
نظریهٔ پیشبینیپردازی مغز یا Predictive Processing بیان میکند که مغز یک دریافتکنندهٔ منفعلِ اطلاعات حسی نیست؛ بلکه بهطور مداوم بر پایهٔ تجربههای گذشته، حافظه، دانش، زمینهٔ اجتماعی و وضعیت فعلی بدن، دربارهٔ آنچه در جهان بیرون و درون بدن رخ میدهد پیشبینی میسازد.
نظریهٔ پیشبینیپردازی مغز یا Predictive Processing میگوید مغز انسان فقط یک دریافتکنندهٔ منفعل اطلاعات نیست. مغز مانند دوربین یا ضبطصوت عمل نمیکند که صرفاً آنچه را چشم، گوش، پوست یا اندامهای داخلی بدن میفرستند ثبت کند. برعکس، مغز بهطور مداوم با کمک تجربههای گذشته، حافظه، دانش، فرهنگ، موقعیت اجتماعی و وضعیت فعلی بدن، پیشبینی میکند که در جهان بیرون و درون بدن چه میگذرد.
به زبان ساده، مغز ابتدا حدس میزند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است؛ سپس پیامهای حسی را بررسی میکند تا ببیند این حدس درست است یا نه. اگر میان پیشبینی مغز و اطلاعات واقعی اختلافی باشد، چیزی به نام خطای پیشبینی به وجود میآید. مغز برای کمکردن این خطا، یا برداشت خود را اصلاح میکند و یاد میگیرد، یا فرد را به انجام عملی وادار میکند تا شرایط تغییر کند.
برای نمونه، اگر مغز پیشبینی کند که محیط امن است اما ناگهان صدای بلندی شنیده شود، این صدا با پیشبینی قبلی هماهنگ نیست. مغز سریعتر توجه میکند، احتمال خطر را میسنجد و در صورت نیاز واکنش مناسب نشان میدهد. بنابراین، ادراک ما از جهان فقط نتیجهٔ دریافت اطلاعات نیست؛ بلکه حاصل همکاری میان پیشبینیهای قبلی مغز و اطلاعات تازهای است که از محیط میرسند.
این نظریه فقط دربارهٔ دیدن و شنیدن نیست؛ بلکه وضعیت درونی بدن را هم در بر میگیرد. به دریافت و تفسیر پیامهای درونی بدن، مانند ضربان قلب، تنفس، گرسنگی، دمای بدن، خستگی یا تنش عضلانی، درونحسی گفته میشود.
بر اساس دیدگاه پژوهشگرانی مانند لیزا فلدمن برت و دبلیو. کیث ست، مغز دربارهٔ وضعیت بدن نیز دائماً پیشبینی …












