جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

چالش های امنیتی جمهوری اسلامی ایران


چالش های امنیتی جمهوری اسلامی ایران
مشكل امریكا با نظام جمهوری اسلامی ایران از فردای پیروزی انقلاب آغاز شده است و بدون توقف ادامه دارد. ما در مركز بررسی های استراتژیك در حال مطالعه یكی از طرح های جورج بوش تحت عنوان PSI هستیم. این طرح در سال ۲۰۰۳ توسط رییس جمهور امریكا مطرح شده است و در حال اجرای آن نیز هستند. در واقع با اجرای این طرح رفتارهای سایر كشورها توسط امریكا و هم پیمانانش كنترل خواهد شد. هدف اصلی این طرح متوقف ساختن محموله های سلاح های كشتار جمعی در هر نقطه از جهان است.
نهایت این طرح نیز كنترل ویژه در عرصه های سیاسی در كشورهایی است كه در مقابل امریكا و سیاست هایش مقاومت می كنند. به زودی و پس از اتمام مطالعات توسط این مركز جزییات بیشتری از طرح را در اختیارتان قرار خواهیم داد. رییس مركز بررسی های استراتژیك ریاست جمهوری در این گفت و گو به بررسی چالش ها و تهدیدات نظام و بحث انرژی هسته ای و تهدیدات و فشارهای امریكا در این رابطه پرداخته است. آشنایی هر چه بیشتر با چالش ها و تهدیداتی كه می تواند نظام مقدس جمهوری اسلامی را با مشكل مواجه كند برای علاقه مندان به نظام بسیار مفید خواهد بود. تهدید نظامی امریكا یكی از چالش هایی است كه ذهن اكثر ایرانیان را به خود مشغول كرده كه در این گفت و گو به طور مبسوطی به این چالش پرداخته شده است.
● هرگاه صحبت از تهدیدات و چالش های جمهوری اسلامی می شود بحث امریكا و مشكلاتی كه از ابتدا برای جمهوری اسلامی بوجود آورده است مطرح می گردد. به نظر شما علت این تهدیدات از جانب امریكا چیست؟
▪ مشكل امریكا با نظام جمهوری اسلامی ایران از فردای پیروزی انقلاب آغاز شده است و بدون توقف ادامه دارد. ما در مركز بررسی های استراتژیك در حال مطالعه یكی از طرح های جورج بوش تحت عنوان PSI هستیم. این طرح در سال ۲۰۰۳ توسط رییس جمهور امریكا مطرح شده است و در حال اجرای آن نیز هستند. در واقع با اجرای این طرح رفتارهای سایر كشورها توسط امریكا و هم پیمانانش كنترل خواهد شد. هدف اصلی این طرح متوقف ساختن محموله های سلاح های كشتار جمعی در هر نقطه از جهان است.
نهایت این طرح نیز كنترل به ویژه در عرصه های سیاسی در كشورهایی است كه در مقابل امریكا و سیاست هایش مقاومت می كنند. به زودی و پس از اتمام مطالعات توسط این مركز جزییات بیشتری از طرح را در اختیارتان قرار خواهیم داد.
گرچه مشكل امریكا نه تنها با ایران بلكه با دنیای اسلام است آنها اسلام را به عنوان یك چالش اساسی در مقابل خود می دانند. مشكل امریكا فراتر از مباحث جاری است. مشكل امریكا با اسلام بر سر مساله هویت است. به نظر من مشكل فراتر از مسایل استراتژیك است و به نوعی فوق استراتژیك به شمار می رود. در واقع امریكا با اندیشه ای در حال چالش است كه بروز و ظهورش در انقلاب اسلامی است.
● بحث حمله نظامی امریكا و سیاست هایی كه در قبال جمهوری اسلامی در پیش گرفته است را چگونه ارزیابی می كنید؟
▪ موضوعی كه این روزها بسیار می شنویم بحث حمله امریكاست. چند سالی است كه این تبلیغ به منظور جنگ روانی توسط امریكایی ها مطرح می شود هرچند این مساله توسط این مركز به صورت جدی در حال بررسی و مطالعه است. اما امریكا با این بحث اتحاد و انسجام مردم و نیروهای نظام را از بین می برد.
نیروهای درون نظام دچار پراكندگی می شوند و حساسیت مردم نیز نسبت به مسایل انقلاب و كشور كاهش می یابد و مردم منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح خواهند داد. امریكا برای مقابله با جمهوری اسلامی از سیاست های خاصی پیروی می كند كه برخورد نظامی هم یكی از این سیاست هاست. اما بررسی ها نشان می دهد هدف اصلی امریكا استفاده از استراتژی نرم و هوشمند است. امریكایی ها با توجه به شرایطی كه در منطقه خاورمیانه دارند ترجیح می دهند از استراتژی های نرم به جای جنگ و برخورد سخت بهره ببرند. در برخوردنظامی طرفین جنگ حركات یكدیگر را زیر نظر دارند و در آمادگی به سر می برند. اما در استراتژی نرم شرایط متفاوت است و هر آن امكان شكست وجود دارد. در این استراتژی بحث تغییر رژیم در آخرین مرحله است و به طور كلی این نوع برخورد خطر بیشتری دارد.
امریكایی ها اقدامات خود جهت جنگ- استفاده از لفظ جنگ به دلیل برخورد فیزیكی جالب نیست استفاده از مقابله بهتر است- با ایران را شروع كرده اند. اولین اقدام آنان استفاده از تحریم های پلكانی است. هر چند قطعنامه های مختلفی نیز علیه جمهوری اسلامی به تصویب رسانده اند و فشارها بیشتر شده و از این بیشتر نیز خواهد شد. هدف امریكایی ها از اعمال تحریم بیشتر اثرگذاری بر دولتمردان است. این مقابله مدت هاست كه شروع شده و از نظر امریكایی ها نتیجه اقدامات شان كه فروپاشی جمهوری اسلامی است جواب خواهد داد.
● چگونگی تاثیر این چالش ها را برایمان شرح دهید؟
من سعی می كنم هركدام از چالش های فوق را به طور جداگانه تحلیل كنم:
▪ تحریم و انزوای بین المللی:
پس از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل و به بن بست كشاندن مذاكرات ایران و اروپا غرب به طور جدی به منظور مهار فعالیت های هسته ای- نظامی ایران و كاهش قدرت آن در منطقه به طور جدی مكانیسم فشارهای بین المللی و انزوای ایران در جهان را در دستور كار خود قرار داده است. اگر چه دامنه تحریم كم شدت است اما با تداوم روند كنونی امكان گسترش جدی آن وجود دارد. به صورتی كه اردوگاه دشمن بر این باور است كه اگر دامنه تحریم ها گسترش یابد و مسایلی مانند تولید، صادرات نفت و سرمایه گذاری خارجی در كشور به ویژه در صنعت نفت را در بر گیرد كشور با مشكلات گسترده تری روبه رو خواهد شد. حداقل آن است كه میزان تمایل كشورها و شركت ها جهت سرمایه گذاری خارجی دشوار و امكان دسترسی ایران به تكنولوژی غرب محدود خواهد شد.
چرا كه ایران به دلیل نیازی كه به سرمایه گذاری خارجی و روابط با دنیای غرب دارد یكی دستیابی به تكنولوژی كه منبع عمده آن غرب است و دیگری توسعه زیر بنایی مانند صنعت نفت كه نیازمند سرمایه گذاری است.
▪ این سرمایه گذاری گذشته از آن كه به توسعه بخش هایی از صنعت كمك خواهد كرد به كاهش بیكاری و كنترل آن نیز خواهد انجامید. احتمال دارد با گسترش دامنه تحریم ها و ایجاد فضای نامناسب علیه كشور تمایل به سرمایه گذاری در كشور كاهش پیدا كند.
آنچه كه مدنظر غرب و در راس آن ایالات متحده است این است كه علاوه بر تحریم بین المللی كشور به لحاظ سیاسی نیز دچار انزوا شود. چنین انزوایی به این صورت ایجاد محدودیت خواهد كرد كه كشورهای دیگر ایران را به عنوان بازیگری تعیین كننده قبول نخواهد داشت، افزون بر این غرب تلاش دارد تا با تاكید بر غیرصلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران، تهدید زا بودن ایران برای كشورهای عرب منطقه، دخالت بی ثبات سازی در عراق، لبنان و منطقه خلیج فارس و اصرار بر احتمال فعال شدن شكاف میان شیعه و سنی كشورهای منطقه را علیه ما متحد كند.
▪ تهدید نظامی علیه ایران:
ایالات متحده در طول دو سال گذشته بر احتمال به كارگیری نیروی نظامی علیه ایران تاكید داشته است. اگر چه كاخ سفید در حال حاضر راهبرد خود را بر اقدام سیاسی متمركز بین المللی تمركز داده است، اما گزینه نظامی هم می تواند به عنوان یك خطر مورد لحاظ قرار گیرد. گزینه نظامی به دو صورت امكان تحقق دارد: یكی حمله نظامی گسترده یعنی اشغال سرزمینی مثل عراق و افغانستان و دیگری حمله محدود به این معنا كه تاسیسات هسته ای و بخشی از پایگاه های نظامی و یا تاسیسات زیر ساختی كشور مورد هدف قرار می گیرد.
به نظر می رسد حمله نظامی- اعم از گسترده و محدود- تا زمانی كه تلاش های امریكا در شورای امنیت به بن بست نرسیده باشد منتفی است. امریكایی ها زمانی كه به این جمع بندی برسند و فعالیت دیپلماتیك بین المللی شان بی فایده و حركت ایران به سوی تكمیل فعالیت های هسته ای ادامه یابد، احتمالا وارد فاز نظامی شوند. در حال حاضر به نظر می رسد بنا به دلایل متعدد امریكا در صدد حمله نظامی علیه ایران نیست. اما آن را هم از دستور كار خود خارج نكرده است.
▪ روند صلح خاورمیانه:
ایالات متحده به همراه برخی از كشورهای منطقه پس از جنگ ۱۲ جولای لبنان در سال ۲۰۰۶ تلاش هایی را برای صلح در خاورمیانه آغاز كرده اند. آن چه در این روند احتمال دارد برای ما تهدیدزا باشد تلاش اعراب برای ورود سوریه به روند صلح خاورمیانه است. اعراب از این منظر به دنبال این هدف هستند تا سوریه را از انزوا خارج كنند. استدلال این كشورها بر این پایه استوار است: پیشرفت هرگونه روند صلح و توافقی بین اعراب و رژیم صهیونیستی بدون سوریه امكان پذیر نیست. با خروج سوریه از انزوا این كشور مسوولیت و تعهد بین المللی را پذیرا خواهد شد و در نتیجه به ائتلاف و اتحاد خود با ایران پایان خواهد داد. با ورود سوریه به این روند ائتلاف سه گانه ایران- سوریه- حزب الله از هم فرو خواهد پاشید. نفوذ ایران در لبنان فلسطین و منطقه كاهش خواهد یافت و امكان خلع سلاح حزب الله میسرتر می باشد. سفر پلوسی به دمشق را باید در این چارچوب ارزیابی كرد.
● پس از بحث درباره چالش های منطقه ای و بین المللی درباره تهدیدات و چالش های داخلی نیز توضیح دهید؟
▪ در بحث تهدیدات داخلی شرایط متفاوت است و با چالش های گوناگونی روبه رو هستیم. در یك تقسیم بندی كلان این تهدیدات در دو لایه نخبگان فكری سیاسی و قومیت ها كه هركدام زیرمجموعه هایی دارند برنامه ریزی شده است. تحركاتی مثل جنبش های كارگری و زنان از این جا منشا می گیرد. مسائل قومیتی هم كه بخشی از آن در داخل و بخش عمده آن در خارج انجام می شود. در واقع چالش های قومی - فرقه ای كه می تواند اتحاد ملی و یكپارچگی كشور را تحت تاثیر قرار دهد.
گسترش دامنه تحریم های بین المللی و افزایش نارضایتی داخلی شكاف دولت ملیت گرچه تهدیدات روز به روز بیشتر می شود ولی توان ملت ما و قدرت و نفوذ آن هم در داخل و هم خارج افزایش می یابد. گسست بین مردم و حاكمیت در حوزه هایی اتفاق می افتد كه به عموم مردم مربوط می شود مثل معیشت مردم و كالاهای اساسی و مسكن اگر چه بعدی اقتصادی دارد ولی می تواند تلقی ناكارآمدی از حاكمیت را القا كند. بیكاری و تورم: بحران هایی كه برای جامعه عمومیت داشته باشد، بتواند شكننده باشد و مقام را آسیب پذیر كند. هر چند به مواردی چون نفوذ پذیری مرزهای ایران در غرب و شرق كشور نیز می توان اشاره كرد.
● با توجه به مطالبی كه مطرح كردید آیا در مركز بررسی های استراتژیك اقدامات، مطالعات و یا سیاست هایی برای كمك به دولت جهت مقابله با این تهدیدات انجام شده است؟
این مركز به دلیل وظایفی كه دارد تمامی مسایلی كه به لحاظ استراتژیك برای كشور مهم باشد بررسی خواهد كرد و كارشناسان مركز به تجزیه و تحلیل خواهند پرداخت. در همین راستا برای اولین بار سند امنیت ملی كشور در این مركز تدوین شده است و به زودی جهت تصویب تقدیم هیات دولت خواهد شد. در این سند كه كشورهای معدودی در جهان از آن بهره می برند وضعیت كشور در شرایط فعلی ،آینده و چالش ها و تهدیدها و راه های مقابله و برون رفت از آنها اشاره شده است.
منبع : روزنامه جوان