
به گزارش بنکر ، سال ۱۳۹۷ در تحلیل مسعود نیلی یک نقطه عطف است. از آن زمان، بسیاری از متغیرهای اقتصادی از روندهای تاریخی خود فاصله گرفتهاند و اقتصاد ایران وارد دورهای از بیثباتی مداوم شده است.
نرخ ارز در این دوره تقریباً ۵۰ برابر شده است. این افزایش نیز در یک مسیر آرام اتفاق نیفتاده و اقتصاد ایران در همین فاصله زمانی ۷ بحران بزرگ ارزی را تجربه کرده است.
در همین مدت، سطح عمومی قیمتها بیش از ۱۹ برابر شده و قیمت مواد غذایی بیش از ۳۴ برابر افزایش یافته است. اهمیت این ارقام فقط به بزرگی آنها محدود نمیشود؛ مسئله مهمتر، تبدیل شدن شوکهای اقتصادی به بخشی از وضعیت عادی اقتصاد است.
اما آیا این وضعیت را میتوان ادامه همان تورم مزمن سالهای گذشته دانست؟ نیلی معتقد است پاسخ منفی است.
او میان تورم مزمن، تورم بسیار بالا و ابرتورم تفاوت میگذارد و شرایط فعلی را در محدودهای توصیف میکند که میتوان آن را «ایستگاه پیش از ابرتورم» نامید.
این تعبیر به معنای پیشبینی قطعی ابرتورم نیست، بلکه هشداری درباره نزدیک شدن اقتصاد به منطقهای است که رفتار خانوارها، بنگاهها و بازارها میتواند تغییر کند.
کاهش تمایل به نگهداری پول ملی، افزایش سرعت تبدیل پول به دارایی، کوتاه شدن افق قراردادها و تشدید انتظارات تورمی از جمله پیامدهایی هستند که میتوانند خود به افزایش بیشتر تورم دامن بزنند. استهلاک اقتصاد و کاهش قدرت خرید خانوار
بخش دیگری از هشدارهای نیلی به ظرفیت تولید ثروت در اقتصاد ایران مربوط میشود. او از مفهوم «استهلاک اقتصاد» استفاده کرده و کاهش اهمیت سرمایهگذاری، کارآفرینی و فناوری در نظام حکمرانی را یکی از نگرانیهای اصلی میداند.
رشد اقتصادی بدون سرمایهگذاری پایدار امکانپذیر نیست. اگر سرمایهگذاری جدید انجام نشود، ظرفیت تولید کاهش مییابد، زیرساختها فرسوده میشوند و توان اقتصاد برای ایجاد شغل و افزایش درآمد افت میکند.
از این منظر، ناترازی برق، گاز، آب، صندوقهای بازنشستگی، بودجه و شبکه بانکی بحرانهایی جدا از یکدیگر نیستند. وجه مشترک آنها مصرف منابع بدون سرمایهگذاری کافی برای بازتولید ظرفیتهای اقتصادی است.
فشار این روند اکنون به خانوارها نیز رسیده است. بر اساس ارقامی که نیلی مطرح کرده، از سال ۱۳۹۷ تاکنون درآمد خالص …











