
پریسا غفاری؛ کارشناس ارشد روانشناسی صنعتی ـ سازمانی تقریباً در همه سازمانها، وقتی صحبت از آموزش میشود، نگاهها به سمت کارکنان برمیگردد. قرار است کارشناسان، کارمندان و سرپرستان در دورههای ارتباط مؤثر، مدیریت تعارض، کار تیمی، مشتریمداری یا هوش هیجانی شرکت کنند؛ اما یک سؤال اساسی کمتر پرسیده میشود: آیا مدیران نیز به همان اندازه به این آموزشها نیاز دارند؟
تجربه پروژههای توسعه سازمانی نشان میدهد پاسخ این سؤال، اغلب منفی است. در بسیاری از سازمانها، مدیران خود را «طراح» آموزش میدانند، نه «مخاطب» آن. گویی با رسیدن به جایگاه مدیریت، نیاز به یادگیری نیز پایان یافته است.
در همین سازمانها، معمولاً شکایت کارکنان چیز دیگری است. آنها کمتر از ضعف مهارت همکاران خود گلایه دارند و بیشتر از رفتار مدیران سخن میگویند؛ از مدیری که گوش نمیدهد، بازخورد نمیدهد، تعارض را با قدرت حل میکند، به جای گفتوگو دستور میدهد، احترام را فقط از پایین به بالا میخواهد و نه برعکس. مطالب پیشنهادی اردیبهشت به پایان رسید اما خبری از «افزایش مستمریها» نشد ۱۴۰۱/۰۳/۰۲ «دست بالای ایران در بازار جهانی انرژی»؛ توهم یا واقعیت! ۱۴۰۱/۰۶/۲۶
این تناقض، یکی از مهمترین موانع توسعه فرهنگ سازمانی است.
ادگار شاین، نظریهپرداز برجسته فرهنگ سازمانی، معتقد است رهبران، مهمترین سازندگان فرهنگ هستند. فرهنگ سازمانی نه با آنچه مدیران میگویند، بلکه با آنچه هر روز انجام میدهند شکل میگیرد. به بیان دیگر، کارکنان رفتار مدیر را میآموزند، نه اسلایدهای دوره آموزشی را.
فرض کنید سازمانی …












