
اقتصاد۲۴- علی فرحبخش در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشت: اقتصاد ایران سالهاست با تورمی مزمن و بالا دستوپنجه نرم میکند. در اغلب تحلیلها، رشد نقدینگی و سیاستهای پولی انبساطی بهعنوان مهمترین عامل تورم معرفی میشوند. این دیدگاه، هرچند بخشی از واقعیت را بیان میکند، اما همه حقیقت نیست. اگر تورم ایران صرفا یک پدیده پولی بود، باید رابطهای تقریبا ثابت و قابل پیشبینی میان رشد پایه پولی و نرخ تورم مشاهده میشد.
درحالیکه تجربه اقتصاد ایران و بسیاری از کشورهای دیگر نشان میدهد شوکهای سمت عرضه، بهویژه تحریمهای اقتصادی، جهشهای نرخ ارز، افزایش هزینه تولید و محدودیتهای تجاری، در سالهای اخیر به همان اندازه یا حتی بیش از رشد نقدینگی در شکلگیری تورم نقش داشتهاند.
اقتصاددانان معمولا میان دو منشأ اصلی تورم تمایز قائل میشوند. نخست، تورم ناشی از فشار تقاضا (Demand push inflation) که زمانی رخ میدهد که رشد تقاضای کل از ظرفیت تولید اقتصاد فراتر میرود و دوم، تورم فشار هزینه (Cost push inflation) که نتیجه افزایش هزینه تولید، حملونقل، مواد اولیه، انرژی، دستمزد یا کاهش ظرفیت عرضه است. در عمل، تورم ایران ترکیبی از هر دو عامل است؛ اما سهم شوکهای عرضه در سالهای اخیر بهطور محسوسی افزایش یافته است.
تحریمهای اقتصادی، مهمترین نمونه یک شوک عرضه هستند. تحریم تنها صادرات نفت را هدف نمیگیرد، بلکه هزینه واردات مواد اولیه، ماشینآلات، قطعات، خدمات مالی، بیمه، حملونقل و نقلوانتقال پول را نیز افزایش میدهد. حتی زمانی که واردات از نظر قانونی امکانپذیر است، هزینه دور زدن محدودیتها و استفاده از واسطهها، قیمت تمامشده کالاها را بالا میبرد. این افزایش هزینه، مستقیما به قیمت تولیدکننده منتقل میشود و در نهایت مصرفکننده نیز آن را در قالب افزایش قیمت کالاها و خدمات پرداخت میکند.
در کنار تحریمها، جهشهای ارزی نیز نقش مهمی در تشدید تورم دارند. در اقتصادی که بخش بزرگی از مواد اولیه، تجهیزات و کالاهای واسطهای وارداتی است، افزایش نرخ ارز تنها قیمت کالاهای وارداتی را بالا نمیبرد، بلکه هزینه تولید داخلی را نیز افزایش میدهد. حتی تولیدکنندهای که محصول نهایی او کاملا داخلی است، معمولا از ماشینآلات، قطعات، مواد شیمیایی، بستهبندی یا خدماتی استفاده میکند که به نرخ …










