شنبه, ۳۰ تیر, ۱۴۰۳ / 20 July, 2024
مجله ویستا


جدال با خود یا دشمن


نام فیلم؛ هیام
كارگردان و طراح صحنه؛ محمد درمنش
نویسندگان؛ غلامحسین دریانورد، عباس طهماسبی، محمد درمنش
مدیر فیلمبرداری؛ حسین ناظریان
تدوین؛ حسین زندباف
بازیگران؛ جهاد سعد، ریم‌علی، كفاح‌الخصوص، عابد فهد
تهیه‌كننده؛ مهدی همایونفر
خلاصه فیلم:هیام با حسان كه در انگلیس زندگی می‌كند در شهر جنین ازدواج می‌كند. اما دوران كوتاه بعد از ازدواج آنها با حمله اسرائیل به شهر جنین مصادف می‌شود. حسان توسط نیروهای اسرائیلی بازداشت می‌شود و خاله هیام توسط كماندوهای صهیونیست كشته می‌شود. با مرگ خاله ابهامات تازه‌ای درباره هیام به‌وجود می‌آید كه ممكن است سفر هیام به انگلیس را به تعویق بیندازد. نزاع بین «وطن» و «دشمن» به‌دلیل تضاد فوق‌العاده‌ای كه در دو قطب داستان به‌وجود می‌آورد یكی از پركشمكش و پرجدال‌ترین موقعیتهای داستانی را ایجاد می‌كند. دشمن مظهر خدعه و نیرنگ و پلیدی است و در برابر او عشق پاك یا عاطفه‌ای ترحم‌انگیز یا اراده‌ای استوار قرار دارد. داستان معمولاً حول دایره‌ای اتفاق می‌افتد كه نیروی مثبت فیلم می‌كوشد به حداقلی از مبارزه، عشق یا وطن‌دوستی اكتفا كند و حضور دشمن را نپذیرد اما دشمن در هر صورت با جاسوسی و نیرنگ یا قدرت فوق‌العاده‌اش پیروز می‌شود. و میهن‌پرستان با تحریك احساس و عاطفه تماشاگر (در عین ضعف خود) جهان داستان را به نام خود می‌كنند. چنین منحنی البته با قواعد فیلم جنگی یا ضد جنگ تناسب ندارد، بلكه بیشتر به مفاهیم و موقعیتهای انسانی در دل معركه‌ای بی‌رحم كه جز به خون و مرگ نمی‌اندیشد، تعلق دارد. «رم شهر بی‌دفاع»، «زندگی زیباست» و... نمونه‌هایی برتر از چنین موقعیتهای نمایشی هستند. «هیام» ساخته «محمد درمنش» نیز روایتی از عشقی قدیمی است كه اكنون در بند محاصره دشمن افتاده است. عاشق صدها كیلومتر را طی می‌كند تا به وطن برگشته و عشق سالهای جوانی خود را دریابد و با خود به آن سوی مرزها در امنیت و رفاه ببرد. هیام با آنكه خود را درگیر جدال با دشمن كرده و عشق به وطن و بچه‌های یتیمش را دغدغه زندگی خود كرده، اما مغلوب نیروی عشق شده و در نیمه پنهان داستان با معشوق خود برای خروج از معركه و جدال و ترك وطن به توافق رسیده است. هیام با آنكه به خانواده‌ای مبارز تعلق دارد اما عشق برای او اهمیت بیشتر از وطن یافته است. این انتخاب، شخصیت هیام را تشخص‌ می‌دهد و نیز راه را برای تردید او و اتفاقات بعدی‌اش هموار می‌كند. در برابر او همسرش شخصیتی انعطاف‌پذیر و نرم‌خو است كه معتقد است نباید با دشمن سرسختی كرد تا مشكلی ایجاد نشود. هیام البته تمایلات مبارزه‌جویانه خود را از دست نداده و جدالهای نرم اما مهم او با همسر در فصلهای آغازین فیلم بستر تنشهای مهم را زمینه‌سازی می‌كند. اما این تنشها هرگز آغاز نمی‌شوند! در حقیقت انگیزه‌های وطن‌پرستانه هیام بعد از آزادی همسر كه ناخواسته اسیر دشمن شده و آغاز جنگ بیدار می‌شود اما ظهور دراماتیكی در فیلم ندارد. آنها تصمیم می‌گیرند به هر نحو ممكن از فلسطین خارج شوند هیام با ‌آنكه دلبسته اوست اما موقعیت پرخطر خانواده‌اش و فلسطین زخمی او را بیشتر نگران می‌كند اما این نگرانی را در هیچ جدالی با او بروز نمی‌دهد. درحالی‌كه چنین كشمكشی بهانه اصلی روایت داستان و انتظار مخاطب از شخصیتهاست. با آغاز جنگ شهری، همسر هیام در موقعیتی سردرگم و غیر فعال قرار دارد. او دائما‌ً به این‌سو و آن‌سو می‌دود بدون آنكه تلاشی برای انجام مهم‌ترین خواسته خود یعنی گریز از معركه انجام دهد. نشان دادن صحنه‌های تخریب و مرگ و جراحت به جای آنكه حاشیه كشمكش اصلی باشند، گل‌درشت شده و با اطناب و زیاده‌گویی بخش عمده‌ای از فیلم را اشغال كرده‌اند. ضمن آنكه برخی پلانها نیز چند بار تكرار شده! و حمله‌ها و انفجارها تأثیر خود را از دست داده‌اند. «هیام» فیلمی نیست كه مستقیما‌ً جنگ و خونریزی اسرائیل علیه فلسطین را روایت كند اما ازدیاد صحنه‌های جنگ باعث كمرنگی خط داستانی جزئی و پراهمیتش‌ ـ یعنی عشق هیام‌ ـ شده است. گره داستانی فیلم نیز كه در اثر اشتباه مأموران اسرائیلی به‌وجود آمده به‌دلیل عدم روایت منطقی؛ اثر پركشش خود را از دست داده. مأموران امنیتی تصو‌ّر می‌كنند، هیام همان دختر مبارزی است كه مدتها به‌دنبالش بوده‌اند و با تعقیب و گریزی طولانی سعی در دستگیری او دارند. درحالی‌كه هیام فقط به آن دختر مبارز‌ ـ صباح، خاله هیام‌ ـ شباهت زیادی دارد و همین نكته مأمور امنینی را حسابی گیج می‌كند. اما این گره، چهارچوب درستی ندارد. زیرا با آنكه مأموران هیام و همسرش را بی‌دلیل متوقف و توبیخ می‌كنند، فقط همسر هیام را دستگیر می‌كنند. با آنكه در همان صحنه به هیام نیز ظنین شده‌اند. دلیل منطقی نیز برای ابراز علاقه مأمور امنیتی به همسر هیام و دستور آزادی او وجود ندارد زیرا اگر مقصود او دستگیری هیام باشد ساده‌تر از این تعقیب و گریز بیهوده می‌تواند او را دستگیر كند. البته این تعقیب و گریز می‌توانست به عاملی در ایجاد جذابیت و هیجان مضاعف بدل شود. جدال مأمور امنیتی با افسر نظامی بر سر حمله كردن یا حمله نكردن به شهر نیز به همین دلیل بیهوده به نظر می‌رسد. در حقیقت عنصر اصلی درام در این بخشها فراموش شده و فیلم در هاله‌ای از ابهام پیش می‌رود. بچه‌های یتیم‌خانه در این داستان محرك عاطفی و تقویت‌كنندهٔ حس نفرت از دشمن هستند. اما به‌‌دلیل انفعال و سردی در بازی و چیدمان داستانی فاقد تأثیر در داستان شده‌‌اند. هیام علاقه بی‌اندازه‌ای به آنها دارد و در نمونه‌های رفتاری‌اش تا حدی آن را بروز می‌دهد. اما بچه‌ها، با بازی خشك و بی‌روح خود انرژی عاطفی داستان را هدر می‌دهند. همین مشكل به نوعی دیگر در مبارزین فلسطینی نیز وجود دارد. حضور آنها اطلاعات جدیدی به مخاطب نمی‌دهد. آنها هم مثل همه مبارزین و چریكهای جان بر كف در نماهایی كلی از قبیل؛ جلسه مشورت برای دفاع، تمیز كردن اسلحه، حمله و جنگ و در نهایت مرگ یا زخمی شدن دیده می‌شوند. حضور یك یا چند مبارز فلسطینی با خصوصیات ناآشنا و غریب كه علاقه وطن‌خواهانه هیام را دامن بزند یا در تضادهای اندك با رفتارهای همسر او باشد، می‌توانست درام را جذاب‌تر كند یا حداقل شخصیت جدیدی وارد داستان كند. مبارزین در فیلم «هیام» چریكهایی عارف و روشن‌ضمیر و شخصیتهایی به‌ظاهر چند‌وجهی‌اند! یعنی همان كلی‌گویی همیشگی، كه در سینمای انقلابی تكرار شده است. شخصیت‌پردازی ضعیف در فیلمنامه و استفاده از نابازیگران باعث شده تا هیچ‌یك از شخصیتهای هیام تشخص و منزلت پیدا نكنند. و این مسئله به كمك چندگانگی روایت نیز اثری پراكنده و چند راهه به‌وجود آورده است. همچنین گریز هیام و همسرش در پایان فیلم، هر چند به نشانه‌ای از حیات آینده فلسطین بدل شده، اما غیرمنطقی است و در جایگاه روایی قرار ندارد.

حیمدرضا بیات
منبع : پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر