جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا


هزینه ما، هزینه آنها


هزینه ما، هزینه آنها
با به وجود آمدن شرایط فوق، دولت‌ها به ناچار خود وارد صحنه اقتصاد شده ولی با افزایش هزینه‌های دولت و مخارج جاری، كسری بودجه افزایش یافته و خود می‌تواند تورم را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، فساد، رانت‌خواری، قاچاق و اقتصاد زیرزمینی رواج خواهند یافت. طبیعتاً در چنین شرایطی، قشر آسیب‌پذیر آسیب بیشتری خواهد دید.
در روابط اقتصاد بین‌الملل، روابط اقتصادی دو‌جانبه یا چندجانبه، عمدتاً بازی‌های برنده - برنده‌‌ (Win-Win) ‌هستند. لذا هرگونه تحریم و متاركه ناشی از مناقشه، به هر دو طرف ‌‌ضربه زده و روابط را به بازنده - بازنده (Loss-Loss) تبدیل می‌كند. تحریم‌ها روند تجارت، سرمایه‌گذاری و تعاملات مالی طرفین را تحت تأثیر قرار داده و خود را به صورت كاهش درآمد، افزایش هزینه‌ها، افزایش نرخ‌های تأمین مالی، و توسعه آهسته‌تر تكنولوژی نشان می‌دهند. در این میان، هر چه اقتصاد‌ها شكننده‌تر باشند، طبیعتاً دردها بیشتر خواهند بود. برای مثال، ضربه‌های ناشی از اتكای كشورمان به نفت و همچنین اهمیت نفت در اقتصاد جهان - هم برای ما و هم برای سایر كشورها - می‌تواند شوك‌آفرین باشد. از یك سو، اقتصاد نفتی، ما را به شدت آسیب پذیر كرده و جهان را نیز به نفت ایران "معتاد" نموده است. این قبیل مسایل را باید به روش "هزینه - فایده‌‌‌Cost‌-Benefit تحلیل كرده و بررسی كنیم كه متاركه چقدر برای ما و آنها هزینه در بر خواهد داشت و از سوی دیگر، اگر به عنوان ابزاری در منازعه استفاده شود، به كدامیك از طرفین آسیب بیشتری خواهد رساند. ‌ البته اقتصاد كشورمان در روابط بین‌الملل، علاوه بر اتكاء به درآمد حاصل از فروش نفت، به واردات و صادرات نیز متكی است. نسبت تجارت بین‌الملل به تولید در ایران بیش از ۵۵ درصد است (متجاوز از ۹۱ میلیارد دلار صادرات و واردات در مقابل۱۶۰ میلیارد دلار محصول ناخالص داخلی در سال جاری.) اگر سرمایه گذاری خارجی، فاینانس‌ها، قراردادهای بیع متقابل، خطوط اعتباری، بیمه‌های اعتباری، ریسك كشور و سایر تعاملات مالی بین‌المللی را به آن بیفزاییم، اهمیت اقتصاد بین‌الملل برای كشورمان از ۱۰۰ درصد تولید كالاها و خدمات نیز فزون‌تر می‌رود. این امر بیانگر وابستگی عظیم اقتصاد ایران به اقتصاد بین‌الملل است.‌ شكی نیست كه در این جهان وابسته، "تنها" هم می‌توان پیشرفت كرد، ولی رشد كندتر و زحمت‌ها بیشتر و سخت‌تر شده و شكاف‌ها افزایش می‌یابند. ‌ با به وجود آمدن شرایط فوق، دولت‌ها به ناچار خود وارد صحنه اقتصاد شده ولی با افزایش هزینه‌های دولت و مخارج جاری، كسری بودجه افزایش یافته و خود می‌تواند تورم را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، فساد، رانت‌خواری، قاچاق و اقتصاد زیرزمینی رواج خواهند یافت. طبیعتاً در چنین شرایطی، قشر آسیب‌پذیر آسیب بیشتری خواهد دید. با تحقیق و آشنایی از منافع مناقشه (مانند نیروی هسته‌ای) می‌توان به صورت كمّی،‌موضوع را به روش "هزینه‌-‌فایده" تحلیل كرد و از این راه به بهترین تصمیم دست یافت. ‌ولی آشكار است كه مناقشه، متاركه، تحریم و یا خدای نكرده، جنگ - همانگونه كه تئوری اقتصاد پیش‌بینی می‌كند - تیغی به شدت دو‌لبه است. مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهند كه تحریم‌های فعلی سالانه بین ۱۲ تا ۴۰ دلار به صورت سرانه برای اقتصاد ایران هزینه دربردارند. البته این برآوردها بر اساس مدل‌های اقتصادی و اقتصادی‌-‌سیاسی بوده و لذا خالی از خطا نیستند. از سوی دیگر، هنوز برآوردی كمّی از میزان خودكفایی كشور صورت نگرفته است. ولی اهمیت آن بر كسی پوشیده نیست.
●‌هزینه زدن
تحلیل اكثر اقتصاددانان غرب آن است كه افزایش قیمت نفت در سال‌های اخیر به اقتصاد غرب (خصوصاً آمریكا) صدمه قابل‌توجهی نزده است. ‌به علاوه، استفاده از اهرم نفت محدود و در نهایت، ابزاری كوتاه‌مدت است. دخالت در آب‌های آزاد بین‌المللی نیز جنگ می‌آفریند.
▪كوبای دوم؟
قاطعانه نباید بگذاریم در منطقه تبدیل به "‌كوبای دوم" شویم. همه از این موقعیت سوءاستفاده خواهند كرد. چین، گاز ما را ارزان‌تر می‌خرد. امارات، صادرات مجدد خود را حفظ و گسترش می‌دهد. گاز صلح را به پاكستان یا هند ارزان‌تر خواهیم فروخت. آمریكا روابط اقتصادی و نظامی‌خود را با كشورهای خلیج فارس توسعه می‌دهد. كشورهای منطقه از یك "‌ایران در‌بند" خرسند می‌شوند و جیب خود را به ضرر مردممان پر می‌كنند.
▪مشكل رهبری جهان؟
مناقشات حاضر نشانه بیماری‌هایی در نظام اقتصادی - سیاسی كنونی جهان است كه ریشه در فلسفه و روش‌ مدیریت كنونی جهان دارد. دوستان ما در كشورهای ابرقدرت باید این واقعیت را قبول كنند كه تا به حال، رهبری جهان مؤثر نبوده است. اگر چنین بود، القاعده‌ها، خودكشی‌های انتحاری، تروریزم و هزار درد و مشكل اخیر، رخ نمی‌داد. در واقع، ابر قدرت‌ها در حال پرداختن هزینه‌های فقدان رهبری مؤثر در جهان هستند. رویه جنگ افروزی و جنگ گرایی همه را خواهد سوزاند. غرب‌‌-‌‌‌شمال و شرق‌-‌جنوب، خشك و تر با هم خواهند سوخت. جهان امروز به شدت آشفته و بسیار نامطمئن و نا‌امن است. فقر (مطلق و نسبی) به شدت در جهان بیداد می‌كند. تبعیض، گرسنگی، بیماری و ... فراوان است. جهان امروز و روابط بین‌الملل، نیاز به بازنگری و درون‌نگری در اهداف، رویه‌ها و سیاست‌ها دارد. این روند ‌باید از جهان اول شروع شود و به جایی بینجامد كه تقسیم‌بندی‌ها بر اساس ضوابط مشخص، متعادل و عادلانه برای همه مردم جهان (بدون استثناء قایل شدن علیه مذاهب و ملیت‌ها) صورت گیرد.
‌●راه‌حل‌ها‌
در مشكل و مناقشه فعلی، آشكارا حق با ایران است. ولی احقاق حق، روش‌های مختلفی دارد كه جنگ و ستیزه‌گری تنها راه حل آن نیست.‌ اولاً صمیمانه و متعادل بودن در اسلام و در روابط بین‌الملل، مزایای خود را دارد. ثانیاً‌ در عرصه سیاسی جهان امروز، برخی از فاكتور‌های جهانی به نفع ما كار می‌كنند:
به قدرت رسیدن حماس
پیروزی شیعیان و كردهای عراق
گسترش حزب‌الله در جامعه لبنان
مهره اسراییل: جایگاه اسراییل در جهان به سرعت در حال تغییر است. (حتی این روز‌ها، مطالعات نیروی هوایی آمریكا به احتمال تغییر این جایگاه اذعان دارد.) ‌ولی باید توجه كرد كه از این مهره‌ها باید به خوبی و به صورتی پویا استفاده كنیم و آنها را از دست ندهیم. این فاكتورها "مال ما نیستند" و هر یك منافع و ملاحظات خود را دارند.
در آن سو، دوستان اروپایی و آمریكایی باید بدانند كه اكنون فرصت خوبی است تا بتوان مسایل كنونی را از "نگاه سیستماتیك به منطقه خاورمیانه" حل كرد. این اقدام می‌تواند نه تنها اعتماد واقعی را بین كشور‌ها به ارمغان آورد، بلكه به نفع كل جهان و جهانیان خواهد بود. توازن قوا در منطقه به معنای آن نیست كه كشورهایی عملاً دارای سلاح هسته‌ای باشند، ولی كشورهای دیگر را متهم به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای كنند و یا در آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، علیه ایران رای بدهند! به علاوه، هر چه دنیا بر علیه ایران رادیكال‌تر عمل كند، بر اساس نظریه ‌Counterwailing Power ‌‌‌یا "قدرت متقابل،" ایران نیز رادیكال‌تر خواهد شد. در نظر سنجی <اقتصاد ایران>، راه‌حل روسیه با بیشترین رای موافق از سوی مردم كشور روبه‌رو شده است. ولی به خاطر داشته باشیم كه روس‌ها هیچگاه در تاریخ كشورمان، برای ما دل نسوزانده‌اند. اگر گزینه روسیه (یا شبیه آن) عملی نشود، به احتمال قوی فشارها علیه كشورمان به صورت پله‌ای و تدریجی افزایش خواهند یافت. ولی این روش یك نتیجه مثبت دارد و آن هم این است كه با توجه به خصوصیات هر پله، می‌توانیم پادزهری ساخته و یا پیشنهادی ارایه دهیم كه مناقشه حل شود و به متاركه و منازعه كشانده نشود. اما باید تلاش كنیم كه به پله‌های آخر نرسیم. مسأله هسته‌ای كشورمان دیگر حقوقی و فنی نیست و عمدتاً سیاسی شده است. لذا باید به دنبال راهكارهای سیاسی و دیپلماتیك رفت. در حال حاضر، مسأله این است كه چگونه جامعه بین‌الملل را قانع كنیم. به نظر می‌رسد بهتر است برای جلب اعتماد، "برنامه‌ای زمانی( "مثلاً ۱۰ ساله) ارایه داده و در مسیر اعتمادسازی متقابل حركت كنیم. در این شرایط، ادامه حضور در اِن‌پی‌تی و تداوم مذاكرات ضروری است. واضح است كه در این میان، از تندروی و حتی زخم زبان باید پرهیز كرد. رویه متعادل اسلامی، تندروی غرب را در بلندمدت مهار خواهد نمود. استفاده از كارشناسان دیپلماتیك درجه یك در زمان فعلی یكی از واجبات است. در دیپلماسی جهان حاضر، نقش گروه‌های مردمی‌غیر دولتی را باید پاس داشت. NGO‌ها در دیپلماسی بین‌الملل (به ویژه در تاریخ دیپلماسی آمریكا)، نقش تاریخی ویژه‌ای بازی كرده‌اند. ضمناً چون به غنی‌سازی برای استفاده صلح‌آمیز نزدیك هستیم، می‌توانیم با اعتماد به نفس، متاركه را به تعویق بیندازیم. دستاوردهای دو دهه اخیر با تلاش مردم و مسؤولان به دست آمده است. لذا تمامی‌دستاوردها را نباید در معرض خطر انداخت‌ - ولو در یك موج بی‌منطقی از سوی دوستان خارجی. ‌تلاش در جهت فراهم ساختن یك دوره زمانی باز یافتن خونسردی ‌‌(Cooling Off Period)، كارساز خواهد بود. از سوی دیگر، مردم ایران نشان داده‌اند كه به سختی‌ها عادت دارند و حاضرند در برای حق خود قد علم كنند. ولی مردم ما منطق و تعادل و پیشه كردن صبر را در گام اول بیشتر می‌پسندند. البته این دولتمردان و تصمیم گیرندگان‌مان هستند كه در نهایت باید تصمیماتی منطقی و با نگاهی بلندمدت و با توجه به دستاوردهایی كه با كوشش خستگی‌ناپذیر مردم كسب شده است، اتخاذ كنند. ‌
منبع : ماهنامه اقتصاد ایران