
آفتاب داغ و بیرحم تابستانی بر سنگفرشهای کهنه و تاریخی خیابان ناصرخسرو میتابد و انعکاس نور، داغی پیادهروها را دوچندان میکند. خیابان، مملو از هیاهوی آدمهایی است که میان مغازهها و پیادهروها قدم میزنند؛ اما برخلاف ظاهر زنده و تجاری این منطقه، همهمهای زیرپوستی و مضطربانه در میان لایههای شلوغی جریان دارد.
داروفروشان ناصرخسرو روز کاری خود را خیلی زودتر از گرمای ظهر آغاز کردهاند. با نزدیک شدن هر رهگذر، چشمان تیزبین دلالان به دنبال نشانهای از اضطراب، یک برگه کاغذ تاخورده یا نسخهای چروکیده در دست مردم میگردد. زمزمههای همیشگی و آشنایی که سالهاست آوای این خیابان شده، مدام در گوشها زنگ میزند: «دارو... دارو... چی میخوای؟ خارجی، نایاب، اعصاب، سرطان...»؛
اصطلاحاتی که برای عابران معمولی شاید تنها نویزهای اعصاب خردکن شهری باشند، اما برای خانوادههای مضطرب و بیماران ناامیدی که تمام داروخانههای شهر را زیر پا گذاشتهاند، آخرین طناب نجات به نظر میرسند. این سناریوی تلخ هر روز تکرار میشود؛ پیادهروهایی که به بزرگترین و بیضابطهترین داروخانه غیررسمی کشور بدل شدهاند، جایی که درد انسانها معامله میشود و نجات جان یک بیمار، نرخ روزانه ارز و سودهای سرسامآور را تعیین میکند.
مسابقه قیمتها بر سر داروهای نایاب
بیمارانی که پا به این خیابان میگذارند، معمولا مسیر طولانی و پردردی را طی کردهاند. آنها پیش از آمدن به ناصرخسرو، درهای دهها داروخانه رسمی، از داروخانههای تک نسخهای گرفته تا مراکز بزرگ دارویی کشور را کوبیدهاند و با جمله سرد و تکراری «نداریم» مواجه شدهاند. بحران کمبود دارو در شبکه رسمی توزیع، به حدی گسترده شده است که حتی سادهترین و ابتداییترین داروهای تخصصی یا نسخههای خارجی آنها در داروخانهها پیدا نمیشود.
ارگوتامین ۳۰ یکی از همین داروهاست؛ دارویی حیاتی و نجات بخش برای مبتلایان به میگرنهای شدید و مزمن که این روزها یافتن آن در داروخانهها کاملا شبیه به معجزه شده است. نسخههای ایرانی آن گاهی کمیاب و نسخههای خارجی آن کاملا نایاب است. حتی در میان دستفروشان و دلالان ناصرخسرو نیز یافتن ارگوتامین ۳۰ به همین آسانیها نیست و جستجوی آن به یک مسیر پیچیده بدل میشود.
یکی از داروفروشان با چهرهای آفتابسوخته و نگاهی پر …









![[کامران نرجه] ذینفعان تأمین اجتماعی صبور باشند](/news/u/2026-08-23/ettelaat-n4nc3.jpg)


