چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا
بازار برق و کارکردهای آن در ایران
وزارت نیرو قصد دارد با عملیاتی كردن موضوع "بازار برق" در كشور، ساختار مدیریتی خود را تغییر داده و به نتایج مفید آن دست یابد. اما این موضوع كه نحوه پیاده سازی بازار برق در ایران چگونه خواهد بود و نتایج آن در سطح ملی چه می باشد، موضوعی است كه دكتر جاویدی، دبیر بازار برق، در همایش "تكنولوژی، صرفه جویی انرژی و حفاظت محیط زیست" به آن پرداخته است. در ادامه، نظرات ویآمده است:
روندپیاده سازی بازار برق در ایران
به این سؤال پاسخ داده شود كه اگر در ایران بخواهیم به سمت بازار برق پیش برویم، چه فرآیندهایی باید در نظر گرفته شود؟ مسلم است كه در حال حاضر شركت توانیر به عنوان یک شركت مادر تخصصی و مالک کلیه شرکتهای برق منطقه ای، سیستم برق کشور را به صورت انحصاری در اختیار دارد و سهم بخش خصوصی بسیار کوچک است.
اولین بحث آن است که در یك بازار غیرقابلتبعیض باید اعتماد بخش خصوصی فراهم شود؛ به این منظور باید شرکت "مدیریت شبکه سراسری برق ایران" به صورت مستقل و غیروابسته به بنگاه های تولیدی، تأسیس شود. شرکت مدیریت شبکه دو وظیفه خواهد داشت: اولین وظیفه کنترل شبکه است؛ بنابراین دیسپاچینگ (تنظیم برق دریافتی از نیروگاه ها و میزان تولید هر كدام) باید در شركت مدیریت شبکه به صورت مستقل شکل بگیرد و بنابراین، بازار رقابتی باید در داخل این شرکت صورت پذیرد. دوم آنكه شرایط دسترسی آزاد و غیر قابل تبعیض را باید برای کلیه تولیدکنندگان و مصرفکنندگان فراهم كند. برای اینکه به این اهداف برسیم، قدم هایی در جهت فرهنگ سازی برداشتیم تا محیط شرایط رقابتی فراهم شود و شرایط تشکیل شركت مدیریت شبکه شکل بگیرد؛ لذا بخشی در داخل مجموعه توانیر به نام "بازار" و بخش دیگری را به نام "مرکز" به وجود آوردهایم.
بازار برق کشور ایران برای سال ۱۳۸۲ به صورت بازار عمدهفروشی و خرید عمده دیده شد؛ به این ترتیب کلیه تولیدکنندگانی كه به صورت عمده برق خود را به شبکه میفروشند، اطلاعات خود را به صورت روزانه در اختیار بازار قرار میدهند . شرکت کنندگان می توانند در بازار به صورت مستقل و محرمانه اطلاعات فروش خود را از سه روز قبل برای روز موعود برسانند. از آنجا که سیستم جابجایی و پردازش اطلاعات ما فعلاً کند است، فروشندگان میتوانند این اطلاعات را تا ساعت ۱۲ روز قبل از روز موعود به صورت خاص جابجا کنند. یعنی اگر شرایط خاصی بوجود آمده باشد یا اتفاقی برای آنها افتاده باشد، امکان تغییر و تحول برای آنها وجود دارد و درهمان روز، بازار در شرایطی که تنها واحد و ارگانی است که از قیمت ها خبر دارد، از طریق مزیت نسبی "کمترین قیمت ها"، برق را به صورت عمده و متناسب با نیاز مصرف شبکه خریداری می کند و برندگان شبکه مشخص می شوند. اسامی این برندگان بدون اعلام قیمت، به مرکز دیسپاچینگ اعلام می شود. مرکز دیسپاچینگ امکانپذیری فنی توزیع برق و پخش برق را بررسی میکند. اگر از نظر سیستم کنترل شبکه مقدور باشد، آن برنامه قطعی تلقی می شود، در غیر اینصورت تعاملی بین مرکز و بازار به مدت دو ساعت صورت میگیرد تا مشکلات حل شود و نهایتاً در ساعت ۴ بعد ازظهر روز قبل از موعود، کلیه فروشندگان برق مشخص میشوند. این فروشندگان از ساعت ۱۲ شب یا صفر روز موعود براساس برنامهای که توسط مرکز به آنها داده می شود، شروع به تولید برق می کنند.
در کنار این بازار عمده فروشی برق، بازار خرید برق برای كسانیکه برق را از تولیدکننده ها خریداری می کند. دیده شده است. در این بازار، شرکت های توزیع باید برق را به صورت رقابتی بخرند. این بازار به خاطر زمان مورد نیاز برای آماده شدن شرایط، علیرغم اینکه قانون آن وجود دارد و قانوننامه اش در وزارت تنظیم شده است، هنوز بازگشایی نشده است. پیش بینی می شود که بازار فروش برق به شرکت های توزیع، تا پایان سال ۱۳۸۲ بازگشایی شود. رویه فروش برق کاملاً مشابه روند خرید برق از تولیدکنندگان خواهد بود. در این سیستم، توزیع كنندگان انرژی الكتریكی (شركت های توزیع) میزان نیاز مصرف خود را با قیمت ها در پله های مختلف اعلام خواهند کرد و بازار بر اساس وضعیت تولید، میزان خرید هر کدام را مشخص خواهد کرد. برای اینکه شرکت های توزیع نتوانند به نفع منافع اقتصادی خود به مصرفکنندگان خاموشی تحمیل کنند، تلاش شده است مادامیکه کمبود تولید در شبکه وجود نداشته باشد، شرکت های توزیع حق دادن خاموشی با قیمت پایین را نداشته باشند. یعنی اگر فرض کنیم که قیمت برق از سمت خریدار هرکیلو وات ساعت، ۱۶ تومان تمام شود و آنها مجبور شوند برق را به قیمت ۱۷ تومان بخرند، تا زمانی که برق باشد، موظف هستند آن را خریداری کنند و در چنین شرایطی، مدیریت شبکه قیمت را در بازار بر اساس قیمت تمام شده تعیین خواهد کرد تا خاموشی به مشترکین تحمیل نشود.
نتایجی که از پیادهسازی بازار برق پیشبینی می شود،عبارتند از:
- با تفکیک هزینه ها در بخش های تولید، انتقال و توزیع، زمینه های سرمایه گذاری اقتصادی به صورت شفاف مشخص می شود. در بازاری که از اول آبان ماه ۱۳۸۲ عمر آن آغاز شده است، هزینه برخی از بخش های اقتصادی مشخص شده است. در حال حاضر، شواهدی از روی قیمتها دریافت كردهایم که مشخص می كند کدام یک از زمینه ها احتمالاً اقتصادی تر است یا از نظر تکنیکی باید سرمایهگذاری انجام شود.
- بودجه تخصیصی شرکت های برق منطقه ای قبلاً به صورت سیستماتیک نبوده است؛ دست اندرکاران می دانند که براساس چانهزنی، بودجه این شرکت ها تغییر می کرد. در سال جاری، بودجه تخصیصی شرکت های برق منطقه ای صرفاً بر اساس میزان فروش برق به شبکه و میزان خرید برق از شبکه تعیین می شود. بهعلاوه میزان بودجه ای که صرف بهره برداری خطوط انتقال می شود، به صورت کاملاً سیستماتیک در اختیار این شرکت ها قرار می گیرد. یعنی بر اساس آیین نامه خطوط انتقال که در حال نهایی شدن است، هر كدام از این شركتها، براساس خدمات بهرهبرداری مشخص، بودجه دریافت خواهند کرد.
- نکته ی بسیار مهم دیگر آن است که آن میزان از انرژی که نیروگاه های تولید انرژی الكتریكی به شبکه می فروشند، به عنوان خروجی نیروگاه خواهد بود. بنابراین تلفات انرژی در داخل نیروگاه سهمی است که خود آنها میپردازند و بنابراین باید برای كاهش این تلفات فعالیت کنند. در عین حال، آن میزان از انرژی که به شرکت های توزیع داده می شود، در مبادی ورودی شبکه های توزیع اندازهگیری و محاسبه خواهد شد، بنابراین شرکت های توزیع نیز بابت هزینه های مصرف انرژی علاوه بر برق فروخته شده به مشترکین، میزان تلفات خود را هم باید بپردازند. به این ترتیب، شرکت ها انگیزه بیشتری برای بهینه سازی شبکه خود خواهند داشت.
- شرکت های توزیع می توانند در مدیریت مصرف بسیار فعال باشند و با مذاکراتی که با صنایع انجام می دهند، می توانند بارهای مدیریتپذیر را خاموشی توافقی بدهند. این بخشی است که می تواند اثر خود را به میزان زیادی نشان دهد. "مدیریت مصرف برق" از مصادیقی اموری است که اگر چه تا به حال در کشور ما شکل نگرفته است ولی به زودی شکل خواهد گرفت. شما می دانید برق کشاورزی، برق ارزانی است که اگر قرار باشد که در ساعات پیک شبکه، شرکت ها برق را به چاه های کشاورزی بدهند، باید چند برابر آن را بپردازند. با ایجاد بازار برق، باب مذاکره بین شركتهای تولید و توزیع با مصرفكننده باز می شود. مثلاً یک شرکت توزیع می تواند به یك واحد صنعتی خاص و یا به یک چاه کشاورزی بگوید که در ۴ ساعت اوج مصرف، آن واحد از برق استفاده نکند و در مقابل،در ساعت های دیگر برق با یک دهم یا یک پنجم قیمت در اختیار آن صنعت قرارگیرد.از نظر اقتصادی دیده شده است که اگر یک چاه کشاورزی در ۴ ساعت اوج مصرف خاموش باشد و در ساعتهای دیگر برق را مجانی دریافت کنند، از نظر اقتصادی به نفع است، بنابراین، برنامه مدیریت مصرف و انگیزه بیشتر برای فعالیت های مدیریت مصرف، شکل خواهد گرفت.
- یکی از نتایج مهم دیگری، آن است كه شاخص های قابلیت اطمینان استاندارد، تعریف می شوند. اکنون مشخص نیست که این استانداردها پایین یا بالا هستند؟ آیا وقتی که گفته می شود باید قابلیت اطمینان یا احتمال خاموشی این قدر باشد، صحیح است یا نه؟ در حال حاضر استانداردها قابلیت اطمینان تا حد امكان تعریف می شوند در صورتی كه با تشكیل بازار، این استانداردها به حد مورد نیاز خواهد رسید. ممكن است برای یك مصرفکننده قابلیت اطمینان مهم نباشد و تنها قیمت مهم باشد؛ درحالیكه برای مصرف كننده ی دیگری قابلیت اطمینان بسیار مهم باشد و بخواهد برق بدون خاموشی داشته باشد، در حالیکه قیمت انرژی تاثیر زیادی درکالای تولیدی ندارد. اینجاست که شاخص های قابلیت اطمینان، ارزش های واقعی خود را پیدا می کنند.
پیش بینی می شود که در آینده در یک محیط تجدیدساختار شده و رقابتی، برق بر اساس کیفیتی که به مشتری عرضه می شود، قیمتگذاری گردد و کسی که برق را با کیفیت بهتری می خواهد، قیمت بیشتری خواهد پرداخت و شبکه متناسب با آن طراحی خواهد شد. مصرف كننده ای که برق ارزانتر و با کیفیت پایین تر می خواهد، از برق ارزانتری استفاده خواهد کرد.
از نتایج دیگر آن است كه مشارکت بخش خصوصی فراهم میشود. شرکت های خصوصی وقتی میبینند که محیط کاملاً مساعد است و محیط رقابت بدون تبعیض می باشد، به مشاركت خواهند پرداخت. با تعیین شدن رویه جریمه بر خسارت به زودی تولیدکنندگان و یا فروشندگانی که تخلف بکنند یا هر واحدی که در این مجموعه تخلف بکند، جریمه سنگینی خواهد پرداخت، در نتیجه بخش خصوصی می تواند به رقابتی کاملاً غیر قابل تبعیض مطمئن باشد. حاصل آن خواهد بود كه سرمایهگذاری در بخش تولید و توزیع افزایش پیدا می کند. نشانه های این مساله اکنون مشخص شده است؛ مذاکرات زیادی برای تأسیس نیروگاه در کشور توسط بخش خصوصی آغاز شده است و در مواردی، توافقات اصولی نیز حاصل شده است.
در نهایت پیش بینی می شود که پیاده سازی بازار برق در ایران فراز و نشیب زیادی داشته باشد؛ نتایجی که در این مدت حاصل شده است، نشان می دهد که بازار به سمت قیمت های واقعی همگرا می شود. البته باید حرکت های خاصی در طول یکسال آینده انجام شود؛ مثلاً بازار از بازار روزانه به بازار بلادرنگ تبدیل شود که در آن صورت باید ابزار اندازه گیری و مانیتورینگ شبکه های قدرت تقویت گردد.
روندپیاده سازی بازار برق در ایران
به این سؤال پاسخ داده شود كه اگر در ایران بخواهیم به سمت بازار برق پیش برویم، چه فرآیندهایی باید در نظر گرفته شود؟ مسلم است كه در حال حاضر شركت توانیر به عنوان یک شركت مادر تخصصی و مالک کلیه شرکتهای برق منطقه ای، سیستم برق کشور را به صورت انحصاری در اختیار دارد و سهم بخش خصوصی بسیار کوچک است.
اولین بحث آن است که در یك بازار غیرقابلتبعیض باید اعتماد بخش خصوصی فراهم شود؛ به این منظور باید شرکت "مدیریت شبکه سراسری برق ایران" به صورت مستقل و غیروابسته به بنگاه های تولیدی، تأسیس شود. شرکت مدیریت شبکه دو وظیفه خواهد داشت: اولین وظیفه کنترل شبکه است؛ بنابراین دیسپاچینگ (تنظیم برق دریافتی از نیروگاه ها و میزان تولید هر كدام) باید در شركت مدیریت شبکه به صورت مستقل شکل بگیرد و بنابراین، بازار رقابتی باید در داخل این شرکت صورت پذیرد. دوم آنكه شرایط دسترسی آزاد و غیر قابل تبعیض را باید برای کلیه تولیدکنندگان و مصرفکنندگان فراهم كند. برای اینکه به این اهداف برسیم، قدم هایی در جهت فرهنگ سازی برداشتیم تا محیط شرایط رقابتی فراهم شود و شرایط تشکیل شركت مدیریت شبکه شکل بگیرد؛ لذا بخشی در داخل مجموعه توانیر به نام "بازار" و بخش دیگری را به نام "مرکز" به وجود آوردهایم.
بازار برق کشور ایران برای سال ۱۳۸۲ به صورت بازار عمدهفروشی و خرید عمده دیده شد؛ به این ترتیب کلیه تولیدکنندگانی كه به صورت عمده برق خود را به شبکه میفروشند، اطلاعات خود را به صورت روزانه در اختیار بازار قرار میدهند . شرکت کنندگان می توانند در بازار به صورت مستقل و محرمانه اطلاعات فروش خود را از سه روز قبل برای روز موعود برسانند. از آنجا که سیستم جابجایی و پردازش اطلاعات ما فعلاً کند است، فروشندگان میتوانند این اطلاعات را تا ساعت ۱۲ روز قبل از روز موعود به صورت خاص جابجا کنند. یعنی اگر شرایط خاصی بوجود آمده باشد یا اتفاقی برای آنها افتاده باشد، امکان تغییر و تحول برای آنها وجود دارد و درهمان روز، بازار در شرایطی که تنها واحد و ارگانی است که از قیمت ها خبر دارد، از طریق مزیت نسبی "کمترین قیمت ها"، برق را به صورت عمده و متناسب با نیاز مصرف شبکه خریداری می کند و برندگان شبکه مشخص می شوند. اسامی این برندگان بدون اعلام قیمت، به مرکز دیسپاچینگ اعلام می شود. مرکز دیسپاچینگ امکانپذیری فنی توزیع برق و پخش برق را بررسی میکند. اگر از نظر سیستم کنترل شبکه مقدور باشد، آن برنامه قطعی تلقی می شود، در غیر اینصورت تعاملی بین مرکز و بازار به مدت دو ساعت صورت میگیرد تا مشکلات حل شود و نهایتاً در ساعت ۴ بعد ازظهر روز قبل از موعود، کلیه فروشندگان برق مشخص میشوند. این فروشندگان از ساعت ۱۲ شب یا صفر روز موعود براساس برنامهای که توسط مرکز به آنها داده می شود، شروع به تولید برق می کنند.
در کنار این بازار عمده فروشی برق، بازار خرید برق برای كسانیکه برق را از تولیدکننده ها خریداری می کند. دیده شده است. در این بازار، شرکت های توزیع باید برق را به صورت رقابتی بخرند. این بازار به خاطر زمان مورد نیاز برای آماده شدن شرایط، علیرغم اینکه قانون آن وجود دارد و قانوننامه اش در وزارت تنظیم شده است، هنوز بازگشایی نشده است. پیش بینی می شود که بازار فروش برق به شرکت های توزیع، تا پایان سال ۱۳۸۲ بازگشایی شود. رویه فروش برق کاملاً مشابه روند خرید برق از تولیدکنندگان خواهد بود. در این سیستم، توزیع كنندگان انرژی الكتریكی (شركت های توزیع) میزان نیاز مصرف خود را با قیمت ها در پله های مختلف اعلام خواهند کرد و بازار بر اساس وضعیت تولید، میزان خرید هر کدام را مشخص خواهد کرد. برای اینکه شرکت های توزیع نتوانند به نفع منافع اقتصادی خود به مصرفکنندگان خاموشی تحمیل کنند، تلاش شده است مادامیکه کمبود تولید در شبکه وجود نداشته باشد، شرکت های توزیع حق دادن خاموشی با قیمت پایین را نداشته باشند. یعنی اگر فرض کنیم که قیمت برق از سمت خریدار هرکیلو وات ساعت، ۱۶ تومان تمام شود و آنها مجبور شوند برق را به قیمت ۱۷ تومان بخرند، تا زمانی که برق باشد، موظف هستند آن را خریداری کنند و در چنین شرایطی، مدیریت شبکه قیمت را در بازار بر اساس قیمت تمام شده تعیین خواهد کرد تا خاموشی به مشترکین تحمیل نشود.
نتایجی که از پیادهسازی بازار برق پیشبینی می شود،عبارتند از:
- با تفکیک هزینه ها در بخش های تولید، انتقال و توزیع، زمینه های سرمایه گذاری اقتصادی به صورت شفاف مشخص می شود. در بازاری که از اول آبان ماه ۱۳۸۲ عمر آن آغاز شده است، هزینه برخی از بخش های اقتصادی مشخص شده است. در حال حاضر، شواهدی از روی قیمتها دریافت كردهایم که مشخص می كند کدام یک از زمینه ها احتمالاً اقتصادی تر است یا از نظر تکنیکی باید سرمایهگذاری انجام شود.
- بودجه تخصیصی شرکت های برق منطقه ای قبلاً به صورت سیستماتیک نبوده است؛ دست اندرکاران می دانند که براساس چانهزنی، بودجه این شرکت ها تغییر می کرد. در سال جاری، بودجه تخصیصی شرکت های برق منطقه ای صرفاً بر اساس میزان فروش برق به شبکه و میزان خرید برق از شبکه تعیین می شود. بهعلاوه میزان بودجه ای که صرف بهره برداری خطوط انتقال می شود، به صورت کاملاً سیستماتیک در اختیار این شرکت ها قرار می گیرد. یعنی بر اساس آیین نامه خطوط انتقال که در حال نهایی شدن است، هر كدام از این شركتها، براساس خدمات بهرهبرداری مشخص، بودجه دریافت خواهند کرد.
- نکته ی بسیار مهم دیگر آن است که آن میزان از انرژی که نیروگاه های تولید انرژی الكتریكی به شبکه می فروشند، به عنوان خروجی نیروگاه خواهد بود. بنابراین تلفات انرژی در داخل نیروگاه سهمی است که خود آنها میپردازند و بنابراین باید برای كاهش این تلفات فعالیت کنند. در عین حال، آن میزان از انرژی که به شرکت های توزیع داده می شود، در مبادی ورودی شبکه های توزیع اندازهگیری و محاسبه خواهد شد، بنابراین شرکت های توزیع نیز بابت هزینه های مصرف انرژی علاوه بر برق فروخته شده به مشترکین، میزان تلفات خود را هم باید بپردازند. به این ترتیب، شرکت ها انگیزه بیشتری برای بهینه سازی شبکه خود خواهند داشت.
- شرکت های توزیع می توانند در مدیریت مصرف بسیار فعال باشند و با مذاکراتی که با صنایع انجام می دهند، می توانند بارهای مدیریتپذیر را خاموشی توافقی بدهند. این بخشی است که می تواند اثر خود را به میزان زیادی نشان دهد. "مدیریت مصرف برق" از مصادیقی اموری است که اگر چه تا به حال در کشور ما شکل نگرفته است ولی به زودی شکل خواهد گرفت. شما می دانید برق کشاورزی، برق ارزانی است که اگر قرار باشد که در ساعات پیک شبکه، شرکت ها برق را به چاه های کشاورزی بدهند، باید چند برابر آن را بپردازند. با ایجاد بازار برق، باب مذاکره بین شركتهای تولید و توزیع با مصرفكننده باز می شود. مثلاً یک شرکت توزیع می تواند به یك واحد صنعتی خاص و یا به یک چاه کشاورزی بگوید که در ۴ ساعت اوج مصرف، آن واحد از برق استفاده نکند و در مقابل،در ساعت های دیگر برق با یک دهم یا یک پنجم قیمت در اختیار آن صنعت قرارگیرد.از نظر اقتصادی دیده شده است که اگر یک چاه کشاورزی در ۴ ساعت اوج مصرف خاموش باشد و در ساعتهای دیگر برق را مجانی دریافت کنند، از نظر اقتصادی به نفع است، بنابراین، برنامه مدیریت مصرف و انگیزه بیشتر برای فعالیت های مدیریت مصرف، شکل خواهد گرفت.
- یکی از نتایج مهم دیگری، آن است كه شاخص های قابلیت اطمینان استاندارد، تعریف می شوند. اکنون مشخص نیست که این استانداردها پایین یا بالا هستند؟ آیا وقتی که گفته می شود باید قابلیت اطمینان یا احتمال خاموشی این قدر باشد، صحیح است یا نه؟ در حال حاضر استانداردها قابلیت اطمینان تا حد امكان تعریف می شوند در صورتی كه با تشكیل بازار، این استانداردها به حد مورد نیاز خواهد رسید. ممكن است برای یك مصرفکننده قابلیت اطمینان مهم نباشد و تنها قیمت مهم باشد؛ درحالیكه برای مصرف كننده ی دیگری قابلیت اطمینان بسیار مهم باشد و بخواهد برق بدون خاموشی داشته باشد، در حالیکه قیمت انرژی تاثیر زیادی درکالای تولیدی ندارد. اینجاست که شاخص های قابلیت اطمینان، ارزش های واقعی خود را پیدا می کنند.
پیش بینی می شود که در آینده در یک محیط تجدیدساختار شده و رقابتی، برق بر اساس کیفیتی که به مشتری عرضه می شود، قیمتگذاری گردد و کسی که برق را با کیفیت بهتری می خواهد، قیمت بیشتری خواهد پرداخت و شبکه متناسب با آن طراحی خواهد شد. مصرف كننده ای که برق ارزانتر و با کیفیت پایین تر می خواهد، از برق ارزانتری استفاده خواهد کرد.
از نتایج دیگر آن است كه مشارکت بخش خصوصی فراهم میشود. شرکت های خصوصی وقتی میبینند که محیط کاملاً مساعد است و محیط رقابت بدون تبعیض می باشد، به مشاركت خواهند پرداخت. با تعیین شدن رویه جریمه بر خسارت به زودی تولیدکنندگان و یا فروشندگانی که تخلف بکنند یا هر واحدی که در این مجموعه تخلف بکند، جریمه سنگینی خواهد پرداخت، در نتیجه بخش خصوصی می تواند به رقابتی کاملاً غیر قابل تبعیض مطمئن باشد. حاصل آن خواهد بود كه سرمایهگذاری در بخش تولید و توزیع افزایش پیدا می کند. نشانه های این مساله اکنون مشخص شده است؛ مذاکرات زیادی برای تأسیس نیروگاه در کشور توسط بخش خصوصی آغاز شده است و در مواردی، توافقات اصولی نیز حاصل شده است.
در نهایت پیش بینی می شود که پیاده سازی بازار برق در ایران فراز و نشیب زیادی داشته باشد؛ نتایجی که در این مدت حاصل شده است، نشان می دهد که بازار به سمت قیمت های واقعی همگرا می شود. البته باید حرکت های خاصی در طول یکسال آینده انجام شود؛ مثلاً بازار از بازار روزانه به بازار بلادرنگ تبدیل شود که در آن صورت باید ابزار اندازه گیری و مانیتورینگ شبکه های قدرت تقویت گردد.
منبع : شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست