شنبه, ۲ تیر, ۱۴۰۳ / 22 June, 2024
مجله ویستا

پدر خوانده های بوش


پدر خوانده های بوش
از زمان استقلال آمریکا تا به امروز همیشه رئیس جمهوران این کشور وابسته به کسانی بود ه اند که نظرات آنها را به نظرات کابینه رسمی شان ترجیح می دادند.
در زمان پرزیدنت جکسون گروهی از دوستان نزدیک او در آشپز خانه کاخ سفید با او ملاقات می کردند به طوری که بعد ها از آن ها به عنوان اعضا کابینه آشپزخانه یاد شد بعد ها چهره های آن ها آشکار تر شد ه و در لابی های کنگره و کاخ سفید این مشاوران غیر رسمی دیده شدند.
در حال حاضر هم عده ای از آن ها نه در آشپز خانه یا در راهرو ها بلکه در کنار رئیس جمهور دیده می شوند کسانی که از آن ها به عنوان پدر خوانده های بوش نام می برند.
این پدر خوانده ها ۱۲ یهودی می باشند که نفوذ بسیار زیادی در سیاست داخلی و خارجی آمریکا وحتی جنگ ها و کودتا های چهار گوشه جهان دارند و بوش بدون مشورت این ۱۲ یهودی هیچ تصمیمی نمی گیرد .
این ۱۲ نفر عبارتند از:
"اروین کریستون" پدر خوانده جنبش نو محافظه کاری در آمریکا که برای اکثر مهاجران یهودی یکی از نخبگان نیویورکی به شمار می رود.
نئوسین نو محافظه کاری که ادامه حیات ایالات متحده آمریکا را از طریق استراتزی نظامی امکان پذیر می باشد.وی از حامیان سرسخت جنگ آمریکا علیه ایران در راستای جلو گیری از دستیابی ایران به فناوری هسته ای می باشد.
وی در مقاله ای در "وال استریت جورنان" نوشت: به عنوان آمریکایی و به عنوان یهودی دعا می کنم که بوش این کار را بکند ، تنها ویا همراه با اسرائیل.
"پل ولفووتیز" معمار جنگ عراق که سه سال معاونت وزارت دفاع آمریکا را بر عهده داشت، طراح نقشه تسلط نظامی آمریکا بر اوراسیا و جنگ پیش دستانه با کشور های مظنون به تولید سلاح های کشتار جمعی ،وی در سال ۲۰۰۵ توسط جرج بوش به عنوان رئیس بانک جهانی منصوب شد.
"ریچارد پرل" از وزنه های اصلی نو محافظه کار که به علت مواضع سرسختانه اش در زمینه امنیت ملی به شاهزاده تاریکی ها مشهور شده است؛ وی بنیانگذار طرح تخریب سازنده که هدف آن باز سازی ساختار خاورمیانه و خاور نزدیک می باشد.
"لوئیس لیبی" از بنیان گذاران طرح آمریکایی "قرن جدید" است که در نخستین دوره ریاست جمهوری بوش مشاور وزیر دفاع بود.
"جان بولتن" سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل که در صورت موافقت کنگره به عنوان مسئول کنترل سلاح و امنیت بین المللی گماشته خواهد شد.
"الیوت آبرامز" مشاور امنیت ملی و مسئول ارتقا دموکراسی وحقوق بشر در سال ۲۰۰۵ که ریاست کمیته آزادی بین المللی ادیان آمریکارا هم بر عهده داشت.
مایکل لدین، روبرت کاگان، دیایام کریستول، فرانک گاتی از پایه ریزان طرح قرن جدید آمریکا و از حامیان تغییر رژیم عراق بودند.
این پدر خوانده ها به حزب خاصی تعلق ندارند و در هر دو حزب جمهوری خواه و دموکرات مشاهده می شوند و مقر آن ها در نزدیکی تپه کنگره می باشد وبا داشتن مجوز کارت سفید ورودشان به وزارت امور خارجه ووزارت دفاع و شورای امنیت در هر زمان آزاد است .
آن ها اعتقاد دارند که دنیا دو راه بیشتر ندارد ؛ یا تحت سیطره کامل آمریکا قرار خواهد گرفت و یا دچار هرج و مرج واشوب خواهد شد. از نظر آن ها ملت آمریکا یک ملت استثنائی است که رسالت سلطه بر جهان را بر عهده دارد .در حقیقت این گروه پیش از ۱۱ سپتامبر از آن ها به عنوان محققین تند رو یاد می شد که کمتر کسی به آن ها می پرداخت ولی حادثه ۱۱ سپتامبر که همه این افراد از آن به عنوان تقدیر یاد می کنند همه نگاه ها را متوجه آن هاکرد به نظر این گرو ه سیاست های کلینتون ، کارتر،و امسال آن ها و یا شیوه های دیپلماتیک کسانی چون کسینجر فقط به درد اتلاف وقت می خورد،و نمی تواند منافع امریکا را حفظ کند در مقابل سیاست افرادی چون ریگان که زمان را از دست نمی داد و با هر وسیله حتی جنگ از منافع امریکا دفاع می کرد قابل پیروی است .
آنان بیان کردند ما نابود ی و تغیر رژیم ها را در دستور کار دیپلماسی بوش قرار دادیم برخی رژیم های کلیدی درجهان و منطقه خاور میانه فقط باید نابودوتعویض شوند تا اسلام نتواند درآنجا مجال رشد و نمو بیابد در این میان عراق نه بدترین رژیم و نه بیشترین حمایت را از تروریسم کرده بلکه عراق ساده ترین هدف در این میان بوده است.
این نئوکانها که از ابتدا مروج جنگ تمام عیار وهمه جانبه بر علیه ایران بوده اند پس از تجربه عراق به فکر فرو رفته اند زیرا موقعیت آن ها تضعیف شده و از این رو به فکر تشکیل گروه های ایرانی افتاده و به تماس های متعدد خود اد امه می دهند.
ایجاد تنشهای قومی و محلی و تحریک همسایگان ایران و دامن زدن به بحران منطقه ای ، ایجاد اتحاد میان گروه ها و احزاب ،اپوزسیون ایرانی برای ترویج نظرات نو محافظه کاران، تحریم اقتصادی کامل و همه جانبه ایران و به رسمیت شناختن گروه های مخالف و حمایت از آنان از جمله اقدامات آن ها می باشد.
آن ها در حقیقت همیشه در ترس به سر می برند ترسی مبهم از اینکه مبادا مورد حمله قرار گیرند، گاه ترس از اروپای شرقی و غربی، از تمدن های رقیب ، قدر ت های اقتصادی و بالاخره ترس از همه چیز و همه کس در زندگی آن ها قرار گرفته است.
● حمایت از اپوزیسیون های خارج نشین ایرانی
صدای فروریختن برج های دوقلو تجارت جهانی در روز ۱۱ سپتامبر و در مقابل دیدگان بهت زده مردم جهان، به مثابه صوراسرافیلی گشت که نومحافظه کاران آمریکا را از گورهای خود بیرون آورد.این تئوریسین ها که تا قبل از این حادثه تنها به نگارش عقاید خود بر روی کاغذ اکتفا می کردند،از آن زمان به بعد تلاش کرده تا برای فائق آمدن بر ترس خود، با قدرت هایی که هژمونی آمریکا را زیرسؤال می برند، مقابله کنند. در این میان ایران نیز یکی از گزینه های آنها برای اجرای "سیاست مهار" بوده و همچنان هست. آنها آستین های خود را بالا زده و با استفاده از مخالفین حکومت جمهوری اسلامی ایران، سلطنت طلبان، مجاهدین خلق و تازه به فرنگ آمده ها، تمام توان خود را برای ایران به کار گرفتند.
ایجاد مراکز اطلاعاتی مانند اداره ی طرح های ویژه (CSD) توسط پل ولفووتیز-که جایگزین دستگاه های اطلاعاتی سابق آمریکا شد-و ملا قاتهای سری داگلاس فیث با سناتور فرانکلین هارولد رود، آیپک وافسرهای اطلاعاتی اسراییل وانگلیس–موسوم به ملاقاتهای واشنگتن،رم،پاریس-ودیدارهای متداوم با ایرانیانی چون منوچهر قربانی فر(تاجر اسلحه) ورضا پهلوی سرآغاز یک فعالیت جدید بر علیه دولت وملت ایران شد.بطوریکه در تاریخ ۲۴ ژانویه ۲۰۰۱ که حدود چهار ماه از حادثه ۱۱ سپتامبر گذشته بود ،رضا پهلوی به یک دوره طولانی عدم فعالیت خود خاتمه داد وطی سخنرانی در واشنگتن خواستار اتحاد مخالفان حکومت فعلی واستقرار سلطنت مشروطه شد.
رضا پهلوی که تا قبل از آن از حمایتهای مالی امرای قطر ، بحرین ،مراکش وخاندان سعودی – به نقل از فریدون هویدا- بهره می برد،اینبار توانست علاوه بر آنکه از حمایتهای مالی سازمان اطلاعات امریکا سود جوید از طریق افرادی چون مایکل لدین و سم بک براون -سناتور جمهوری خواه ی که با طرح لایحه ذای تلاش کرد یکصد میلیون دلار به گروههای مخالف نظام وشبکه های رسانه ای وتلویزیونی انها تخصیص دهد- منابع مالی خود را افزایش دهد.در یان هنگام مایکل لدین که از چهره های شناخته شده ی تغییر نظام در ایران می باشد نیز بلافاصله سازمان ائتلاف برای دموکراسی درایران(CPI) را به منظور تصویب قطعنامه های مجلس سنا وتحریم های سخت علیه ایران تاسیس کرد که از اعضای آن افرادی مانند سهراب سبحانی از دوستان صمیمی ولیعهد مخلوع که خود را برای نخست وزیری آماده می کند را می توان مشاهده کرد.
رضا کوروش پهلوی طی این سال ها تمام توان خود را به کار برد تا با ایجاد ائتلاف میان اپوزیسیون های خارج نشین همچون جنبش ائتلاف برای دموکراسی در ایران و جنبش ایران فردا و تشکیل شورای اجرایی اپوزیسیون در نیویورک انتخابات در کشور ایران را فاقد مشروعیت جلوه دهد.
یکی دیگر از مخالفین نظام جمهوری اسلامی ایران گروهک تروریستی مجاهدین خلق است وزارت امور خارجه امریکا که در دهه ۱۹۸۰ از برقراری تماس با مجاهدین خلق خودداری کرده بود و در سال ۱۹۷۰ بر طبق قانون مجازات مرگ و ضدتروریسم مصوب ۱۹۹۶ این سازمان را به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی شناخته بود، پس از حادثه ۱۱ سپتامبر رویکردها در قبال این گروهک تغییر کرد به طوری که در نوامبر ۲۰۰۲ نامه ای با امضای ۱۵۰نماینده کنگره منتشر شد که در آن از رئیس جمهور امریکا خواسته شد تا سازمان مجاهدین را از فهرست تروریست ها حذف کنند. در حال حاضر این فرقه از طریق علی صفوی به همکاری تشکل های غیردولتی امریکا که با کنگره رابطه بسیار نزدیکی دارند منابع مالی خود را تأمین می کنند. شورای ملی مقاومت ایران (NCRI) نیز در قبال این حمایت ها همزمان با پیشرفت مذاکرات اتحادیه اروپا با ایران اقدام به تبلیغات اطلاعاتی در مورد برنامه های اتمی ایران کرد و از حرکت های امریکا برای کشاندن مسئله هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل حمایت کرد.
و سرانجام اپوزیسیون های تازه به فرنگ رفته مانند محسن سازگار، اکبر عطری، امیرعباس فخرآور، روستا، علی افشاری و ... که سعی دارند با استفاده از عنوان دانشجو و ایجاد جنبش هایی چون جنبش یاران دبستانی، جنبش مستقل دانشجویی و کنفدراسیون های دانشجویان برای خود در خارج کشور منابع مالی ایجاد کنند.
علی افشاری علاوه بر آنکه برای احداث رادیوی دانشجویی حدود ۷۰۰ هزار دلار از کنگره امریکا درخواست کرده بود ۵۰۰ هزار دلار دیگر نیز از وزارت امور خارجه امریکا دریافت کرد.
اکبر عطری، در حال حاضر جذب "کمیته خطرناک جاری" که افرادی چون جرج شولتز رئیس سابق کاخ سفید و عوامل خیلی دست راستی امریکا از جمله رؤسای سابق سیا در آن می باشند گشت. وی با کمک وزارت امورخارجه امریکا به دانشگاه های مختلف در سراسر امریکا سفر کرده و تلاش می کند تا با ایجاد یک ایستگاه رادیویی پیام های خود را به درون ایران پخش کند.
رامین احمدی که وزارت امورخارجه امریکا با پرداخت چندین میلیون دلار مسئولیت ارائه گزارش های درخصوص نقض حقوق بشر در ایران برعهده گرفت. هرچند که بسیاری از اپوزیسیون ها احمدی را فاقد توانایی در این خصوص دانسته و اعلام کرده اند که بخوبی می توانند جای احمدی را پرکنند.
محسن سازگارا که جنبش رفراندوم ایران را برپا کرد جذب واشنگتن انیستیتو، سازمانی که طرفدار اسرائیل است گشت به قول خودش برای آنها Paper می نویسد و تحقیقات هم انجام
می دهد.
امیرعباس فخرآور، کسی که با سخنرانی در مجلس سنای آمریکا کاسه گدایی خود را رو
می کند واعلام میدارد:
"در زمان ۱۸ تیر به خاطر کمبود امکا نات وعدم سازمان دهی مناسب ما نتوانستیم قدرت خودمان را نشان دهیم ما بیش از هرچیز به کامپیوتر، موبایل، دستگاه های چاپ، سایت و مهمتر از همه رادیو و تلویزیون های قدرتمند احتیاج داریم، رادیو فردا و VOA کمک بزرگی به ما می کنند."
بطورکلی دولت امریکا علاوه بر اینکه هزینه های بسیارزیادی برای رسیدن به اهداف خود در خاورمیانه از طریق اپوزیسیون های خارج نشین انجام داده رادیو صدای امریکا، رادیو اروپا، رادیو آزادی، زمانه را به صورت ۲۴ ساعته برای تخریب چهره نظام جمهوری اسلامی ایران فعال کرده است.
و اما
زمانی که اپوزیسیون ها در خصوص اینگونه دست درازی ها دربرابر امریکا مورد مؤاخذه دیگران قرار می گیرند اظهارات جالبی را ارائه می دهند.
برخی می گویند ایرانی ها در امریکا بسیار ثروتمند هستند ولی هیچگاه آدم های سخاوتمندی نبوده و به هیچ یک از فعالیت های سیاسی اپوزیسیون ها کمک نکرده عده ای دیگر نیز اظهار می دارند ،به فرض اگر بودجه دولت هلند نبود روز آنلاین و رادیو زمانه هم وجود نداشت دلار امریکا چه تفاوتی با یوروی هلند دارد؟ برخی دیگر نیز با اظهارات رویاپردازانه خود می گویند: دخالت های خارجی نه تنها بد نیست بلکه اصلاً باید دعوت به مداخله کرد چون از مردم کاری ساخته نیست و بدون دخالت خارجی نمی توان کاری از پیش برد اشکال رابطه حزب توده با شوروی این بود که رابطه شان یکجانبه بود درحالی که بایستی مانند تجارت امتیاز بدهی و امتیاز بگیری، در مورد رابطه با امثال مایکل لدین هم عیب در اصل مسئله نیست و برای ما عیب دارد که مثل عراقی ها بنشینیم تا آمریکا بعد از حمله بر کشور بیاید ما را جمع کند ما خودمان باید از قبل این کار را بکنیم که اگر روز مبادا آمریکا حمله کرد ما حی و حاضر و آماده جای جمع مسئولین مملکتی فعلی در ایران را بگیریم.
و افرادی مانند فخرآور که برای جلب منافع مالی امریکا اعلام می کنند که برای امنیت داخلی ایالات متحده امریکا ثبات در خاورمیانه بسیار مهم است. تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران برای روی کار آمدن یک نظام سکولار می تواند کمک بسیار بزرگی به آرامش منطقه و دنیا کند و ما خوشحالیم که به امریکا برای دست یافتن به آرامشش کمک می کنیم.
هر چند در جمع غالب سیاسیون و اپوزیسیون های خارج از کشور انتقاد از حکومت و حتی فحاشی و بزرگنمایی و پیراهن عثمان کردن اشکالات در داخل نه تنها روال عادی و جاری حاکم است بلکه جایز مقبولیت و افتخار هم دارد بر شیپور دمیدن از دور هر چند برای آن ها پرهزینه است اما شیوه ای با جاذبه به خصوص برای رضایت افرادی مانند مایکل لدین است که صراحتاً اعلام می کند از آن جا که حکومت فعلی ایران مواضع دولت امریکا را تهدید می کند تمام تلاش خود را کرده تا آن را ساقط کند، می باشد. کسی که علناً اظهار داشت که از هیچ ایرانی خوشش نمی آید.
منبع : آژانس خبری وحدت