شنبه, ۲۳ تیر, ۱۴۰۳ / 13 July, 2024
مجله ویستا


با زبان من حرف نزن


با زبان من حرف نزن
حتی قبل از آنكه هفته نامه «یالثارات الحسین» به شیوه اجرای برنامه «روی خط جوانی» اعتراض كند، از گوشه و كنار و از همین دوستان خودمان هم شنیده بودیم كه این برنامه اجرای بدی دارد. مجری هر چه می خواهد می گوید و از این حرف ها...
قضیه را سیاسی نمی كنم اما همین كه نویسنده آن هفته نامه و برخی نویسنده های این روزنامه اعتقاد دارند كه «روی خط جوانی» اجرای بدی دارد، خود دلیل آن است كه یك جای كار می لنگد. البته فكر كنم دو جای كار می لنگد.
اول، دومی را بگویم: متاسفانه رادیوسراسری ایران، با قدمتی ۶۵ ساله الگوی تمام برنامه های رادیویی است و اندكی و تنها اندكی اگر برنامه سازی بیاید و شیوه و روش دیگری در نوشتن و گفتن و پرسیدن در پی بگیرد، با لعن و نفرین های آنچنانی روبه رو می شود. هم از جانب همكاران قدیمی تر و هم از جانب «شنوندگانِ جان».۱
پدر یكی از همین تازه مجریان رادیو از پسر ایراد گرفته كه از كلمه «آره» در اجرایش استفاده كرده، یا حرف طرف مقابل را بریده است. پسر را توبیخ می كرد كه چنین كاری در رادیو پسندیده نیست. چرا؟ آیا چون در رادیو همیشه گویندگان مانند نوشته های قائم مقام فراهانی حرف زده اند؟ یا چون زمانی فلان و بهمان شاعر و ادیب در رادیو بوده اند كه نه در حرف كسی می دویده اند و نه از «آره» استفاده می كرده اند؟ شاید اگر منتقدان این برنامه اندكی و تنها اندكی از برنامه های رادیوهای انگلیسی زبان را كه مخصوص جوانان است می شنیدند حتماً به جوانان اجازه می دادند كه جور دیگر هم حرف بزنند و برنامه های خودشان را داشته باشند. انتقادات شنوندگان به برنامه «روی خط جوانی» را شبیه انتقاداتی می دانم كه به مجله «چلچراغ» می شود. بسیاری كه سنی از آنها گذشته یا جوانان كتاب خوانده (منظورم كتاب علمی و فكری است) و اهل فضلی هستند به ادبیات این مجله ایراد می گیرند كه بد است. فارغ از اینكه آن مجله مخاطبی دارد كه باید با زبان و شیوه حرف زدن خودش با او ارتباط گرفت.
اما منتقدان برنامه «روی خط جوانی» و برنامه هایی از این دست با مسئله دیگری هم روبه رو هستند. آنها ناخودآگاه با نوعی تناقض در این گونه برنامه ها روبه رو می شوند. تناقضی كه در متن و شیوه اجرا و موسیقی هست.
متن قصد دارد به هر ترتیبی كه شده نكته ای را به شنونده القا كند. مثلاً مفهومی درباره ساختن یا كار خوب كردن یا زیرآب كسی را نزدن. این مفاهیم دسته بندی می شوند و نویسنده جملاتی را كنار هم می گذارد كه قاعدتاً باید بار علمی داشته باشند. چند نصیحت هم ضمیمه كار می شود كه باید با استفاده از آن جوانان را ارشاد كرد. لنگی كار همین جاست. جایی كه متن نصیحت گونه و پیش فرض های ذهنی نویسنده با آن زبان اجرا شود و در كنار موسیقی ریتمیك و ترانه های جوان پسند روی آنتن برود. تناقض در اینجا ساخته می شود. چون باورش سخت است كه گوینده غیرمعمول برنامه بخواهد از این حرف ها بزند.
راه حلی كه مجله چلچراغ برای در رفتن از این معضل انتخاب كرده، این است كه سوژه اش را توصیف می كند نه قضاوت. یعنی نمی نویسند: آقا برو یك چیزی را بساز. آینده ات را یا چیز دیگر. می آیند و از كسی كه چیزی را می سازد یا ساخته است گزارشی تهیه می كنند و آن را می نویسند. حالا بقیه كار با خواننده است كه بعد از احساس همدلی با سوژه گزارشی، به سمت ساختن برود یا نه.
برنامه روی خط جوانی را دو چیز نجات می دهد؛ یكی پیام های شنوندگان است كه كمتر از برنامه سازان در قید و بند هستند و تا جایی كه خط قرمزهای سازمان صدا و سیما اجازه دهد، نظرهای رادیكال آنها پخش می شود. نظرهایی كه گاهی خلاف همه آن اصولی است كه تا به حال با آن سروكار داشته ایم. مثلاً كسی زنگ می زند و می گوید كه بله او «زیر آب» می زند. به همین سادگی عملی كه همیشه برخلاف اخلاقی بودنش پافشاری كردیم از رادیو پخش می شود و تازه همان وقت است كه مخاطب به فكر فرو می رود كه: «خب من می خواهم زیر آب بزنم یا نه». قایق نجات دیگر این برنامه مجری است: فرشید منافی.
فرشید منافی به غیر از اجرای منحصربه فردش در گفت وگوهایی كه در برنامه می گیرد، برخلاف همه برنامه های رادیویی، تنها تایید كننده حرف كارشناسان نیست بلكه با آنها «یكی به دو» می كند و نمی گذارد هر نصیحت و حرفی را كه می خواهند به خورد شنونده جوان برنامه بدهند. او در یكی از گفت وگوهایش كاملاً با حرف آن كارشناسی كه اصرار داشت بگوید جوانانی كه در جبهه جنگیدند آدم های دیگری بودند و با جوان امروزی خیلی فاصله داشتند، مخالفت كرد و از كارشناسی می خواست كه به قابلیت های جوان امروزی هم نگاه كند. منافی درست مانند یك حامی كنار جوانان مخاطبش می ایستد و این از نقاط مثبت برنامه است. برای همین است كه بیشتر رانندگان جوان تاكسی ها شنونده برنامه او هستند. (توجه كنید كه خیلی ها عقیده دارند، رادیو بیشتر رسانه اتومبیل است) و این گونه است كه برنامه با مخاطب زلف گره۲ می زند.
روندی كه در اجرای این برنامه پیش گرفته شده و موجب رونق آن می شود، (یعنی همان لحن و اجرای جوانانه) نسخه ای نیست كه بشود برای همه برنامه های رادیویی پیچید. شاید این حرف برایتان از روز روشن تر باشد. اما زمانی كه در برنامه خبری صبح های رادیو سراسری (ساعت ۸) می شنویم كه گویندگان و گزارشگران جوان با لحن و شیوه ای خیلی جوانانه خبرها و گزارش هایشان را می خوانند به نظر می رسد كه این تغییر در برنامه ای خبری كه مورد قبول و استناد شنوندگان رادیو است، روش درستی نباشد و مخاطب را به رسانه بی اعتماد كند. شاید چنین روشی برای بخش های خبری رادیو جوان یا ورزش پسندیده تر باشد.
اگر درباره این بحث بیشتر و بهتر می خواهید بخوانید، توصیه می كنم كه گفت وگوی شرق با دكتر فرزان سجودی زبان شناس، كه در دو شماره چاپ می شود را حتماً بخوانید. برنامه روی خط جوانی هم از شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۱۸ تا ۲۰ از شبكه جوان پخش می شود. این برنامه را هم یك بار كه شده، بشنوید.
پی نوشت ها:
۱ و ۲: از اصطلاحات محمد صالح علاء در برنامه های رادیویی اش.
سام فرزانه
منبع : روزنامه شرق