جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا


در سرزمین جدایی خواهان


در سرزمین جدایی خواهان
«ال لوبو» یك «تریلر» عالی از میگل كورتوا است و مردی را نشان می دهد كه گروه نظامی «اتا» را در آخرین روزهای حكومت دیكتاتوری فرانكو در اسپانیا هم همراهی كرد و هم آزار داد و هم بازوی اجرایی آن بود و هم مامور و عامل نافرمان آن. این فیلم در كشور مربوطه اسپانیا بسیار موفق بوده و فروش هنگفتی داشته و بیش از ۲ میلیون نفر آن را دیده اند.
كورتوا كه حتی نامش هم نشان می دهد فرانسوی تبار باشد، مدعی است كه هدفش ایجاد توازن و تعادل بین «نماد» و «محتوا» در آثارش است و به رغم پیشینه او در كارهای تلویزیونی این فیلم بسیار فراتر از آثاری است كه معمولا برای این مدیوم ساخته و عرضه می شوند. به عنوان مثال طراحی صحنه و محیط بسیار هنرمندانه و دقیق است و هر كس كه در باسك و اطراف آن زندگی كرده باشد می تواند صحت این حرف را گواهی دهد.
موسیقی متن فیلم نیز نظرها را تامین می كند و البته تضادهای موجود در اسپانیا را به نمایش می گذارد. به عنوان مثال در یك مراسم عروسی مربوط به اتا موسیقی هایی كه پخش می شود، هر گونه تنوعی را كه بگویید دربردارد و هم موسیقی های سنتی منطقه را می شنویم و هم كارهای مربوط به گروه «تی ركس» را كه یك ترانه اش به نام «پسر قرن بیستم» جلب نظر می كند. با این حال فیلم در درجه اول بر روی شانه های ادواردو نوریه گا كه بازیگر رل اول است حركت می كند و از او خط می گیرد.
او كاراكتر تكزیما را به تصویر كشیده كه شخصیتی سیاسی و دراماتیك و پیچیده است و در ظاهر یك كارگر ساختمانی در منطقه باسك می نماید. نوریه گا معمولا نقش آدم های پولدار را در فیلم های سینمایی و با لهجه اهالی كاستی لیا بازی كرده است و با این حساب باید گزینش بدی برای این رل بوده باشد، ولی او در این نقش موفق است و ما با بازی وی كسی را روبه روی خود می بینیم كه هم به دوستانش سایر تروریست ها دروغ می گوید و هم به خودش. تكزیما ظاهرا آنقدر همسرش را دوست دارد كه به وی حقایق مربوط به شغل و وظایف بعدی محوله به خودش را نمی گوید، ولی در غیاب او نیز بسیار راحت نشان می دهد.
به این ترتیب با بازی نوریه گا، این كاراكتر آمیزه ای از ثبات و لرزش است. شاید آگاهی بیننده ها از نقش های قبلی نوریه گا به شناسایی بیشتر و بهتر وی توسط آنها منجر شود. در «چشم هایت را باز كن» كار سال ۱۹۹۷ الخاندرو آمه نابار، نوریه گا نقش یك جوان پوچ گرا و خودآزار را بازی می كرد كه به آرامی سیمای مناسب اش را از دست می داد. در «ال لوبو» نیز او تن به عمل جراحی پلاستیك می دهد و از قضا به بازیگری در این خصوص توضیح می دهد كه در كار قبلی اش نیز اظهارات و اعترافات وی را شنیده بود.
با این وجود شاید تعجب آورترین انتخاب در میان بازیگران خوزه كورونادو بوده باشد. او پیشتر بازیگر فیلم های سطحی و كمدی های پیش پاافتاده و چند سریال تلویزیونی بوده است ولی اینجا ذخایر پنهانی وتعجب آوری از بی رحمی درونی و شقاوت را در كاراكتر ریكاردو از خود بروز می دهد. او یك مامور مخفی و افسر ارشد اجرایی است، اما كوچكترین احساسی را از خود در قبال مسائل مختلف و حتی شكنجه شدن همكارانش بروز نمی دهد.
با این اوصاف سیاست ها و خط حوادث در «ال لوبو» پیچیده است و از آنجا كه فیلم به یكی از حساس ترین و دشوارترین مقاطع تاریخ اسپانیا می پردازد و فاصله بین مرگ فرانكو تا رسیدن یك دموكراسی لرزان را به تصویر می كشد این اوضاع نباید باعث تعجب شود. مسئله و مشكل این است كه هر دو گروه، یعنی چه مبارزان اتا و چه نظامی های دولت اضافه بر جنگ با یكدیگر با خودشان هم ستیز دارند و به عنوان مثال نلسون رهبر مشهور سازمان اتا هنگام صرف ناهار یك گلوله توی سر رقیبش خالی می كند و از همانجا خون به راحتی به درون ظرف و ظروف سرازیر می شود. یك رابط و خبرچین جاسوس ها و سرویس های اطلاعاتی نیز توسط مقام های بالادستش آن قدر شكنجه می شود كه از پای درمی آید.
این هم از خصایل نه چندان دور از انتظار فیلم است كه وقتی همسر تكزیما به این باور می رسد كه او تروریست است، وی را از نزد خود می راند و زمانی كه درمی یابد از وی برای برخی اهداف سیاسی استفاده شده است، او را خائن می نامد، برای تكزیما یك نطق بلند و افشاگرانه در اواخر «ال لوبو» در نظر گرفته شده است كه طی آن وی می گوید: «اتا لزوما بیانگر خواست مردم باسك نیست و برعكس یك گروه قاتل است.» ولی در نمایی دیگر یك مامور امنیتی در اسپانیا می گوید این كشور برای حفظ حیات سیاسی و اجتماعی اش به این نیاز دارد كه دائما در مخاطره باشد و احتمال حركات تروریستی را حس كند.
دیدگاه كورتوا با آنچه نما و فرم فیلم وی عرضه می دارد، همخوانی نشان می دهد و از یك جنس است. او توانسته است از بودجه زیادی كه برای ساخت این فیلم در نظر گرفته شده بود، وسیله ای برای سفرهای مكرر و گرفتن صحنه های مورد نظرش در بارسلونا و مادرید اسپانیا و قسمتی از خاك فرانسه بسازد و كار ادیت نیز تیز و سریع صورت پذیرفته و بنابراین سزاوار جایزه «گویا»ای است كه در این زمینه به دست آورده است. «ال لوبو» به واقع از معدود فیلم های اروپایی است كه در آن حس می كنید حتی یك لحظه هم به هدر داده نشده است و مهمتر اینكه كورتوا به دلیل هرگز نزیستن در اسپانیا توانسته است تصویری صحیح تر و صادقانه تر از تحولات سیاسی این كشور را فراهم آورد و از اهرم هایی سود جوید كه فیلمسازان ساكن اسپانیا شاید از آن پرهیز داشته باشند.
● خلاصه داستان
اینجا مادرید و زمان اوایل دهه ۱۹۷۰ است. خوزه ماریا لویگوری با لقب تكزیما یا گرگ تحت تعقیب پلیس اسپانیا قرار دارد ولی یك خانه را به زور اسلحه اشغال می كند و تلفنی تقاضای كمك می كند. حوادث به دو سال پیش رجعت می كنند و بیننده ها را به ایالت جدایی خواه باسك می برند. او بدون اینكه خود بخواهد به گروه مسلح «اتا» یاری می رساند تا یك مرد را در روستای محل زندگی اش بكشند و نیروهای امنیتی اسپانیا روی او حساس می شوند.
ریكاردو كه یك مقام ارشد امنیتی است، پیشنهاد می كند كه او مثل یك طعمه برای این نهاد عمل كند و تكزیما بعد از مدتی بررسی می پذیرد. او با برجای نهادن همسر و دخترش به منطقه باسك می رود تا با سران اتا كه در خفا هستند تماس برقرار كند ولی در آنجا شاهد یك جنگ قدرت شدید بین اعضای این سازمان می شود.
یك نگرش و راهكار مربوط به نلسون می شود كه می گوید هنوز باید به راه های خشونت بار برای نیل به اهداف سیاسی سود جست و یكی هم به «آسی یر» بازمی گردد كه بر این اعتقاد است با رفتن فرانكو، اتا هم باید به رویكردهای سیاسی متوسل و خلع سلاح شود. در تقابل این دو طرز تفكر، آسی یر به هلاكت می رسد. اما افراد مسلح اتا با وسعتی هرچه بیشتر از نو وارد صحنه سیاسی اسپانیا می شوند و یكی از كاندیداهای بالقوه جانشینی فرانكو را می كشند. تكزیما حالا یكی از فعالان آنها شده است و در قتل ها مشاركتی كامل دارد.
ریكاردو ادعا می كند كه اسامی و آدرس همه قاتلان را دارد و باید سریعا بازداشت شوند و با این وجود تكزیما از یك برخورد خونین دیگر جان سالم به در می برد. او عمل جراحی پلاستیك و از این طریق اقدام به زندگی در خفا می كند. با این حال «اتا» هم او را در لیست اهداف خود قرار می دهد تا از دو طرف در خطر مرگ باشد.
● ال لوبو EL Lobo
▪ محصول: اسپانیا ۲۰۰۴
▪ كارگردان: میگل كورتوا
▪ بازیگران اصلی: ادواردو نوریه گا، خوزه كورنادو و ملانی دوتی
▪ مدت: ۱۲۴ دقیقه
پل جولین اسمیت
منبع : روزنامه شرق