
به اعتقاد کارشناسان، پرجمعیت بودن یک نسل بهتنهایی تضمینکننده افزایش ازدواج و فرزندآوری نیست؛ زیرا حضور جمعیت زیاد در سن ازدواج تنها ظرفیت بالقوه ایجاد میکند.
به گزارش تابناک به نقل از دنیای اقتصاد، در نگاه نخست، انتظار میرفت با ورود این نسل به سن اشتغال و ازدواج، تولید ناخالص داخلی، شمار ازدواجها و میزان فرزندآوری نیز رشد قابلتوجهی را تجربه کند. با این حال، آمارها نشان میدهد که شمار ازدواجها و تولد نوزادان نهتنها متناسب با جمعیت این نسل افزایش نیافته، بلکه روندی نزولی را طی کرده است.
بر اساس دادههای مرکز آمار، تعداد وقایع ازدواج از حدود ۸۷۵هزار مورد در سال۱۳۹۰ به کمتر از ۴۳۲هزار مورد در سال۱۴۰۴ کاهش یافته است. همچنین نرخ باروری نیز به سطحی پایینتر از نرخ جایگزینی جمعیت رسیده، درحالیکه شمار طلاقها طی سالهای اخیر روندی افزایشی داشته است.
به اعتقاد کارشناسان، پرجمعیت بودن یک نسل بهتنهایی تضمینکننده افزایش ازدواج و فرزندآوری نیست؛ زیرا حضور جمعیت زیاد در سن ازدواج تنها ظرفیت بالقوه ایجاد میکند و تحقق آن نیازمند بسترسازی مناسب سیاستگذاران است. در این میان، افزایش سن ازدواج و گسترش تجرد قطعی موجب شده است ورود به سن ازدواج الزاما به تشکیل خانواده بیشتر منجر نشود.
از سوی دیگر، نااطمینانی اقتصادی، بیکاری، ناپایداری اشتغال، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه مسکن، تشکیل خانواده را به تعویق انداخته است. همچنین تغییرات فرهنگی و ارزشی، از جمله افزایش سطح تحصیلات، شهرنشینی، تغییر سبک زندگی، فردگرایی و تحول نگرش به ازدواج و فرزندآوری نیز در این روند نقش داشتهاند. در نتیجه، پنجره جمعیتی تنها در صورت همراهی با اشتغال، ثبات اقتصادی و همسویی تحولات فرهنگی میتواند به فرصتی برای رشد جمعیتی و اقتصادی تبدیل شود.
ایران در مقطعی با ورود نسل پرجمعیت دهه ۶۰ به سن کار و ازدواج، از یک ظرفیت جمعیتی کمسابقه برخوردار شد، اما این ظرفیت به افزایش پایدار ازدواج و فرزندآوری در دهههای بعد، تبدیل نشد. به باور کارشناسان، اگر شرایط کشور در سه حوزه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی برای متولدین دهه ۶۰ مساعد بود، احتمال وقوع رشد قابلتوجهی در ازدواج و باروری وجود داشت. با این حال طی دهههای اخیر سه ضلع این مثلث با چالشهای محسوسی روبهرو بوده و رشد متناسبی در جمعیت …












