
در ماههای اخیر و همزمان با افزایش تورم، رشد تقاضا برای دریافت تسهیلات و تشدید فشار بر منابع بانکی، گمانهزنیهایی درباره افزایش نرخ سود سپردهها و تسهیلات مطرح شده است. برخی گزارشها حتی از احتمال افزایش نرخ سود بانکی تا محدوده ۴۰ درصد خبر میدادند؛ موضوعی که میتوانست هم معادلات بازار پول و هم روند معاملات بازار سرمایه را تغییر دهد.
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک، افزایش نرخ سود سپردهها، از منظر بازار سرمایه، معمولاً یک سیگنال منفی تلقی میشود. هرچه بازده بدون ریسک سپردههای بانکی افزایش یابد، بخشی از سرمایهگذاران ممکن است ترجیح دهند منابع خود را از بازار سهام خارج و به سمت سپردههای بانکی، گواهی سپرده یا سایر ابزارهای درآمد ثابت منتقل کنند. در چنین شرایطی، بورس برای جذب نقدینگی جدید باید بازدهی بالاتری نسبت به بازار پول ایجاد کند؛ بازدهیای که با توجه به ریسکهای اقتصادی، نوسان نرخ ارز، سیاستهای دولتی و وضعیت سودآوری شرکتها، همواره قابل تضمین نیست.
با این حال، عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، در اظهارات اخیر خود اعلام کرده است که در شرایط فعلی برنامهای برای تغییر نرخ سود بانکی وجود ندارد. او با اشاره به ناترازی گسترده در شبکه بانکی گفته است که استفاده از نرخ سود بهعنوان ابزار کنترل تورم، در وضعیت کنونی کشور کارآمد نیست و موضوع افزایش نرخ سود فعلاً در مرحله مطالعه و بررسی قرار دارد.
این موضع، دستکم در کوتاهمدت، برای بازار سرمایه خبر مثبتی است؛ زیرا رقیب اصلی بورس، یعنی بازده بدون ریسک، افزایش پیدا نمیکند. با این حال، ثابت ماندن نرخ سود بهتنهایی به معنای ورود پول به بازار سهام نیست. سرمایهگذار علاوه بر نرخ سود بانکی، به چشمانداز سودآوری شرکتها، نرخ ارز، قیمتگذاری محصولات، سیاستهای مالیاتی، ریسکهای مقرراتی و میزان اعتماد به بازار نیز توجه میکند. بنابراین، عدم افزایش نرخ سود یک شرط حمایتی برای بورس است، نه عاملی قطعی برای رشد آن.
اما چرا افزایش نرخ سود میتواند برای بانکهای ناتراز مسئلهساز باشد؟ پاسخ را باید در ساختار ترازنامه بانکها جستوجو کرد. بانکها منابع خود را عمدتاً از طریق سپردههای مردم تأمین میکنند و این منابع را در قالب تسهیلات یا سرمایهگذاری به کار میگیرند. زمانی که نرخ سود سپرده افزایش مییابد، هزینه …











