
گروه حوادث/ به گزارش «ایران»، شهریور سال ۱۴۰۳ گزارش سقوط پسر ۲۵ سالهای به نام ساسان از طبقه چهارم یک ساختمان به پلیس اعلام شد.
با حضور مأموران و بررسیهای اولیه، ساسان به بیمارستان منتقل شد، اما چند ساعت بعد به خاطر شدت جراحات وارده فوت کرد. با مرگ او تحقیقات برای مشخص شدن ابعاد این ماجرا آغاز شد. همسایهها که در لحظه اولیه سقوط شاهد ماجرا بودند به مأموران گفتند، پسر جوان وقتی سقوط کرد و دوستش بالای سرش رفت به او گفت: «نامرد من کاری نکرده بودم.»
با این اظهارات مأموران به سراغ دختر و پسر جوانی که از دوستان ساسان بودند، رفتند و آنها تحت بازجویی و تحقیقات قرار گرفتند.
فریبا در تحقیقات گفت: «من و بابک از مدتها قبل دوست بودیم و همدیگر را دوست داشتیم تا اینکه از طریق بابک با دوستش ساسان آشنا و به هم علاقهمند شدیم، چند هفتهای بود که به طور پنهانی با او ارتباط برقرار کرده بودم. اما هردو تلاش میکردیم کسی متوجه ارتباط ما نشود. با این حال بابک به ما شک کرده بود تا اینکه روز حادثه بابک من و ساسان را به خانهاش دعوت کرد و بعد از یکساعت به بهانه خرید از خانه خارج شد. اما وقتی من و ساسان در حال صحبت بودیم به یکباره بابک وارد خانه شد و با عصبانیت شروع به دعوا با من کرد، ساسان هم به خاطر …












