یوز آسیایی به عنوان یکی از نادرترین گربهسانان جهان در شرایط بسیار بحرانی و عملا در آستانه انقراض قرار دارد.
چند دههای میشود که تلاشهایی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست و برخی فعالان محیط زیست برای پیشگیری از انقراض این گونه ارزشمند انجام شدهاست. سازمانی که در ضعفِ جدی تاریخی در حوزه مالی و نیروی انسانی قرار داشته و فعالانی که تعدادشان بسیار اندک است. هیچگاه عزمی جدی و در سطح ملی برای حل چالشها و تعارضات زیستگاههای یوز شکل نگرفته است.
به جز نقش بستن تصویر یوز آسیایی بر روی پیراهن تیم ملی و تب احساسی کوتاه مدت «پیروز»، افکار عمومی چندان با بحران جدی انقراض قریبالوقوع یوز آگاه نیست و مضاف بر آن، بقای یوز اولویت جدی در قوای سهگانه به ویژه دولت نبوده است.
در بیتوجهی رسانه ملی به این موضوع، تلاشهای رسانهها و خبرنگاران حوزه محیط زیست نیز نتوانسته اثرگذاری گستردهای بین مردم و سیاستگذاران و برنامهریزان کلان کشور داشتهباشد، چرا که مخاطب اصلی این رسانهها عملا کارکنان سازمان حفاظت محیط زیست، فعالان، دانشجویان و استادان دانشگاهی محیط زیست بوده است که در خوشبینانهترین حالت، جمعیت این افراد از مرز بیست هزار نفر هم تجاوز نمیکند.
در فضای مجازی نیز همین روند حاکم است، صفحات فعال محیطزیستی عمدتا مخاطبان و دنبالکنندگان یکسانی دارند که به دو گروه موافقان و نقادان سیاستها و اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست تقسیم میشوند. نقدهای صورت گرفته در حوزههای محیطزیست به ویژه موضوع یوز آسیایی، غالب وقتها، نقدهای درون خانوادگی است که بازخورد اندکی در بین آحاد جامعه و مسئولان اثر گذار کشور دارد. هرچند همین نقدها گاه، سازنده و گاه، مانع تصمیمگیریهای درست و شجاعانه در حوزه محیطزیست میشود؛ اما واقعیت این است که به دلیل حوزه تاثیر محدود، به جز اندک مواردی، نتوانسته برای حل مسائل کلان سازمان حفاظت محیط زیست و موضوعاتی اضطراری مانند یوز، جریانسازی مثبت کند و راهگشا باشد. …












