دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

فقرای اطلاعاتی در مقابل ثروتمندان


فقرای اطلاعاتی در مقابل ثروتمندان
در عرصه ارتباطات اطلاعاتی بین المللی،برتری کشورهای توسعه یافته آشکار و صدور اطلاعات آنها بیش از واردات آن از کشورهای دیگر و به ویژه کشورهای دیگر و به ویژه کشورهای در حال توسعه و اروپای مرکزی و شرقی است. در جوامع کنونی،مشخصا به دو زیر گروه “ فقرای اطلاعاتی” و “ثروتمندان اطلاعاتی ” بر می خوریم. از این رو زمانی که جریان اطلاعات در جامعه از تحرک بیشتری برخوردار شود،آنهایی که از وضعیت اجتماعی و اقتصادی بالاتری بهره مند، سریع تر از قشر ضعیف این اطلاعات را تصاحب می کنند. در نتیجه با رشد تمایز اطلاعاتی، تبعیض میان طبقه برتر سیاسی- اقتصادی و علمی و اقشار مادون آن رو به فزونی خواهد گذاشت. هر چند تعرف ” جامعه اطلاعاتی ” به طور خاص،به شیوه اشاره ای ندارد ولی آشکارا با جوامع غربی و سرمایه داری مرتبط است. جوامع سوسیالیست، با گرایش استبدادی و مطلقه خود نمی توانستند عامل شکل گیری یک جامعه اطلاعاتی باشند. شاید انبوه اطلاعات و اشاعه آن با فناوری های ارتباطی غرب بود که از هم پاشی نظام شوروی سابق و کشورهای اروپای شرقی را در پی داشت. اکنون این خطر وجود دارد که اشاعه و پردازش اطلاعات به میزان بالایی در کنترل عده قلیلی از کشورهای حاکم قرار گیرد و از دست دادن آزادی فکر و تصمیم گیری مستقل، یک خطر جدی برای کشورهای دیگر جهان است.
با توجه به خطرات ناشی از حاکمیت سرمایه داری در دهه پایانی قرن بیستم،لیون (۱۹۸۸ ) با وقف به این امر، که نظارت بر فناوری های اطلاعاتی می تواند در آینده مسئله ساز باشد،خطر تمرکز قدرت در جوامع اطلاعاتی را گوشزد می کند.“ لیون ” بر توسعه بخشی اطلاعات در اقتصاد نوین نظر مساعدی ندارد،زیرا نه تنها تخصیص بسیاری از مشاغل برپایه اطلاعات را امری مشکل زا می داند بلکه با متکی شدن تمام زوایای فعالیت ها بر اساس اطلاعات،جریان تفکیک مشاغل به طبقات اطلاعاتی و غیراطلاعاتی، مشکلات و تردیدهای فراوانی را به دنبال خواهد داشت.
● معیارهای جوامع اطلاعاتی
۱) معیار اقتصادی – به عنوان اولین معیار و وسیله ای برای پیشرفت به سوی جامعه اطلاعاتی، می توان” اطلاعات اقتصادی“ را نام برد که ناشی از تحولات اجتماعی و اقتصادی از سال ۱۹۶۰ تاکنون است. پژوهش هایی که “ ماخ لوپ” و ” پورت” در این زمینه انجام دادند،منجر به نگرش های تازه ای به نقش اطلاعات در اقتصاد کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته شد، مفهوم یک مبحث جدید اطلاعاتی که نشانگر اقتصادی گذرا از حالت اولیه یعنی اقتصاد متکی بر ” کشاورزی” اقتصادی متکی بر ” صنعت ” و سپس متکی به ” اطلاعات ” است و این منجر به توصیف عناصر تشکیل دهنده اقتصاد بر عباراتی چون: “ صنعت اطلاعات“، “ بازار اطلاعات “ و “ کارکنان اطلاعات“ شد که امروزه وارد زبان روزمره شده اند. همین مسئله سبب بروز تحولاتی در ساختار “ اشتغال” به صورت گسترش مشاغلی در زمینه های خدمات شخصی، بازرگانی، آموزشی، بهداشتی، ارتباطی و مالی شده است. بر اساس اظهارات “یونشر” (۱۹۰۰ )، عامل اصلی در اطلاع رسانی،رشد بوروکراسی و نیروی انسانی غیر مولد ناشی از پیشرفت صنعتی بود که سبب افزایش پیچیدگی اقتصادی،گرایش به تخصص لازم در هر رشته و در نتیجه به کارگیری متخصصان اطلاع رسانی شد.
۲) معیار فناوری : در عصری قرار داریم که در تمامی جوامع در زمینه های مالیاتی،امنیت ملی،ثبت اسناد،کارت اعتباری،پزشکی و غیره، اطلاعات به صورت رقومی عرضه می شود و با توجه به شرایط امنیت ملی و بین المللی و از طریق به کارگیری کامپیوتر و ارتباط آن با ماهواره های دفاعی و سیستم های پیش آگهی دهنده تا سیستم پیشگویی شرایط آب و هوایی و دریانوردی،اطلاعات لازم در دسترس قرار می گیرد. اگرچه پیشرفت فناوری به خودی خود شرایط کافی برای نیل به جامعه اطلاعاتی نیست،اما یک پیش نیاز ضروری شمرده می شود. کلید چنین پیشرفتی در میزان تفکیک پذیری این فناوری ها از زندگی روزمره شهروندان و کاربرد آنها نهفته است. تحقیق انجام شده توسط“ هلال” (۱۹۹۳ ) ، نشانگر کاربرد وسیع فناوری های پیشرفته شامل رایانه های نوری، متخصصان خبره و نظام اطلاع رسانی مبتنی بر دانش فنی و کتابخانه های الکترونیکی در سال های پس از ۲۰۰۰ است. همچنین خدمات اطلاع رسانی که پیامد تحولات آگاهانه اجتماعی است به شکل آموزش از راه دور شبکه های اطلاع رسانی،کنفرانس های خبری از راه دور و دادو ستد و بازاریابی از طریق شبکه های رایانه ای رواج پیدا می کند.
۳) معیار اجتماعی: تحول اجتماعی مبتنی بر اطلاعات،شامل تاثیر آزادی تدوین قانون حاکم بر مبادله اطلاعات است که در آن ایجاد شبکه اطلاعات و ارتباطات الکترونیکی می تواند به تجدید حیات خانواده و جامعه منجر شود. انزوای قشر دارای فقر اطلاعاتی در جامعه الکترونیکی با شکل گیری مجدد قشر محروم و ضعیف در جامعه اطلاعاتی که توسط کارفرمایان استثمار می شوند و نادیده گرفتن حقوق این قشر در انعقاد قراردادها بار دیگر به شکل جدیدی بروز می کند. به طرح جامعه اطلاعاتی بر ارزش های مادی غلبه می کند و در اقتصاد این جامعه،سرمایه اطلاعات و دانش فنی بر سرمایه مواد برتری پیدا می کند.
۴) معیار سیاسی: تمرکز قدرت، نفوذ سیاسی و تحولات اجتماعی ناشی از اطلاعات، دلیل آشکاری بر مزایا و منافع ایجاد یک قطب اطلاعاتی است که سبب تغییرات بنیادین سیاسی از طریق پوشش خبری می شود. چنانچه پخش آخرین رویدادها از طریق رسانه های همگانی را از نظر “ فقر اطلاعاتی“ و ”‌ غنای اطلاعاتی” بنگریم،پیامد آن،تبدیل جامعه جهانی به دو گروه مخاطبان منفعل و صرفا مصرف کننده و رسانه های جمعی از یک سو و شمار قلیلی از کشورهای برتر و نیز افراد سرآمد کشورها و تولیدکنندگان فعال و کاربران اطلاعات الکترونیکی از سوی دیگر خواهد بود.
۵) معیار فرهنگی: بسیاری از ناظران گرایش به دیدن نشانه های تحول در ارزش های فرهنگی به دنبال پیشرفت جامعه اطلاعاتی هستند،اگرچه باید خاظرنشان کرد که جوامع مختلف، عکس العمل های متفاوتی در برابر حضور فناوری های پیشرفته دارند و حتی فرهنگ جهانی الکترونیکی مستعد پذیرش تاثیرات محلی و ملی است. در حقیقت آنچه در حال وقوع است توسعه و تعامل گسترده فرهنگ ها است، نه به اصطلاح فرهنگ نوپایی که تحول و تغییر اساسی شیوه زندگی را در سراسر جهان به دنبال داشته باشد. همواره خطر استیلای یک فرهنگ وجود داشته است،اگرچه ممکن است یک خبره،عکس العمل های متفاوتی را در کشورهای مختلف ایجاد کند، لیکن نادیده انگاشتن تاثیرات بالقوه سوء جریان جهانی،اطلاعات روی هویت و تنوع فرهنگی کشورها،امری خطرناک شمرده می شود، زیرا ممکن است منجر به پذیرش فرهنگ هایی شود که تاکید بیشتری بر بی پروایی و صحراحت در تبادل اطلاعات گوناگون و به ویژه مبادله متمرکز اطلاعات در زمینه های اجتماعی،سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارند.
میزان و کیفیت اطلاعات مورد نیاز برای برنامه ریزی و مدیریت، بر اساس نظام آماری اطلاعات،بیش از آن حدی است که بتوان آن را به طور متمرکز ارزیابی کرد و به همان مقیاس به کاربرد. در نتیجه،با وجود این که کشورهای حاکم به طور حتم از نظر اطلاعاتی غنی هستند، این که دارای غنای علمی حقیقی نیز باشند،جای سوال جدی است. در مقابل، مردمان کشورهای کوچک و تحت سلطه می توانند به غنای دانش حقیقی دست یابند،چرا که دانش و اطلاعات مردم این کشورها که با کسب تجاربی در زمینه کمبودها، فقر، سختی، درد، وابستگی و ظلم و ستم همراه است،عمیق، پایدار و ابدی است. اگر این تفاوت میان اطلاعات و دانش را بپذیریم، در این صورت گسترش سیستم های اطلاعاتی به صورت کمی برای هر کشور سیستم های اطلاعاتی به صورت کمی برای هر کشور در حال توسعه نامعقول و بی دلیل خواهد بود و هدف باید به طور کلی بهبود کیفی این نظام باشد. در عصر جدید، اطلاعاتی شدن به معنای بین المللی شدن- جهانی شدن- است و این روند همواره همانند سازی فرهنگ ها را به دنبال خواهد داشت. به طور طبیعی هر “ فرهنگ” متعلق به یک محل یا منطقه خاص و در برگیرنده دانش جامع و اندوخته شده نسلها و بازتاب استعدادها و وژگی های یک گروه در مقایسه با دیگر گروه هاست که در زبان و لهجه،ظهور پیدا می کند و احساس تعلق به یک سرزمین و هویت آبا و اجدادی را به همراه دارد. دقیقا به خاطر همین احساس است که نمی توان فرهنگ را به عنوان یک ابزار مورد استفاده خصوصی یا تجاری قرار داد.
منبع : شبکه فن آوری اطلاعات ایران