یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

رئیس جمهور یا قهرمان؟


در این میان جمعی هم هستند كه بر تردیدهای معین می افزایند. این افراد دو دسته اند: آنان كه از آغاز قصد رای دادن به هیچ كس را نداشتند و آنان كه هیچ گاه قصد رای دادن به معین را نداشتند و بعضاً در ستادهای رقیب او فعالیت می كنند. با وجود این می توان مستقل از آنكه خویش را در ردیف رای دهندگان به معین معرفی كنیم صادقانه اندكی در تحلیل وضع موجود و راه برون رفت از آن به معین كمك كنیم: جوهر استدلال كسانی كه مخالف تداوم حضور معین در صحنه انتخابات ریاست جمهوری هستند بر این نكته استوار است كه چون وی پیش از دوم خرداد ۱۳۸۴ در مبارزات انتخاباتی اش بر مخالفت با حكم حكومتی تاكید كرده، نمی تواند با حكم حكومتی به صحنه انتخابات برگردد. حكم حكومتی واژه ای است مبهم و چند پهلو كه به ویژه در سالیان اخیر مكرر در ادبیات سیاسی ایران به كار رفته است. اولین كسی كه از این حكم برای حل مشكلات سیاسی كشور استفاده كرد سید محمد خاتمی بود كه در بهار ۱۳۷۷ غلامحسین كرباسچی شهردار تهران را با حكم مقام رهبری از زندان رهایی داد. مهمترین مصداق استفاده از حكم حكومتی اما زمانی رخ داد كه شورای نگهبان از تائید صحت راهیابی ۳۰ نماینده اصلاح طلب تهران خودداری كرد و حتی زمانی كه رهبری نظر به تائید نتیجه انتخابات دادند شورای نگهبان در اطلاعیه خود این تائیدیه را موكول به نظر رهبری و نه تجدیدنظر خود كرد و پس از این حادثه حكم حكومتی دیگری رخ نمود كه مشهورترین حكم حكومتی به یادمانده است. هنگامی كه همان نمایندگان اصلاح طلب با تنظیم طرحی فوری طرح اصلاح قانون مطبوعات را به صحن مجلس آوردند و با نظر مقام رهبری و اجرای رئیس وقت مجلس طرح از دستور خارج شد. اگرچه این نظر با رای اكثریت نمایندگان مجلس ششم تفاوت داشت اما این پایان عمر حكومتی نبود و دیگر احكام حكومتی در قلمرو منازعه اصلاح طلبان و محافظه كاران و به سود گروه اول تمام شد. پس از مدتی پس از درگذشت مرحوم علیرضا نوری در حالی كه عبدالله نوری سكوت اختیار كرده بود و هیچ درخواستی را مطرح نمی كرد نمایندگان مجلس نامه ای به رهبری نوشتند و نوری پس از تحمل چندسال زندان، دیگر به اوین بازنگشت. همین اتفاق درباره تحقیق و تفحص مجلس ششم از صدا و سیما رخ داد و در آخرین نمونه به منع مجلس هفتم از استیضاح وزرای سیدمحمد خاتمی منتهی شد. مجلسی كه برگزاری انتخابات آن خود محصول حكم حكومتی بود بدین معنا كه با وجود عمل نكردن شورای نگهبان به نظر مقام رهبری در بررسی مجدد صلاحیت ها (تصریح شده در نامه روسای جمهور و مجلس ششم) هنگامی كه اصل برگزاری انتخابات از سوی دولت مورد تردید قرار گرفت بر برگزاری آن تاكید شد. این گونه است كه می توان گفت گرچه حكم حكومتی به عنوان امری فراقانونی در عالم تئوری مورد نقد اصلاح طلبان قرار گرفته است اما در عمل نتایج آن عمدتاً به سود اصلاح طلبان پایان یافته است. بدیهی است از نگاهی اصولگرایانه نمی توان به حكم حكومتی به عنوان راهكاری اجرایی نگاه كرد اما از نگاهی عمل گرایانه و در شرایطی كه قدرت بی نظیر نهادهایی مانند شورای نگهبان سبب انسداد راه شده است عملاً استفاده از راه حل هایی مانند گفت وگو و تفاهم گرچه ممكن است اصولگرایانه نباشد اما عین اصلاح طلبی است. اصلاح طلبی برخلاف انقلابی گری رفتاری مسالمت آمیز، سازش جویانه و مبتنی بر رعایت قواعد بازی است. قواعدی كه فقط در متون قانونی نوشته نشده اند و بخشی از آن قابل مذاكره در همان چیزی است كه از سوی اصلاح طلبان به عنوان ساخت حقیقی قدرت شناخته می شود. می توان با تزریق محتوایی دموكراتیك این قواعد نظم ناپذیر را به نظم درآورد.
مثلاً مصطفی معین می تواند به عنوان یك نامزد ریاست جمهوری به رهبری پیشنهاد كند برای جلوگیری از یك امر مكرر یعنی نظارت مورد نقد شورای نگهبان (كه تاكنون در انتخابات مجلس سوم، مجلس ششم و ریاست جمهوری آینده منجر به دخالت عالی ترین مقام كشور شده است) چاره ای اندیشیده شود. ایجاد وضعیت قانونی تجدیدنظر در رای شورای نگهبان، طراحی یك دادگاه مافوق این نهاد متشكل از حقوقدانان مستقل یا پیشنهاد تغییر تركیب این شورا می تواند بخشی از كارهای آینده مصطفی معین را تشكیل دهد. از سوی دیگر پذیرش نظم موجود به خصوص برای كسی كه می خواهد دومین مقام عالی رتبه همین نظام شود ایجاب می كند مصطفی معین از فرصت پیش آمده برای شنیدن یك صدای بیشتر در حاكمیت استفاده كند. انتخابات ۲۷ خرداد هم اكنون نسبت به انتخاب های مشابه خود در ۲۴ سال گذشته «آزادتر» است. حداقل شش جریان عمده سیاسی؛ جبهه مشاركت، روحانیون مبارز، كارگزاران سازندگی، آبادگران ایران اسلامی و موتلفه اسلامی نامزد های مورد نظر خود را توانسته اند در انتخابات شركت دهند. این انتخابات البته «آزادترین» انتخابات نیست چرا كه روشنفكران ملی- مذهبی به ویژه نهضت آزادی و نیز روشنفكران عرفی نتوانسته اند نامزد های خاص خود را در انتخابات داشته باشند. همچنان كه در انتخابات شكوهمند دوم خرداد ۱۳۷۶ آنان غایب و محروم بودند. اما اگر باور كنیم آزادی نسبی است و دموكراسی پدیده ای تكاملی است می توانیم انتخابات اخیر را یك گام به جلو در به رسمیت شناختن رقابت ها و متمایز شدن جناح ها بدانیم. در عین حال رقابت كامل تنها شرط یك انتخابات آزاد نیست كامل تر از رقابت فعلی در انتخابات دومین دوره شورا های شهر و روستا شكل گرفت كه چون مردم از آن رقابت كامل غایب بودند هرگز به شكوهمندی رقابت نسبی دوم خرداد نرسید. بنابراین هر كسی كه هنوز اصلاح طلب است و قصد دارد از پلورالیسم سیاسی در حكومت دفاع كند راهی ندارد جز آن كه معین را به ادامه مبارزات انتخاباتی تشویق كند. حضور معین عملاً به نماد تكثر در انتخابات ریاست جمهوری تبدیل شده است و همه نامزد هایی كه می خواهند در یك رقابت آزاد برنده شوند، باید او را به ادامه حضور تشویق كنند. دموكراسی یعنی افزایش گزینه های پیش روی مردم و حضور معین همین معنا را می دهد. هر كسی كه با مفروض گرفتن تئوری توطئه، معین را از حضور در انتخابات ۲۷ خرداد منع می كند، در واقع قصد دارد امكان اصلاح طلبی را از او سلب كند و این تحلیل البته محدود به كسانی است كه اصلاحات را در هر شكل و روش بی نتیجه می دانند. با وجود این معین هنوز اصلاح طلب است و به همین دلیل نامزد ریاست جمهوری شده است. ممكن است به هر دلیل او رقابت های ۲۷ خرداد را به رقیبان خود واگذار كند اما در آن صورت در یك رقابت دموكراتیك از دیگران شكست خورده است و این به نفع دموكراسی است. اما اگر او نامزدی ریاست جمهوری را وانهاد، در واقع امكان برگزاری یك رقابت دموكراتیك را شخصاً از بین برده است و این به سود دموكراسی نیست. معین مظهر رقابت است نه مشاركت یا پیروزی كه این هر دو به رای مردم بستگی دارد نه هیچ كس دیگر.اكنون مصطفی معین میان دو گزینه در تردید است: قهرمان شدن و رئیس جمهور شدن. او برای قهرمان شدن نامزد نشد برای رئیس جمهور شدن نامزد شد. قهرمانان شجاع در تاریخ ایران بسیارند. سیاستمداران زیرك اندكند. دستیابی به جسارت قهرمانی تنها اندكی جرات می خواهد اما جسارت رئیس جمهور شدن در این شرایط شكننده بیش از همه به تصمیم گیری مستقل، معتدل و معقول نیاز دارد. سرنوشت معین را كسانی مشخص میكنند كه می خواهند در انتخابات شركت كنند، نه كسانی كه میخواهند انتخابات را تحریم كنند. حتی اگر همه صداها معین را به تاریخ بخوانند و قهرمان بخواهند او باید به آینده نگاه كند و یك سیاستمدار اصلاح طلب باقی بماند. حتی اگر رئیس جمهور نشود، نام او به عنوان یك «نامزد» خوب ریاست جمهوری باقی خواهد ماند.
منبع : باشگاه اندیشه