جمعه, ۲۲ تیر, ۱۴۰۳ / 12 July, 2024
مجله ویستا


میزان آمادگی الکترونیک مدیران


میزان آمادگی الکترونیک مدیران
چهارمین گردهمایی فصلی دانش آموختگان و دانشجویان رشته مدیریت فناوری اطلاعات (MITM)، از برنامه های واحد کارشناسی ارشد سازمان مدیریت صنعتی با حضور جمع کثیری از اساتید و دانشپژوهان این رشته در۳۰ مهرماه سال جاری برگزار شد. این برنامه با هدف ایجاد فرصتی برای هم‌اندیشی و تبادل تجربیات اساتید و دانشپژوهان این رشته، هر فصل یک بار جمعی از مدیران و دست اندرکاران علاقه‌مند به مطالعه فناوری اطلاعات از نگاه سازمان و مدیریت را گردهم می آورد. از ویژگیهای گردهمایی پاییزی، برگزاری نمایشگاهی از فعالیتها و مقالات پوستری علمی و کاربردی دانشجویان و دانش‌آموختگان این رشته بود که برای نخستین بار برپا شد و با استقبال شرکت کنندگان مواجه شد.
این برنامه در قالب دو نشست برگزار شد. نشست اول پس از قرائت پیام یکی از دانش‌آموختگان اولین دوره، ارائه سه مقاله علمی را شاهد بود: موضوع احراز هویت دیجیتال و امضای الکترونیکی توسط آقای غلامرضا رمضان، بررسی سیستم‌های اطلاعاتی از دید موقعیت ارزش (VALUE CONFIGURATION) و تجربه سیستم‌های مبتنی بر IT در شرکت نارگان توسط خانم شایسته فرهنگ و مدیریت دانش در سازمانها توسط آقای ژوزف بهنامی.
از بخشهای متنوع برنامه، نمایش فیلمهایی در زمینه آشنایی با دانشجویان جدید الورود این رشته برای سایرین و مروری بر گردهماییهای قبلی MITM و همچنین معرفی و افتتاح سایت اختصاصی این رشته به نشانی www.mitmacademy.ir بود.
نشست دوم به سخنرانی‌های میهمانان ویژه گردهمایی اختصاص داشت. ابتدا آقای دکتر وفاغفاریان معاون وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و ریاست هیات مدیره شرکت مخابرات در جوی تعاملی به بررسی میزان آمادگی الکترونیکی مدیران سازمانهای کشور با شرکت کنندگان پرداخت. در بخش دوم این نشست آقای جواد رادمان مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات یکی از مسایل اساسی کشور؛ یعنی بسترسازی شبکه های ارتباطی در کشور را مورد تحلیل قرار داد.
در ادامه گزارش توجه شما خوانندگان را به سخنرانی دکتر غفاریان و راهکارهای ارائه شده جلب می کنیم.
● نتایج یک پژوهش میدانی
دکتر وفا غفاریان سخنرانی خود را با بیان نتایج حاصل از یک تحقیق آماری درمورد آمادگی الکترونیک مدیران کشور آغاز داد. روش تحقیق در این مورد مطالعه میدانی بوده و با استفاده از پرسشنامه تلفنی صورت گرفته است.
جامعه آماری نیز عبارت از شرکتهایی بوده که در بانک اطلاعاتی صفحات زرد حائز رتبه (الف) هستند (یعنی شرکتهای برتر). حجم نمونه مورد بررسی هم ۴۹۹ شرکت را شامل می شود. برای تکمیل پرسشنامه ها هم شخص پاسخگو منشی یا مسئول دفتر مدیرعامل یعنی نزدیکترین شخص به وی در محیط کار بوده است و با وی ارتباط مستقیم دارد به این ترتیب یافته ها قابل اعتمادتر خواهندبود. از مهمترین موارد مطرح در پرسشنامه نوع مالکیت شرکتهای موردبررسی بوده که طبق نتایج حاصله حدود ۳۹ درصد آنها خصوصی، ۸ درصد دولتی و نیمه دولتی و ۲۳درصد در بورس بوده اند.
مسئله بعدی تعیین اندازه شرکت باتوجه به تعداد کارکنان است که در این میان ۱۳درصد از آنها شرکتهای کوچک با کمتر از ۵۰ کارمند، ۱۸ درصد هم شرکتهای بزرگ با بیش از ۵۰۰ نفر کارمند بوده اند و مابقی هم به شرکتهای متوسط که تعداد کارمندان آنها بین دوحد یاد شده است، هستند. درکل می توان گفت که نمونه آماری استفاده شده تقریبا از همه جوانب یک نمونه همگن است.
مسئله مهم دیگری که موردبررسی قرار گرفت این بود که آیا این شرکتها، وب سایت اختصاصی دارند؟ نتیجه حاصل از این قرار بود که حدود ۷۶ درصد آنها صاحب وب سایت رسمی هستند که کیفیت سایتهای آنها متفاوت بوده برخی تنها حاوی اطلاعاتی راجع به شرکت بوده و تعدادی دیگر سایت‌های پیشرفته تری داشته اند که در آن امکان تعامل و برقراری رابطه متقابل با مشتریان لحاظ شده است.
ازنتیجه مهم این تحلیل این بود که تنها ۶ درصد از مدیران شرکتهای موجود در این جامعه آماری به طور مداوم و جدی با کامپیوتر سروکار دارند و اگر به طور نسبی هم بخواهیم درنظر بگیریم ۳۰ درصد مدیران با کامپیوتر کار می کنند. بنابراین حتی در خوشبینانه‌ترین حالت ۷۰ درصد مدیران عامل شرکتهای رتبه (الف) به نقل از منشی‌هایشان کوچکترین استفاده‌ای از کامپیوتر در کارشان ندارند.
درمورد کار با اینترنت هم نتایج حاصل از این قرار بود که ۷ درصد از مدیران ارشد به طور جدی و مستمر از شبکه جهانی اینترنت بهره می برند و اگر به طور نسبی هم درنظر بگیریم این آمار به ۱۸ تا ۱۹ درصد خواهد رسید. بنابراین باز هم در خوشبینانه ترین حالت ۷۵ درصد از مدیران عامل شرکتهای طراز اول در کشور ما هیچ سروکاری با اینترنت ندارند.
همچنین مشاهده شد که همبستگی زیادی بین حضور مدیران عامل در محیط‌های آموزشی و یادگیری با درصد استفاده از کامپیوتر وجود داشت. میزان این ضریب همبستگی نسبتا بالا و درحد ۷ درصد بود. از این رو در پرسشنامه به مراکز آموزشی هم پرداخته شد و این مسئله که چند درصد از این شرکت دارای واحد آموزش هستند موردبررسی قرار گرفت. نتیجه از این قرار بود که علی‌رغم وجود واحدی برای آموزش در دوسوم این شرکتها، و نیز اینکه حدود ۵۰ درصد آنها برای آموزش کارکنان اهمیت زیادی قائل هستند، تنها ۲ درصد از مدیران عامل در فضاهای یادگیری حضور یافته و ۹۸ درصد آنها از سمینارها، همایشها و محیطهای آموزشی فاصله گرفته اند.
بنابراین در یک جمع‌بندی کلی می‌توان گفت که مدیران عامل که صاحب یا ناظر بر منابع بوده و کنترل جهت‌گیری بازار IT و سایر بازارها را به عهده دارند و به بیان بهتر تصمیم گیرنده‌های اصلی اند در سه محور شوق یادگیری، میزان استفاده از کامپیوتر و میزان استفاده از اینترنت اصلا از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند. شاید دلیل این وضعیت نامطلوب بی اعتمادی آنها نسبت به این امور و یا شاید نوعی احساس کاذب بی‌نیازی است. به هرحال آنچه مهم است این است که مشکل باید به طور جدی ریشه‌یابی و برطرف شود.
در یک بررسی دیگر این نتیجه حاصل شد که حدود ۸۰ درصد کاربران اینترنت را اقشار سنی بین ۱۵ تا ۲۹ سال تشکیل می‌دهند که هنوز فاصله سنی زیادی تا صندلی و جایگاه مدیریت دارند. این گروه از لحاظ سطح علاقه مندی و میزان دسترسی در وضعیت مناسبی بوده و حدود ۳۳ درصد آنها به اینترنت دسترسی دارند. این درحالی است که درصد دسترسی برای کل کشور ۵/۱۲ درصد است.
این همان پدیده ای است که تحت عنوان «شکاف دیجیتال» از آن یاد می شود. در یک طرف مدیران بی علاقه و در طرف دیگر جوانان با انگیزه و بدون منصب قرار می گیرند. چنانچه سن آغاز برای تصدی منصب مدیریت ۴۰ سالگی فرض شود، حداقل باید یک فاصله زمانی ۱۰ ساله طی شود تا بعضی از این جوانها در جایگاههای مدیریت و تصمیم گیری قرار گیرند. بنابراین فاصله زمانی بسیار طولانی بوده و بعضی از شرکتها ممکن است حتی تا اتمام این دوره دوام نیاورند. پس سوال اساسی این است: چه باید کرد؟ چگونه می توان این شرایط را به نفع استفاده از قابلیتهای IT و در کلیه کسب و کارها بویژه در مناسب مدیریتی بهبود بخشید؟
در ادامه سخنرانی، با هدف ایجاد تعامل و با این دغدغه که سخنرانی به کلاس درس تبدیل نشود، دکتر غفاریان از حاضرین به شرکت در بحث دعوت کرده و از ایده‌ها و جرقه های ذهنی آنها دریافتن راهکارهای مناسب بهره جستند. فقط قبل از شروع بحث این نکته مطرح شد که راهکارهای ارائه شده تنها باید اول شخص باشند، چرا که گفتن راهکارهای سوم شخص، راحت اما بی اثر است.
پس هدف از بحث ترتیب داده شده یافتن
راهکارهایی برای کوتاهتر شدن این فاصله زمانی است. چگونه می توان فاصله ایجاد شده بین جوانان و مدیران را کوتاهتر کرد؟
چگونه می توان از فاصله بین مدیران و دنیای IT کاست؟ راهکارهای ارائه شده از سوی شرکت کننده‌ها به طور خلاصه چنین است:
● راهکارهای پیشنهادی
۱) احتمالا یکی از دلایل بی توجهی مدیران به IT بی‌اعتمادی آنهاست و ما (منظور فعالان و کارشناسان عرصه IT) خود این بی‌اعتمادی را ایجاد کرده ایم. به این صورت که از IT تصویر یک مدینه فاضله دست نیافتنی ساخته شده است؛ بنابراین بهتر است برای رفع این معضل، تصویر واقعی و تحقق پذیرتری از آن ارائه شده تا باورپذیری و اعتماد جایگزین بی‌اعتمادی موجود شود.
۲) یکی از اصلی ترین موانع همه گیر شدن IT، طرح جامع است. در این مورد بهتر است که یک هسته اولیه شکل گرفته و با رشد و ارتقای آن به مقصود و مقصد نهایی رسید. از این رو بهتر است یک تصویر عام از IT با تکیه بر کاربردهایش در زندگی روزمره ارائه شده و نوعی رفاقت بین عامه مردم با آن به‌وجود بیاید. پس به جای ساختن یک قول از آن که غیرقابل دسترسی است و یا نیازمند سخت‌افزارهای پیچیده و پرهزینه است، ازطریق معرفی مصداقهای آن در زندگی روزمره بر فراگیرشدنش بیافزاییم.
۳) دو مشکل عمده که درمورد آموزش بزرگسالان مطرح است عدم فرصت کافی و نیز عدم آگاهی آنها به نیاز برای آموزش دیدن است. ازطرف دیگر پذیرفتن تغییر در سنین بالا دشوارتر می شود. یک بزرگسال باید بداند که برای چه آموزش می بیند؟ بنابراین آموزشهای ارائه شده برای بزرگسالان باید کلی بوده و هدفشان دادن دیدگاه و ایجاد انگیزه باشد تا خود آنها به دنبال بقیه ماجرا بروند. پس نباید وارد جزئیات شد تا دقیقه به دقیقه آموزش ارائه شده برای آنها جاذبه داشته و موثر واقع شود.
۴) پاسخگویی به نیازهای موجود با کمک IT موجب می شود تا مدیران به این نتیجه برسند که برای مواجهه با نیازهای جدید که در آینده ایجاد می شوند خود به سراغ IT بروند. پس وظیفه IT پاسخگویی به نیاز است و بیش از آن که شیفته فناوری شویم، باید نیاز را برطرف کنیم.
۵) (یک راهکار سوم شخص_) سرمایه‌گذاری و توجه کافی ازجانب دولت به مقوله IT برای ایجاد حس ضرورت.
۶) ایجاد حس رغبت و اشتیاق ازسوی مدیران رده های میانی و مدیران جوانتر برای سطوح ارشد مدیریتی.
۷) شناخت فرصتهای نهفته در استفاده از این فناوری که خود به درک درست قواعدبازی بستگی دارد. پس بهتر است به جای اشاعه نرم افزار و فناوری به ترویج قاعده بازی اقدام کرد.
۸) علت شکست پروژه‌ها دراین حیطه، عدم درک نیاز دراین پروژه‌هاست. و شاید یک دلیل این لمس نکردن نیاز، شکافی است که بین مدیران از یک سو و صاحبان فن از سوی دیگر وجود دارد. باید نیروهایی به عنوان واسطه بین این دو قرار گیرند تا حرفها و منظور طرفین را برای آنها ترجمه کرده و شکاف ایجاد شده را پر کنند_
در پایان این مراسم، هدایایی به رسم یادبود توسط دکتر ناجی زاده مدیر واحد کارشناسی ارشد و دکتر اعتماد مقدم مدیر علمی دوره مدیریت فناوری اطلاعات به میهمانان اهدا شد.
مهدیه خسروی
m_khosravi@ee.kntu.ac.ir
منبع : ماهنامه تدبیر