یکشنبه, ۲۷ خرداد, ۱۴۰۳ / 16 June, 2024
مجله ویستا

اورکا - Orca


اورکا - Orca
سال تولید : ۱۹۷۷
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : لوچانو وینچنتسونی
کارگردان : مایکل آندرسن.
فیلمنامه‌نویس : سرجو دوناتی و وینچنتسونی.
فیلمبردار : تد مور.
آهنگساز(موسیقی متن) : انیو موریکونه.
هنرپیشگان : ریچارد هریس، شارلوت رامپلینگ، ویل سمپسن، بو درک، کینان وین، اسکات واکر و رابرت کارادین.
نوع فیلم : رنگی، ۹۲ دقیقه.


نیو فوندلند. وقتی «ناخدا نولان» (هریس) می‌بیند که یک نهنگ قاتل (از جنس اورکا اورکینوس) انسانی را از چنگ یک کوسه بزرگ سفید نجات می‌دهد، با آگاهی از احتمال به جیب زدن سود مالی فراوان، تصمیم می‌گیرد یکی از این نهنگ‌ها را شکار کند یا بکشد. «ریچل بِدراد» (رامپلینگ)، یک زیست‌شناس دریائی که درباره نهنگ‌ها تحقیق می‌کند، سعی دارد «نولان» را از این کار منصرف کند اما موفق نمی‌شود. آنان به گروهی از نهنگ‌ها برمی‌خورند. «نولان» سعی می‌کند به بزرگ‌ترین آنها شلیک کند، اما به جایش یک نهنگ ماده را صید می‌کند. نهنگ را به بالای عرشه می‌کشند و در اینجا بچه‌اش سقط می‌شود و «نولان» که از شباهت جنین نهنگ به جنین انسان ترسیده، دستور می‌دهد جنین را به دریا بیاندازند. حالا اورکای نر خشمگین، «نولان» را هدف می‌گیرد و به کشتی حمله می‌کند. «نولان» دستور می‌دهد که اورکای ماده را پائین بیاورند اما در حین این کار، همکارش «نوواک» (وین) کشته می‌شود. حضور اورکای نر در آب‌های ساحلی باعث ترس و وحشت همه می‌شود. «ریچل» و سرخ‌پوستی به‌نام «اومیلاک» (سمپسن) به «نولان» هشدار می‌دهند که اورکای نر در پی انتقام مرگ جفتش است. نهنگ به تمام کشتی‌ها در بندرگاه حمله می‌کند به جز کشتی «نولان». در نهایت «نولان» که از سوی ماهی‌گیرها تهدید شده و خودش نیز از اتفاقاتی که بر سر همکارانش آمده، ترسیده، با «ریچل»، دستیار او، «کن» (کارادین) و «اومیلاک» برای کشتن نهنگ راهی می‌شوند. دینامیت و اسلحه کارساز نیست و نهنگ کشتی را به سمت شمال می‌کشاند، جائی که میان صخره‌های یخ‌گیر می‌افتد. «نولان» نهنگ را مجروح می‌کند اما هم خودش و هم «اومیلاک» کشته می‌شوند و «ریچل»، مستأصل و سرگردان در یخ‌ها برجای می‌ماند.
* از رده فیلم‌هائی که پس از توفیق آرواره‌های استیون اسپیلبرگ (1975) ساخته شدند؛ این بار ماهی مرگبار یک نهنگ است که ظاهراً باید به حادثه‌پردازی ابعاد گسترده‌تری بدهد. اما اورکا ظرفی کوچک‌تر از محتوای حماسی و زیست‌شناسانه‌اش دارد. و موفقیتش درجائی است که به فرمول افسانه‌ای و غیر واقعی خود در ژانر هیولائی / خیال‌پردازانه متکی می‌ماند. هریس در نقش شخصیت اصلی فیلم یکی دیگر از بازی‌های تک‌بُعدی‌اش را ارائه می‌دهد.