
به گزارش بنکر ، هجدهم مرداد ۱۳۳۹، بانک مرکزی ایران رسماً فعالیت خود را آغاز کرد. با این حال، این تأسیس یکشبه رخ نداد. پیش از آن، بانک ملی ایران همزمان دو نقش متمایز را ایفا میکرد: از یک سو، یک بانک تجاری بود و از سوی دیگر، وظایفی نظیر انتشار اسکناس، انجام امور بانکی دولت، تنظیم جریان پول و نظارت بر بانکها را بر عهده داشت.
با گسترش شبکه بانکی و افزایش تعداد بانکهای تخصصی و خصوصی، این تجمع وظایف در یک نهاد، به تدریج به تضاد منافع انجامید.
به همین دلیل، قانون پولی و بانکی کشور در سال ۱۳۳۹ زمینه را برای ایجاد یک نهاد مستقلتر فراهم آورد و بانک مرکزی از مرداد همان سال، رسماً آغاز به کار کرد. تسویه بدهیها بدون چاپ پول؛ طرح تکو کلید خورد
فلسفه شکلگیری بانک مرکزی در ایران تفاوت چندانی با بسیاری از همتایان جهانی خود نداشت؛ پول و اعتبار نمیتوانستند همزمان هم ابزار فعالیت تجاری باشند و هم ابزار سیاستگذاری. بانک مرکزی اما از کجا سرچشمه گرفت؟
ایده تأسیس بانک مرکزی، پیشینهای بسیار کهنتر از بانک مرکزی ایران دارد و ریشههای آن به قرن هفدهم میلادی بازمیگردد. «ریکسبانک» سوئد که در سال ۱۶۶۸ تأسیس شد، قدیمیترین بانک مرکزی جهان محسوب میشود. بانک انگلستان نیز در سال ۱۶۹۴ شکل گرفت. در ابتدا، بانکهای مرکزی الزاماً با همان تعریف امروزی ایجاد نشده بودند و بخشی از مأموریت آنها به تأمین مالی دولت، مدیریت پول و تسهیل تجارت اختصاص داشت.
اما با گذشت زمان، کارکرد این نهادها دچار تحول شد. بهویژه در قرن بیستم، بانکهای مرکزی از یک «بانک دولتی» یا «بانک بانکها» به نهاد اصلی سیاستگذاری پولی تبدیل شدند. تجربه بحرانهای مالی و دورههای تورمی نیز ثابت کرد که سیاست پولی نمیتواند صرفاً تابع نیازهای روزمره دولت باشد.
در اقتصادهای مدرن، مأموریت بانکهای مرکزی حول چند محور اصلی سامان یافته است: ثبات قیمتها، اجرای سیاست پولی، ثبات مالی، نظارت بر بانکها و مؤسسات اعتباری، مدیریت ذخایر ارزی، ایفای نقش وامدهنده نهایی و نظارت بر نظامهای پرداخت. بانک تسویه بینالمللی نیز این مسئولیتها را در سه حوزه سیاست پولی، ثبات مالی و زیرساختهای مالی دستهبندی میکند. چرا بانک مرکزی باید از دولت فاصله داشته باشد؟
یکی از مهمترین تحولات در بانکداری مرکزی …












