دوشنبه, ۲۸ خرداد, ۱۴۰۳ / 17 June, 2024
مجله ویستا

دولت های آمریکا در برابر مصدق


جنبش ملی شدن نفت در دوران ریاست هری ترومن رقم زده شد، دولتی كه با ارائه اصل چهار ترومن به شهرت فراوانی دست یافت. براساس این اصل كشورهای بحران زده ناشی از جنگ دوم جهانی از كمك های مالی و اقتصادی آمریكا بهره می بردند. این امر به عنوان اهرم نفوذ برای ترومن در سیاست داخلی بسیاری از كشورهای جهان سوم به كار برده شد و بالطبع این كشور از مسئله نفت و بحران ناشی از آن نمی توانست غافل شود. به طور كلی ایران در سیاست خارجی آمریكا بیشتر از جایگاه امنیتی برخوردار بوده تا اقتصادی، زیرا به دلیل موقعیت ژئواستراتژیك و همسایه شوروی بودن، مقوله امنیتی آن مهم تر از مقولات دیگر بود و این مقوله قبل از كشف نفت، برای انگلستان در مورد حفاظت از هندوستان در برابر روسیه برای ایران آزموده شده بود. آغاز جنگ كره در سال ۱۹۵۰ بر اهمیت این مسئله افزود. از دیدگاه سیاستمداران آمریكایی، ایران باید از شرایط صلح و ثبات نسبی برخوردار باشد زیرا هرگونه بی ثباتی زمینه نفوذ شوروی در كشورهای جنوبی خاورمیانه را مهیا می كند. به نظر آنها مسئله نفت بدون هرگونه مناقشه ای باید حل وفصل می شد و بدین ترتیب آمریكا سعی در حل این مسئله داشت.
وزارت امور خارجه آمریكا هیچ گاه با ملی شدن نفت در ایران موافق نبود زیرا این حادثه ممكن بود الگویی برای دیگر كشورهای منطقه و باعث به خطر افتادن منافع غرب شود اما بنابر مقتضیات زمانی و مسئله كمونیسم و آمادگی كامل افكار عمومی مردم ایران هیچ ممانعتی در شكل گیری این جنبش به عمل نیاورد زیرا كه خواهان ایرانی باثبات و آمریكایی صلح جو حامی كشورهای ضعیف بود و با این استراتژی ضریب نفوذ و اعتماد خود را به دولت مصدق تحمیل می كرد. هر چند وابسته سفارت آمریكا در اردن طی نامه ای به وزارت خارجه آمریكا به عواقب ملی شدن نفت اشاراتی دارد.
اما جورج مك گی معاون وزارت خارجه آمریكا استراتژی دولت متبوع خود در مورد ایران را شامل نگاهداری صلح، نگاهداشتن ایران در جانب دول غربی، ادامه جریان نفت و پشتیبانی از حقوق امتیازداری در ایران و بخش های دیگر جهان دانست و افزود: «اگر ما با ملی شدن مخالفت می كردیم، ایرانی ها غرب را متهم می كردند كه علیه آنها توطئه كرده است و امكان زیادی داشت كه از غرب روی گردان شوند. ما وسیله موثری جز اعمال زور نداشتیم تا ایرانیان را وادار كنیم از ملی كردن چشم بپوشند ولی ما اعمال زور را حتی اگر می توانستیم به كار بریم راه حل مسئله نمی دانستیم.» همچنین در گزارشی دیگر موضع ایالات متحده را چنین بیان می كند: «ما به انگلستان فشار می آوریم كه راهی را عرضه دارد كه برای ایران قابل قبول باشد، از یك چنین راهی ما كاملا پشتیبانی خواهیم كرد. دلایلی داریم تا باور كنیم كه اقدامات ما در ایران ما را در وضعی قرار داده است كه نفوذ ما هنوز اهمیت دارد. ما به شدت به دولت ایران فشار آورده ایم كه با انگلیس ها درباره مسئله نفت به گفت وگو بنشیند و تمام مشكلاتی را كه ایران در صورت كوشش برای بهره برداری از میدان های نفت بدون شركت نفت ایران و انگلیس با آن روبه رو خواهد بود، نشان داده ایم.» همچنین خبرگزاری آسوشیتدپرس از كنفرانس مشترك میان جورج مك گی نماینده آمریكا و الیور فرانكیس به اطلاع عموم رساند.
این خبرگزاری جریان امر را چنین گزارش داد: «توافق نظر قطعی بین طرفین حاصل شده و مقامات انگلیسی به كمك و همكاری ایران امیدوار شده اند. حمایت آمریكا از دعوی انگلیس بر سر نفت به سه راه انجام خواهد گرفت:
۱ از راه مذاكر ات سعی خواهد شد كه پیشنهاد تقسیم متساوی سود را بقبولانند
۲ در صورت شكست، آمریكا از شكایت انگلیس در سازمان ملل پشتیبانی خواهد كرد
۳ در دیوان داوری لاهه آمریكا از شكایت انگلیس دفاع خواهد كرد. بدیهی است با اجرای این پیشنهادها در عین حال كه رضایت انگلستان جلب می شود نفوذ سیاست آمریكا نیز در صحنه سیاسی و منابع نفتی كشور ما افزایش یافته و تحكیم می یافت.» اطلاعات ۲۵۱۳۰ این گزارش ها نشان می دهد كه با زیل جكسون معاون شركت نفت ایران و انگلیس پس از شكست در اولین مذاكره نفتی اعلام كرد تا زمانی كه مصدق بر سر كار است مذاكره با او امكان پذیر نیست و این برای آمریكایی ها چندان خوشایند نبود و با فرستادن هریمن نماینده ویژه رئیس جمهور جهت متقاعد كردن انگلیس ها برای ادامه مذاكره، استراتژی «كمترین هزینه و بیشترین دستاورد» را سرلوحه كار خود قرار دادند ترومن هنگام حضور مصدق در آمریكا شرایطی را به وجود آورد تا مصدق با بازدید از شركت های مختلف نفتی و توان تولید آنها در نقاط مختلف جهان به این امر پی ببرد كه آلترناتیوهای فراوانی برای نفت ایران وجود دارد و آمریكا با حذف قانون ضدتراست و با دادن اختیارات بیشتر و اعطای مصونیت قضایی به كارتل های نفتی سعی داشت تا از این راهكارها بتواند به جبران كسری عظیم نفت جهان كه ناشی از قطع تولیدات نفتی ایران بود بپردازد. همچنین با پرداخت سیصد میلیون دلار به دولت انگلستان مشكلات اقتصادی به وجود آمده ناشی از خلع ید در ایران برای این كشور را كاهش دهد.
دكتر مصدق پس از پذیرش نخست وزیری با استراتژی بهره گیری از تعارضات موجود میان كشورهای قدرتمند برای دستیابی به نتایج مثبت در برنامه های خود وارد عرصه شد اما از این نكته غافل ماند كه كشورهای مركز به خصوص بلوك غرب به خاطر اهداف بلند مدتی كه در عرصه سیاسی خود دارند در مقابل هم صف آرایی نمی كنند و حتی قطب مخالف شوروی هم از همكاری با مصدق امتناع كرد و ترومن با استفاده از اصل چهار و درخواست مصدق برای استفاده از كمك های این صندوق سعی در كنترل و هدایت دولت داشت. اما دولت ترومن فقط درصد كمی از این صندوق را در اختیار ایران گذارد و اعطای باقی مانده آن را در گرو حل مسئله نفت با انگلستان و پیوستن ایران به بلوك غرب یعنی «مقررات پیمان امنیت متقابل» مشروط كرد. بنابراین این تنها دولت آیزنهاور و شخص او نیست كه به تنهایی موافقت خود را با كودتا اعلام می كند بلكه عدم پذیرش مصدق با اعطای هرگونه امتیازی به كشورهای غربی و عدم عدول از قانون
۹ ماده ای ملی شدن نفت و بی نتیجه ماندن مذاكرات متعدد نفتی و سرسختی مصدق در كسب منافع ملی كشور و تاثیر آن بر جنبش های ملی و ضدغربی و الهام گیری از سیاست های مصدق در كشورهای دیگر جهان سوم در دولت ترومن و اوایل دولت آیزنهاور سبب شد تا دولتمردان آمریكا دیگر به مسئله ای جز كودتا نیندیشند.
مهرزاد جوادی كوچك سرایی
منبع : روزنامه شرق