چهارشنبه, ۲۷ تیر, ۱۴۰۳ / 17 July, 2024
مجله ویستا


تالاب های ایران سقایان تشنه


تالاب های ایران سقایان تشنه
قدیمی ترها یادشان هست وقتی به استان گیلان و شهرستان انزلی سفر می کردند، با آبگیری طبیعی و بسیار بزرگ مواجه می شدند که به «مرداب انزلی» (پهلوی) معروف بود. این مرداب هنوز هم وجود دارد و در کنار ساحل بندر انزلی و طبیعت زیبای منطقه، از مهم ترین جاذبه های توریستی شمال کشور به حساب می آید. امروزه دیگر در متون علمی و مطبوعاتی به آن آبگیر بزرگ، «مرداب» نمی گویند بلکه واژه یی جامع تر به نام «تالاب» به آن اطلاق می شود. طبق یک تعریف جامع، تالاب به مناطق طبیعی مردابی، آبگیر یا برکه های مصنوعی گفته می شود که به طور دائم یا موقت دارای آب هستند. فرقی نمی کند آب آنها ساکن یا جاری یا اینکه شیرین یا شور باشد. البته مناطقی از دریاها نیز جزء تالاب ها به حساب می آیند با این شرط که عمق آنها هنگام پایین ترین جذر آب، کمتر از شش متر باشد. در واقع کلمه تالاب از ترکیب دو کلمه «تال» به معنی آبگیر و «آب» ساخته شده است. «تال» در گویش گیلکی به معنای نیلوفر آبی نیز آمده است.
● چرا تالاب ها مهم هستند
بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران علوم طبیعی و اکولوژی معتقدند انسان ها هنوز نتوانسته اند به درستی و به صورت کامل به اهمیت تالاب ها پی ببرند و آنچه ما به عنوان فواید تالاب ها می دانیم تنها بخش کوچکی از شناخت این مواهب الهی است و بخش عمده فواید تالاب ها هنوز برای بشر روشن نشده است. اما با همین شناخت محدود انسان از طبیعت، می توان فواید بسیاری را برای تالاب ها برشمرد.
از نظر اکولوژیک، تالاب ها اهمیت بسیار زیادی دارند. ضرب المثل «هر جا که آب هست، آبادانی هم هست» را همه شنیده ایم. در واقع تالاب ها کانون حیات و نبض تپنده یک منطقه هستند. زیستگاه گونه های مختلف جانوری و گیاهی هستند. جالب است بدانید بسیاری از گونه های نادر پرندگان مهاجر مانند درنای سیبری، گیلانشاه خالدار و... را می توانید در کنار تالاب ها بیابید. گونه های فراوان گیاهان شناور و زیرآبی فقط در تالاب ها یافت می شوند. جدا از فواید تالاب ها در اکولوژی مناطق مجاورشان، اثرات مثبت فراوانی نیز برای انسان ها دارند.
تالاب ها به عنوان ذخیره گاه آب عمل می کنند تا جایی که تهیه آب کشاورزی، تماماً وابسته به تالاب هاست. علاوه بر آن صنایعی چون شیلات و چوب نیز وابستگی مستقیمی به تالاب ها دارند. بیش از دو سوم برداشت ماهی در جهان به سلامت تالاب ها بستگی دارد و درصد بالایی از جنگل های با قابلیت برداشت چوب، محتاج تالاب ها هستند.
تالاب ها به عنوان مخازن بزرگ بر سر راه سیلاب های ویرانگر قرار می گیرند و موجب کاهش بلایای طبیعی می شوند. آنها با تبخیر و ایجاد رطوبت در هوا، از حرارت زیاد می کاهند و در زمستان سرمای بیش از حد را کاهش می دهند. یکی دیگر از عملکردهای جالب تالاب ها تصفیه و پالایش است. رودخانه هایی که به تالاب ها می ریزند، اگر حامل مواد آلاینده، سموم و... باشند، وقتی وارد تالاب می شوند، به دلیل جریان آرام و بعضاً ساکن آب در تالاب، آلاینده های خود را ته نشین کرده و در کف تالاب ساکن می کنند. بسیاری از این مواد تجزیه شده و به مصرف گیاهان درون و اطراف تالاب می رسند. به این ترتیب آب در تالاب ها آلودگی کمتری داشته و از کیفیت بالاتری برخوردار است. پالایندگی تالاب البته فقط محدود به آب نمی شود. گیاهان اطراف تالاب در فرآیند فتوسنتز، دی اکسیدکربن موجود در هوا را دریافت کرده و کربن آن را در خود ذخیره می کنند. به علاوه برگ های خزان زده و شاخ و برگ گیاهان در کف تالاب انباشته شده و پس از تجزیه، کربن موجود در آنها در کف تالاب ذخیره می شود. به این صورت تالاب ها در جذب دی اکسیدکربن که یکی از گازهای گلخانه یی و عامل گرم شدن زمین است نقش بسزایی دارند.
به مسائل بالا، چشم انداز زیبای تالاب ها را نیز اضافه کنید. این مناطق، تفرجگاه های پرطرفداری هستند و می توانند برای ساکنان اطراف تالاب ، سودهای اقتصادی زیادی از راه توریسم به ارمغان بیاورند. همچنین نزد جانورشناسان، گیاه شناسان، زمین شناسان و دانشمندان رشته های علوم طبیعی، تالاب ها مناطق پراهمیتی برای تحقیقات علمی به شمار می آیند. همان طور که نقل آن رفت بسیاری از گونه های نادر گیاهی و جانوری در تالاب ها قابل مشاهده و تحقیق هستند.
● حفاظت از تالاب ها
توجه به تالاب ها و اهمیت آنها در حیات کره زمین از اواسط دهه ۶۰ میلادی آغاز شد. بهتر بگوییم توجه جدی به مسائل زیست محیطی از این سال ها آغاز شد. انقلاب صنعتی باعث شده بود انسان فقط به پیشرفت توجه کند اما در دهه ۱۹۶۰ آنقدر میل به توسعه و پیشرفت در بشر بالا گرفته بود که مساله محیط زیست و محدودیت منابع به کلی از خاطر انسان پاک شده بود.
در اواخر این دهه شخصی به نام راشل کارسون کتابی نوشت و در آن با قلمی توانا تصویری از وضعیت آن زمان امریکا را به رشته تحریر درآورد. کتاب او «بهار خاموش» نام داشت. هر چند کارسون در کتابش تنها به اثرات سموم دفع آفات گیاهی و خطرات ناشی از استفاده بی رویه آنها اشاره کرده بود، اما همین اشاره کافی بود تا علاقه مندان به طبیعت را به جنب و جوش وادارد. دیگر انسان های ساکن زیست کره به مساله یی به نام محیط زیست حساس شده بودند، اثرات زیانبار بی توجهی به آن را می دیدند و عده یی نیز با جدیت سعی در ترمیم تخریب ها داشتند.
بحث های زیست محیطی آنقدر در محافل کوچک و بزرگ بین المللی بالا گرفت تا اینکه اولین قرارداد بین المللی در حوزه محیط زیست شکل گرفت. جالب است بدانید این قرارداد در مورد تالاب ها بود و دولت وقت ایران بنیانگذار آن بود. این قرارداد در پی اجلاسی شکل گرفت که شروع آن در دوم فوریه ۱۹۷۱ (برابر با ۱۳ بهمن ۱۳۴۹) و در شهر رامسر اتفاق افتاد.
حاصل این اجلاس بین المللی، کنوانسیونی بود که با هدف حفظ تالاب های دارای اهمیت بین المللی برای زیستگاه پرندگان آبی منعقد شد و به خاطر اینکه در شهر رامسر به وجود آمد به «کنوانسیون رامسر» معروف شد.
پس ایران پیشقدم اولین حرکت های جهانی در حفظ محیط زیست و به خصوص تالاب ها بود. در رامسر پس از این اجلاس، سندی تنظیم شد که به دولت ها پیشنهاد هایی را در جهت حفظ تالاب های با اهمیت می داد. کنوانسیون ها در ابتدا برنامه یی پیشنهادی هستند که مشارکت اولیه دولت ها در این برنامه به صورت داوطلبانه است اما اگر تعداد دولت های عضو از حد مشخصی بیشتر شود این برنامه پیشنهادی تبدیل به دستور العمل شده و اصطلاحاً لازم الاجرا می شود. برای کنوانسیون رامسر نیز چنین اتفاقی افتاد. در اواخر ۱۹۷۵، وقتی دولت وقت یونان با امضای کنوانسیون رامسر کشورش را به عضویت آن درآورد، این کنوانسیون لازم الاجرا شد.
در اصل کنوانسیون رامسر ساز و کاری را فراهم می کند که از طریق آن، دولت ها بتوانند در حفظ تالاب هایشان مشارکت و مشورت کنند. مثلاً از طریق صندوقی که برای این کنوانسیون در سازمان ملل متحد شکل گرفته، برای محافظت از تالاب هایشان وام بگیرند یا از تجربیات دیگر کشورهای عضو بهره ببرند و مشاوره علمی بگیرند.
تا امروز ۱۵۸ کشور به این کنوانسیون پیوسته اند و با معرفی ۱۷۵۷ تالاب در سراسر جهان مساحتی بیش از ۱۶۱ میلیون هکتار را تحت پوشش قرار داده اند. به فهرستی که تالاب های مهم جهان در آن ثبت می شوند، «لیست یا سایت رامسر» می گویند. اما ممکن است بعضی از تالاب های ثبت شده به خاطر شرایطی مثل بهره برداری نادرست، جنگ، فجایع زیست محیطی، خشکسالی و... در معرض خطر قرار بگیرند. به همین خاطر فهرست دیگری تهیه شد که به «فهرست مونترو» معروف است. در فهرست مونترو اسامی تالاب هایی که در معرض خطر هستند نوشته می شود و دفتر کنوانسیون رامسر از دولت های عضو می خواهد با کمک های علمی و مالی به کشور صاحب تالاب کمک کنند از مرگ تالاب جلوگیری شود. انتخاب یک تالاب برای ثبت در سایت رامسر شرایط خاصی دارد. تالاب باید از نظر اکولوژی، جانورشناسی، گیاه شناسی، هیدرولوژیکی و... موقعیت خاصی داشته باشد مثلاً باید نماینده یک اکوسیستم نادر و خارق العاده باشد یا اینکه دارای ارزش ویژه یی برای بقای تنوع زیستی یک منطقه باشد. البته وسعت تالاب اهمیت چندانی در ثبت برای لیست رامسر ندارد. تالاب هایی هستند که چندین میلیون هکتار وسعت دارند و بعضی دیگر وسعت شان به زحمت بیش از هزار متر مربع است. آنچه مهم است اثر تالاب در منطقه و اهمیت آن است که برای ثبت مورد توجه قرار می گیرد.
● تالاب های ایران
تاکنون ۲۲ تالاب از کشورمان در لیست رامسر قرار گرفته اند. ۱۸ تالاب در سال ۱۹۷۵ به صورت یکجا به ثبت رسیدند که جزء اولین تالاب های ثبت شده جهان هستند. (ردیف های ۳۶ تا ۵۳ فهرست ۱۷۵۷ تالابی رامسر) چهار تالاب دیگر به ترتیب در ۱۹۹۹ (دو مورد)، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ میلادی به ثبت رسیدند اما از این فهرست ۲۲ موردی، ۷ تالاب در فهرست مونترو قرار گرفته اند. تالاب های مهم ثبت شده در فهرست مونترو را در اینجا به اختصار می آوریم.
۱) شبه جزیره میانکاله، خلیج گرگان و لپوی زاغمرز؛ در استان گلستان قرار گرفته و یکصدهزار هکتار وسعت دارد و در ۱۹۷۵ به ثبت رسید.
۲) دریاچه پریشان و دشت ارژن؛ در استان فارس قرار دارد و با وسعت ۶۲۰۰ هکتار در سال ۱۹۷۵ به ثبت رسید.
۳) دریاچه ارومیه؛ بزرگ ترین دریاچه داخلی کشور است که با وسعت ۴۸۳ هزار هکتار در سال ۱۹۷۵ به ثبت رسید. متاسفانه امروزه به دلیل سدهای فراوانی که روی رودخانه های ورودی به این تالاب احداث شده و برداشت بی رویه آب وسعت این تالاب بسیار کمتر از رقمی است که در سایت رامسر ثبت شده است.
۴) دریاچه های نیریز و تالاب های کم جان؛ این مجموعه آب شور در استان فارس قرار دارد. وسعت آن ۱۰۸ هزار هکتار بوده و در ۱۹۷۵ ثبت شد، اما امروزه در فهرست مونترو قرار گرفته است.
۵) تالاب انزلی؛ ۱۵ هزار هکتار از وسعت استان گیلان به نام تالاب انزلی شناخته می شود. این تالاب که روزگاری صاحب چشم اندازهای بی بدیل و پرندگان منحصر به فرد بوده، امروزه با مشکلاتی جدی نظیر عبور جاده میانگذر، آلودگی های شدید صنعتی و انسانی، گونه های مهاجم و... روبه رو است و با خطر نابودی دست و پنجه نرم می کند. نام این تالاب منحصر به فرد نیز در لیست مونترو قرار گرفته است.
۶) تالاب شادگان؛ در واقع این تالاب ۴۰۰ هزار هکتاری، ادامه تالاب بسیار بزرگ «هورالعظیم» در کشور عراق است. هورالعظیم تنها تالاب ثبت شده عراق در رامسر است. تالاب شادگان در ۱۹۷۵ به ثبت رسید و هم اکنون در فهرست مونترو قرار دارد.
۷) هامون صابری- هامون هیرمند؛ این دو تالاب جمعاً به وسعت ۵۰ هزار هکتار در استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته اند و در ۱۹۷۵ به سایت رامسر اضافه شده و هم اکنون در فهرست مونترو ثبت شده اند.
۸) دریاچه قوپی؛ با وسعت ۱۲۰۰ هکتار در استان آذربایجان غربی قرار گرفته و در ۱۹۷۵ به ثبت رسیده است.
۹) هامون پوزک؛ ۱۰ هزار هکتار وسعت دارد. این تالاب نیز در ۱۹۷۵ در فهرست رامسر قرار گرفت ولی در فهرست مونترو نیز قرار دارد. محل آن در ۴۰ کیلومتری شهرستان زابل است.
۱۰) شورگل، یادگارلو و درگه سنگ؛ مجموعه یی از سه دریاچه در ۳۵ کیلومتری مهاباد در آذربایجان غربی که جمعاً با وسعت ۲۵۰۰ هکتار در ۱۹۷۵ در رامسر ثبت شدند و امروزه در لیست مونترو قرار دارند.
۱۱) تالاب بندر کیاشهر و دهانه سفیدرود؛ با ۵۰۰ هکتار وسعت در استان گیلان قرار گرفته و در ۱۹۷۵ به لیست اضافه شد.
۱۲) دریاچه امیر کلایه؛ این تالاب گیلان نیز ۱۲۳۰ هکتار وسعت دارد و ۱۹۷۵ سال ثبت آن بود.
۱۳) گوری گل؛ در استان آذربایجان شرقی با وسعت ۱۲۰ هکتار قرار دارد و همانند تالاب های پیشین در ۱۹۷۵ به ثبت رسید.
۱۴) دریاچه های آلاگل، آلماگل و آجی گل؛ هر سه در دشت ترکمن صحرا و در مجاورت مرز ترکمنستان قرار دارند. ۱۴۰۰ هکتار وسعت داشته و امروزه در لیست مونترو قرار دارند. ثبت در فهرست رامسر به ۱۹۷۵ باز می گردد.
۱۵) تنگه خوران؛ یکصد هزار هکتار وسعت این تالاب است که در نواحی گلی ساحلی و حرا در شمال خلیج فارس در استان هرمزگان قرار گرفته است و در ۱۹۷۵ به ثبت رسید.
۱۶) دلتای رود شور، رود شیرین، رود میناب؛ در استان هرمزگان با وسعت ۴۵ هزار هکتار در ۱۹۷۵ به ثبت رسید.
۱۷) دلتای رود گز و رود حرا؛ این تالاب ها در شمال شرقی تنگه هرمز واقع شده اند و با مساحت ۱۵ هزار هکتار در ۱۹۷۵ به ثبت رسیده اند.
۱۸) تالاب گاوخونی و تالاب های زاینده رود؛ جمعاً به مساحت ۴۳ هزار هکتار در استان اصفهان واقعند و در ۱۹۷۵ به ثبت رسیده اند.
۱۹) خلیج گواتر و هورباهو؛ در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. وسعت آن ۷۵ هزار هکتار است و اولین تالابی است که پس از انقلاب اسلامی در ۱۹۹۹ به ثبت رسید.
۲۰) جزیره شیدور؛ شیدور جزیره یی کوچک در شرق جزیره لاوان در استان هرمزگان است که با ۸۷۰ هکتار وسعت، در واپسین روزهای قرن بیستم (۲۹ دسامبر ۱۹۹۹) به ثبت رسید.
۲۱) گمیشان؛ این تالاب در سال ۲۰۰۱ با وسعت ۱۷۷۰۰ هکتار در فهرست به ثبت رسید. گمیشان در استان گلستان قرار دارد.
۲۲) فریدون کنار، آب بندهای سرخ رود و رازباران؛ این مجموعه تالابی به عنوان آخرین تالاب های ایرانی سال ۲۰۰۳ در فهرست رامسر ثبت شده اند. وسعت آنها ۵۴۲۷ هکتار است و در استان مازندران قرار دارند.
از این ۲۲ تالاب، هفت تالاب با عنوان در معرض خطر در فهرست مونترو قرار گرفته اند. البته وضعیت تالاب هایی نیز که در فهرست مونترو قرار نگرفته اند مناسب نیست و با پیشرفت همین روند، اضافه شدن تمامی تالاب های ثبت شده کشور به فهرست مونترو اتفاقی دور از ذهن نیست. در سال جاری به علت کاهش بارندگی های بهاری، در بسیاری از محافل علمی، صحبت از خشکسالی به میان آمد. نباید فراموش کنیم کشور ما روی کمربند خشک کره زمین قرار گرفته است. حتی مناقشه یی هم بر سر اینکه گرم ترین نقطه کره زمین در ایران (دشت کویر) است نیز وجود دارد. با این اوصاف کشور ما بدون هیچ شکی کشوری است خشک با میزان بسیار کم رطوبت و بارندگی. پس اگر در چند سال گذشته بارندگی و رطوبت به میزان مناسبی وجود داشته است، دلیلی بر خوش اقبالی ما ایرانیان در آن سال ها بوده است. اما این اتفاق آن طور برداشت شده است که آب و هوای عمومی کشور ما همیشه مناسب است و بارش نزولات جوی همیشه به میزان قابل قبولی وجود داشته. به همین دلیل امروزه که بارش در حد کمی است از کلمه خشکسالی استفاده می کنیم.
باید گفت واقعیت کاملاً برعکس است. در سال هایی که بارندگی میزان مناسبی دارد باید از واژه «تر سالی» استفاده کنیم و در سال هایی که بارندگی کم است باید واژه«آب و هوای طبیعی» را به کار ببریم.
آنچه باعث شده در سال جاری بیش از هر سال دیگری کمبود آب را احساس کنیم و گناه را به گردن اقلیم و خشکسالی بیندازیم، مدیریت غلط منابع آب است. همان مدیریتی که ورودی آب مخازن طبیعی را با سدهای متعدد مسدود می کند و اجازه می دهد حجم عظیمی از آب قابل استفاده، بی جهت تبخیر شود.
اگر به تاریخ رجوع کنیم، گذشتگان ما به خوبی راه ذخیره و مدیریت منابع آب را در این اقلیم گرم و خشک دریافته بودند. آنها از کاریز استفاده می کردند تا جلوی تبخیر آب را بگیرند. متاسفانه امروزه بزرگ ترین تهدید برای تالاب های کشور، مدیریت نادرست منابع آب است. به طوری که در حال حاضر دریاچه ارومیه در حال خشک شدن است، آن هم به دلیل وجود ۱۴ سد روی ورودی های دریاچه. ممکن است تصورش سخت باشد، اما امکان پذیر است. مشابه همین اتفاق برای دریاچه آرال در روسیه افتاد. زمانی که کشور شوراها پنبه را طلای سفید نام نهاد و تلاش وافری برای تبدیل شدن به بزرگ ترین تولید کننده پنبه در جهان می کرد، هیچ کس به خشک شدن آرال فکر نمی کرد. آب تمامی رودخانه ها به طرف مزارع گندم تغییر مسیر داد. ورودی آرال هر روز کمتر و کمتر شد تا اینکه از آرال فقط گودالی ماند پر از نمک. نمک ها را باد با خود جا به جا می کرد و به زمین های پنبه می برد. حدس زدن بقیه ماجرا کار سختی نیست. پنبه ها خشک شدند و زمین های پنبه هم شور شدند و دیگر قابل کشت نبودند. آری، آرزوهای رهبران کمونیسم ناکام ماند و سرخوشی شان از تولید انبوه پنبه فقط چند سالی بیشتر دوام نداشت. وضعیت منابع آب ایران نیز دست کمی از شوروی سابق ندارد. به جرات می توان گفت هیچ تالابی در ایران (چه ثبت شده در رامسر و چه ثبت نشده) از گزند توسعه ناپایدار در امان نمانده است. هنوز دو ماه از خشک شدن تالاب استیل آستارا نگذشته، تالاب هامون هم برای بار دوم در چند سال اخیر به کلی خشک شده است. تالاب میقان اراک در نبردی نابرابر با آلاینده های صنایع اطرافش دست و پنجه نرم می کند و قصه تالاب انزلی و ارومیه و بختگان و پریشان و... را هم همگان می دانند. و این سرنوشت تالاب های کشوری شد که خود اولین بار پاشنه ها را برای نجات و حفظ تالاب هایش کشید.
حمید رضا میرزاده؛
منبع : روزنامه اعتماد