
علیرضا جاجرمی؛ مدیر کل توسعه منابع انسانی تراژدی مسکن ایران شاید در همین پارادوکس فرسایشی نهفته باشد: انسان، در عصر دانش و فناوری؛ و در سرزمینی برخوردار از زمین، منابع و ظرفیتهای گسترده تولید، برای ابتداییترین حقِ زیستن ــ داشتن سرپناهی شایسته ــ از دسترسی به آن بازمیماند.
گویی آنچه کمیاب شده، نه خانه، که فراموشی [حقِ] برخورداری از خانه است.
موضوع مسکن در ایران دیگر صرفاً یک مسئله اقتصادی یا عمرانی نیست؛ به موضوعی در پیوند با عدالت اجتماعی، حقوق اقتصادی، توزیع ثروت، امنیت خانواده و کیفیت حکمرانی تبدیل شده است. مساله مسکن یکی از سنگینترین مؤلفههای سبد هزینه خانوار و از مهمترین کانونهای فشار تورمی است؛ و امروز نه فقط «کمبود خانه»، بلکه شکاف فزاینده میان «ثروت ملکی» و «توان خرید مردم» است؛ شکافی که مسکن را از حقِ برخورداری به عاملی برای بازتولید نابرابری اجتماعی تبدیل میکند. مطالب پیشنهادی مهلت واریز وجه سامانه یکپارچه خودرو مرحله دوم ۱۴۰۲/۰۳/۲۷ تراز تجاری ایران و هند مثبت شد/ افتتاح یک مرکز تجاری در بمبئی ۱۴۰۳/۰۱/۲۵
و حال پرسش اساسی فقط از منظر عملکردی و آماری نیست که «چقدر مسکن ساختهایم؟»؛ بلکه این است که چرا با وجود دههها سیاست ها و بودجه های ساختوساز و صرف منابع گسترده، دسترسی بخش بزرگی از مردم به مسکن مناسب همچنان دشوارتر و حتی دست نیافتنی شده است؟
و شاید پرسش تلختر این باشد:
یک شهروند، یک کارمند و یک حقوقبگیر، چند ساعت و چند سال از عمر خویش را باید بفروشد تا تنها حق داشتن یک سقف را به دست آورد؟
از همینجا، مسئله مسکن از شمارش ساختمانها فراتر میرود و به مسئله رابطه میان کار، درآمد، دارایی و حق زیستن تبدیل میشود.
آیا واقعاً مسکن کم داریم؟
برای فهم مسئله، بد نیست مروری به پنج دهه گذشته کنیم.
جمعیت ایران از حدود ۳۳٫۷ میلیون نفر در سال ۱۳۵۵ به بیش از ۹۰ میلیون نفر در سالهای اخیر رسیده است؛ یعنی حدود ۱۷۴ درصد افزایش. در همین دوره، تعداد خانوارها نیز به دلیل کاهش بعد خانوار و افزایش تشکیل خانوارهای مستقل، …









