یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا

نگاهی به فیلم «سکوت»، ساخته محسن مخملباف


نگاهی به فیلم «سکوت»، ساخته محسن مخملباف
در صحنه‌هایی، «سکوت»، اوج امید کودکانش را نمایان می‌کند. دختر از صدای موزون و طرب‌انگیز ساز به تکاپو می‌افتد. «خورشید» با گوش دادن به صدای زنبورها، پی به نغز بودن آواز آنها می‌برد، صدای چکش‌های مسگرها را تنظیم می‌کند و از آن آهنگ «دادا دام» را آماده می‌کند. کودکی نابینا که علاقه‌مند به موسیقی است و ساز کوک می‌کند، سرخطی است بر سینمایی که نمی‌خواهد فیلم‌نامه‌نویس داشته باشد. «سکوت» جزء رادیکال‌ترین فیلم‌های سینمای ایران است. گفت‌و‌گو هر قدر نا‌چیز و کم باشد، بدیهه‌گویی و استعاره‌سازی بسیار است. آوازخوانی، سرود، صدای سازها، تماس‌های بدنی و غالبن حس کردن، تمام فیلم مخملباف را تشکیل می‌دهد.
مخملباف از طرح بصری سینما، «سکوت» را می‌سازد. زندگی با گوش دادن به سازهای مختلف آغاز می‌شود و با همان سازها پایان می‌یابد. اساس تجربه بصری مخملباف بر این است که تماشاگران را نخست با خود و سپس با افراد دور و بر در تماس قرار دهد. صف طویل دختران نان فروش، سازهای مختلف با نواهای خاص و حرکت جنبندگان، صدای بام بوم مسگرها، همه و همه به عنوان افتتاحیه‌ای است که سینمای بدیهه‌سرا و استعاره‌ساز را در نمایی درشت به تصویر می‌کشد.
«سکوت» سه واقعیت متغیر جهان امروز را دست‌مایه خود قرار می‌دهد. جهان اول، جهانی آشفته و بی‌معناست که از این همه ساز و نوا به پوچی گراییده است و تنها کودکان از سرود و ساز آن بهره برده‌اند. «خورشید» کودک نابینا را کسی قبول ندارد. حتا صاحب کارش او را از داشتن شنوایی محروم می‌کند و او پنبه در گوش‌هایش می‌گذارد. نوعی ندیدن و نبودن. در واقع هیچ شدن.
جهان دوم مشکلات و فرآیندهای زندگی امروز را بازخورد خود قرار می‌د‌هد و از دل بی غل و غش کودکان سکوت، جهانی روشن و بی بدیل می‌سازد. در حقیقت دو کودک «سکوت» می‌کوشند زندگی را طور دیگر ببینند. مخملباف با ساخت صوتی، اجرا و صدا‌گذاری‌های حسی گوناگون سعی دارد طبیعت حسی و عاطفی آدم‌ها را به زیبایی و در برشی طولانی نشان دهد.
جهان سوم مخملباف فاصله‌ها را نشان می‌دهد. فاصله‌هایی که از عمق می‌آیند. جهانی که شاعرانه زندگی کردن و ساز گوش دادن را هرگز نمی‌پسندد. در صحنه‌هایی، «سکوت»، اوج امید کودکانش را نمایان می‌کند. دختر از صدای موزون و طرب‌انگیز ساز به تکاپو می‌افتد. «خورشید» با گوش دادن به صدای زنبورها، پی به نغز بودن آواز آنها می‌برد، صدای چکش‌های مسگرها را تنظیم می‌کند و از آن آهنگ «دادا دام» را آماده می‌کند.
تصاویر کودکان و زندگی مردمان تاجیک، عجیب و مهجور نیست، تعریف نشده و غیر منطقی نیست. در واقع «سکوت» واقع گرایانه به نظر می‌آید. اشیاء، شخصیت‌ها و حوادث در جهت هدفی ارزشمند انجام می یابند.
منبع : دو هفته نامه الکترونیک شرقیان